جدال زنانه بیخ گوش صاحب خانه
زن معترض دستان بچه اش را نشان می دهد که از سرما سرخ شده اند.خادم حرف توی سرش نمی رود.باجاروی دستش برای زن زائرخط ونشان می کشدکه..........[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از سفیرافلاک، خسته از کارروزانه روانه خانه می شوم.این بار دلم هوای حرم زید ابن علی می کند.راهم راکج می کنم به سمت بازار.به حرم که نزدیک می شوم چشمم می افتد به زباله هایی که جلوی درورودی حرم روی هم تلمبار شده اند.مغازه داران حرم عجب بی حرمتی می کنند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,درذهنم می گذرانم که عجب آدم هایی اند این کاسب ها روزی شان ازبرکت سر این حرم است آن وقت زباله هایشان رانثارآن می کنند.سلام می دهم و وارد می شوم.طبق معمول کفش داری تعطیل است.چند نایلون پاره پاره داخل سبد کنار درورودی حرم است که زنان همیشه سرقاپیدن آن برای کفشهایشان ازهم پیشی می گیرند.
,منتظرمی مانم تا ماراتن زنان به پایان برسد یک نایلون رنگ ورو رفته نصیبم می شود.دلم نمی آید کفشهایم را داخل حرم ببرم.به حرمت آقا خواستم کفش ها را دم در جابگذارم اما یادم آمد چندوقت پیش چندجفت کفش همین جا به یغما رفته بود.به ناچار می چپانمشان داخل نایلون ومی روم داخل.
,
عجب هوای سردی دارد داخل حرم.زنان دور هم جمع شده وچشم به در ورود وخروج را رصد می کنند.زیارت نامه راخوانده وارد صحن ضریح می شوم.زنان دورتا دورضریح طواف می کنند وآه وناله.دعا ومناجات.یکی دوزانونشسته خودش رابه ضریح آویزان کرده وخداخدا می کند.آه وناله اش دل آدم راکباب می کند.برخی نشسته اند چشم دوخته به ضریح درعالمی دیگرند.طوافم که تمام می شود می نشینم کنارزن سالخورده ای که تکیه زده است به دیوار روبروی ضریح.زنی مشکل گشا می گرداند.دهانم می گذارم ومزه مزه اش می کنم.مشکل گشاهای حرم عجب مزه ای دارند.
,
چشمم می افتد به تابلویی که رویش نوشته:"این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است."چادرم را جلومی کشم وسرم را به سقف می دوزم به دنبال دوربین.زن کناردستم روسری اش عقب رفته.دردهانم بود که بگویم دوربین کارگذاشته اند که صدای زنی حرم را منفجرمی کند.همه می دوند دنبال صدا.شم خبرنگاری ام آوارم می کند سرصحنه.دوربین وضبط صوتم همیشه آماده است.
,یکی از زائران دست دخترش دردست داد وفریاد می کند.به هوای سرد داخل حرم معترض است.خادمین بخاری ها راخاموش کرده اند.خادم حرم چادرش راپیچیده به کمر وچشمانش رابسته وفقط فحش وناسزا می گوید.داد زنان رادرآورده.همه سردشان است.همه اعتراض می کنند.خادم جارو در دست فقط ناسزا می گوید.
,زن معترض دستان بچه اش را نشان می دهد که از سرما سرخ شده اند.خادم حرف توی سرش نمی رود.باجاروی دستش برای زن زائرخط ونشان می کشدکه:"به توهیچ ربطی ندارد.توچه کاره ای؟من همیشه تورا اینجا می بینم مگر علافی؟اجازه نمی دهم یک باردیگرپایت را اینجا بگذاری....
,
زن زائرسرخ شده .گارد می گیردکه:"مگر حرم تواست که کی می آید وکی می رود.توچه کاره ای؟بچه ام از سرما یخ زده؟"
,زنان دیگر همه حرفش راتایید می کنند.بلبشویی شده.
,خادم حرم که زن میانسالی است ادب را خورده یک لیوان آب هم رویش.منم زنان رادیده دل به دریا می زنم؟"راست میگن خانم هواسرده چرا بخاری راروشن نمی کنید؟
,زن نیم نگاهی به من می کند.ازحرف خودم پشیمان می شوم.نکند سرم آوارشود.اما اوفقط کمربسته است به قصد کارزار با زن جوان.باوساطت دیگران قائله می خوابد.اما خادم پشت سرهم غرولند می کند:دلم می خواهد بخاری را روشن نکنم.به شما چه؟هرروز باید زیرپایتان راجارو بکشم.بچه هایتان همش آشغال می ریزند......یک ریز حرف می زند.
,زن جوان می نشیند.زنان همه می نشینند.دوباره زیارت وطواف ادامه می یابد.می روم کنار زن معترض.چندنفری دورش جمع شده اند وحرف می زنند.خودم رابه عنوان خبرنگار معرفی می کنم.همه زنان اطراف گوش هایشان تیز می شود جمع می شوند دورمن.درد دل ها شروع می شود:
,-ما که به جزحرم آقا جایی نداریم برویم............
,-من از راه دورآمده ام.وقت دکتر دارم بعدازظهرآمدم اینجا هم نماز بخوانم وهم کمی استراحت کنم.....
,-این خانم که ادعایش می شود خادم آقا است خیلی خودش رامی گیرد.......
,-نظافت حرم اصلا خوب نیست.............چادرکم دارد..........کفش داری همیشه بسته است.......سرویس بهداشتی مایع دست شویی ندارد...............دلمان نمی آید داخل حرم کفش بیاوریم......
,
هرکسی چیزی می گوید.یکی پارافراتر می نهد:گونی گونی پول از این حرم جمع می کنند کجا می رود؟نه حرم را درست می کنند ونه برایش امکانات می گذارند..................
,نمی دانم گوش به حرف کدامشان بدهم .همه باهم حرف می زنند.همه درد دارند.تریبون می افتد دست یکی شان :ازیکی ازشهرستان های اطراف آمده ام.جزدرحرم آقا جای دیگری آرام نمی گیریم.قربانش همه را راه می دهد.اما این خانم خادم همیشه باهمه دعوادارد.بعضی اوقات دختران را مجبورمی کند جاروبزنند.رفتارش اصلا درشان یک خادم حرم نیست.نمی دانم چرا اوقاف این خانم را آورده اینجا.حرم امام رضا که می روی خادمینش دل برایت نمی گذارند ازبس مهربانند.امام زاده دوبرادران هم رفته ام.چندبار تا زمان اذان ظهر درش بسته بوده است.مسئولین باید رسیدگی کنند.
,
یکی دیگرازدختران جوان که دانشجوست می گوید:ماهم برای درس خواندن وهم برای زیارت بیشتر اوقات اینجا می آییم.حرم خیلی کوچک است وکفاف این همه زائررانمی دهد.این همه پول که داخل ضریح می افتد کجا می رود؟
,درد ودل ها زیاد است.به تعداد تمام زائران حرف برای گفتن است اما همه بریک نقل اتفاق نظردارند آن هم اینکه:"نظارت نیست"
,حرف هایشان حرف دل همه است.از حرم می زنم بیرون.زیارت امروز به کامم تلخ شد.کاش باردیگر که قرارشد به حرم بیایم دیگر خبری از اعتراض نباشد.
,
حواشی:
,1-بی نظمی های اطراف حرم همچنان ادامه دارد.مسئولینی که بارها به ما خبرنگاران قول داده بودید که اوضاع را درست می کنید؛دست بجنبانید!
,2-اعتبارات سالانه که برای امور فرهنگی درنظرگرفته می شود جای خود؛تکلیف این همه پول بی زبان که مردم نذرحرم می کنند چیست؟آن گونی های پول که می گویند کجا می رود؟
,3-مغازه داران اطراف حرم راضی به عقب نشینی اند اما می گویند مسئولین پولمان رانمی دهند.
,4-پلیس حرم که تابلواش کمی آن طرف تر قدعلم کرده کجاست تا جواب این همه بی نطمی رابدهد چندوقت پیش عده ای مست کرده جلوی حرم عربده کشی می کردند.پس نیروهای نظارتی کجایند؟
,4-یک روز باچشم خودم اتومبیل یکی از مسئولین را وسط صحن حرم پارک شده دیدم.جدیدا داخل حرم پارکینک ساخته اند؟آن هم صحنی که سرهم دوازده متر نمی شود.
,5-بدنیست خبرنگاران همیشه دوربین وضبط شان همراهشان باشد حتی موقعی که می روند زیارت.سوژه های خوبی نصیبشان می شود.مطمئن باشند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه