نقد فیلمهای جشنواره سیودوم
"زندگی آقای محمودی و بانو"؛ ایدهای خوب در قالبی غیربومی
یکی از هوشمندی های حجازی این بوده که همان ابتدا ازدواج رامتین و ساناز را به خواندن صیغه محرمیت و سپری شدن روزگار این زوج زیر یک سقف ختم کرده است چرا که اگر چنین نبود مطمئنا چالش های قانونی طلاق برای منتقدان مورد سوال قرار می گرفت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از طنین یاس، فیلم" زندگی آقای محمودی و بانو" را می توان ادامه فیلم قبلی حجازی "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" دانست. به دلیل دغدغه های مشابه ای که در این دو فیلم از سوی کارگردان محور قرار داده شده و نیز پرداختن به چالش های زندگی زناشویی در هر دو فیلم، این انتظار در بین گروهی از اهالی سینما شکل گرفته که حجازی فیلم سوم با همین جنس دغدغه ها را بسازد تا سه گانه اش تکمیل شود. این حس نسبت به ساخته های حجازی تا آنجا پررنگ شده که حتی یکی از منتقدین حاضر در اولین جلسه پرسش و پاسخ سی و دومین جشنواره فیلم فجر صراحتا از حجازی می پرسد: «از آنجا که شما یک فیلم ساز تجربه گرا هستید، آیا نسبت به این جنس سوژه ها - چالش های زندگی زناشویی – به این دلیل در دو فیلم اخیرتان پرداخته اید که دغدغه زندگی شخصی شماست؟!»
,
اگرچه چنین دست سوالاتی از سوی افرادی که خود را صاحب نظران سینما می دانند- آن هم در جلسه پرسش و پاسخ فیلم- کمی سطحی نگری دور از انتظار را در بین این قشر می نمایاند اما موید همان انتظار شکل گرفته برای تکمیل شدن سه گانه حجازی است.
, اگرچه چنین دست سوالاتی از سوی افرادی که خود را صاحب نظران سینما می دانند- آن هم در جلسه پرسش و پاسخ فیلم- کمی سطحی نگری دور از انتظار را در بین این قشر می نمایاند اما موید همان انتظار شکل گرفته برای تکمیل شدن سه گانه حجازی است., اگرچه چنین دست سوالاتی از سوی افرادی که خود را صاحب نظران سینما می دانند- آن هم در جلسه پرسش و پاسخ فیلم- کمی سطحی نگری دور از انتظار را در بین این قشر می نمایاند اما موید همان انتظار شکل گرفته برای تکمیل شدن سه گانه حجازی است.,
,
فیلم درباره تقابل نسل هاست. رویارویی خاله و خواهرزاده ای که متعلق به دو نسل هستند. خواهرزاده به نام ساناز و شوهرش رامتین که بعدها معلوم می شود- صیغه محرمیتی بیش نخوانده اند و با مشکلات به اصطلاح عدم تفاهم زیر یک سقف به سر می برند در آستانه جدایی اند- از خارج کشور به خانه خاله محدثه مهمان می شوند تا برای خانه قدیمی به ارث گذاشته شده از گذشتگانشان طرحی نو بدهند و بازسازی اش کنند.
, فیلم درباره تقابل نسل هاست. رویارویی خاله و خواهرزاده ای که متعلق به دو نسل هستند. خواهرزاده به نام ساناز و شوهرش رامتین که بعدها معلوم می شود- صیغه محرمیتی بیش نخوانده اند و با مشکلات به اصطلاح عدم تفاهم زیر یک سقف به سر می برند در آستانه جدایی اند- از خارج کشور به خانه خاله محدثه مهمان می شوند تا برای خانه قدیمی به ارث گذاشته شده از گذشتگانشان طرحی نو بدهند و بازسازی اش کنند., فیلم درباره تقابل نسل هاست. رویارویی خاله و خواهرزاده ای که متعلق به دو نسل هستند. خواهرزاده به نام ساناز و شوهرش رامتین که بعدها معلوم می شود- صیغه محرمیتی بیش نخوانده اند و با مشکلات به اصطلاح عدم تفاهم زیر یک سقف به سر می برند در آستانه جدایی اند- از خارج کشور به خانه خاله محدثه مهمان می شوند تا برای خانه قدیمی به ارث گذاشته شده از گذشتگانشان طرحی نو بدهند و بازسازی اش کنند.,
,
در سکانسی دیگ های بزرگ انباشته شده در انباری این خانه نمایش داده می شود که اشاره ای به تفکرات و گرایشات سنتی- مذهبی خانواده سه نفره خاله محدثه است. خانواده ای آرام متشکل از زن و شوهری که خدا به آنها دیر فرزند داده و علی رغم سن نسبتا بالا دارای یک دختر 15 ساله اند. خانواده ای که به نذری پزان معتقدند. محدثه زنی خانه دار با شوهری سر به زیر و بدون حاشیه سرگرم آشپزی و گه گاهی بحث با دختر 15 ساله اش است که متعلق به نسل دیگری ست.
, در سکانسی دیگ های بزرگ انباشته شده در انباری این خانه نمایش داده می شود که اشاره ای به تفکرات و گرایشات سنتی- مذهبی خانواده سه نفره خاله محدثه است. خانواده ای آرام متشکل از زن و شوهری که خدا به آنها دیر فرزند داده و علی رغم سن نسبتا بالا دارای یک دختر 15 ساله اند. خانواده ای که به نذری پزان معتقدند. محدثه زنی خانه دار با شوهری سر به زیر و بدون حاشیه سرگرم آشپزی و گه گاهی بحث با دختر 15 ساله اش است که متعلق به نسل دیگری ست., در سکانسی دیگ های بزرگ انباشته شده در انباری این خانه نمایش داده می شود که اشاره ای به تفکرات و گرایشات سنتی- مذهبی خانواده سه نفره خاله محدثه است. خانواده ای آرام متشکل از زن و شوهری که خدا به آنها دیر فرزند داده و علی رغم سن نسبتا بالا دارای یک دختر 15 ساله اند. خانواده ای که به نذری پزان معتقدند. محدثه زنی خانه دار با شوهری سر به زیر و بدون حاشیه سرگرم آشپزی و گه گاهی بحث با دختر 15 ساله اش است که متعلق به نسل دیگری ست.,
,
حتی دلیل آمدن زن و شوهر جوان به خانه خاله – بازسازی خانه – استعاره جالبی از بازسازی هویتی می تواند باشد. همان طور که سازندگان فیلم بارها و بارها در جلسات مطبوعاتی خود اشاره داشته اند حجازی نمی خواسته تنها به مطرح کردن مشکل عدم تفاهم یک زوج جوان که اتفاقا روشنفکر مآبانه بازی هم دارند بپردازد. حجازی سعی داشته با تحلیل های ریز شخصیتی هر یک از این پنج نفر، به نوعی سرگشتگی انسان عصر مدرنیته را یاد آوری کند. اینکه هر یک از ما از صبح تا شب در حال درگیری با خود و باورهایمان هستیم. از یک طرف ریشه های سنتی را داریم و از طرف دیگر می خواهیم با شتاب به دامن مدرنیته و روشنفکر مآبانه بازی ها در افتیم. هزاران سوال بی جواب در باره خودمان زیر پوستمان مخفی ست.
, حتی دلیل آمدن زن و شوهر جوان به خانه خاله – بازسازی خانه – استعاره جالبی از بازسازی هویتی می تواند باشد. همان طور که سازندگان فیلم بارها و بارها در جلسات مطبوعاتی خود اشاره داشته اند حجازی نمی خواسته تنها به مطرح کردن مشکل عدم تفاهم یک زوج جوان که اتفاقا روشنفکر مآبانه بازی هم دارند بپردازد. حجازی سعی داشته با تحلیل های ریز شخصیتی هر یک از این پنج نفر، به نوعی سرگشتگی انسان عصر مدرنیته را یاد آوری کند. اینکه هر یک از ما از صبح تا شب در حال درگیری با خود و باورهایمان هستیم. از یک طرف ریشه های سنتی را داریم و از طرف دیگر می خواهیم با شتاب به دامن مدرنیته و روشنفکر مآبانه بازی ها در افتیم. هزاران سوال بی جواب در باره خودمان زیر پوستمان مخفی ست., حتی دلیل آمدن زن و شوهر جوان به خانه خاله – بازسازی خانه – استعاره جالبی از بازسازی هویتی می تواند باشد. همان طور که سازندگان فیلم بارها و بارها در جلسات مطبوعاتی خود اشاره داشته اند حجازی نمی خواسته تنها به مطرح کردن مشکل عدم تفاهم یک زوج جوان که اتفاقا روشنفکر مآبانه بازی هم دارند بپردازد. حجازی سعی داشته با تحلیل های ریز شخصیتی هر یک از این پنج نفر، به نوعی سرگشتگی انسان عصر مدرنیته را یاد آوری کند. اینکه هر یک از ما از صبح تا شب در حال درگیری با خود و باورهایمان هستیم. از یک طرف ریشه های سنتی را داریم و از طرف دیگر می خواهیم با شتاب به دامن مدرنیته و روشنفکر مآبانه بازی ها در افتیم. هزاران سوال بی جواب در باره خودمان زیر پوستمان مخفی ست.,
,
,
این فیلم در فضایی تک لوکشین -خانه- فیلم برداری شده، اگرچه کارگردان می گوید: اگر جا داشت فیلم را به لوکشین خارجی می بردم، اما این تک لوکیشنه شدن چه به اقتضای فیلم نامه باشد که صرفا بر پایه تحلیل های ریز شخصیتی می چرخد و چه به دلیل کمی بودجه؛ به هر جهت نوعی ملال برای تماشاگر به بار می آورد. تا آنجا که عده ای از صاحب نظران با انتقادی تند بر این باورند که این فیلم می توانست به یک نمایشنامه رادیویی با دیالوگ های مطول تبدیل شود!
,
,
از جانب انصاف نیک بنگریم حجازی با این ایده خوب فیلم را آغاز می کند.اما متأسفانه علی رغم تلاشی که در تحلیل شخصیت ها به خرج داده چون وجود یک روانشناس یا کارشناس در مجموعه خالی ست نتوانسته شخصیت های معلق بین سنت و مدرنیته را آنچنان که لازم است شبیه آدم های سردرگمی در بیاورد که هر روز در اطرافمان می بینیم یا درون ما پرسه می زنند. حتی "طالب آبادی" فیلم نامه نویس زندگی آقای محمودی و بانو در جلسه پرسش و پاسخ صراحتا عنوان می کند: «چه نیازی به روانشناس و جامعه است وقتی همه ما در حال حاضر خود یک روانشناس و جامعه شناسیم؟!»
,
"ساناز" زنی ست که سیگار پشت سیگار می گیراند،با دوست شوهرش درآلمان از زمان قبل ازدواج تا بعد آن گپ و گفت صمیمانه تلفنی دارد و کار را پشت کشمکش های درونی اش تا آنجا به پیش می برد که برای رفتن پیش متین - دوست شوهرش- بلیط سفر به آلمان را رزرو می کند!چند در صد زنان جامعه ما مثل ساناز- ولو اینکه روشنفکرباشند - اینچنین زندگی چالش بر انگیزی را رقم می زنند؟چند درصد آنان به یکباره تصمیم به عقب گرد و فرار به نزد دیگری را دارند؟ چند درصد از آنان تا این حد مرزها را در نوردیده اند؟ آیا مشکل اکثریت زنان جامعه ما اینچنینی ست یا ما سعی داریم این قبیل چالش ها را در روند به اصطلاح هویت یابی و کشمکش فردی و درونی وارد ذهن و زندگی زن امروز کنیم؟زنانی را که من در اطرافم می بینم و می یابم ولو اینکه روشنفکرمآبانه بازی هم داشته باشند، ولو اینکه با خود و خانواده شان هم درگیر باشند تا این حد به پیش نرفته اند که چالش بزرگ زندگی شان این باشد که علی رغم دوست داشتن شوهرشان نتوانند به زندگی و همسرشان تعهدی داشته و فکر فرار یک شبه را گزینه رهایی پیش رویشان قرار دهند. صادقانه بگوییم زنان ما از هر قشری امروز بیشتر در پی اثبات توانمندی هایشان چه در خانه و چه در جامعه اند. گاه این اثبات می تواند با تلاش در اثبات زیبایی های ظاهریشان نمود پیدا کند و گاه در اثبات توانمندی ها و استعدادهایشان. که حال بر سر این که در اثبات کدام بخش از شخصیت،تفکر،استعداد و باور خویش در تلاشند ،چالش مهم آنهاست.اینکه آیا این تلاش را بر حسب اینکه در چه زمینه ای ست جامعه شان می پذیرد یا خیر؟
, "ساناز" زنی ست که سیگار پشت سیگار می گیراند،با دوست شوهرش درآلمان از زمان قبل ازدواج تا بعد آن گپ و گفت صمیمانه تلفنی دارد و کار را پشت کشمکش های درونی اش تا آنجا به پیش می برد که برای رفتن پیش متین - دوست شوهرش- بلیط سفر به آلمان را رزرو می کند!چند در صد زنان جامعه ما مثل ساناز- ولو اینکه روشنفکرباشند - اینچنین زندگی چالش بر انگیزی را رقم می زنند؟چند درصد آنان به یکباره تصمیم به عقب گرد و فرار به نزد دیگری را دارند؟ چند درصد از آنان تا این حد مرزها را در نوردیده اند؟ آیا مشکل اکثریت زنان جامعه ما اینچنینی ست یا ما سعی داریم این قبیل چالش ها را در روند به اصطلاح هویت یابی و کشمکش فردی و درونی وارد ذهن و زندگی زن امروز کنیم؟زنانی را که من در اطرافم می بینم و می یابم ولو اینکه روشنفکرمآبانه بازی هم داشته باشند، ولو اینکه با خود و خانواده شان هم درگیر باشند تا این حد به پیش نرفته اند که چالش بزرگ زندگی شان این باشد که علی رغم دوست داشتن شوهرشان نتوانند به زندگی و همسرشان تعهدی داشته و فکر فرار یک شبه را گزینه رهایی پیش رویشان قرار دهند. صادقانه بگوییم زنان ما از هر قشری امروز بیشتر در پی اثبات توانمندی هایشان چه در خانه و چه در جامعه اند. گاه این اثبات می تواند با تلاش در اثبات زیبایی های ظاهریشان نمود پیدا کند و گاه در اثبات توانمندی ها و استعدادهایشان. که حال بر سر این که در اثبات کدام بخش از شخصیت،تفکر،استعداد و باور خویش در تلاشند ،چالش مهم آنهاست.اینکه آیا این تلاش را بر حسب اینکه در چه زمینه ای ست جامعه شان می پذیرد یا خیر؟, "ساناز" زنی ست که سیگار پشت سیگار می گیراند،با دوست شوهرش درآلمان از زمان قبل ازدواج تا بعد آن گپ و گفت صمیمانه تلفنی دارد و کار را پشت کشمکش های درونی اش تا آنجا به پیش می برد که برای رفتن پیش متین - دوست شوهرش- بلیط سفر به آلمان را رزرو می کند!چند در صد زنان جامعه ما مثل ساناز- ولو اینکه روشنفکرباشند - اینچنین زندگی چالش بر انگیزی را رقم می زنند؟چند درصد آنان به یکباره تصمیم به عقب گرد و فرار به نزد دیگری را دارند؟ چند درصد از آنان تا این حد مرزها را در نوردیده اند؟ آیا مشکل اکثریت زنان جامعه ما اینچنینی ست یا ما سعی داریم این قبیل چالش ها را در روند به اصطلاح هویت یابی و کشمکش فردی و درونی وارد ذهن و زندگی زن امروز کنیم؟زنانی را که من در اطرافم می بینم و می یابم ولو اینکه روشنفکرمآبانه بازی هم داشته باشند، ولو اینکه با خود و خانواده شان هم درگیر باشند تا این حد به پیش نرفته اند که چالش بزرگ زندگی شان این باشد که علی رغم دوست داشتن شوهرشان نتوانند به زندگی و همسرشان تعهدی داشته و فکر فرار یک شبه را گزینه رهایی پیش رویشان قرار دهند. صادقانه بگوییم زنان ما از هر قشری امروز بیشتر در پی اثبات توانمندی هایشان چه در خانه و چه در جامعه اند. گاه این اثبات می تواند با تلاش در اثبات زیبایی های ظاهریشان نمود پیدا کند و گاه در اثبات توانمندی ها و استعدادهایشان. که حال بر سر این که در اثبات کدام بخش از شخصیت،تفکر،استعداد و باور خویش در تلاشند ،چالش مهم آنهاست.اینکه آیا این تلاش را بر حسب اینکه در چه زمینه ای ست جامعه شان می پذیرد یا خیر؟,
,
در پایان فیلم می بینیم که دختر 15 ساله خانواده در آستانه در می ایستد و در حین گپ و گفتی صمیمانه که با رامتین دارد از بوی ادکلون شوهر دختر خاله اش تعریف می کند. اگر چه در عالم نوجوانی صرفا تمجید از بوی خوش هدف اوست با این حال در رویکردی سرد و سنگین این حس را القا می کند که هر پنج نفر شخصیت این فیلم به نوعی در بحران هویت غوطه ورند . از محدثه که زن خانه داریست و لباس هایش به تعبیر شوهرش همیشه بوی پیاز داغ می دهد و ای کاش گه گاهی دستی به سر و روی خود می برد تا شوهرش- حمید فرخ نژاد- که اگرچه مرد بی حاشیه ای است اما بدش هم نمی آید، شیطنت زنان شیطان و به اصطلاح خانه برانداز را دقایق طولانی روبروی زنش با آب و تاب تعریف کرده و گه گداری گریزی با ساناز در مکالمات صمیمانه و بگو بخندهایشان داشته باشد. دختر 15 ساله خانواده هم دختر خاله بی بند و بار خود را الگو قرار داده و به نظر می رسد بیش از همه در بحران بی هویتی غوطه ور باشد.
, در پایان فیلم می بینیم که دختر 15 ساله خانواده در آستانه در می ایستد و در حین گپ و گفتی صمیمانه که با رامتین دارد از بوی ادکلون شوهر دختر خاله اش تعریف می کند. اگر چه در عالم نوجوانی صرفا تمجید از بوی خوش هدف اوست با این حال در رویکردی سرد و سنگین این حس را القا می کند که هر پنج نفر شخصیت این فیلم به نوعی در بحران هویت غوطه ورند . از محدثه که زن خانه داریست و لباس هایش به تعبیر شوهرش همیشه بوی پیاز داغ می دهد و ای کاش گه گاهی دستی به سر و روی خود می برد تا شوهرش- حمید فرخ نژاد- که اگرچه مرد بی حاشیه ای است اما بدش هم نمی آید، شیطنت زنان شیطان و به اصطلاح خانه برانداز را دقایق طولانی روبروی زنش با آب و تاب تعریف کرده و گه گداری گریزی با ساناز در مکالمات صمیمانه و بگو بخندهایشان داشته باشد. دختر 15 ساله خانواده هم دختر خاله بی بند و بار خود را الگو قرار داده و به نظر می رسد بیش از همه در بحران بی هویتی غوطه ور باشد., در پایان فیلم می بینیم که دختر 15 ساله خانواده در آستانه در می ایستد و در حین گپ و گفتی صمیمانه که با رامتین دارد از بوی ادکلون شوهر دختر خاله اش تعریف می کند. اگر چه در عالم نوجوانی صرفا تمجید از بوی خوش هدف اوست با این حال در رویکردی سرد و سنگین این حس را القا می کند که هر پنج نفر شخصیت این فیلم به نوعی در بحران هویت غوطه ورند . از محدثه که زن خانه داریست و لباس هایش به تعبیر شوهرش همیشه بوی پیاز داغ می دهد و ای کاش گه گاهی دستی به سر و روی خود می برد تا شوهرش- حمید فرخ نژاد- که اگرچه مرد بی حاشیه ای است اما بدش هم نمی آید، شیطنت زنان شیطان و به اصطلاح خانه برانداز را دقایق طولانی روبروی زنش با آب و تاب تعریف کرده و گه گداری گریزی با ساناز در مکالمات صمیمانه و بگو بخندهایشان داشته باشد. دختر 15 ساله خانواده هم دختر خاله بی بند و بار خود را الگو قرار داده و به نظر می رسد بیش از همه در بحران بی هویتی غوطه ور باشد.,
,
بنابر این همه درگیرند. بازاین سوال مطرح می شود: چند درصد خانواده ها را سراغ داریم که همگی در تضاد با خود و هویتشان باشند؟ بالاخره در هر اجتماعی یک راهنما وجود دارد. دراین خانواده حتی ناجی هم گرفتار آمده و درگیر است. پس گره ها با چه راهکاری، با چه نوع نگرشی،به دست چه کسی لااقل به سمت باز شدن سوق داده شوند؟
, بنابر این همه درگیرند. بازاین سوال مطرح می شود: چند درصد خانواده ها را سراغ داریم که همگی در تضاد با خود و هویتشان باشند؟ بالاخره در هر اجتماعی یک راهنما وجود دارد. دراین خانواده حتی ناجی هم گرفتار آمده و درگیر است. پس گره ها با چه راهکاری، با چه نوع نگرشی،به دست چه کسی لااقل به سمت باز شدن سوق داده شوند؟, بنابر این همه درگیرند. بازاین سوال مطرح می شود: چند درصد خانواده ها را سراغ داریم که همگی در تضاد با خود و هویتشان باشند؟ بالاخره در هر اجتماعی یک راهنما وجود دارد. دراین خانواده حتی ناجی هم گرفتار آمده و درگیر است. پس گره ها با چه راهکاری، با چه نوع نگرشی،به دست چه کسی لااقل به سمت باز شدن سوق داده شوند؟,
,
,
سکانس پایانی فیلم را شاید بتوان سکانسی نامید که خود نیز درگیر بی هویتی می شود! رامتین در کنار ساناز داخل ماشین بی هیچ کلامی می نشیند. در پاسخ به گله شکایت های قبلی ساناز که دائما عنوان می کرد:رامتین اول آشنایی خیلی ماه بود.اصلا اهل این نبود که از من سوال و جواب کند؛تنها می گوید:«اگر چیزی گفتم لابد دوستت داشتم . می خواستم از تو مواظبت کنم.» بعد هم رامتین با دوز بالای روشنفکری پاسپورت ساناز را که برای ممانعت از رفتنش به آلمان پشت آینه ماشین مخفی کرده به دست او می دهد. ساناز به شوخی می گوید:«آونجا قایم می کنند؟» و هر دو می خندد.
,
,
حجازی اگر در فکر پایان آزاد می بود به نظر می رسد لااقل تا همین جا فیلم نسبتا خوب تمام می شد و ادامه دادن جز اطاله کلام چیزی به نظر نمی رسد. اما ساناز را در سکانس دیگری می بینیم که با پاسپورت در دست روی تختش نشسته وگریه می کند.
,
,
یکی از هوشمندی های حجازی این بوده که همان ابتدا ازدواج رامتین و ساناز را به خواندن صیغه محرمیت و سپری شدن روزگار این زوج زیر یک سقف ختم کرده است چرا که اگر چنین نبود مطمئنا چالش های قانونی طلاق برای منتقدان مورد سوال قرار می گرفت.
,
,
و اما بازی بسیار باور پذیر فرخ نژاد در نقش شوهر محدثه را باید ستود.ضمن اینکه به کار گیری پیمان قاسم خانی در نقش رامتین - نقشی جدی- ریسکی بود که حجازی درست مثل وارد کردن حاتمی کیا در فیلم قبلی اش "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" به جان خریده و خوشبختانه خوب به ثمر نشسته است. به امید آنکه فیلم آینده حجازی با همین تم هویت خواهی و هویت یابی از زندگی آقا و خانمی ساخته شود که متعلق به جامعه ما هستند.
, و اما بازی بسیار باور پذیر فرخ نژاد در نقش شوهر محدثه را باید ستود.ضمن اینکه به کار گیری پیمان قاسم خانی در نقش رامتین - نقشی جدی- ریسکی بود که حجازی درست مثل وارد کردن حاتمی کیا در فیلم قبلی اش "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" به جان خریده و خوشبختانه خوب به ثمر نشسته است. به امید آنکه فیلم آینده حجازی با همین تم هویت خواهی و هویت یابی از زندگی آقا و خانمی ساخته شود که متعلق به جامعه ما هستند., و اما بازی بسیار باور پذیر فرخ نژاد در نقش شوهر محدثه را باید ستود.ضمن اینکه به کار گیری پیمان قاسم خانی در نقش رامتین - نقشی جدی- ریسکی بود که حجازی درست مثل وارد کردن حاتمی کیا در فیلم قبلی اش "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" به جان خریده و خوشبختانه خوب به ثمر نشسته است. به امید آنکه فیلم آینده حجازی با همین تم هویت خواهی و هویت یابی از زندگی آقا و خانمی ساخته شود که متعلق به جامعه ما هستند.,,
کارگردان:روح اله حجازی
, کارگردان:روح اله حجازی , کارگردان:روح اله حجازی ,تهیه کننده:مهدی داوری
, تهیه کننده:مهدی داوری, تهیه کننده:مهدی داوری,فیلم نامه نویس:علی طالب آبادی
, فیلم نامه نویس:علی طالب آبادی, فیلم نامه نویس:علی طالب آبادی,بازیگران:ترانه علیدوستی،هنگامه قاضیانی،پیمان قاسم خانی،حمید فرخ نژاد،ترلان پروانه
, بازیگران:ترانه علیدوستی،هنگامه قاضیانی،پیمان قاسم خانی،حمید فرخ نژاد،ترلان پروانه, بازیگران:ترانه علیدوستی،هنگامه قاضیانی،پیمان قاسم خانی،حمید فرخ نژاد،ترلان پروانه,تدوین گر: شسپیده عبدالوهاب
, تدوین گر: شسپیده عبدالوهاب, تدوین گر: شسپیده عبدالوهاب,,
انتهای پیام/خ
, انتهای پیام/خ, انتهای پیام/خ]
ارسال دیدگاه