دکترای مطالعات آمریکا در گفتگو با اترک نیوز مطرح کرد؛
نفوذ مخصوص جریان خاص سیاسی نیست/توجه خاص غربی ها به دانشگاه و رسانه
"نفوذ" مبحثی است که همواره در کشور ما مطرح بوده است اما مدتی است شدت بیشتری یافته و مقام معظم رهبری به عنوان سکان دار با تدبیر نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها در دیدارها و سخنان خویش بر جدی گرفتن این مسأله تأکید نموده اند. ایشان در دیدار اخیرشان با فرماندهان بسیج فرمودند: « از جمله موضوعات بسیار مهم در دشمنی نرم، استفاده از پروژه «نفوذ» است.»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اترک نیوز ، در همین زمینه با جواد اصغری راد؛ دکترای رشته مطالعات آمریکا و عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه پیام نور بجنورد گفتگویی داشته که در ادامه می خوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز,
چرا این روزها بحث نفوذ تشدید شده است؟ آیا نفوذ تنها در عرصههای سیاسی مدنظر است ؟عرصه های مختلف نفوذ چیست؟
انگلیسی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: اگر کسی را نمی توانی شکست دهی با او هم کاسه شو. پروسه ی نفوذ، را بایستی در راستای تدابیر قدرت نرم کشورهایی همچون آمریکا تفسیر کرد. اگر قدرت را به دو بخش سخت و نرم تقسیم کنیم، براحتی می توان دریافت که پس از رویکرد سخت دولت آقای بوش، رویکرد نرم از سوی دولت آقای اوباما دنبال شد. در این زمینه، اهرم های سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی اهمیت بیشتری نسبت به اهرم های نظامی پیدا می کنند. بنابراین در جواب سوال شما بایستی گفت، نفوذ که همانا اعمال قدرت نرم است، تنها در ابعاد سیاسی خلاصه نمی شود و سایر زمینه ها را نیز در برمی گیرد.
آیا نفوذ را باید دنباله فتنه 88 دانست؟چه تفاوت هایی بین پروژه نفوذ در حال حاضر با حوادث و جریان فتنه 88 است؟
به نظر من اعتراضات 88 را نباید یک پروژه تماما آمریکایی بدانیم، اگر چه به محض فراهم شدن شرایط، دولتمردان و خصوصا دستگاه های امنیتی غربی ها وارد عمل شدند و آن شد که نباید می شد و همین امر هم مشکل بزرگی برای بانیان آشوبهای 88 شد. واقعیت امر این است که ایالات متحده آمریکا از همان روزهای اول انقلاب در ایران، در کنار تلاش های سخت خود، از برنامه ریزی قدرت نرم غافل نبوده است. یکی از مهمترین برنامه های آمریکا در تمامی کشورهای انقلابی، سرمایه گذاری مستقیم و غیرمستقیم بر نیروهایی است که آگاهانه یا ناآگاهانه رویکردی آمریکایی- غربی دارند. کافی است اشخاص یا گروه هایی در این جوامع یافت شوند که نگاهی ولو دلسوزانه اما غربگرایانه نسبت به سیاست داخلی یا خارجی ایران داشته باشند. تاریخ نشان داده است که آمریکایی ها بشدت و با تمام توان ملموس و غیرملموس خود از آنها حمایت می کنند. متاسفانه باید عرض کنم، در طی نزدیک به 4 دهه از تلاش های انقلابی ایرانیان، هم¬اکنون آمریکا، با حمایت از هنرمندان،نویسندگان، روزنامه نگاران، شاعران، فعالان سیاسی و دانشمندان و حتی پزشکان و وکلا و ...، شبکه ای غیررسمی از ایرانیانِ حامی تفکر غربگرایانه را حمایت و بصورت کاملا حق به جانب هدایت کرده است. گرچه بخش عمده ای از نیروهای این ارتش نفوذ، در خارج از کشور بسر می برند اما بدلیل ایرانی بودن ارتباطات گسترده ای با داخل ایران داشته و درکنار سایر اعضای ایران نشین خود، پیوسته بدنبال فرصت های مختلفی هستند تا گفتمان غربگرایی را گسترش و حمایت کنند. این فرصت می تواند، یک انتخابات ریاست جمهوری مانند 88 باشد، یا انتخابات مجلس آینده بوده یا مثلا حمایت از لبنان و سوریه باشد.
آیا این یک آسیب است که جریان نفوذ را به گروه خاصی نسبت داد؟ اصلا می توان این طور بیان کرد که دشمن قصد دارد تا با مشغول کردن ذهن ما به یک گروه و جناح خاص، به اهدافش برسد؟
ببنید شما بروید در تاریخ کشورهای مخالف استکبار و استعمار بررسی کنید. همواره ایجاد شکاف، و سپس یارگیری از جناح مقابل رخ داده است. مثال کره شمالی و جنوبی یکی از ملموسترین نمونه های شکاف است. ملت یکپارچه کره، نزدیک به 65 سال است که بدلیل همان شکافی که آمریکایی ها ایجاد کردند و در آن طرف هم شوروی وارد عمل شد، تبدیل به دو کشور یا جریان جدا و مخالف شده است. اینکه بگویم نفوذ مخصوص جریان خاصی نیست، بنظرم اندکی تعارف سیاسی است؛ الحمدالله شرایط آزادی بیان آنقدر هست که با بررسی سخنرانی ها و جبهه گیری رهبران جریانات برجسته سیاسی، رویکردها را بتوان تفکیک کرد. این مسئله مانند مفاسد اقتصادی نیست که بگوییم فساد جریان خاصی را نمی شناسد. آنچه البته اینجا اهمیت دارد، این است که بدلایل رقابت های سیاسی نباید جناحی را بطور کل برچسب زد و خشک و تر آن را غربگرا نامید، این دقیقا اشتباهی است که در بسیاری موارد رخ داده که بخش دوم شکاف، یعنی فراهم کردن شرایط یارگیری را برای غرب فراهم می کند.
به نظر می رسد ایجاد فضای بی توجهی نسبت به مسائل کشور بویژه در قشر جوان و بویژه دانشجوبان، ار اهداف مهم پروژه نفوذ است، به نظر شما دانشجویان چگونه می توانند از این جریان، سالم عبور کنند؟
در تاریخ مبارزات ضداستعماری می خوانیم و می بینیم که هر وقت توده مردم به همراه رهبرانشان دچار غفلت و بی تفاوتی شده اند، شرایط نفوذ و سلطه بر یک تمدن رفته رفته فراهم شده است. من البته در این بخش تنها قشر مردم را مسئول نمی دانم. تقریبا به همان اندازه سبک زندگی و بیداری و استقامت رهبران و والیان جامعه اهمیت دارد. شما ببینید در فلسطین، مردم همواره پیگیر حقوق خود بوده اند و از همین رو پیوسته رهبران انقلابی را برای خود برگزیده اند، اما مشاهده می کنیم که پس از مدتی، همین رهبران خسته شده، به مسیر مذاکرات و توافقات (متاسفانه بی نتیجه ای) کشیده شده و در گام نهایی برای ملت خویش ناامیدی به ارمغان می آورند، و اندکی بعد نیز هر کدام به نحوی از صفحه سیاست محو می شوند و چرخه دوباره تکرار می شود. البته این به معنای بی اهمیتی خواست توده ها نیست. یعنی وقتی فرهنگی عمومی از ارزشهای انقلابی (که من معتقدم عین منافع بلند مدت ماست) فاصله بگیرد و رفاهیات فوری و موقتی را طلب کرده و بعضا دچار ابتذال شود، ناگزیر رهبران هم توفیق چندانی در مبارزات ضد استکباری پیدا نمی کنند. نمونه آن را در بحث هسته ای ایران داریم که البته جای بحثش اینجا نیست.
دانشگاه چه نقشی در جهت دهی به جریان نفوذ ایفا می کند؟ آیا می توان گفت یکی از گروه های هدف، دانشجویان هستند؟
غربی ها همواره به دانشگاه به عنوان یکی از برجسته ترین ابزار عقلانی کردن جامعه نگریسته اند. در باره ایران نیز امیدواری فراوانی دارند که این نهاد، در کنار نهاد رسانه، تغییرات برجسته غربگرایانه در جامعه و نهایتا در حکومت ایجاد کند. شاید بی دلیل نباشد که برخی جریاناتی که در بالا اشاره کردم هم همواره عنایت خاصی به دانشگاه و رسانه داشته اند! از این رو نهاد دانشگاه و رسانه توجه خاصی را می طلبند. من البته، بجز مراقبت شدید در خصوص عدم نفوذ مستقیم غربی ها در فضای گفتمانی این دو نهاد، مخالف بستن فضا و اصطلاحاً "بگیر و ببند" هستم، گرچه این مسئله متاسفانه از سوی هر دو جریان در مواردی رخ داده است. اما معتقدم فراهم کردن فضای صمیمی گفتگو و عقلانی میان جناح های مختلف، بسیاری از نگرانی های ما را در حوزه های مختلف، از جمله مبارزه با نفوذ استکبار مرتفع خواهد ساخت.
خدا را شکر، تاریخ استکبار و مبارزات سیاسی ملتها آنقدر غنی است که بررسی آن هر غافلی را به فکر فرو خواهد برد.
در انتها باید امیدوار باشیم جناح های سیاسی با صبر و حوصله بیشتر و با تکیه بر ارزش های برجسته انقلابی، به رقابت با هم بپردازند و در فضای گفتمانی ملی و بین المللی مراقب آنانکه تشویقشان می کنند، باشند.
انتهای پیام/رض
چرا این روزها بحث نفوذ تشدید شده است؟ آیا نفوذ تنها در عرصههای سیاسی مدنظر است ؟عرصه های مختلف نفوذ چیست؟
, چرا این روزها بحث نفوذ تشدید شده است؟ آیا نفوذ تنها در عرصههای سیاسی مدنظر است ؟عرصه های مختلف نفوذ چیست؟,
انگلیسی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: اگر کسی را نمی توانی شکست دهی با او هم کاسه شو. پروسه ی نفوذ، را بایستی در راستای تدابیر قدرت نرم کشورهایی همچون آمریکا تفسیر کرد. اگر قدرت را به دو بخش سخت و نرم تقسیم کنیم، براحتی می توان دریافت که پس از رویکرد سخت دولت آقای بوش، رویکرد نرم از سوی دولت آقای اوباما دنبال شد. در این زمینه، اهرم های سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی اهمیت بیشتری نسبت به اهرم های نظامی پیدا می کنند. بنابراین در جواب سوال شما بایستی گفت، نفوذ که همانا اعمال قدرت نرم است، تنها در ابعاد سیاسی خلاصه نمی شود و سایر زمینه ها را نیز در برمی گیرد.
,
آیا نفوذ را باید دنباله فتنه 88 دانست؟چه تفاوت هایی بین پروژه نفوذ در حال حاضر با حوادث و جریان فتنه 88 است؟
, آیا نفوذ را باید دنباله فتنه 88 دانست؟چه تفاوت هایی بین پروژه نفوذ در حال حاضر با حوادث و جریان فتنه 88 است؟,
به نظر من اعتراضات 88 را نباید یک پروژه تماما آمریکایی بدانیم، اگر چه به محض فراهم شدن شرایط، دولتمردان و خصوصا دستگاه های امنیتی غربی ها وارد عمل شدند و آن شد که نباید می شد و همین امر هم مشکل بزرگی برای بانیان آشوبهای 88 شد. واقعیت امر این است که ایالات متحده آمریکا از همان روزهای اول انقلاب در ایران، در کنار تلاش های سخت خود، از برنامه ریزی قدرت نرم غافل نبوده است. یکی از مهمترین برنامه های آمریکا در تمامی کشورهای انقلابی، سرمایه گذاری مستقیم و غیرمستقیم بر نیروهایی است که آگاهانه یا ناآگاهانه رویکردی آمریکایی- غربی دارند. کافی است اشخاص یا گروه هایی در این جوامع یافت شوند که نگاهی ولو دلسوزانه اما غربگرایانه نسبت به سیاست داخلی یا خارجی ایران داشته باشند. تاریخ نشان داده است که آمریکایی ها بشدت و با تمام توان ملموس و غیرملموس خود از آنها حمایت می کنند. متاسفانه باید عرض کنم، در طی نزدیک به 4 دهه از تلاش های انقلابی ایرانیان، هم¬اکنون آمریکا، با حمایت از هنرمندان،نویسندگان، روزنامه نگاران، شاعران، فعالان سیاسی و دانشمندان و حتی پزشکان و وکلا و ...، شبکه ای غیررسمی از ایرانیانِ حامی تفکر غربگرایانه را حمایت و بصورت کاملا حق به جانب هدایت کرده است. گرچه بخش عمده ای از نیروهای این ارتش نفوذ، در خارج از کشور بسر می برند اما بدلیل ایرانی بودن ارتباطات گسترده ای با داخل ایران داشته و درکنار سایر اعضای ایران نشین خود، پیوسته بدنبال فرصت های مختلفی هستند تا گفتمان غربگرایی را گسترش و حمایت کنند. این فرصت می تواند، یک انتخابات ریاست جمهوری مانند 88 باشد، یا انتخابات مجلس آینده بوده یا مثلا حمایت از لبنان و سوریه باشد.
,
آیا این یک آسیب است که جریان نفوذ را به گروه خاصی نسبت داد؟ اصلا می توان این طور بیان کرد که دشمن قصد دارد تا با مشغول کردن ذهن ما به یک گروه و جناح خاص، به اهدافش برسد؟
, آیا این یک آسیب است که جریان نفوذ را به گروه خاصی نسبت داد؟ اصلا می توان این طور بیان کرد که دشمن قصد دارد تا با مشغول کردن ذهن ما به یک گروه و جناح خاص، به اهدافش برسد؟,
ببنید شما بروید در تاریخ کشورهای مخالف استکبار و استعمار بررسی کنید. همواره ایجاد شکاف، و سپس یارگیری از جناح مقابل رخ داده است. مثال کره شمالی و جنوبی یکی از ملموسترین نمونه های شکاف است. ملت یکپارچه کره، نزدیک به 65 سال است که بدلیل همان شکافی که آمریکایی ها ایجاد کردند و در آن طرف هم شوروی وارد عمل شد، تبدیل به دو کشور یا جریان جدا و مخالف شده است. اینکه بگویم نفوذ مخصوص جریان خاصی نیست، بنظرم اندکی تعارف سیاسی است؛ الحمدالله شرایط آزادی بیان آنقدر هست که با بررسی سخنرانی ها و جبهه گیری رهبران جریانات برجسته سیاسی، رویکردها را بتوان تفکیک کرد. این مسئله مانند مفاسد اقتصادی نیست که بگوییم فساد جریان خاصی را نمی شناسد. آنچه البته اینجا اهمیت دارد، این است که بدلایل رقابت های سیاسی نباید جناحی را بطور کل برچسب زد و خشک و تر آن را غربگرا نامید، این دقیقا اشتباهی است که در بسیاری موارد رخ داده که بخش دوم شکاف، یعنی فراهم کردن شرایط یارگیری را برای غرب فراهم می کند.
,
به نظر می رسد ایجاد فضای بی توجهی نسبت به مسائل کشور بویژه در قشر جوان و بویژه دانشجوبان، ار اهداف مهم پروژه نفوذ است، به نظر شما دانشجویان چگونه می توانند از این جریان، سالم عبور کنند؟
, به نظر می رسد ایجاد فضای بی توجهی نسبت به مسائل کشور بویژه در قشر جوان و بویژه دانشجوبان، ار اهداف مهم پروژه نفوذ است، به نظر شما دانشجویان چگونه می توانند از این جریان، سالم عبور کنند؟,
در تاریخ مبارزات ضداستعماری می خوانیم و می بینیم که هر وقت توده مردم به همراه رهبرانشان دچار غفلت و بی تفاوتی شده اند، شرایط نفوذ و سلطه بر یک تمدن رفته رفته فراهم شده است. من البته در این بخش تنها قشر مردم را مسئول نمی دانم. تقریبا به همان اندازه سبک زندگی و بیداری و استقامت رهبران و والیان جامعه اهمیت دارد. شما ببینید در فلسطین، مردم همواره پیگیر حقوق خود بوده اند و از همین رو پیوسته رهبران انقلابی را برای خود برگزیده اند، اما مشاهده می کنیم که پس از مدتی، همین رهبران خسته شده، به مسیر مذاکرات و توافقات (متاسفانه بی نتیجه ای) کشیده شده و در گام نهایی برای ملت خویش ناامیدی به ارمغان می آورند، و اندکی بعد نیز هر کدام به نحوی از صفحه سیاست محو می شوند و چرخه دوباره تکرار می شود. البته این به معنای بی اهمیتی خواست توده ها نیست. یعنی وقتی فرهنگی عمومی از ارزشهای انقلابی (که من معتقدم عین منافع بلند مدت ماست) فاصله بگیرد و رفاهیات فوری و موقتی را طلب کرده و بعضا دچار ابتذال شود، ناگزیر رهبران هم توفیق چندانی در مبارزات ضد استکباری پیدا نمی کنند. نمونه آن را در بحث هسته ای ایران داریم که البته جای بحثش اینجا نیست.
,
دانشگاه چه نقشی در جهت دهی به جریان نفوذ ایفا می کند؟ آیا می توان گفت یکی از گروه های هدف، دانشجویان هستند؟
, دانشگاه چه نقشی در جهت دهی به جریان نفوذ ایفا می کند؟ آیا می توان گفت یکی از گروه های هدف، دانشجویان هستند؟,
غربی ها همواره به دانشگاه به عنوان یکی از برجسته ترین ابزار عقلانی کردن جامعه نگریسته اند. در باره ایران نیز امیدواری فراوانی دارند که این نهاد، در کنار نهاد رسانه، تغییرات برجسته غربگرایانه در جامعه و نهایتا در حکومت ایجاد کند. شاید بی دلیل نباشد که برخی جریاناتی که در بالا اشاره کردم هم همواره عنایت خاصی به دانشگاه و رسانه داشته اند! از این رو نهاد دانشگاه و رسانه توجه خاصی را می طلبند. من البته، بجز مراقبت شدید در خصوص عدم نفوذ مستقیم غربی ها در فضای گفتمانی این دو نهاد، مخالف بستن فضا و اصطلاحاً "بگیر و ببند" هستم، گرچه این مسئله متاسفانه از سوی هر دو جریان در مواردی رخ داده است. اما معتقدم فراهم کردن فضای صمیمی گفتگو و عقلانی میان جناح های مختلف، بسیاری از نگرانی های ما را در حوزه های مختلف، از جمله مبارزه با نفوذ استکبار مرتفع خواهد ساخت.
,
خدا را شکر، تاریخ استکبار و مبارزات سیاسی ملتها آنقدر غنی است که بررسی آن هر غافلی را به فکر فرو خواهد برد.
,
در انتها باید امیدوار باشیم جناح های سیاسی با صبر و حوصله بیشتر و با تکیه بر ارزش های برجسته انقلابی، به رقابت با هم بپردازند و در فضای گفتمانی ملی و بین المللی مراقب آنانکه تشویقشان می کنند، باشند.
,
انتهای پیام/رض
, ]
ارسال دیدگاه