علی سعیدی

الگوی توسعه ترکیه؛ نسخه ای بیمار برای پیشرفت که مبنای آن نفوذ و استحاله است

الگوی توسعه ترکیه؛ نسخه ای بیمار برای پیشرفت که مبنای آن نفوذ و استحاله است
به راحتی قبال اثبات و بیان است که جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است، نهاد های تصمیم گیری و تصمیم سازی آن دچار نفوذ سیاسی شده اند و این را می‏توان در سیاست های اخیر این کشور در حمایت از جریان انحرافی و تکفیری داعش مشاهده کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار»، یادداشت دانشجویی -علی سعیدی- زمانی که از واژه توسعه سخنی به میان می‏آید، غالب افکار و اذهان به سمت مدرن و مدرنیته سوق پیدا می‏کنند، یعنی به سمت تعریفی که تمدن غرب از توسعه دارد متمایل می‎شوند و با مثال آوردن از کشورهایی، در ظاهر ثابت می‏کنند که برای توسعه یافتگی باید همان راهی را رفت که دیگر کشور ها پیموده اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار»،, به نقل از پایگاه خبری «, دانشجویان بیدار, دانشجویان بیدار, »،,

تحمیل الگوی توسعه غربی به دنیا

, تحمیل الگوی توسعه غربی به دنیا,

بارها گفته اند و شنیده ایم برای توسعه به معنای رایج بین المللی و جهانی آن، باید در نظم نوین جهانی هضم شد و این ساختار جهانی، به جوامع القا می کند و می‏گوید، اگر توسعه اقتصادی می‏خواهید وارد بازار و سازمان های تجارت جهانی و با سیاست های اقتصادی حاکم هماهنگ شوید، اگر توسعه سیاسی می‏خواهید دموکراسی حاکم بر کشور های غربی را الگو برداری و اجرا کنید، اگر توسعه فرهنگی می‏خواهید، سبک زندگی جوامع مدرن را برای جامعه خود تبیین و تفسیر کنید.

,

در واقع  زمانی که وارد حوزه توسعه می شویم با یک پک و بسته کامل از سوی تمدن غرب رو به رو هستیم و از سویی شاهد پافشاری کشور های غربی، برای پذیرش این بسته توسعه، بنابه به تعریف و تقسیم بندی خودشان از سوی کشور های توسعه نیافته یا به نوعی کشور های جهان سوم.

حق انتخاب و گزینشی برای حوزه های مختلف بسته توسعه ارائه شده از سمت غرب وجود ندارد، هنگامی که شما، یکی از این حوزه‏ها را انتخاب کردید، خواه و ناخواه، طی فرآیندی که به استراتژی جنگ نرم و استعمار فرانو معروف است، در تمام حوزه ها به سمت توسعه غربی حرکت خواهید کردید و از مریدان و شاگردان مکتب توسعه غربی خواهید شد. این استعمار فرانو صورت را ثابت نگه داشته و سیرت و تغییر می‏دهد.

دو کشور ترکیه و کره جنوبی مثال های خوبی  هستند برای اینکه بتوانیم درکی درستی از تغییر ماهیت و هویت فرهنگی این دو کشور قبل و بعد از پذیریش فلسفه و مفهوم توسعه غربی، داشته باشیم.

 قطار نفوذ در ترکیه به سر منزل مقصود رسیده است

 هنگامی از توسعه، آن هم از نوع اسلامی آن، سخنی به میان می‏آید، کشور همسایه ایران، ترکیه، رنگ و لعابی ویژه ای بر سر زبان ها می‏گیرد و این کشور را به عنوان نمونه موفق توسعه اسلامی، به یک دیگر معرفی می‏کنند، کشوری که 99 درصد جمعت آن مسلمانند ( 75 تا 85 درصد سنی، 15 تا 25 درصد علوی ).

ترکیه دارای عقبه تاریخی و فرهنگی غنی است و در زمانی دارای تمدنی به نام حکومتی مقتدر عثمانی بوده است. در تاریخ این کشور همچون سایر کشوره ها ردپایی از جریانات استعمار و نفوذ مشاهده می‏شود.

 و طبیعتا باید پرسید آیا این جریانات در کار خود موفق بوده اند و توانسته اند به هدف خود برسند؟ در پاسخ باید گفت آن طور که به نظر می‏رسد و در عملکرد زمانه فعلی و حال دولت ترکیه، دیده می‏شود، قطار نفوذ به سر منزل مقصود رسیده است.

جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است

به راحتی قبال اثبات و بیان است که جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است، نهاد های تصمیم گیری و تصمیم سازی آن دچار نفوذ سیاسی شده اند و این را می‏توان در سیاست های اخیر این کشور در حمایت از جریان انحرافی و تکفیری داعش مشاهده کرد.

کشوری که در آن دوگانه های سنت و مدرنیته به معنای عرف و رایج آن، نمایان است. جامعه ای که می‏کوشد تا خود را از لحاظ فرهنگی و مذهبی به جهان اسلام و از منظر سیاسی و اقتصادی به تمدن غرب نزدیک کند. و این همان انتخابی است که سرانجام خوشی نداشت و ندارد و نخواهد داشت.

یا باید به طور کامل توسعه غربی را پذیرفت و پذیرای تغییر ماهیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه و در واقع آماده استحاله جامعه به نفع تمدن غرب شد و یا باید نفی کرد و معنا و مفهوم و واژ‏ه‏ای جدیدی را جایگزین توسعه غربی کرد. اریک زورچر ( تاریخ نگار) در رابطه با تحولات تاریخی ترکیه می‏نویسد: « هنگامی که ترکان جوان می‏بایست از میان نظام مردم سالار با گام های آرام به سوی اصلاحات و نظام دیکتاتوری با فرصت های بیشتر برای اقدامات بنیادی یکی را انتخاب می‏کردند، گزنیه دوم را انتخاب کردند».

در واقع این تاریخ نگار می‏گوید مصطفی کمال آتاتورک بر اساس یک نظام دیکتاتوری بر سر کار آمد و از این طریق توانست اصول خود که مبتنی به 5 اصل ( 1- جمهوری گرایی 2- مردم گرایی 3- دولت گرایی 4- انقلابی گری 5- سکولاریسم و ملی گرایی) است را  نهادینه و تا امروز نیز استمرار پیدا کند.

استفان کینزر ( نویسنده و محقق) می‏نویسد : « ترکیه این احساس را بر مردمانش القا کرده است که باید میان ایمان دینی و وفاداری به دولت یکی را انتخاب کنند.» کشور ترکیه بهایی سنگینی را بابت توسعه پرداخت، بهایی که دیگر سالیان متوالی طول خواهد کشید تا بتوان آن را جبران کرد، بهایی که به قیمت از دست رفتن هویت فرهنگی این کشور در قیاس با گذشته اش تمام شده است .

افشره

 باید معنا و مفهوم جدیدی در حوزه ترقی و رشد به میدان آورد واژه ای که دیگر معنای توسعه غربی از آن ساتع نشود. باید ارکان توسعه را تغییر ماهوی داد تا اسیر توسعه غربی نشویم. باید به فکر پیشرفت درون زا بود، توسعه ی مبنی بر فرهنگ و اعتقادات یک کشور نه در بیرون و خارج از یک کشور.

پیشرفتی که از آن سخن می‏گوییم دل لرز فراز و فرود های مسیر نیست، چرا که چشم به آرمان و قله جسته است و می‏داند با هر فراز و فرود به هدف نزدیکتر می‏شود و خود را نسبت با هدف قیاس می‏کند، نه همچون توسعه غربی که با هر فرودی حاضر است هر بهایی را بپردازد تا دوباره به فراز برگردد چرا که رشد خود را در نسبت به گذشته می‏سنجد.

حیات و ممات یک جامعه به فرهنگ آن بستگی دارد فرهنگ به مثابه آن هوایی است که تنفس میکنیم و لذا این اهم نباید در برنامه های توسعه و الگو های توسعه کنار رفته و صرفا بر اساس مادیات و معیشت انسانی برنامه ایی نوشته و اجرا شود. در توسعه و پیشرفت باید هر دو بعد مادی ومعنوی انسان مورد توجه قرار بگیرد نه صرفا بعد مادی و بعد لذت گرایی (همان بعدی که غرب به جای معنویت جایگزین کرده است) توسعه یعنی فرآیند تدریجی تحقق تغییر و تحولات از پیش طراحی شده برای رسیدن به جامعه مطلوب،  که خود این جامعه مطلوب نیز با توجه به فرهنگ هر کشور چارچوب بندی میشود و متصور عامه مردم قرار میگیرد.

انتهای خبر/

,

در واقع  زمانی که وارد حوزه توسعه می شویم با یک پک و بسته کامل از سوی تمدن غرب رو به رو هستیم و از سویی شاهد پافشاری کشور های غربی، برای پذیرش این بسته توسعه، بنابه به تعریف و تقسیم بندی خودشان از سوی کشور های توسعه نیافته یا به نوعی کشور های جهان سوم.

حق انتخاب و گزینشی برای حوزه های مختلف بسته توسعه ارائه شده از سمت غرب وجود ندارد، هنگامی که شما، یکی از این حوزه‏ها را انتخاب کردید، خواه و ناخواه، طی فرآیندی که به استراتژی جنگ نرم و استعمار فرانو معروف است، در تمام حوزه ها به سمت توسعه غربی حرکت خواهید کردید و از مریدان و شاگردان مکتب توسعه غربی خواهید شد. این استعمار فرانو صورت را ثابت نگه داشته و سیرت و تغییر می‏دهد.

دو کشور ترکیه و کره جنوبی مثال های خوبی  هستند برای اینکه بتوانیم درکی درستی از تغییر ماهیت و هویت فرهنگی این دو کشور قبل و بعد از پذیریش فلسفه و مفهوم توسعه غربی، داشته باشیم.

 قطار نفوذ در ترکیه به سر منزل مقصود رسیده است

 هنگامی از توسعه، آن هم از نوع اسلامی آن، سخنی به میان می‏آید، کشور همسایه ایران، ترکیه، رنگ و لعابی ویژه ای بر سر زبان ها می‏گیرد و این کشور را به عنوان نمونه موفق توسعه اسلامی، به یک دیگر معرفی می‏کنند، کشوری که 99 درصد جمعت آن مسلمانند ( 75 تا 85 درصد سنی، 15 تا 25 درصد علوی ).

ترکیه دارای عقبه تاریخی و فرهنگی غنی است و در زمانی دارای تمدنی به نام حکومتی مقتدر عثمانی بوده است. در تاریخ این کشور همچون سایر کشوره ها ردپایی از جریانات استعمار و نفوذ مشاهده می‏شود.

 و طبیعتا باید پرسید آیا این جریانات در کار خود موفق بوده اند و توانسته اند به هدف خود برسند؟ در پاسخ باید گفت آن طور که به نظر می‏رسد و در عملکرد زمانه فعلی و حال دولت ترکیه، دیده می‏شود، قطار نفوذ به سر منزل مقصود رسیده است.

جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است

به راحتی قبال اثبات و بیان است که جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است، نهاد های تصمیم گیری و تصمیم سازی آن دچار نفوذ سیاسی شده اند و این را می‏توان در سیاست های اخیر این کشور در حمایت از جریان انحرافی و تکفیری داعش مشاهده کرد.

کشوری که در آن دوگانه های سنت و مدرنیته به معنای عرف و رایج آن، نمایان است. جامعه ای که می‏کوشد تا خود را از لحاظ فرهنگی و مذهبی به جهان اسلام و از منظر سیاسی و اقتصادی به تمدن غرب نزدیک کند. و این همان انتخابی است که سرانجام خوشی نداشت و ندارد و نخواهد داشت.

یا باید به طور کامل توسعه غربی را پذیرفت و پذیرای تغییر ماهیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه و در واقع آماده استحاله جامعه به نفع تمدن غرب شد و یا باید نفی کرد و معنا و مفهوم و واژ‏ه‏ای جدیدی را جایگزین توسعه غربی کرد. اریک زورچر ( تاریخ نگار) در رابطه با تحولات تاریخی ترکیه می‏نویسد: « هنگامی که ترکان جوان می‏بایست از میان نظام مردم سالار با گام های آرام به سوی اصلاحات و نظام دیکتاتوری با فرصت های بیشتر برای اقدامات بنیادی یکی را انتخاب می‏کردند، گزنیه دوم را انتخاب کردند».

در واقع این تاریخ نگار می‏گوید مصطفی کمال آتاتورک بر اساس یک نظام دیکتاتوری بر سر کار آمد و از این طریق توانست اصول خود که مبتنی به 5 اصل ( 1- جمهوری گرایی 2- مردم گرایی 3- دولت گرایی 4- انقلابی گری 5- سکولاریسم و ملی گرایی) است را  نهادینه و تا امروز نیز استمرار پیدا کند.

استفان کینزر ( نویسنده و محقق) می‏نویسد : « ترکیه این احساس را بر مردمانش القا کرده است که باید میان ایمان دینی و وفاداری به دولت یکی را انتخاب کنند.» کشور ترکیه بهایی سنگینی را بابت توسعه پرداخت، بهایی که دیگر سالیان متوالی طول خواهد کشید تا بتوان آن را جبران کرد، بهایی که به قیمت از دست رفتن هویت فرهنگی این کشور در قیاس با گذشته اش تمام شده است .

افشره

 باید معنا و مفهوم جدیدی در حوزه ترقی و رشد به میدان آورد واژه ای که دیگر معنای توسعه غربی از آن ساتع نشود. باید ارکان توسعه را تغییر ماهوی داد تا اسیر توسعه غربی نشویم. باید به فکر پیشرفت درون زا بود، توسعه ی مبنی بر فرهنگ و اعتقادات یک کشور نه در بیرون و خارج از یک کشور.

پیشرفتی که از آن سخن می‏گوییم دل لرز فراز و فرود های مسیر نیست، چرا که چشم به آرمان و قله جسته است و می‏داند با هر فراز و فرود به هدف نزدیکتر می‏شود و خود را نسبت با هدف قیاس می‏کند، نه همچون توسعه غربی که با هر فرودی حاضر است هر بهایی را بپردازد تا دوباره به فراز برگردد چرا که رشد خود را در نسبت به گذشته می‏سنجد.

حیات و ممات یک جامعه به فرهنگ آن بستگی دارد فرهنگ به مثابه آن هوایی است که تنفس میکنیم و لذا این اهم نباید در برنامه های توسعه و الگو های توسعه کنار رفته و صرفا بر اساس مادیات و معیشت انسانی برنامه ایی نوشته و اجرا شود. در توسعه و پیشرفت باید هر دو بعد مادی ومعنوی انسان مورد توجه قرار بگیرد نه صرفا بعد مادی و بعد لذت گرایی (همان بعدی که غرب به جای معنویت جایگزین کرده است) توسعه یعنی فرآیند تدریجی تحقق تغییر و تحولات از پیش طراحی شده برای رسیدن به جامعه مطلوب،  که خود این جامعه مطلوب نیز با توجه به فرهنگ هر کشور چارچوب بندی میشود و متصور عامه مردم قرار میگیرد.

انتهای خبر/

,

در واقع  زمانی که وارد حوزه توسعه می شویم با یک پک و بسته کامل از سوی تمدن غرب رو به رو هستیم و از سویی شاهد پافشاری کشور های غربی، برای پذیرش این بسته توسعه، بنابه به تعریف و تقسیم بندی خودشان از سوی کشور های توسعه نیافته یا به نوعی کشور های جهان سوم.

,

حق انتخاب و گزینشی برای حوزه های مختلف بسته توسعه ارائه شده از سمت غرب وجود ندارد، هنگامی که شما، یکی از این حوزه‏ها را انتخاب کردید، خواه و ناخواه، طی فرآیندی که به استراتژی جنگ نرم و استعمار فرانو معروف است، در تمام حوزه ها به سمت توسعه غربی حرکت خواهید کردید و از مریدان و شاگردان مکتب توسعه غربی خواهید شد. این استعمار فرانو صورت را ثابت نگه داشته و سیرت و تغییر می‏دهد.

,

دو کشور ترکیه و کره جنوبی مثال های خوبی  هستند برای اینکه بتوانیم درکی درستی از تغییر ماهیت و هویت فرهنگی این دو کشور قبل و بعد از پذیریش فلسفه و مفهوم توسعه غربی، داشته باشیم.

,

 قطار نفوذ در ترکیه به سر منزل مقصود رسیده است

,  قطار نفوذ در ترکیه به سر منزل مقصود رسیده است,

 هنگامی از توسعه، آن هم از نوع اسلامی آن، سخنی به میان می‏آید، کشور همسایه ایران، ترکیه، رنگ و لعابی ویژه ای بر سر زبان ها می‏گیرد و این کشور را به عنوان نمونه موفق توسعه اسلامی، به یک دیگر معرفی می‏کنند، کشوری که 99 درصد جمعت آن مسلمانند ( 75 تا 85 درصد سنی، 15 تا 25 درصد علوی ).

,

ترکیه دارای عقبه تاریخی و فرهنگی غنی است و در زمانی دارای تمدنی به نام حکومتی مقتدر عثمانی بوده است. در تاریخ این کشور همچون سایر کشوره ها ردپایی از جریانات استعمار و نفوذ مشاهده می‏شود.

,

 و طبیعتا باید پرسید آیا این جریانات در کار خود موفق بوده اند و توانسته اند به هدف خود برسند؟ در پاسخ باید گفت آن طور که به نظر می‏رسد و در عملکرد زمانه فعلی و حال دولت ترکیه، دیده می‏شود، قطار نفوذ به سر منزل مقصود رسیده است.

,

جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است

, جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است,

به راحتی قبال اثبات و بیان است که جامعه ترکیه نسبت به گذشته خود دچار استحاله فرهنگی شده است، نهاد های تصمیم گیری و تصمیم سازی آن دچار نفوذ سیاسی شده اند و این را می‏توان در سیاست های اخیر این کشور در حمایت از جریان انحرافی و تکفیری داعش مشاهده کرد.

,

کشوری که در آن دوگانه های سنت و مدرنیته به معنای عرف و رایج آن، نمایان است. جامعه ای که می‏کوشد تا خود را از لحاظ فرهنگی و مذهبی به جهان اسلام و از منظر سیاسی و اقتصادی به تمدن غرب نزدیک کند. و این همان انتخابی است که سرانجام خوشی نداشت و ندارد و نخواهد داشت.

,

یا باید به طور کامل توسعه غربی را پذیرفت و پذیرای تغییر ماهیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه و در واقع آماده استحاله جامعه به نفع تمدن غرب شد و یا باید نفی کرد و معنا و مفهوم و واژ‏ه‏ای جدیدی را جایگزین توسعه غربی کرد. اریک زورچر ( تاریخ نگار) در رابطه با تحولات تاریخی ترکیه می‏نویسد: « هنگامی که ترکان جوان می‏بایست از میان نظام مردم سالار با گام های آرام به سوی اصلاحات و نظام دیکتاتوری با فرصت های بیشتر برای اقدامات بنیادی یکی را انتخاب می‏کردند، گزنیه دوم را انتخاب کردند».

,

در واقع این تاریخ نگار می‏گوید مصطفی کمال آتاتورک بر اساس یک نظام دیکتاتوری بر سر کار آمد و از این طریق توانست اصول خود که مبتنی به 5 اصل ( 1- جمهوری گرایی 2- مردم گرایی 3- دولت گرایی 4- انقلابی گری 5- سکولاریسم و ملی گرایی) است را  نهادینه و تا امروز نیز استمرار پیدا کند.

,

استفان کینزر ( نویسنده و محقق) می‏نویسد : « ترکیه این احساس را بر مردمانش القا کرده است که باید میان ایمان دینی و وفاداری به دولت یکی را انتخاب کنند.» کشور ترکیه بهایی سنگینی را بابت توسعه پرداخت، بهایی که دیگر سالیان متوالی طول خواهد کشید تا بتوان آن را جبران کرد، بهایی که به قیمت از دست رفتن هویت فرهنگی این کشور در قیاس با گذشته اش تمام شده است .

,

افشره

, افشره,

 باید معنا و مفهوم جدیدی در حوزه ترقی و رشد به میدان آورد واژه ای که دیگر معنای توسعه غربی از آن ساتع نشود. باید ارکان توسعه را تغییر ماهوی داد تا اسیر توسعه غربی نشویم. باید به فکر پیشرفت درون زا بود، توسعه ی مبنی بر فرهنگ و اعتقادات یک کشور نه در بیرون و خارج از یک کشور.

,

پیشرفتی که از آن سخن می‏گوییم دل لرز فراز و فرود های مسیر نیست، چرا که چشم به آرمان و قله جسته است و می‏داند با هر فراز و فرود به هدف نزدیکتر می‏شود و خود را نسبت با هدف قیاس می‏کند، نه همچون توسعه غربی که با هر فرودی حاضر است هر بهایی را بپردازد تا دوباره به فراز برگردد چرا که رشد خود را در نسبت به گذشته می‏سنجد.

,

حیات و ممات یک جامعه به فرهنگ آن بستگی دارد فرهنگ به مثابه آن هوایی است که تنفس میکنیم و لذا این اهم نباید در برنامه های توسعه و الگو های توسعه کنار رفته و صرفا بر اساس مادیات و معیشت انسانی برنامه ایی نوشته و اجرا شود. در توسعه و پیشرفت باید هر دو بعد مادی ومعنوی انسان مورد توجه قرار بگیرد نه صرفا بعد مادی و بعد لذت گرایی (همان بعدی که غرب به جای معنویت جایگزین کرده است) توسعه یعنی فرآیند تدریجی تحقق تغییر و تحولات از پیش طراحی شده برای رسیدن به جامعه مطلوب،  که خود این جامعه مطلوب نیز با توجه به فرهنگ هر کشور چارچوب بندی میشود و متصور عامه مردم قرار میگیرد.

,

انتهای خبر/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه