کارشناس مسائل دینی مطرح کرد؛
جایگاه مذاکره در سیره نبوی و امام حسن مجتبی (ع)
کارشناس مسائل دینی گفت: اگر نگاه کلی به مذاکرات صدر اسلام توسط رسول خدا و ائمه معصومین بیاندازیم در همه آن ها یک فاکتور اصلی وجود داشت و آن این بود که هیچ کدام از معصومین ذره ای از اصول عقب نشینی نکردند و تنها برای مصالح مومنین در برخی فروع دین کوتاه آمدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اصفهان بیدار، سید رسول هاشمی پیرامون مذاکرات پیامبر اکرم (ص) با مشرکان، اظهار کرد: مهمترین مذاکره در دوران پیغمبر اکرم (ص)صلح حدیبیه است؛ زمانی که رسول خدا در مدینه حکومتشان شکل گرفته و مسلمانان قدرتی پیدا کرده و برای عمره راهی مکه می شوند. در همین زمان بود که کفار قریش مقابل حضرت در منطقه حدیبیه می ایستند و به حضرت اجازه پیشروی نمی دهند و حرفشان هم این بود که آن سال اجازه ندهند پیامبر وارد مکه شوند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اصفهان بیدار،,وی افزود: حضرت محمد (ص) در اینجا بود که صلح نامه نوشتند و با کفار قریش وارد مذاکره شدند و حتی در برخی از موارد هم عقب نشینی کردند و حضرت علی (ع) که نگارنده صلح نامه بودند گفتند که بنا به خواسته مشرکان «محمد رسول الله» را از صلح نامه حذف کنند و سپس آن را امضا نمودند.
این کارشناس مسائل دینی ادامه داد: در صلح نامه رسول خدا و کفار قریش حتی پیامبر قبول کردند که در آن سال به عمره نرفتند و طبق مفد صلح نامه از سال بعد به مکه مشرف شوند و در همان مکان قربانی خود را کشتند و به مدینه بازگشتند.
* رسول خدا در مذاکرات ذره ای در اصول کوتاه نیامدند
وی با اشاره به اینکه در برخی مذاکرات، پیامبر اکرم (ص) ذره ای عقب نشینی نکردند، اضافه کرد: مذاکراتی هم بین پیغمبر و کفار بود که پیامبر ذره ای عقب ننشستند، مانند زمانی که عبدالمطلب هنوز زنده بود و کفار نمی توانستند به رسول خدا تعرض کنند و بنا براین راه تطمیع پیامبر را برگزیدند و پیشنهاد دادند که بالاترین ثروت، بهترین همسر، بهترین ها را به تو می دهیم اما دست از رسالت خود بردار و چنین مذاکره ای پیش آمد اما حضرت جمله تاریخی خود را فرمودند که اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذارید به خدا قسم ذره ای از رسالت خود دست بر نخواهم داشت.
حجت الاسلام هاشمی به بیان تفاوت های مذاکرات رسول خدا پرداخت و تصریح کرد: پیامبر اکرم (ص) اصل مذاکره را حتی با کفار قبول داشتند اما زمانی که بحث از رسالت، اصول و مبانی می شود، ذره ای از سخن خود عقب نشینی نمی کنند و در عوض زمانی که بحث مانند صلح حدیبیه اصولی نیست سخن طرف مقابل را قبول می کنند؛ این سیره رسول الله در مذاکره است.
وی بیان کرد: رسول خدا حتی در مذاکره با سه قبیله یهودی شهر مانند قبایل بنی قُریظه، بنی قینقاع و خیبر وارد مذاکره می شوند و شرط می گذارند که ما در کنار هم زندگی می کنیم به شرطی که مزاحمتی برای هم ایجاد نکنیم، لکن زمانی که دیدند یهودیان پا را از حد فراتر گذاشتند، شدیدا موضع گرفتند و با جنگ های سخت مانند جنگ خیبر آن ها را از مدینه بیرون کردند.
این کارشناس مسائل دینی تاکید کرد: رسول خدا وقتی مذاکره می کردند که اولا در به ثمر رسیدن مذاکره امید داشته و در همین رابطه با برخی افراد و قبائل که می دانستند هیچ امیدی به صلاحشان نیست، اصلا حاضر به مذاکره نشدند و ثانیا در مذاکرات هیچگاه از اصول برنگشتند و تنها برخی مواقع در فروعی که اهمیت اساسی نداشت کوتاه می آمدند.
* مذاکره امام حسن (ع) مذاکره ای با تدبیر و هوش بالا بود
وی درباره سیره امام حسن مجتبی (ع) در مذاکره گفت: درباره سیره امام حسن (ع) بحث متفاوت می شود، حضرت امیرالمومنین و معاویه در زمان خود مذاکرات زیادی داشتند و مثلا امام علی (ع) چندین بار برای معاویه نامه نوشتند و او را تهدید، ارشاد و حتی انذار نمودند ولی در مورد امام حسن (ع) می بینیم که تمام لشکریان و اطرافیان و حتی سربازان و نزدیکان حضرت پشتشان را خالی کردند و باید برای نگاه دقیق به صلح امام حسن (ع) حتما موقعیت اجتماعی و فضایی که امام در آن قرار داشت را مد نظر قرار داد.
حجت الاسلام هاشمی ادامه داد: امام حسن (ع) امامی بودند که اطرافیانشان چشم در چشم به حضرت می گفتند «السلام علیک یا مذل المومنین» یعنی سلام بر تو ای کسی که مومنین را ذلیل کردی و همین افراد پس از صلح نامه در خیمه امام ریخته و با خنجر به ران حضرت زدند یعنی حضرت پشتوانه نداشتند.
وی ادامه داد: امام حسن (ع) در آن شرایط تمام هم و غمشان این بود که اولا دست بنی امیه را رو کنند و چهره مزورانه آن ها را به مردمی که بسیار در شک و تردید بودند، نشان دهند؛ ثانیا عرب آن زمان شکستن عهد و پیمان را خیلی بد می دانست و حضرت می دانستند معاویه صلح نامه را خواهد شکست و این خود دستاورد بزرگی برای امام بود.
این کارشناس مسائل دینی بیان کرد: امام همچنین در مفاد صلح نامه به دنبال صلاح مومنین هستند که مثلا مقرری شیعیان قطع نشود و یا به آن ها تعرض صورت نگیرد و دیگر اینکه حضرت تاکید داشتند که معاویه خلافت را موروثی نکند و او هم قبول کرد اما بعد شکستن عهد و پیمان معاویه دست او را رو کرد.
وی ادامه داد: امام حسین (ع) نیز پس از شهادت امام حسن (ع) طیق صلح نامه عمل کردند اما پس از مرگ معاویه شرایط را برای قیام مهیا دیدند در حالی که اگر امام حسن (ع) نیز شرایط مشابه امام حسین (ع) را داشتند به یقین علیه یزید شورش می کردند.
حجت الاسلام هاشمی خاطر نشان کرد: مذاکره امام حسن (ع) مذاکره ای با تدبیر و هوش بالا بود که یکی از ثمرات مهم آن رو شدن دست معاویه برای مردم همه زمان ها است.
وی تاکید کرد: اگر نگاه کلی به مذاکرات صدر اسلام توسط رسول خدا و ائمه معصومین بیاندازیم در همه آن ها یک فاکتور اصلی وجود داشت و آن این بود که هیچ کدام از معصومین ذره ای از اصول عقب نشینی نکردند و تنها برای مصالح مومنین در برخی فروع دین کوتاه آمدند.
انتهای پیام/
وی افزود: حضرت محمد (ص) در اینجا بود که صلح نامه نوشتند و با کفار قریش وارد مذاکره شدند و حتی در برخی از موارد هم عقب نشینی کردند و حضرت علی (ع) که نگارنده صلح نامه بودند گفتند که بنا به خواسته مشرکان «محمد رسول الله» را از صلح نامه حذف کنند و سپس آن را امضا نمودند.
,این کارشناس مسائل دینی ادامه داد: در صلح نامه رسول خدا و کفار قریش حتی پیامبر قبول کردند که در آن سال به عمره نرفتند و طبق مفد صلح نامه از سال بعد به مکه مشرف شوند و در همان مکان قربانی خود را کشتند و به مدینه بازگشتند.
,* رسول خدا در مذاکرات ذره ای در اصول کوتاه نیامدند
, * رسول خدا در مذاکرات ذره ای در اصول کوتاه نیامدند,وی با اشاره به اینکه در برخی مذاکرات، پیامبر اکرم (ص) ذره ای عقب نشینی نکردند، اضافه کرد: مذاکراتی هم بین پیغمبر و کفار بود که پیامبر ذره ای عقب ننشستند، مانند زمانی که عبدالمطلب هنوز زنده بود و کفار نمی توانستند به رسول خدا تعرض کنند و بنا براین راه تطمیع پیامبر را برگزیدند و پیشنهاد دادند که بالاترین ثروت، بهترین همسر، بهترین ها را به تو می دهیم اما دست از رسالت خود بردار و چنین مذاکره ای پیش آمد اما حضرت جمله تاریخی خود را فرمودند که اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذارید به خدا قسم ذره ای از رسالت خود دست بر نخواهم داشت.
,حجت الاسلام هاشمی به بیان تفاوت های مذاکرات رسول خدا پرداخت و تصریح کرد: پیامبر اکرم (ص) اصل مذاکره را حتی با کفار قبول داشتند اما زمانی که بحث از رسالت، اصول و مبانی می شود، ذره ای از سخن خود عقب نشینی نمی کنند و در عوض زمانی که بحث مانند صلح حدیبیه اصولی نیست سخن طرف مقابل را قبول می کنند؛ این سیره رسول الله در مذاکره است.
,وی بیان کرد: رسول خدا حتی در مذاکره با سه قبیله یهودی شهر مانند قبایل بنی قُریظه، بنی قینقاع و خیبر وارد مذاکره می شوند و شرط می گذارند که ما در کنار هم زندگی می کنیم به شرطی که مزاحمتی برای هم ایجاد نکنیم، لکن زمانی که دیدند یهودیان پا را از حد فراتر گذاشتند، شدیدا موضع گرفتند و با جنگ های سخت مانند جنگ خیبر آن ها را از مدینه بیرون کردند.
,این کارشناس مسائل دینی تاکید کرد: رسول خدا وقتی مذاکره می کردند که اولا در به ثمر رسیدن مذاکره امید داشته و در همین رابطه با برخی افراد و قبائل که می دانستند هیچ امیدی به صلاحشان نیست، اصلا حاضر به مذاکره نشدند و ثانیا در مذاکرات هیچگاه از اصول برنگشتند و تنها برخی مواقع در فروعی که اهمیت اساسی نداشت کوتاه می آمدند.
,* مذاکره امام حسن (ع) مذاکره ای با تدبیر و هوش بالا بود
, * مذاکره امام حسن (ع) مذاکره ای با تدبیر و هوش بالا بود ,وی درباره سیره امام حسن مجتبی (ع) در مذاکره گفت: درباره سیره امام حسن (ع) بحث متفاوت می شود، حضرت امیرالمومنین و معاویه در زمان خود مذاکرات زیادی داشتند و مثلا امام علی (ع) چندین بار برای معاویه نامه نوشتند و او را تهدید، ارشاد و حتی انذار نمودند ولی در مورد امام حسن (ع) می بینیم که تمام لشکریان و اطرافیان و حتی سربازان و نزدیکان حضرت پشتشان را خالی کردند و باید برای نگاه دقیق به صلح امام حسن (ع) حتما موقعیت اجتماعی و فضایی که امام در آن قرار داشت را مد نظر قرار داد.
,حجت الاسلام هاشمی ادامه داد: امام حسن (ع) امامی بودند که اطرافیانشان چشم در چشم به حضرت می گفتند «السلام علیک یا مذل المومنین» یعنی سلام بر تو ای کسی که مومنین را ذلیل کردی و همین افراد پس از صلح نامه در خیمه امام ریخته و با خنجر به ران حضرت زدند یعنی حضرت پشتوانه نداشتند.
,وی ادامه داد: امام حسن (ع) در آن شرایط تمام هم و غمشان این بود که اولا دست بنی امیه را رو کنند و چهره مزورانه آن ها را به مردمی که بسیار در شک و تردید بودند، نشان دهند؛ ثانیا عرب آن زمان شکستن عهد و پیمان را خیلی بد می دانست و حضرت می دانستند معاویه صلح نامه را خواهد شکست و این خود دستاورد بزرگی برای امام بود.
,این کارشناس مسائل دینی بیان کرد: امام همچنین در مفاد صلح نامه به دنبال صلاح مومنین هستند که مثلا مقرری شیعیان قطع نشود و یا به آن ها تعرض صورت نگیرد و دیگر اینکه حضرت تاکید داشتند که معاویه خلافت را موروثی نکند و او هم قبول کرد اما بعد شکستن عهد و پیمان معاویه دست او را رو کرد.
,وی ادامه داد: امام حسین (ع) نیز پس از شهادت امام حسن (ع) طیق صلح نامه عمل کردند اما پس از مرگ معاویه شرایط را برای قیام مهیا دیدند در حالی که اگر امام حسن (ع) نیز شرایط مشابه امام حسین (ع) را داشتند به یقین علیه یزید شورش می کردند.
,حجت الاسلام هاشمی خاطر نشان کرد: مذاکره امام حسن (ع) مذاکره ای با تدبیر و هوش بالا بود که یکی از ثمرات مهم آن رو شدن دست معاویه برای مردم همه زمان ها است.
,وی تاکید کرد: اگر نگاه کلی به مذاکرات صدر اسلام توسط رسول خدا و ائمه معصومین بیاندازیم در همه آن ها یک فاکتور اصلی وجود داشت و آن این بود که هیچ کدام از معصومین ذره ای از اصول عقب نشینی نکردند و تنها برای مصالح مومنین در برخی فروع دین کوتاه آمدند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه