بهرام سبزی در یادداشتی نوشت:

کسی داروی جدیدی برای دستان پینه بسته سراغ دارد؟

کسی داروی جدیدی برای دستان پینه بسته سراغ دارد؟
شاید کمتر پدر و مادری را امروز در تالش پیدا کنیم که بیمار نباشند یا از درد کمر نرنجند یا بعد از هر وعده ی غذایی، دارویی مصرف نکنند
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مریان خبر ، دستان پینه بسته پدران و مادرانی که در سرما و گرمای طاقت فرسا در زیر گل، آب و یا آفتاب سوزان رمقی برایشان باقی نمانده است و دستان فرزندانی که مرتب واژگانی در مدح یک نفر در شبکه های پیام رسان تایپ میکنند تا از شخص دیگری بتی درست کنند و آنگاه در مقام بت شکن برایند در جهت تخریب همان بتی که خود درست کرده اند و مدام تکرار این روند و آزمون و خطا .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مریان خبر ,

قرار بود بزرگ که شدیدم هر کدام مان شغلی داشته باشیم و در انشا های دوران دانش آموزی، آمال و آرزو هایی برای خود در نظر گرفته بودیم و پدران و مادرانی که از جان خود گذشته بودند و امروزه با دارو و درمان به سختی نفسی میکشند برای رسیدن به آرزو هایمان ایثار را معنی کردند .

,

گذشت روزگاران و فرزندان بزرگتر، و پدران و مادران پیر تر شدند ولی آنچه که تغییر نکرد انشای دوران دانش آموزی بود که آرزوی ها و آمالدر همان چند سطر نوشته باقی ماندند ، تا دستان پدران پینه بسته تر و گیسوان مادران سفید تر شوند.

,

شاید کمتر پدر و مادری را امروز در تالش پیدا کنیم که بیمار نباشند یا از درد کمر نرنجند یا بعد از هر وعده ی غذایی، دارویی مصرف نکنند و کمتر فرزندی را نیز پیدا کنیم که در گوشه ای از خانه بواسطه گوشی همراه خود از شخصی بتی درست نکند و در وصفش مدح و ثنا نگوید .

,

آری ، امروز آمال و آرزو هایی که در همان انشای دوران مدرسه می آوردیم را در نماینده شدن کاندیدایمان می بینیم و برای نماینده شدنش از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کنیم و کم نمی گذاریم و تمام وقت خود را وقف این راه کرده ایم و تصور می کنیم یک نماینده می تواند یک شبه معجزه ای کرده و تالش را متحول کند.

,

اتفاقا سایر مسئولین در سایه این تفکر در چتر امنی قرار گرفته اند تا ذهن ها از عملکرد آنها بدور باشد و جالب تر اینکه در این وانفسای انتخابات دو دوست و دو همشهری چنان از خجالت هم در می آیند که گویی جنگی در میان است و اینها در یک شهر زندگی نمی کنند.

,

چه بسا به همان اندازه که برای کاندیدای خود تلاش می کنیم برای خود تلاش میکردیم و بجای نردبان شدن برای دیگری برای خود نردبان می شدیم حال و روز بهتری داشتیم.

,

باور کنیم کاندیداها میروند، رقابت می رود اصلا تمام انتخابات می رود و آنچه در این میان می ماند بیکاری و سختی و رنج و مشقت است در لابه لای گیسوان سفید مادر و پینه های دستان پدر .

,

و بالاخره این اسفند نیز می گذرد و نماینده ای راهی بهارستان می شود، اما یقیین دارم او به بهارستان می رود و من بهمراه پدر و مادرم به مزرعه  و حرکت از نو .

,

کسی داروی جدیدی برای دستان پینه بسته و گیسوان سفید سراغ دارد ؟؟؟!!!

,

به قول شاعر :

,

قطار میرود

,

تو میروی

,

تمام ایستگاه می رود

,

و من چقدر ساده ام

,

سال های سال

,

در انتظار تو

,

کنار این قطار رفته ایستاده ام

,

و همچنان

,

به نرده های ایستگاه رفته

,

تکیه داده ام

,

انتهای پیام /رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه