بخش مسابقه طلوع فجر :

خاطره جالبی از فرار رئیس بانک سپه از بشرویه !

خاطره جالبی از فرار رئیس بانک سپه از بشرویه !
خاطره ای از دوران انقلاب در بشرویه که به ثمر نشست و موجب فراری دادن یک مدیر طاغوتی گردید
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  به گزارش پیام بشرویه /بخش مسابقه طلوع فجر ،خاطره ای  که در ذیل مرور خواهید کرد توسط "علی حسینی نژاد" از مبازین و انقلابیون  شهرستان بشرویه نقل شده است که به همراه دیگر انقلابیون حرکت های مقدسی را در جهت به ثمر نشستن نهال انقلاب اسلامی انجام داده اند :

, شبکه اطلاع رسانی دانا, به گزارش پیام بشرویه /بخش مسابقه طلوع فجر , به گزارش پیام بشرویه /بخش مسابقه طلوع فجر ,

در روزهایی که راهپیمایی مردم در بشرویه به اوج خود رسیده بود اکثر روزها راه پیمایی باشکوه برگزار می شد و مردم نفرت خود را از رژیم ستم شاهی اعلام می کردند .

,

 در یکی از روزها مشاهده شد که در اطراف بانکها و محدوده راهپیمایی افراد مسلح گمارده شده اند که این مسئله جدید بنظر می رسید و مردم احساس می کردند که توطئه ای طرح ریزی شده است .

,

پس از پایان راهپیمایی عده ای از جوانان پیگیر موضوع شدند که سرانجام مشخص شد که عده ای از روسای ادارات از جمله رئیس وقت بانک سپه به نام واحدی از نیروی انتظامی کمک خواسته و اعلام نموده که مردم قصد تخریب بانکها را دارند .

,

, ,

این مسئله برای انقلابیون بسیار ناراحت کننده بود لذا تعدادی از جوانان از جمله بنده به این فکر افتادیم که چاره ای برای این توطئه بیندیشیم لذاپیشنهاد شد که باید مردم را به بستن حساب هایشان از بانک سپه تشویق کنیم .بنا بر این شب هنگام چند نفر جمع شدیم و علیرغم نداشتن امکانات تکثیر اطلاعیه ای بصورت دستی و با کاربن  در حدود بیست برگ تهیه ونصفه های شب با رعایت احتیاط در محلهایی که جلب توجه نماید چسباندیم ضمن اینکه تعدادی از افراد مورد اعتماد را نیز به کشیدن پولهایشان از بانک مربوطه ترغیب نمودیم .

,

صبح آن روز نیز در محدود نصب اطلاعیه پخش شدیم و به منظور جلب توجه مردم اطلاعیه را می خواندیم .

,

بالاخره تا موقعی که پاسگاه ژاندارمری خبر دار شده و اطلاعیه ها را جمع کرد عده زیادی از مردم از متن اطلاعیه باخبر شده بودند .

,

بعد از آن به اطراف بانک رفتیم و سعی کردیم جو محیط را شلوغ جلوه دهیم ضمن اینکه تعداد زیادی به این اطلاعیه پاسخ مثبت داده بودند . تا اینکه با پایان وقت اداری رئیس بانک قصد عزیمت به خانه اش را داشت که نیروهایی که در اطراف بودیم همصدا وی را هو کردیم و حتی به دنبال ماشین وی می دویدیم و وی را هو می کردیم به نحوی که مسیر خانه اش که در محدوده بهداری بود به سمت خیابان حجت عوض کرد و از خلوتی خیابان استفاده و از مهلکه گریخت و از آن ساعت به بعد در بشرویه دیده نشد و همان روز از بشرویه رفته بود .

,

و این بود خاطره ای از دوران انقلاب در بشرویه که به ثمر نشست و موجب فراری دادن یک مدیر طاغوتی گردید .ضمنا در راهپیمایی روز بعد شعار مردم این بود :

,

مقصد ما درهم ودینار نیست        خرابی خانه و بازار نیست

, مقصد ما درهم ودینار نیست        خرابی خانه و بازار نیست,

شکستن شیشه بانکها نیست      غارت اموال مسلمان نیست

, شکستن شیشه بانکها نیست      غارت اموال مسلمان نیست,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه