کم فروشی و اثرات آن از نظر قرآن و روایات

کم فروشی و اثرات آن از نظر قرآن و روایات
خداوند در قرآن تا کسی را در سرحد کفر قرار ندهد «ویل» بر او روا نمی دارد. خداوند ویل و مرگ را در قرآن بر کافران روا داشته است «ویل للذین کفروا». اینجا که می فرماید ویل بر مطفف مسلمان (مسلمان کم فروش) یعنی کم فروشی در سر حد کفر است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرماه، در روز قیامت یکی از موارد عمده ای که از انسان سوال می کنند، یکی سوال از درآمد است. «یسئل عن ماله من این اکتسبه». سوال می کنند این مال را از چه راهی بدست آوردی؟ درآمدهای شما مشروع بوده است یا نه؟ «و فی ما انفقه» در چه راهی هزینه کردی؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرماه،,

خداوند در قرآن هم نهی کرده از کم فروشی «لا تنقصوا المکیال و المیزان» کمِ پیمانه و ترازو نگذارید یعنی کم نپیمایید و کم نفروشید. از آن طرف امر کرده به  وفا کردن «و اوفوا المکیال و المیزان بالقسط» وفا کنید به پیمانه و ترازو به عدالت با قسط با راستی.

,

خداوند در ابتدای سوره مطففین می فرماید: «ویل للمطففین» وای (مرگ) بر کم فروشان. امام باقر (ع) می فرماید: خداوند در قرآن تا کسی را در سرحد کفر قرار ندهد «ویل» بر او روا نمی دارد. خداوند ویل و مرگ را در قرآن بر کافران روا داشته است «ویل للذین کفروا». اینجا که می فرماید ویل بر مطفف مسلمان (مسلمان کم فروش) یعنی کم فروشی در سر حد کفر است. این قدر کارش شدید و سخت است. امام صادق (ع) می فرماید: «ان فیکم خصلتین» در شما دو خصلت هست که «هلک بهما من کان قبلکم من الامم» امت های پیشین به خاطر این دو خصلت به هلاکت رسیدند و این دو خصلت در امت اسلام هم هست از این باید ترسید. عرض کردند «ما هما یابن رسول الله» آن دو خصلت چیست؟ امام فرمود: «المکیال و المیزان» پیمانه و ترازو یعنی کم دقتی، بی دقتی در پیمایش و در سنجش. این است که امت اسلامی را به هلاکت می رساند باعث بدبختی آنهاست. خداوند سجین را بر آنها روا داشته است.

,

کم فروشی انواع و اقسامی دارد. یک دفعه شخص فروشنده جنس را کم می دهد این یک قسم که حرام است. باید کامل بکشد حتی چرب کشیدن مورد تشویق است، باعث برکت است. یک دفعه ترازو را دست کاری می کند از آن جهت کم فروشی می کند باز حرام است. یک مورد هست امروز باب شده این هم از مصادیق کم فروشی است. می آید یک جنس کم ارزش را همراه با یک جنس با ارزش و به قیمت آن می فروشد مثلا بعضی از گز سازیها گزی را که بسته بندی می کنند، کاغذ و مقوای آن را چند لایه می کنند. گز کیلویی بیست هزار تومان است مثلا اما کاغذ و مقوا این قیمت نیست ولی آن را به قیمت گز  می فروشند. این کم فروشی و حرام است… یا مثلا شیرینی فروش ظرف پلاستیکی را با شیرینی با هم وزن کرده و به قیمت شیرینی بفروشد یا میوه فروش سبد پلاستیکی میوه  را به ارزش همان میوه بفروشد. باید ظرف را کم کنند یا به قیمت خودش بفروشند. این سبد اگر ۳۰۰ گرم است باید به قیمت پلاستیک بفروشد نه قیمت میوه.

,

خداوند در قرآن چندین جا از بخس نهی کرده است. «لا تبخسوا الناس اشیائهم» چیز های مردم را کم نکنید. این یک معنای عام و فراگیر دارد که یک مورد آن کم فروشی است و کم فروشی را شامل می شود. یک مورد دیگر آن این که: جنسی که می خواهید از مردم بردارید بر سر مال مردم نزنید تا مال مردم را با قیمت کم بردارید. یا اگر آن بنده خدا مجبور شد یک جنسی را بفروشد و شما خریدارید و آن بنده خدا هم ناچار است، محتاج به پول است به قیمت بردار؛ نگو الان فرصت خوبی بدست آمده و این جنس را مفت برداری .

,

مرحوم کلینی در کافی این روایت را نقل کرده است که یک نفر از شیعیان آمد خدمت امام صادق (ع) و گفت من یک خوابی دیده ام خیلی هراسناکم. می خواهم این خوابم را تعبیر کنید. او اهل کوفه بود گفت: من خواب دیدم از کوفه بیرون رفتم به یک جایی که آن منطقه را می شناختم دیدم یک انسان چوبی سوار بر یک اسب چوبی برق شمشیر خودش را به من نشان می دهد و به همین واسطه هول و هراس در دل من می افتد. حضرت فرمود که تو یک شخصی هستی که می خواهی سر یک نفر دیگر در امور زندگیش کلاه بگذاری. از خدا بترس آن خدایی که تو را آفریده یک روزی  هم تو را از دنیا می برد و روز قیامتی هم در پیش داری از آن روز بترس و سردیگری کلاه نگذار. این شخص گفت: «اشهد انک قد اوتیت علما و استنبطته من معدنه». شهادت می دهم که خداوند علم گرانی به شما داده است و علم را از معدنش به دست آورده اید بله یابن رسول الله یک نفر از همسایگان ما یک ملک و مزرعه دارد می خواهد بفروشد به من پیشنهاد داده و غیر از من هم دیگر این ملک خریداری ندارد. و این بنده خدا ناچار است و احتیاج به پول دارد و من به فکر رفته ام که این ملک را تا می شود زیر قیمت بخرم و حالا شما این گونه تعبیر کردید من توبه کردم بعد نهایتا یک سوال از امام (ع) کرد دقت کنید عرض کرد یابن رسول الله حالا این که شیعه است اما اگر یک نفر ناصبی بود دشمن شما خانواده و اهل بیت بود آیا جایز بود من سر او کلاه بگذارم؟ امام چه جواب داد ؟ فرمود: «أدّ الامانه الی من ائتمنک و اراد منک النصیحه و لوالی قاتل الحسین علیه السلام» کسی که به تو اعتماد کرد و تو را امین دانست، خیانت در امانت نکن او به تو اعتماد کرده اعتمادش را از بین نبر  از تو دلسوزی می خواهد. فرمود  امانتدار باش حتی اگر نسبت به قاتل حسین علیه السلام باشد. آیا بدبخت تر از قاتل امام حسین (ع) داریم؟ شمر، آن کس که در قعر جهنم است. می فرماید اگر قاتل حسین علیه السلام هم تو را امین دانست و آن خنجری که جد مرا با آن شهید نموده پیش تو امانت گذاشت به او برگردان تا همین مقدار هم در امانت خیانت نکن. گفتیم رکن معاملات اعتماد و اطمینان است. این اعتماد را نباید از بین برد. اینگونه مسائل را مراعات کنید.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه