از سادگی تا پرستیژ؛

کاسبانی که ساعت کارشان با وقت مردم کوک می شود

کاسبانی که ساعت کارشان با وقت مردم کوک می شود
بازارقدیم خرم آباد را "دوازده برجی" می گویند.وجه تسمیه این بازاربه دلیل تعداد برج وباروهای قلعه فلک الافلاک بوده که بازار رادرانحصار خود داشته اند.امروزه از برج وباروهای قلعه اثری نمانده اما بازارهمچنان سرپاست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از سفیرافلاک، خرم آباد از گذشته های دور مرکز تجاری ومبادلاتی برسرراه شمال به جنوب بوده وامروزه به بازاری برای فروش اجناس وارداتی تبدیل شده است.بازار خرم آباد ازآثارفرهنگی این شهر است که روزانه صدها نفر درآن تردد می کنند.این بازار درگذشته تحت سیطره شهرنشین های قدیمی ساکن خرم آباد وبرخی بروجردی های مهاجربوده که بیشتر به فروش اجناسی مانند پارچه،تنقلات؛خواروبار وادویه جات مشغول بوده اند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

, ,

 

,

امروزه از بازار قدیمی وبافت اصلی آن جزدکان های فرسوده کوچک چیزی باقی نمانده است.باگسترش مراکز تجاری وکشیده شدن به سمت شمال شهر ،بازاردکان های قدیمی کساد شده است.هرچند هنوز برخی اجناس خاص هستند که دراین دکان ها عرضه می شوند امااین اجناس منحصربه قشرخاصی اند ومشتری خاص خودشان رادارند.

,

بازارقدیم خرم آباد را "دوازده برجی" می گویند.وجه تسمیه این بازاربه دلیل تعداد برج وباروهای قلعه فلک الافلاک بوده که بازار رادرانحصار خود داشته اند.امروزه از برج وباروهای قلعه اثری نمانده اما بازارهمچنان سرپاست.

,

آقای حاجی پور20 سال است که  درراسته بروجردی ها مغازه دارد. اودرباره علت شلوغی بازار دوازده برجی می گوید:"راسته بروجردی ها از قدیمی ترین مغازه داران خرم آباد تشکیل شده است. این راسته اجناس خاصی توزیع می کند به خاطرهمین شلوغ

,

تر از مناطق دیگراست."

,

حاجی پور/بازارخرم آباد

, حاجی پور/بازارخرم آباد,

 

,

حاجی پور‌ازسابقه دارهای این راسته است.اوعلت رفت وآمد وتردد مردم دراین بازار راقیمت مناسب اجناس می داند.

,

 وی می گوید:"رقابت درراسته ما زیاد است؛ چون اکثرمغازه دارها یک جنس یا مجموعه ای ازاجناس یک شکل را می فروشند."

,

حاجی پور درمورد شکل ساختاری بازار می گوید:"این خیابان تا مدت ها  بن بست بود.اکثرمردم ومغازه داران به دلیل پله های ورودی به آن بازار" پله پله "می گویند.الان به خاطرماشین روشدن برای عبور ومرور مردم ایجاد مزاحمت می شود.

,

می پرسم از وقتی اینجا ماشین روشده اوضاع بهترشده یابدتر؟ می گوید:"آن موقع دست فروش ها اینجا کاسبی می کردندونان زن و بچه شان رامی دادند. همین یک خیابان برای مردم بندری تجاری بود اما الان با این راه ماشین رو خلوت شده ومردم کمتر رفت وآمد می کنند. .مردم به خاطرخرید ارزان ازدست فروش ها می امدند این راسته  وازماهم خرید می کردند اما الان اوضاع ماهم کسادشده است.

,

حاجی پورمعتقداست:"همین راه ماشین رو باعث شده که بافت قدیمی بازار به هم بریزد.

,

می پرسم چرا مغازه داران بازارقدیمی زودتر از جاهای دیگر کرکره رابالا می زنندوزودترهم تعطیل می کنند؟ می گوید:" به خاطرمردم روستا که صبح زودمی آیند شهر وظهرباید برگردند. مغازه دارهای این منطقه صبح زود باز می کنند وظهرمی بندند.ما وقت مان راباوقت مردم تنظیم می کنیم."

,

سادگی ومردمی بودن این مغازه داران ستودنی است.اینکه وقت وزمانشان رابا مردم کوک می کنند. اینکه به قول خودشان روزی دست خداست  و"خدا می رساند".

,

صدمتربالاتر که می روم انگارچرخشی 180درجه ای زمین را دور زده ام.میدان شهدا؛جایی که این روزها جولانگاه جوانان است.شهدا رفتن وشهدا گشتن این روزها تیپ ومُدی برای جوانان شده است.دلیلش را نمی دانم.اما آقای خسروی دلیل جالبی دارد."پرستیژ اینجا بالاست".همین یک جمله می شود دلیل تردد زیاد جوانان ازخیابانی که شاید دویست مترهم نباشد.خیابانی با پیاده رویی تنگ وباریک که باعث مزاحمت برای مردم شده است.

,

آقای خسروی،28 سال است که درخیابان شهدا مغازه کت وشلوار فروشی دارد.درمورد عرض کم پیاده روهای این خیابان می گوید: حدود 40سال است که باید 11متراین طرف و11مترآن طرف پیاده روهاعریض شوند.

,

 

, ,

وی درمورد پیشرفت فیزیکی بازار این منطقه می گوید:"قبل از انقلاب این منطقه خیلی خلوت بود.الان یکی از بهترین خیابان های خرم آباد خیابان شهدای شرقی است که منتهی به میدان شهداست.این مغازه ها اول به صورت منزل مسکونی بودند.آرام آرام که خیابان گرایش پیداکرد به سمت تجاری شدن ،مردم خانه ها را به مغازه تبدیل کردند.

,

از آقای خسروی می پرسم چه شد که این خیابان آن قدر شلوغ شد که دیگر جای  سوزن انداختن درآن نیست؟ می گوید:"میدان شهدا چون از قدیم وسط شهربودوبه سبزه میدان نزدیک وبه هرجهت شهر راه داشت ودارد پیشرفت زیادی کرد.معمولا درهرشهری وسط شهر اولویت دارد به مناطق دیگر.کاسب های این منطقه، تمام رقم جنس عرضه می کنند وچون هرکدام یک جنس خاص ومنحصردارند بیشتر رشد کرده اند.

,

 خسروی /میدان شهدا

, خسروی /میدان شهدا,

وی گرایش جوانان به این سمت را اینگونه تعبیرمی کند:" شهدا ازنظرپرستیژهم اهمیت دارد.گرانترین مغازه ها رادارد وشیکترین اجناس را ارائه می دهد. جوانان بیشتر سمت این بازار می آیند وبه نوعی تفریگاه جوانان شده است."هرجایی که جوان باشد رونق کاسبی هم به راه است."

,

وی دلیل گرانی اجناس این مغازه داران را اجاره بالای مغازه ها می داند ومی گوید:"مغازه ها چون گران اند مغازه داران مجبورند جنس جدید باقیمت بالا بیاورند تا ضرر نکنند.البته شلوغی وازدحام جمعیت هم خوشبختانه باعث سود ورونق بازارشده است.هرچند برخی ازافراد برای خرید نمی آیند وبیشتر برای تفریح تردد می کنند.

,

وی درمورد بازاررقابت می گوید: دراین شهرآن چنان رقابتی نیست اما اگر دریک راسته چندمغازه دار یک کالارا ارائه دهند آن وقت رقابت ایجاد می شود.شهدا تقریبابازار انحصاری دارد.مثل دبیرستانی که 30دانش آموز درآن باشدو برای این که نمره خوبی کسب کنند مجبورند تلاش بیشتری کنند.براساس نیاز سنجی برای جمعیتی مثل شهر خرم آباد معنا ندارد برای هرکالایی راسته ای ازمغازه داران یکسان باشد.

,

خسروی معتقد است:"چون آن موقع بازاردیگری وجود نداشته مردم فقط از بازار قدیمی خرید می کردند چه دارا چه ندار.چه روستایی وچه شهری.ازصبح تاغروب تعدادافرادی که ازخیابان شهدا رد می شدند به 50نفرنمی رسید. فقط یک مغازه نفتی ونانوایی وخواربارفروشی دراین منطقه وجود داشت.الان آن قدرشلوغ  شده که آدم سرگیجه می گیرد."

,

می پرسم:محل فروش شرط است یا کیفیت جنس؟ می گوید:"منطقه فروش شرط است اما کیفیت جنس مهمتراست..پرستیژمنطقه خیلی مهم است ومعمولا باید بهترین کالا دراین مناطق ارائه شود."

,

اما آقای نورایی نظری متفاوت بانظر آقای خسروی دارد.نورایی روبروی قلعه فلک الافلاک مغازه کبابی دارد.وی می گوید:"اصلا منطقه فروش دلیل این نیست که کیفیت اجناس باهم متفاوت است.کفشی راکه من برای فرزندم دربازار قدیمی 30هزار می خرم همان کفش صدمتر آن طرف تر60هزارتومان قیمت گذاری شده است."

,

, ,

 

,

مغازه آقای نورایی ازسال 1329 تاکنون سرزنده وپابرجاست. اودرمورد مغازه های آن زمان می گوید:"قدیمی ها مغازه هایشان طاقی بود ودرچوبی داشت.جلوی خیابان سنگ فرش بود. هرمغازه داری یک درخت جلوی مغازه اش می کاشت تا هم سایه بان باشد وهم محل بستن درشکه ها به آن.

,

بالای هر مغازه یک مهمان خانه بود که به عنوان هتل های امروزی از آن استفاده می شد.اکثرمغازه ها حوض داشتند وتردد به آنها زیادبود.تقریبا چندتامغازه دراین راسته ارثی به فرزندانشان رسیده بقیه فروختند ورفتند.این راسته زیاد دست نخورده فقط مغازه ها تغییرکاربری دادند.

,

نورایی می گوید:دیگرکسی به بافت قدیمی بازار شهرمراجعه نمی کند.فقط اجناس عشایری مشتری دارند.

,

مغازه سمساری آقای کلانتری درمحله پشت بازار است.به قول خودش 51سال دراین مغازه خاک خورده است.

,

, ,

 

,

کلانتری می گوید:"51سال است که دراین گاراژمغازه دارم.آن زمان مغازه داران هرکدام کالایی ارائه می دادند.بیشتر پارچه فروش بودند.مردم براساس نیازشان به بازارمراجعه می کردند.مثل الان نبود که این همه تردد باشد.قدرت خرید مردم خوب بود وبازارفروش ما هم به راه بود.

,

اودرمورد قدرت خرید مردم دراین سال ها می گوید:" بازارفروش این روزها  اصلا خوب نیست اما باز هم کارمی کنیم.قدرت خرید مردم کاهش یافته است.حدود 4ماه است که اصلا فروش نداشتم.شاید دلیلش این باشد که مردم دیگر جنس دست دوم نمی خرند.اما همان جنس دست اول فروش ها هم گلایه دارند که فروش خوبی ندارند.

,

اسدالله کلانتری می گوید:"همه مغازه داران هم دوره من یافوت شدند یا مغازه ها رابه عشایر فروختند.من سالهاست دراین مغازه خاک می خورم."

,

, ,

 

,

حاج علی کفش فروشی دارد.مردی کهنسال وکارآزموده.از آنها که وجدان کاری برایش مهم است.خودش می گوید:"بعضی وجدان دارند وبعضی ندارنمد.هرکسی برای خودش نرخی معین می کند.نظارتی دربازار خرم آباد نیست.آن زمان کسی حق گران فروشی نداشت.همه هم به درآمدشان راضی بودند.

,

حاج علی با حالت وصف ناشدنی از گذشته ها می گوید:" آن زمان هرکسی پول داشت خرید می کرد هرکه هم نداشت قرض می کرد تابهار که روغن یاپشم یا چیز دیگری به جایش می داد.آن زمان از سبزه میدان به آن سوهمه اش باغ اناربود اصلا مغازه ای نبود.مطهری الان همه اش سبزی کاری بود.

,

, ,

مکثی می کند وادامه می دهد:البته من منکر این نیستم که الان دوره وزمانه بدی شده است.اتفاقا خوبی الان به این است که همه چیز به وفور دردسترس مردم است.اما اگر نظارت باشد مردم هم راضی ترند.

,

حاج محمد احمدوندهم برحرف های حاج علی صحه می گذارد.آقای احمدوند اهل بروجرد است اما سالهاست که درخرم آباد زندگی وکارمی کند.35سال است درگوشه دنج خیابان 28مرداد مغازه کوچکی دارد که ازهمین مغازه روزی چندفرزند را داده است.خودش می گوید:ازهمین مغازه زیرپله کوچک فرزندان موفقی تربیت کرده ام.

,

حاج احمدوندازسالهای دور برایمان می گوید:" اهل خایان بروجردم. سال 1338 رفتم سربازی.ازسال1340که سربازیم تمام شد آمدم خرم آبادو شدم کارگرمهمان خانه کسری.بعد ازاوضاع نا آرام خرم آباد درزمان شاه باخانواده ازشهر زدیم بیرون. بعداز آن امدیم اینجا ازدست فروشی رسیدیم به این مغازه کوچک زیرپله.35سال است این مغازه رادارم.بچه هام همه پیشرفت کردندورفتند سرخانه و زندگیشان."

,

 وی درمورد بافت قدیمی بازارخرم آباد می گوید:مغازه داران قدیمی یا فوت شده اند ویا مغازه هایشان رابه عشایرفروختند. قدیمی های این شهر مهاجرت کردند به شهرهای بزرگتر. الان شهرما به نفوذ وفرهنگ عشایر سرپاست.قبل از اینکه عشایربیایند وشهر راتسخیرکنند مغازه ها ارزان بود.بعد انقلاب نفوذ عشایرزیادشدومغازه ها کم، به همین خاطرمغازه هاگران شدند.زمین ارزان بود مردم زمین خریدند ومغازه ساختند. پاساژقدیمی شهر پاساژآراسته است اما الان پاساژها زیاد شده اند.

,

, ,

حاج احمدوند حرف تمام کاسب ها رامی زند:"الان فروش خوب نیست.دست زیاد است. مردم کشش خرید ندارند.مردم عوض شده اند .نوع لباس پوشیدنشان عوض شده وهرجایی خرید نمی کنند.متاسفانه دربازار نظارتی نیست.قبلا همین خیابان ازهردوسر مامورداشت که دربازار گشت می زد ومراقب بود بی نظمی نشوداما الان وسط شهر کیف مردم رومی زنند.بارها دربازار جنگ ودعواشده ولی گشت نظامی ونظارتی نداریم تا اوضاع را سروسامان دهد.

,

وی درمورد خیابان 28 مرداد می گوید:این خیابان اول مجاهدین نام داشت.آن موقع به دلیل عبور درشکه خیابان ها کم عرض وباریک بود اما الان ماشین ها زیاد شدند اما خیابان آن چنان دست نخورد.خیابان 28مرداد ازدوران درشکه تاکنون سرپاست.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه