یادداشت:
نامه رهبری به جوانان غربی، رودرویی عالمانه با بنیان های اندیشه عنکبوتی غرب
سردمداران مدرنیته دردنیای غرب و اندیشه هایی که در خدمت نظام مادی گرایی و کاپیتال بعد ازعصر رنسانس و آغاز تجدد وابسته به صنعت بودند، با در پیش گرفتن مکاتب خاص فلسفی و تزریق سفسطه مدرن و خاموش به این مکاتب، اروپا را با اندیشه ایی وارونه به سوی جهانی ابژکتیوی سوق دادند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهو خبر؛ بنیان نظام های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی غرب چنان در حال تاروپود انداختن است که سردمداران غربی دیگر توان لاپوشانی و پنهان نمودن آن را نداشته و رهبر معظم انقلاب با درک این اضمحلال و با اهتمامی که به پویایی تفکر درنوع بشر دارند طی مکتوباتی به روشنگری در این موارد پرداخته اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهو خبر,نامه دوم مقام معظم رهبری خطاب به عموم جوانان غربی، فارغ از هر آیین، نژاد، جنس ومکتبی با فراخوان به اندیشه درباره خویشتن و جهانی که در آن زیستن تجربه می شود، درون مایه تفکرات مکاتب چند صد ساله غربی را به چالش کشیدند.
,سردمداران مدرنیته دردنیای غرب و اندیشه هایی که در خدمت نظام مادی گرایی و کاپیتال بعد ازعصر رنسانس و آغاز تجدد وابسته به صنعت بودند، با در پیش گرفتن مکاتب خاص فلسفی و تزریق سفسطه مدرن و خاموش به این مکاتب، اروپا را با اندیشه ایی وارونه به سوی جهانی ابژکتیوی سوق دادند.
,تفکر غربی زاییده شد و چنان بود که در طی قرن ها دیدیم... و حال آیینه تمام نمایی از وحشی گری، تندخویی، جنگ طلبی، شوالیه گری، مهاجرت و آوارگی و... قرون 16 میلادی به بعد را در قرن 21 شاهد هستیم. بازگشت به گذشته ایی که با حملات تروریستی اخیر در اروپا به بازگشتی به خویشتن تبدیل شده است.
,همین نکات دستمایه اصلی نامه رهبری هستند که ایشان در ابتدای این نامه می نگارند: من از شما جوانان می خواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرفبینی و استفاده از تجربههای ناگوار، بنیان های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پیریزی کنید.
,این چند جمله خطابی آشنا از رهبران بزرگ اسلامی در قرون گذشته می باشد که امروز با صراحتی پر نکته و به مانند دروازه ایی برای نکته سنجان، عموم جوانان غربی را به عبرت آموزی از گذشته و تفکر برای درک امروز دعوت می نماید.
,تفکری که با استفاده از سطحی نگری های اجتماعی مانند رواج مصرف گرایی، در خدمت تکنولوژی روز بودن و ثروت اندوزی از هر راه و چاهی، اندیشه انسان خردمند را به حاشیه رانده و تسخیر مرزهای دیگران و کشتار انسان های بی گناه و از همه مهم تر به سخره گرفتن آیین های الهی به تفکری خوف انگیز و سایه گستری بیمناک در سراسر جهان مبدل گشته است.
,مقام معظم رهبری به تروریست کور اشاره می نماید و حوادث اخیر در پاریس را زاییده همین تفکر معرفی می کنند، همین حادثه را بستری تلخ برای گفت و گو به شمار می آورند تا از ژرفنای واقعیت های تلخ، شهد شیرین اندیشه و دیالوگ را به جوان غربی بنوشانند و به وی یادآور شوند که درد را از هر طرف بخوانی درد است.
,زجر کودک سوریه ایی که خانواده اش با رگبار تکفیری ها چون برگ خزان بر زمین می افتند با دردی که فرزند یتیم ساکسیفون زن پاریسی می کشد را باید یکی دانست؛ درد مقاومت مردم حلب، لازقیه، کوبانی و قامیشلو چنان تلخ است که با میلیون ها شمع روشن، خاموش نمی شود و ذره ایی از این درد برابری دارد با تمام شب های وحشتناک این روزهای پاریس شما که با دست پروردگان رهبران همین کشورهای غربی، دستی سیاه بر سر و روی عروس زیبایتان کشیدند.
,رهبری به درد مشترک ملت ها اشاره می نماید و می نویسد: درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سال های متمادی تحمّل کردهاند دو تفاوت عمده دارد.
,این دو تفاوت را مقام معظم رهبری با ظرافت قلم خویش به چالشی در ذهن جوان غربی تبدیل می نمایند ومی گویند: نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی به مراتب وسیعتر، در حجمی انبوهتر و به مدّت بسیار طولانیتر قربانی وحشتافکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونت ها همواره از طرف برخی از قدرت های بزرگ به شیوههای گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است.
,جوان غربی که در محاصره انواع کانال های اطلاع رسانی در بند کشیده شده و آنچه که به وی قالب می شود را درک می نماید، حال با نشان دادن تصاویری از دنیای بیرون، تارهای عنکبوتی رسانه های امپریالیستی را می درد و نوری از واقعیت را می بیند، واقعیتی که وجود دارد و دیگر بازی های کاشفانه و جنگی کامپیوتری نیست، بلکه دنیایی ست که با دست ایادی غربی رو به ویرانی می رود.
,جوان غربی با تفکر در این نامه ها به نکته ایی آینده نگر و درمان بخش نیز می رسد و رهبری با نشان دادن لایه های ناگوار دنیای امروز که به عمد از پیش چشمان برداشته شده، داروی انسانیت آفرین را نیز به آنها می خوراند و می نگارند: من از شما جوانان می خواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرفبینی و استفاده از تجربههای ناگوار، بنیان های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پیریزی کنید. در این صورت، در آیندهای نهچندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالودهای استوار کردهاید، سایه اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش می گستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه می دهد و فروغ امید به آیندهای روشن را بر صفحه گیتی می تاباند.
,انتهای پیام/ف
,]
ارسال دیدگاه