تیغ حلم از تیغ آهن تیز تر/ دستانی که در آتش نمی سوزند
همه آهن را به استحکامش می شناسند و هر کسی که بخواهد مثالی از محکم بودن چیزی بزند می گوید که همچون آهن می ماند...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از سفیرافلاک، همه آهن را به استحکامش می شناسند و هر کسی که بخواهد مثالی از محکم بودن چیزی بزند می گوید که همچون آهن می ماند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,اما من مردی را دیدم که آهن در برابر اراده و مقاومت او سر خم کرده و مانند موم در دستان پینه بسته اش به هر شکلی تبدیل می شد.
,می خواهم از آهنگر 80 ساله ای بگویم که چهار نسل است به پیشه ی آهنگری مشغول هستند و فرزندان او نیز برای امرار معاش، این حرفه را پیشه ی خود انتخاب کرده اند.
,

, او فضل الله یوسفوند اهل گریران از توابع شهرستان سلسله است و همه او را به صبوری و مهربانی می شناسند.
,چهره جدی و مصمم فضل الله حکایت از حرفهایی نگفته ی خوب و بد زمانه داشت؛ او با چکش بر آهن تفتیده می کوبید و با هر ضربه ای که وارد می ساخت شاید خاطره ای را از ذهنش می گذراند؛ شاید به پسرش عزت فکر می کرد که سالها با زحمت بسیار درس خوانده بود و در رشته ی تربیت بدنی با مدرک کارشناسی فارغ التحصیل شده بود ولی با پیدا نکردن کار، علی رغم میل باطنی اش، پیشه ی آهنگری را انتخاب کرده بود.
,در اینجا بود که آیه های قرآن در مورد فایده های آهن به ذهنم خطور کرد، خداوند در قرآن و در سوره حدید، آیه 25 می فرماید "و آهن را نازل کردیم که در آن قوت شدیدی است، و منافعی برای مردم، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری میکنند بی آنکه او را ببینند، خداوند قوی و شکست ناپذیر است".
,

, آری! دستان فضل الله وسایلی همچون تبر، میخهای بزرگ، کلنگ و... را به راحتی می ساخت و اینها همه نشانه های منافع بسیار آهن برای انسان است و مصادیقی از تجلی آیات الهی در دستان بشر.
,به کوره آتش برای گرفتن عکس نزدیکتر شدم؛ آتشی که چهار نسل است با آن آشنایند، اما حرارت شعله های آن هربار مرا از خود دور می ساخت، شاید مرا غریبه ای می پنداشت که باید از او دور شوم، اما همین کوره ی سوزان، با دستان فضل الله انسی دیرینه داشت، شاید آن هنگام که دستان پینه بسته ی فضل الله را می دید، شرمش می آمد که آنها را بسوزاند و در گرماگرم تماسش با این دستها، فقط بر سختی آهن می تاخت و آنها را برای هر شکلی که آهنگر صبور بخواهد آماده می ساخت.
,

, وقتی فضل الله را می دیدم که صبورانه و پی در پی بر آهنهای قرمز شده می کوبید و به آنها شکل می داد به این فکر افتادم که آنچه آهنهای سخت را در دستان وی رام کرده است، نه آتش کوره بلکه اراده و مقاومت او در برابر سختیها و مشقتهای زندگی بوده است که اینچنین در سن 80 سالگی با همان آهنگ جوانی بر آهنهای گداخته می کوبد.
,پسرش عزت می گوید سوخت کوره از زغال سنگ است که هربار با تهیه تقریباً دو تن، سوخت شش ماه کوره تأمین خواهد شد.
,عزت، گرچه ناراضی از کار با پدر نیست اما بغض کار کردن پدر در این سن بالا را نمی تواند پنهان کند و از آن ابراز ناراحتی می کند.
,عزت گفت: پدرم دیر به فکر تهیه بیمه افتاد و اگر خود را بیمه می کرد، اکنون مجبور نبود که کار کند و می توانست از حقوق بازنشستگی استفاده کرده و در خانه استراحت کند.
,به عزت گفتم که آیا صدای ضربه ها گوشهای پدرت را آزار نمی دهد؟ که گفت: گوشهای پدرم سالهاست که بر اثر این کار طاقت فرسا کم شنوا شده است و این هم یکی دیگر از مشکلاتی است که پدرم به آن مبتلا شده است.
,فکر و اندیشه پویای عزت باعث شده بود تا او مبتکر وسیله ای باشد که کار چندده روزه ی از بین بردن علفهای هرز در زمینهایی که محصول آنها چقندر بود را در کمتر از دو روز انجام می داد، اکنون همه کشاورزان وسیله ای که عزت آن را ساخته بود، شناخته و استفاده می کردند.
,پرسیدم که چرا بعنوان اختراع ثبتش نکرده ای که گفت: با اینکه حدود 4 سال است از ابداع آن می گذرد اما بخاطر مشکلات روزمره نتوانسته ام دنبال ثبتش را بگیرم.
,گزارش ما به پایان رسید و نکته ای که نمیتوانم از آن به سادگی گذر کنم این است که انسان در هر شرایطی می تواند با استقامت و پایداری روی پای خود باییستد و دستانش را همچون دستان پینه بسته فضل الله آهنگر، چنان پرورش دهد که آهن سخت را خم کرده و برای تهیه نان، بر هر کس و ناکسی دراز نشود و اینجا بود که فهمیدم "تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر است" و با نیک و بد زمانه می بایست ساخت و وگرنه "دست بر سر زدن از هر مگسی می آید".
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه