گنجینه های انقلابی بشرویه :
با شجاعت به او گفتم لیاقت تو سخنرانی در طویله برای گاو هاست !
زمانی که این زن میخواست وارد مسجد شود جلو رفته و خطاب به وی گفتم تو لیاقت حضور در این خانه خدا و سخنرانی در این مکان مقدس را نداری ، تو باید در طویله گاوها و برای آنها سخنرانی کنی[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پیام بشرویه در حادثه عظیم نهضت انقلاب اسلامی و بویژه در اوج این نهضت در سال 57 بانوان غیرتمند، ولایی و پیروان معمار کبیر انقلاب اسلامی همدوش با مردان در صحنه های نبرد علیه ستمشاهی حضوری فعال داشتند و دیگران را نیز تشویق به شرکت در راهپیمایی ها می کردند .
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پیام بشرویه ,در شهرستان بشرویه هم بانوانی بودند که در راهپیمایی ها نقش آفرینی می کردند ، بانوی سالمند انقلابی "س. حسین زاده اول" در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پیام بشرویه از فعالیت های خود در دوران انقلاب می گوید : در روزهای اول برگزاری راهپیمایی ها که بزرگان دینی همچون "حجه الاسلام والمسلمین ابوالحسنی" شرکت در راهپیمایی را یک وظیفه دینی می دانستند ، من از اولین بانوانی بودم که پرچم و پلاکارد بدست می گرفتم و پشت سر مردان به شعار دادن مشغول می شدم و همیشه قبل از شروع راهپیمایی ها ساعتی قبل از خانه بیرون آمده و بانوان همسایه ،اهل محل و کوچه را که با آنان آشنا بودم تشویق به شرکت در راهپیمایی می کردم و خانه به خانه برای راهپیمایی بعدی اطلاع رسانی می کردم چرا که این کار را یک وظیفه دینی و شرعی خود می دانستم ،
وی ادامه داد: در زمان طاغوت و رژیم پهلوی بیشترین ظلم ها به بانوان اسلامی می شد ، چرا که معتقد به حفظ حجاب و عفاف بودیم ولیکن بعضی وقتها می دیدیم در یکی از ادارات دختران یا زنانی بی حجاب و آرایش کرده وارد می شوند که برای زنان این شهرستان ننگ و عیبی بسیار بزرگ بود .

این بانوی بشرویه ای مسلمان و انقلابی در ادامه خاطراتش گفت: در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی برخی از گروه ها سعی می کردند با فریب و نیرنگ بین مردم و روحانیت اختلاف ایجاد کنند مثل گروهک منافقین و ضد ولایت فقیه ، که یادم هست در اوایل پیروزی انقلاب هواداران این گروهک ضد اسلامی قصد داشت یک زنی را که حجاب درستی هم نداشت در مسجد جامع میدان که محل عبادت و راز و نیاز با خدا بود بیاورند تا سخنرانی کند ، من به مسئولین مسجد گفتم اجازه دهید اگر این زن بخواهد در خانه خدا با این وضع بدحجابی سخنرانی کند ، شیشه های مسجد را برسرش خراب کنم و سپس با خرج خودم پنجره ها را مجدد شیشه کرده و تمام مسجد را جارو خواهم زد. زمانی که این زن میخواست وارد مسجد شود جلو رفته و خطاب به وی گفتم تو لیاقت حضور در این خانه خدا و سخنرانی در این مکان مقدس را نداری ، تو باید در طویله گاوها و برای آنها سخنرانی کنی و اینجا کسی برای رف های تو حتی تره هم خورد نمی کند ، وی که یکی از نمایندگان منافق پست مریم رجوی بود با نگاه تمسخر آمیزی به من نگاه کرد و من نیز مرتب جمله ام را با شجاعت تکرار کردم و آنقدر پافشاری کردم و بقیه نیز با من همراه شدند تا با همین برخورد ،جلسه سخنرانی آن ملعون به هم خورد و هوادارانش اورا از این شهر فراری دادند.
انتهای پیام/
در شهرستان بشرویه هم بانوانی بودند که در راهپیمایی ها نقش آفرینی می کردند ، بانوی سالمند انقلابی "س. حسین زاده اول" در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پیام بشرویه از فعالیت های خود در دوران انقلاب می گوید : در روزهای اول برگزاری راهپیمایی ها که بزرگان دینی همچون "حجه الاسلام والمسلمین ابوالحسنی" شرکت در راهپیمایی را یک وظیفه دینی می دانستند ، من از اولین بانوانی بودم که پرچم و پلاکارد بدست می گرفتم و پشت سر مردان به شعار دادن مشغول می شدم و همیشه قبل از شروع راهپیمایی ها ساعتی قبل از خانه بیرون آمده و بانوان همسایه ،اهل محل و کوچه را که با آنان آشنا بودم تشویق به شرکت در راهپیمایی می کردم و خانه به خانه برای راهپیمایی بعدی اطلاع رسانی می کردم چرا که این کار را یک وظیفه دینی و شرعی خود می دانستم ،
وی ادامه داد: در زمان طاغوت و رژیم پهلوی بیشترین ظلم ها به بانوان اسلامی می شد ، چرا که معتقد به حفظ حجاب و عفاف بودیم ولیکن بعضی وقتها می دیدیم در یکی از ادارات دختران یا زنانی بی حجاب و آرایش کرده وارد می شوند که برای زنان این شهرستان ننگ و عیبی بسیار بزرگ بود .

این بانوی بشرویه ای مسلمان و انقلابی در ادامه خاطراتش گفت: در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی برخی از گروه ها سعی می کردند با فریب و نیرنگ بین مردم و روحانیت اختلاف ایجاد کنند مثل گروهک منافقین و ضد ولایت فقیه ، که یادم هست در اوایل پیروزی انقلاب هواداران این گروهک ضد اسلامی قصد داشت یک زنی را که حجاب درستی هم نداشت در مسجد جامع میدان که محل عبادت و راز و نیاز با خدا بود بیاورند تا سخنرانی کند ، من به مسئولین مسجد گفتم اجازه دهید اگر این زن بخواهد در خانه خدا با این وضع بدحجابی سخنرانی کند ، شیشه های مسجد را برسرش خراب کنم و سپس با خرج خودم پنجره ها را مجدد شیشه کرده و تمام مسجد را جارو خواهم زد. زمانی که این زن میخواست وارد مسجد شود جلو رفته و خطاب به وی گفتم تو لیاقت حضور در این خانه خدا و سخنرانی در این مکان مقدس را نداری ، تو باید در طویله گاوها و برای آنها سخنرانی کنی و اینجا کسی برای رف های تو حتی تره هم خورد نمی کند ، وی که یکی از نمایندگان منافق پست مریم رجوی بود با نگاه تمسخر آمیزی به من نگاه کرد و من نیز مرتب جمله ام را با شجاعت تکرار کردم و آنقدر پافشاری کردم و بقیه نیز با من همراه شدند تا با همین برخورد ،جلسه سخنرانی آن ملعون به هم خورد و هوادارانش اورا از این شهر فراری دادند.
انتهای پیام/
در شهرستان بشرویه هم بانوانی بودند که در راهپیمایی ها نقش آفرینی می کردند ، بانوی سالمند انقلابی "س. حسین زاده اول" در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پیام بشرویه از فعالیت های خود در دوران انقلاب می گوید : در روزهای اول برگزاری راهپیمایی ها که بزرگان دینی همچون "حجه الاسلام والمسلمین ابوالحسنی" شرکت در راهپیمایی را یک وظیفه دینی می دانستند ، من از اولین بانوانی بودم که پرچم و پلاکارد بدست می گرفتم و پشت سر مردان به شعار دادن مشغول می شدم و همیشه قبل از شروع راهپیمایی ها ساعتی قبل از خانه بیرون آمده و بانوان همسایه ،اهل محل و کوچه را که با آنان آشنا بودم تشویق به شرکت در راهپیمایی می کردم و خانه به خانه برای راهپیمایی بعدی اطلاع رسانی می کردم چرا که این کار را یک وظیفه دینی و شرعی خود می دانستم ،
وی ادامه داد: در زمان طاغوت و رژیم پهلوی بیشترین ظلم ها به بانوان اسلامی می شد ، چرا که معتقد به حفظ حجاب و عفاف بودیم ولیکن بعضی وقتها می دیدیم در یکی از ادارات دختران یا زنانی بی حجاب و آرایش کرده وارد می شوند که برای زنان این شهرستان ننگ و عیبی بسیار بزرگ بود .

این بانوی بشرویه ای مسلمان و انقلابی در ادامه خاطراتش گفت: در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی برخی از گروه ها سعی می کردند با فریب و نیرنگ بین مردم و روحانیت اختلاف ایجاد کنند مثل گروهک منافقین و ضد ولایت فقیه ، که یادم هست در اوایل پیروزی انقلاب هواداران این گروهک ضد اسلامی قصد داشت یک زنی را که حجاب درستی هم نداشت در مسجد جامع میدان که محل عبادت و راز و نیاز با خدا بود بیاورند تا سخنرانی کند ، من به مسئولین مسجد گفتم اجازه دهید اگر این زن بخواهد در خانه خدا با این وضع بدحجابی سخنرانی کند ، شیشه های مسجد را برسرش خراب کنم و سپس با خرج خودم پنجره ها را مجدد شیشه کرده و تمام مسجد را جارو خواهم زد. زمانی که این زن میخواست وارد مسجد شود جلو رفته و خطاب به وی گفتم تو لیاقت حضور در این خانه خدا و سخنرانی در این مکان مقدس را نداری ، تو باید در طویله گاوها و برای آنها سخنرانی کنی و اینجا کسی برای رف های تو حتی تره هم خورد نمی کند ، وی که یکی از نمایندگان منافق پست مریم رجوی بود با نگاه تمسخر آمیزی به من نگاه کرد و من نیز مرتب جمله ام را با شجاعت تکرار کردم و آنقدر پافشاری کردم و بقیه نیز با من همراه شدند تا با همین برخورد ،جلسه سخنرانی آن ملعون به هم خورد و هوادارانش اورا از این شهر فراری دادند.
انتهای پیام/
در شهرستان بشرویه هم بانوانی بودند که در راهپیمایی ها نقش آفرینی می کردند ، بانوی سالمند انقلابی "س. حسین زاده اول" در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پیام بشرویه از فعالیت های خود در دوران انقلاب می گوید : در روزهای اول برگزاری راهپیمایی ها که بزرگان دینی همچون "حجه الاسلام والمسلمین ابوالحسنی" شرکت در راهپیمایی را یک وظیفه دینی می دانستند ، من از اولین بانوانی بودم که پرچم و پلاکارد بدست می گرفتم و پشت سر مردان به شعار دادن مشغول می شدم و همیشه قبل از شروع راهپیمایی ها ساعتی قبل از خانه بیرون آمده و بانوان همسایه ،اهل محل و کوچه را که با آنان آشنا بودم تشویق به شرکت در راهپیمایی می کردم و خانه به خانه برای راهپیمایی بعدی اطلاع رسانی می کردم چرا که این کار را یک وظیفه دینی و شرعی خود می دانستم ،
وی ادامه داد: در زمان طاغوت و رژیم پهلوی بیشترین ظلم ها به بانوان اسلامی می شد ، چرا که معتقد به حفظ حجاب و عفاف بودیم ولیکن بعضی وقتها می دیدیم در یکی از ادارات دختران یا زنانی بی حجاب و آرایش کرده وارد می شوند که برای زنان این شهرستان ننگ و عیبی بسیار بزرگ بود .

این بانوی بشرویه ای مسلمان و انقلابی در ادامه خاطراتش گفت: در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی برخی از گروه ها سعی می کردند با فریب و نیرنگ بین مردم و روحانیت اختلاف ایجاد کنند مثل گروهک منافقین و ضد ولایت فقیه ، که یادم هست در اوایل پیروزی انقلاب هواداران این گروهک ضد اسلامی قصد داشت یک زنی را که حجاب درستی هم نداشت در مسجد جامع میدان که محل عبادت و راز و نیاز با خدا بود بیاورند تا سخنرانی کند ، من به مسئولین مسجد گفتم اجازه دهید اگر این زن بخواهد در خانه خدا با این وضع بدحجابی سخنرانی کند ، شیشه های مسجد را برسرش خراب کنم و سپس با خرج خودم پنجره ها را مجدد شیشه کرده و تمام مسجد را جارو خواهم زد. زمانی که این زن میخواست وارد مسجد شود جلو رفته و خطاب به وی گفتم تو لیاقت حضور در این خانه خدا و سخنرانی در این مکان مقدس را نداری ، تو باید در طویله گاوها و برای آنها سخنرانی کنی و اینجا کسی برای رف های تو حتی تره هم خورد نمی کند ، وی که یکی از نمایندگان منافق پست مریم رجوی بود با نگاه تمسخر آمیزی به من نگاه کرد و من نیز مرتب جمله ام را با شجاعت تکرار کردم و آنقدر پافشاری کردم و بقیه نیز با من همراه شدند تا با همین برخورد ،جلسه سخنرانی آن ملعون به هم خورد و هوادارانش اورا از این شهر فراری دادند.
انتهای پیام/
در شهرستان بشرویه هم بانوانی بودند که در راهپیمایی ها نقش آفرینی می کردند ، بانوی سالمند انقلابی "س. حسین زاده اول" در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پیام بشرویه از فعالیت های خود در دوران انقلاب می گوید : در روزهای اول برگزاری راهپیمایی ها که بزرگان دینی همچون "حجه الاسلام والمسلمین ابوالحسنی" شرکت در راهپیمایی را یک وظیفه دینی می دانستند ، من از اولین بانوانی بودم که پرچم و پلاکارد بدست می گرفتم و پشت سر مردان به شعار دادن مشغول می شدم و همیشه قبل از شروع راهپیمایی ها ساعتی قبل از خانه بیرون آمده و بانوان همسایه ،اهل محل و کوچه را که با آنان آشنا بودم تشویق به شرکت در راهپیمایی می کردم و خانه به خانه برای راهپیمایی بعدی اطلاع رسانی می کردم چرا که این کار را یک وظیفه دینی و شرعی خود می دانستم ،
, خبرنگار اجتماعی پیام بشرویه,وی ادامه داد: در زمان طاغوت و رژیم پهلوی بیشترین ظلم ها به بانوان اسلامی می شد ، چرا که معتقد به حفظ حجاب و عفاف بودیم ولیکن بعضی وقتها می دیدیم در یکی از ادارات دختران یا زنانی بی حجاب و آرایش کرده وارد می شوند که برای زنان این شهرستان ننگ و عیبی بسیار بزرگ بود .
,

, این بانوی بشرویه ای مسلمان و انقلابی در ادامه خاطراتش گفت: در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی برخی از گروه ها سعی می کردند با فریب و نیرنگ بین مردم و روحانیت اختلاف ایجاد کنند مثل گروهک منافقین و ضد ولایت فقیه ، که یادم هست در اوایل پیروزی انقلاب هواداران این گروهک ضد اسلامی قصد داشت یک زنی را که حجاب درستی هم نداشت در مسجد جامع میدان که محل عبادت و راز و نیاز با خدا بود بیاورند تا سخنرانی کند ، من به مسئولین مسجد گفتم اجازه دهید اگر این زن بخواهد در خانه خدا با این وضع بدحجابی سخنرانی کند ، شیشه های مسجد را برسرش خراب کنم و سپس با خرج خودم پنجره ها را مجدد شیشه کرده و تمام مسجد را جارو خواهم زد. زمانی که این زن میخواست وارد مسجد شود جلو رفته و خطاب به وی گفتم تو لیاقت حضور در این خانه خدا و سخنرانی در این مکان مقدس را نداری ، تو باید در طویله گاوها و برای آنها سخنرانی کنی و اینجا کسی برای رف های تو حتی تره هم خورد نمی کند ، وی که یکی از نمایندگان منافق پست مریم رجوی بود با نگاه تمسخر آمیزی به من نگاه کرد و من نیز مرتب جمله ام را با شجاعت تکرار کردم و آنقدر پافشاری کردم و بقیه نیز با من همراه شدند تا با همین برخورد ،جلسه سخنرانی آن ملعون به هم خورد و هوادارانش اورا از این شهر فراری دادند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه