چالش شیرین روزهای برفی کودکی
ساختن آدم برفی. گلوله های برفی. دستکش . جوراب پشمی تا زانو. کفش آب کشیده .پاروی کوچه با کمک همسایه و… اینها همه خاطرات یک روز برفی من بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تصویر البرز_از کودکی برف که می آمد مرا با چالشی روبرو می کرد. اولین چالش قبل از بارش برف بود و البته شیرین یادم هست اون شبها مرتب کنار پنجره می رفتم. پنجره را کنار میزدم و به اسمان نگاه می کردم و به آسمان می گفتم حالا که داری می باری جوری ببار که فراد تعطیل شود. و باز هم دو حالت داشت یا برف کم می بارید و باید منتظر عنایت ویژه آموزش و پرورش منطقه و بعد هم البرز می موندیم و با تماس های مکرر به این و آن از وضعیت تعطیلی مطلع می شدیم(آن موقع اینترنت و تلگرام که چه عرض کنم موبایل هم با این وسعت چشمگیر در صحنه نبود) و یا اینکه برف کم بود و به تشخیص رییس آموزش و پرورش منطقه مدارس شیفت صبح حتی ابتدایی قابلیت تعطیل شدن را نداشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تصویر البرز,
البته گاهی هم (بیشتر مواقع) به هزار زحمت و شال و کلاه کردن و طی مسیر(البته اگر نمی گویید چه بی کلاس بودیم باید بگویم سرویس مدرسه هم نداشتیم) مدرسه می رفتیم و تازه بعد از مشورت گروهی مدیر و اهالی دفتر مدرسه:مدرسه را تعطیل اعلام می کردند و ما دانش آموزان هم در طول و عرض خیابان بر روی برف با گوله های برفی به سرو کله می زدیم و طی مسیر می کردیم و وقتی می رسیدیم خانه خودمان را به بخاری می چسباندیم طوری که همچون ته دیگ باید با کارتک از بخاری جدایمان می کردند.(کفشمان هم که زوارش در می رفت).
بعد از گرم شدن مرحله بعدی آغاز می شد پارو کردن حیاط و پشت بام (که تا چندی دیگر واژه پارو برای بچه های امروزی عجیب و غیر متعارف است) و البته در میان هم برف بازی در آن شرایط سخت و دستان یخ زده کلی خاطره با خود برایمان به جا می گذاشت.
ساختن آدم برفی. گلوله های برفی. دستکش . جوراب پشمی تا زانو. کفش آب کشیده .پاروی کوچه با کمک همسایه و… اینها همه خاطرات یک روز برفی من بود.
, بعد از گرم شدن مرحله بعدی آغاز می شد پارو کردن حیاط و پشت بام (که تا چندی دیگر واژه پارو برای بچه های امروزی عجیب و غیر متعارف است) و البته در میان هم برف بازی در آن شرایط سخت و دستان یخ زده کلی خاطره با خود برایمان به جا می گذاشت.
ساختن آدم برفی. گلوله های برفی. دستکش . جوراب پشمی تا زانو. کفش آب کشیده .پاروی کوچه با کمک همسایه و… اینها همه خاطرات یک روز برفی من بود.
,
,
انتهی پیام/رض
]
ارسال دیدگاه