شما هنگام ورود امام خمینی به ایران کجا بودید و چه می کردید؟
لحظه ورود حضرت امام به ایران از آن روزهایی است که هرگز از صفحه تاریخ پاک نخواهد شد . شاید جالب باشد بدانیم که در لحظه ورود امام به ایران مردم نقده و محمدیار چه احساسی داشتند؟...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از سایت سولدوز خبر ؛
, سایت سولدوز خبر,2 بهمن سال 57 ، سالروز ورود تاریخی امام خمینی (ره) به ایران بود ، علاوه بر عده ی بسیاری که از دور و نزدیک ، به استقبال امام خمینی به فرودگاه مهرآباد رفته بودند ، مردم نیز در اقصی نقاط کشور با وسواس و دلهره خاصی از تلویزیون و رادیو لحظه های ورود امام را رصد میکردند .
, 2 بهمن سال 57 ، سالروز ورود تاریخی امام خمینی (ره) به ایران بود ، علاوه بر عده ی بسیاری که از دور و نزدیک ، به استقبال امام خمینی به فرودگاه مهرآباد رفته بودند ، مردم نیز در اقصی نقاط کشور با وسواس و دلهره خاصی از تلویزیون و رادیو لحظه های ورود امام را رصد میکردند ., 2 بهمن سال 57 ، سالروز ورود تاریخی امام خمینی (ره) به ایران بود ، علاوه بر عده ی بسیاری که از دور و نزدیک ، به استقبال امام خمینی به فرودگاه مهرآباد رفته بودند ، مردم نیز در اقصی نقاط کشور با وسواس و دلهره خاصی از تلویزیون و رادیو لحظه های ورود امام را رصد میکردند .,خبرنگار سولدوز خبر به میان چند تن از مردم نقده و محمدیار رفت و از آنها پرسید که در لحظه ورود امام چه کاری میکردند و آن لحظات را توصیف کنند .
, خبرنگار سولدوز خبر به میان چند تن از مردم نقده و محمدیار رفت و از آنها پرسید که در لحظه ورود امام چه کاری میکردند و آن لحظات را توصیف کنند ., خبرنگار سولدوز خبر به میان چند تن از مردم نقده و محمدیار رفت و از آنها پرسید که در لحظه ورود امام چه کاری میکردند و آن لحظات را توصیف کنند .,,
حجت الاسلام حیدری زاد (امام جمعه نقده) : خبر آمدن امام صحنه ی شادی و شعف ایجاد کرده بود خصوصا در بین دانش آموزان بیاد دارم که شوق و شور بسیار زیادی ایجاد شده بود .
حجت الاسلام حیدری زاد (امام جمعه نقده) : خبر آمدن امام صحنه ی شادی و شعف ایجاد کرده بود خصوصا در بین دانش آموزان بیاد دارم که شوق و شور بسیار زیادی ایجاد شده بود .,
حجت الاسلام حیدری زاد (امام جمعه نقده) : خبر آمدن امام صحنه ی شادی و شعف ایجاد کرده بود خصوصا در بین دانش آموزان بیاد دارم که شوق و شور بسیار زیادی ایجاد شده بود .,
حجت الاسلام حیدری زاد (امام جمعه نقده) : خبر آمدن امام صحنه ی شادی و شعف ایجاد کرده بود خصوصا در بین دانش آموزان بیاد دارم که شوق و شور بسیار زیادی ایجاد شده بود .,
حجت الاسلام حیدری زاد (امام جمعه نقده) : خبر آمدن امام صحنه ی شادی و شعف ایجاد کرده بود خصوصا در بین دانش آموزان,
, خبر آمدن امام صحنه ی شادی و شعف ایجاد کرده بود خصوصا در بین دانش آموزان, ,
,
,
آذرپناه : احساس غرور بود که اسلام احیا شده و دست اجانب و بیگانگان از کشور کوتاه شده و مردم عزت و سربلندی خود را که همان حاکمیت اسلام است باز یافتند.
آذرپناه : احساس غرور بود که اسلام احیا شده و دست اجانب و بیگانگان از کشور کوتاه شده و مردم عزت و سربلندی خود را که همان حاکمیت اسلام است باز یافتند.,
آذرپناه : احساس غرور بود که اسلام احیا شده و دست اجانب و بیگانگان از کشور کوتاه شده و مردم عزت و سربلندی خود را که همان حاکمیت اسلام است باز یافتند.,
آذرپناه : احساس غرور بود که اسلام احیا شده و دست اجانب و بیگانگان از کشور کوتاه شده و مردم عزت و سربلندی خود را که همان حاکمیت اسلام است باز یافتند.,
, احساس غرور بود که اسلام احیا شده و دست اجانب و بیگانگان از کشور کوتاه شده و مردم عزت و سربلندی خود را که همان حاکمیت اسلام است باز یافتند., ,
,
,
,

,
,
,
, با حضور امام روحیه ام بسیار شاد و باعث افتخار من شد و از اینکه انقلاب به ثمر نشست خدا را شکر کردم .
, با حضور امام روحیه ام بسیار شاد و باعث افتخار من شد و از اینکه انقلاب به ثمر نشست خدا را شکر کردم ., با حضور امام روحیه ام بسیار شاد و باعث افتخار من شد و از اینکه انقلاب به ثمر نشست خدا را شکر کردم ., با حضور امام روحیه ام بسیار شاد و باعث افتخار من شد و از اینکه انقلاب به ثمر نشست خدا را شکر کردم ., با حضور امام روحیه ام بسیار شاد و باعث افتخار من شد و از اینکه انقلاب به ثمر نشست خدا را شکر کردم .,,
,
,
,
رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم
رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم,
,
,
,
,
,
,
, رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم, رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم, رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم, رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم, رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم, رحیمی : با خبر آمدن امام از خوشحالی گریه ام گرفت و تحقق آیه (جاء الحق و زهق الباطل ) را با چشمان خود دیدم, ,
,
,
,
با ورود امام احساس غرور و شعف به من دست داد ، امام خمینی با ورودش به ایران ما را به آرزویمان رساند .
با ورود امام احساس غرور و شعف به من دست داد ، امام خمینی با ورودش به ایران ما را به آرزویمان رساند .,
با ورود امام احساس غرور و شعف به من دست داد ، امام خمینی با ورودش به ایران ما را به آرزویمان رساند .,
با ورود امام احساس غرور و شعف به من دست داد ، امام خمینی با ورودش به ایران ما را به آرزویمان رساند .,
با ورود امام احساس غرور و شعف به من دست داد ، امام خمینی با ورودش به ایران ما را به آرزویمان رساند .,
, ,
,
,
,
ماشاالله سید خانی (عکاس) : پدر من آن زمان عضو شورا بود و
منزل ما در روستا بود ، من 5 یا 6 سالم بود و خوب یادم هست که وقتی پدرم و بقیه اهالی روستا خبر ورود امام خمینی به ایران را شنیدند بدون فوت وقت به شهر رفتند و چون احساس میکردند که درگیری میشود ما را نبردند .
منزل ما در روستا بود ، من 5 یا 6 سالم بود و خوب یادم هست که وقتی پدرم و بقیه اهالی روستا خبر ورود امام خمینی به ایران را شنیدند بدون فوت وقت به شهر رفتند و چون احساس میکردند که درگیری میشود ما را نبردند ., ماشاالله سید خانی (عکاس) : پدر من آن زمان عضو شورا بود و
منزل ما در روستا بود ، من 5 یا 6 سالم بود و خوب یادم هست که وقتی پدرم و بقیه اهالی روستا خبر ورود امام خمینی به ایران را شنیدند بدون فوت وقت به شهر رفتند و چون احساس میکردند که درگیری میشود ما را نبردند ., ماشاالله سید خانی (عکاس) : پدر من آن زمان عضو شورا بود و
منزل ما در روستا بود ، من 5 یا 6 سالم بود و خوب یادم هست که وقتی پدرم و بقیه اهالی روستا خبر ورود امام خمینی به ایران را شنیدند بدون فوت وقت به شهر رفتند و چون احساس میکردند که درگیری میشود ما را نبردند .,
, ,
,
ناصر سعیدی (روزنامه نگار) : من آن موقع سرپرست روزنامه آینده در شمالغرب بودم و قرار بود برای مصاحبه خدمت امام جمعه تبریز بروم که شنیدیم امام آمد؛ شادی مردم قابل وصف نبود ، همه جا شیرینی پخش میکردند ، واقعا روز به یاد ماندنی بود .
ناصر سعیدی (روزنامه نگار) : من آن موقع سرپرست روزنامه آینده در شمالغرب بودم و قرار بود برای مصاحبه خدمت امام جمعه تبریز بروم که شنیدیم امام آمد؛ شادی مردم قابل وصف نبود ، همه جا شیرینی پخش میکردند ، واقعا روز به یاد ماندنی بود .,
ناصر سعیدی (روزنامه نگار) : من آن موقع سرپرست روزنامه آینده در شمالغرب بودم و قرار بود برای مصاحبه خدمت امام جمعه تبریز بروم که شنیدیم امام آمد؛ شادی مردم قابل وصف نبود ، همه جا شیرینی پخش میکردند ، واقعا روز به یاد ماندنی بود .,
ناصر سعیدی (روزنامه نگار) : من آن موقع سرپرست روزنامه آینده در شمالغرب بودم و قرار بود برای مصاحبه خدمت امام جمعه تبریز بروم که شنیدیم امام آمد؛ شادی مردم قابل وصف نبود ، همه جا شیرینی پخش میکردند ، واقعا روز به یاد ماندنی بود .,
]
ارسال دیدگاه