مجتبی صولتی:

درد دل این روزهای دانشجوی زمان فتنه ۸۸

درد دل این روزهای دانشجوی زمان فتنه ۸۸
چقدر بد است نگاه های سیاسی و بهره کشی رسانه ای. وقتی که می‌بینم، دانشجو فقط در ۱۶ آذر هر سال مهم می‌شود، دلم می‌گیرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیک دانشجو مجتبی صولتی فعال فرهنگی در یادداشتی نوشت: امروز روز دانشجو است و می‌توان از هر دری سخن گفت، چون دانشجو چند بعدی است، اما من دغدغه ام مظلومیت دانشجو است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک دانشجو ,

 

,

چقدر بد است نگاه های سیاسی و بهره کشی رسانه ای. وقتی که می‌بینم، دانشجو فقط در ۱۶ آذر هر سال مهم می‌شود، دلم می‌گیرد.

,

 وقتی دلم می‌گیرد یاد فتنه ۸۸ می‌افتم.

, وقتی دلم می‌گیرد یاد فتنه ۸۸ می‌افتم.,

روز بعد از اعلام نتایج انتخابات ۸۸ ، امتحان مرصادالعباد داشتم.وقتی از سرویس دانشگاه پیاده شدم، موجی از جمعیت را دیدم که سرد شدنش سخت بود.با خودم گفتم  چطور می‌شود در چنین فرصت کوتاهی این قدر هماهنگ، جمعیت را به راه انداخت و شعارهای قافیه دار آماده کرد و بیانیه نوشت؟بچه ها، امتحان دانشکده فنی را به هم زدند و دانشکده علوم انسانی دانشگاه گیلان را به آشوب کشیدند و بعدش که به در پشتی دانشکده رسیدند، کل شیشه ها را شکستند.دانشجویی که پارچه سبزی به صورتش بسته بود و با لگد شیشه را شکست آن قدر داغ بود که حتی متوجه خونریزی پایش هم نشد.

,

شعارهایی می‌دادند که برخی زشت بودند و برخی زیبا. خانم استادی که بوی فرنگ می‌داد، من و رضا را تشویق می‌کرد یا بهتر بگویم تحریک می‌کرد به آشوب و می‌گفت باید حق خودتان را بگیرید. همین خانم استاد بعد از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید گزینه ریاست یکی از دانشگاه های مهم استان شد. البته حق داشت گزینه باشد، چون با پسر و شوهرش در فتنه فعال بود و به بیان خودش خانوادگی حق خودشان را مطالبه کرده بودند.

,

 مفصل است شرح حال آن روزهای دانشگاه گیلان! در آن هیاهو و غبار نفاق، مطمئن بودم که خیلی از دانشجو ها نمی‌دانند چرا شعار می‌دهند.

,

 وقتی بین جمعیت رفتیم و سوال کردیم از علت شعار ها و حضورشان، پاسخ آن ها این بود: آمده ایم امتحان را کنسل کنیم، آمده ایم که آمده باشیم.

,

 یادم نرفته چهره هایی را که از بیرون دانشگاه آمده بودند و رهبری می‌کردند جمعیت جوانان داغ دانشجو را.خیلی خوب سوار موج احساسات پاک بچه ها شدند، بچه هایی که هر کدامشان آینده ای بودند و هستند برای این مرز و بوم.

,

 دلم پر است از اساتیدی که مدرس رشته های علوم انسانی بودند  و آن روزها سخنران شده بودند، هم عمومی و هم خصوصی، نمی‌گذاشتند دانشجو آرام باشد و فکر کند.

,

 البته در نهایت دانشجو ضرر کرد، اساتید که طوری نشدند، اتفاقا برخی از آن ها این روزها مسئولیت استانی هم گرفته اند، خب باید هم بگیرند، ۸ ماه جنگ نرم کرده اند آقایان و خانم ها …

,

 خوب می‌دانم که این طرز فکر، طرز فکر همان سیدی است که وقتی دانشجوها در جلسه ای به او اعتراض کردند، تهدیدشان کرده بود به بیرون کردن و متهمشان کرده بود به نفهم بودن و در عین حال شعار می‌داد: مخالفم زنده باد.

,

 اما ای دختر و پسر دانشجو!!! چشم برهم بزنی فارغ التحصیل شده ای و دور از روزهای سبکباری و آزادگی این چند سال دانشجویی.

,

 اگر حساس نباشی به جریان ها، سواری می‌دهی. حال این جریان می‌خواهد سیاسی باشد یا ضد اخلاقی یا … .

,

 تو هم می دانی که پلید است طرز فکری که دانشجو را ابزار می‎‌داند برای درآمد.

,

 اردوی مختلط می‌برد و زمینه عقب گرد دانشجو را مهیا می‌کند.

,

طرز فکری که دانشجو را وسیله می‌کند برای ارتقای مقام در هیئت علمی.

,

فکری که دانشجو را ابزار می‌داند برای رأی آوردن فرد یا افراد جناحی.

,

 دانشجو!!! بیدار باش! امروزِ تو، روز استکبار ستیزی است، حال این مستکبران داخلی باشند یا خارجی… بیدار باش که روزهای سخت و بزرگی در پیش رو داری.

,

رهبرت سر دوشی افسری جنگ نرم را به شانه ات چسبانده است.

, رهبرت سر دوشی افسری جنگ نرم را به شانه ات چسبانده است.,

 ای دختر و پسر دانشجو. . .!!!حتی اگر برخی ها که زمانی وزیر این کشور بودند و بوی فتنه می‌دهند و پیشرفت علمی تو و دانشگاهت و کشورت را توهم می‌دانند، تو داندانهایت را بفشار و ذهن و جمجمه ات را به خدا بسپار که صبح نزدیک است.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه