ارتشی که وابسته به آمریکاییها بود
درسال ۱۳۵۶(۱۹۷۸) به ۰۰۰/۰۰۰/۴۰۰/ ۹(نه میلیارد و چهارصد میلیون دلار رسید )هزینههای سرسام آور و سنگین نمایانگر روند مصرفگرایی بنجلها و روبه تزاید آمریکایی شدن ارتش شاه بود. در سال ۱۳۵۵ ایران به اندازه جمهوری خلق چین در امور نظامی خرج میکرد در حالیکه یک دهم چین پرسنل نداشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، وابستگی ارتش شاه به آمریکا در چهارچوب نظم دو قطبی بعد از جنگ دوم جهانی بین دو ابرقدرت شرق و غرب بود. بعد از کودتای آمریکایی-انگلیسی ۲۸ مرداد، آمریکا گذشته از تقویت ارتش ایران، ایران را تشویق به حضور در ترتیبات امنیتی منطقهای میکرد که مهمترین آنها پیمان بغداد بود که در فوریه ۱۹۵۵ م بین عراق و ایران، ترکیه و پاکستان منعقد گردید. «حسنین هیکل»نویسنده و روزنامهنگار درباره پیمان بغداد میگوید پیمان بغداد خاکستری را که مدت ۱۴۰۰ سال بر روی دشمنی دیرینه ایرانیان و اعراب نشسته بود یکباره برباد داد. پیمان بغداد دشمنی بین جمالعبدالناصر و شاه را عیان کرد. این پیمان در اصل اتحادیهای دفاعی برای جلوگیری از تجاوز و براندازی شوروی درخاورمیانه بود و مهمترین مواد آن برنامه ریزی مشترک نظامی بود.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,برنامه آمریکایی نمودن ارتش ایران در جنگ دوم جهانی و حضور ۳۰هزار افسر و سرباز آمریکایی در ایران آغاز گردید. اولین قرار داد اعزام مستشاران آمریکایی بین محمد ساعد و دریفوس وزرای خارجه ایران و آمریکا در ۲/۱۰/۱۹۴۲ منعقد گردید. بعد از کودتای ۲۸ مرداد و تصفیه ارتش از افسران میهن دوست، آمریکا درمیان کشورهای صادرکننده اسلحه به ایران مقام اول را داشت. مبلغ خریدها و سفارشهای ایران برای سلاحهای آمریکایی از سال ۱۹۶۵تا۱۹۷۵ از ۶۹ میلیون دلار به دومیلیارد و۱۰۹ میلیون دلار افزایش داده شد. ارتش همواره سهم مهمی از درآمدهای دولت را به خود اختصاص میداد.
, ,
,
, در فاصله ده ساله ۵۷تا ۱۳۴۸ بودجه عمومی به میزان ۱۱ برابر افزایش داشت، اما بودجه ارتش و هزینههای نظامی حداقل ۱۵ برابر گردید. نولی در اینباره میگوید: دربودجه سال ۱۳۵۵ هزینههای نظامی ۱/۸ میلیارد پیشبینی شده بود اما به نظر میرسد محاسبه هزینههای فرودگاهها، پایگاهها و صنایع نظامی معمولا در ردیف بودجه عمرانی منظور گردیده. بودجه نظامی ایران در سال ۱۳۴۹ معادل ۰۰۰/۰۰۰/۸۸۰ دلار بود که درسال ۱۳۵۶(۱۹۷۸) به ۰۰۰/۰۰۰/۴۰۰/ ۹(نه میلیارد و چهارصد میلیون دلار رسید )هزینههای سرسام آور و سنگین نمایانگر روند مصرفگرایی بنجلها و روبه تزاید آمریکایی شدن ارتش شاه بود. برای مثال در سال ۱۳۵۵ ایران به اندازه جمهوری خلق چین در امور نظامی خرج میکرد در حالیکه یک دهم چین پرسنل نداشت.
, ,
,
, مخارج نظامی ایران ۸ برابر عراق بود در صورتی که تعداد پرسنل آن کمتر از دو برابر پرسنل عراق بود. کل بودجه نظامی ۱۸ کشور عربی دشمن اسرائیل درسال ۱۹۷۴معادل ۲۰۹/۸(هشت میلیاردو دویست ونه میلیون دلار بود) دربرابر بودجه نظامی ایران۳۲۸/۵ میلیون دلار بود. افزایش سرسام آور بودجه نظامی کشور در موقعیتی بود که اکثریت جمعیت روستایی کشور فاقد ابتداییترین امکانات بهداشتی بود. سیاستهای شوونیستی شاه، کشور و ارتش ایران را به نوکر آمریکا تبدیل نموده بود. ایران هم به انبار بیخاصیت باروت غرب در مقابل شوروی درخاورمیاه تبدیل شده بود و هم چرخ کمپانیهای سرمایهداری غرب در ادوات نظامی با دلارهای نفتی ملت محروم ایران به گردش درمیآمد بودجه نظامی کمتر کشوری در زمان صلح هم سطح ایران بود. اینها از عوامل سیاسی وقوع انقلاب اسلامی و مشارکت ارتش در این انقلاب گردید. تنشزدایی بین شرق وغرب و خروج انگلیس از خلیج فارس ایران را به بازیگر عمده منطقهای تبدیل نمود، درگیر شدن آمریکا در جنگ ویتنام و استراتژی منطقهای کسینجر و دکترین نیکسون ایران را به سمت پذیرش نقش حافظ منطقه استراتژیک خلیج فارس و ژاندارم منطقه سوق داد. طبیعتا ایفای چنین نقشی ایجاب میکرد که در درجه نخست ایران میلیتاریزه شود و با خرید جنگندههای مدرن و مجهز و استقرار پایگاههای استراق سمع و استخدام هزاران مستشار خارجی، دلارهای نفتی ناشی از فروش نفت به کشورهای صنعتی غرب، بازگشت داده شود.
, ,
,
, پذیرش مسئولیت ناشی دفاع از منافع آمریکا توسط رژیم شاه، به قدرتمند شدن نخبگان سیاسی و نظامی و تمرکزگرایی رژیم بسیار کمک کرد خرید اسلحه و وسایل نظامی از آمریکا یکی از علل عمده وابستگی اقتصادی ایران به اقتصاد و صنایع غرب بوده است. بنا به اظهارات ژنرال «الیس ویلیاسون» معاون گروه مستشاران نظامی آمریکا در ایران، در پاییز سال ۱۳۵۲ تهران، کانون هجوم دلالان اسلحه و نمایندگان تمام کارخانجات تسلیحاتی آمریکا شد؛ بهطوریکه طی دوسال ماموریت وی ۷۰۰ قرار داد به مبلغ چهار میلیارد دلار بین ایران و شرکتهای آمریکایی منعقد گردید. مبلغ کل فروش جنگ افزارهای آمریکایی به ایران از ۱۳۵۱تا ۱۳۵۶ بالغ بر ۴/۲۴ میلیارد دلار گردید. خریدهای عمده تسلیحاتی ایران از آمریکا یک رشته نوسانات عمیق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال داشت و بیش از پیش نارضایتی مردم را برانگیخت.
,یکی از معضلات مهم حضورهزاران مستشار آمریکایی جهت آموزش کاربری سیستمهای پیچیده نظامی مخصوصا در نیروی هوایی بود. براساس آمار تعداد کارشناسان، در سال ۱۳۵۶ در ارتش ایران برابر با ۴۵ هزار نفر بوده. کارشناسان پنتاگون پیشبینی میکردند که تعداد آنها در ایران تا سال ۱۳۵۹ به ۶۰هزار نفر برسد. اگر حد متوسط حقوق ماهیانه هریک از مستشاران آمریکایی در سال ۱۳۵۶ را شش هزار دلار فرض کنیم، دولت ایران مجبور بود برای ۴۵ هزار مستشار سالانه ۲۴/۳ میلیارد دلار فقط بابت حقوق این افراد بپردازد. مقایسه این مبلغ با بودجه سالانه دولت برای آموزش و بهداشت و بهزیستی نشانه سیاست غیرعقلایی و میلیتاریستی دولت ایران بود. در بودجه سال ۱۳۵۶ برای آموزش وپرورش ۸/۱ میلیارد دلار و برای بهداشت ۳۶۲ میلیون دلار اختصاص داده شد که حدودا نصف حقوق سالانه مستشاران آمریکایی است. بههرحال حضور ۴۵۰۰۰ مستشار آمریکایی که اکثرا در جنگ ویتنام شرکت کرده بودند و دخالت آنها در تمامی امور سیاسی؟، اقتصادی و نظامی کشور و سیطره بر ارتش، ژاندارمری، شهربانی و ساواک خود بیانگر این واقعیت است که آنها دو نوع عملکرد و وظیفه اصلی داشتند:
,۱-حفظ و حراست از منافع دولت آمریکا و ایجاد زمینههای کافی برای گسترش سرمایههای خارجی در ایران.
,۲- شرکت مستقیم درسلطه سیاسی بر مردم و اجرای نظم.
, ,
,
, به رغم هزینههای هنگفت مذکور، مجموعه ارتش ایران در آن زمان همانند صفحه شطرنجی بود که بعضی از مهرهها را داشت و بعضی از مهرهها دیگر آن ناپیدا بودند. تجهیزات و ابزارهوایی، دریایی حتی زمینی پیدا بود در حالیکه این ارتش با مقیاس دو برابر نیروی انسانی و هشت برابر بودجه طی ده سال و سه جنگ با عراق، هر سه بار با شکست بر سر میز مذاکره حاضر شد. به دلیل ضعف ایران، بحرین ازدست رفت. ارتفاعاتی درغرب (قصر شیرین و گیلان غرب) و همچنین نفت خانه نیز به عراق سپرده شد. میرفت که جزایر بیشتری در خلیج فارس نیز واگذار شود. در تبیین عوامل سیاسی مشارکت نظامیان در انقلاب دو عامل سلطه و استعمار خارجی و استبداد داخلی برجستگی خاصی دارد.
, ,
,
, حضور چهل و پنج هزار مستشار آمریکایی وهزاران اسرائیلی و اروپایی در پیکره نظامی و پادگانهای نیروی هوایی و برخورد تحقیرآمیز آنان با پرسنل ارتش، نفرت از سلطه خارجی را در ارتش دامن میزد. بدبینی نسبت به حضور بیگانه در وظن که در حافظه تاریخی ملت ایران جایگاه خاصی دارد موج نفرت از بیگانه را مضاعف مینمود. ملتها در بستر تاریخی خاص خود به ادامه حیات سیاسی – اجتماعی میپردازند و سابقه ۱۲ قرن ابرقدرتی در جهان از حافظه ملت و مخصوصا نظامیان که سمبل اقتدار ملی هستند پاک نشدنی بود. دین کفر ستیز اسلام نیز به بیگانهستیزی نظامیان ایران صبغهای مذهبی میبخشید. نظام استبدادی شاه نیز دست به اقداماتی در رابطه با ارتش زد که منجر به تردید عملی و سپس پیوستن ارتش به موج انقلاب گردید: تغییر نقش ارتش در حفظ و تضمین استقلال و تمامیت ارضی کشور به ابزاری در جهت ایفای سیاست خارجی منطقهای رژیم، فروپاشی مهمترین ستون حمایتی شاه و نهایتا پیوستن آن به موج انقلاب را به همراه داشت. عده زیادی بر این باور بودند که نیروهای مسلح وفادار به شاه انقلاب را برای حفظ فرماندهی کل خود سرکوب خواهند کرد. اما از بین رفتن مشوعیت و اقتدار فرماندهی به علت اقدامات جاه طلبانه و خلاف منافع ملی شاه آهنگ پیوستن ارتش به انقلاب را تسریع نمود. بعد از خروج شاه خلاء در ارتش نمودار شد. خلاء موجود با پتانسیل قوی مذهبی و حضور امام خمینی (ره) در کشور به سرعت پر شد. با توجه به غلبه فرهنگ مذهبی شیعی تغییر وفاداری از رژیم پیشین به نظام جدید حتی قبل از فروپاشی آن رژیم انجام گرفت و بیعت رسمی ارتش با رهبر انقلاب، روی تلکس خبرگزاریهای جهان رفت.
, ,
,
, ارتش پنج روز بعد از بازگشت امام خمینی به وطن پیوند خود با انقلاب را آشکار ساخت. «ویلیام سولیوان» سفیر آمریکا درایران دراینباره میگوید: «سربازان ایران با توجه به اعتقادات مذهبی در رویارویی با انقلابی که رنگ مذهبی دارد قابل اعتماد نیستند…»
, امام خمینی,ژنرال «هایزر» شخصیت سران نظامی ارتش شاه را چنین توصیف میکند:«رهبران ارتش ایران، ازلحاظ منش و شخصیت، ویژگی مشترک دارند، غرور شخصی از ضعفهایی است که درهمه جا وجود دارد اما این خصلت را هیچ کجا بیشتر از ایران ندیدهام. ویژگی دیگر آنها اکراه و بیمیلی در قبول مسئولیت بود، زیرا میترسیدند در مقابل شاه مرتکب خطا شوند و شاید به همین دلیل همه کارها با تصمیم شخص شاه انجام میشد.» فرماندهان با مشخصات فوق بهعنوان رئیس ستاد ارتش و یا فرماندهان نیروهای سه گانه اختیاری نداشتند و شاه نیز از ترس کودتا، همواره از ظهور فرماندهان مستقل و صاحب درایت جلوگیری میکرد و اتکای فرماندهی ارتش به شخص شاه باعث شد که با مشروعیتزدایی از شخص وی فرآیند اعلام وفاداری به نظام جدید به سرعت انجام گیرد.
,فجر آفرینان – تحلیلی برعلل مشارکت ارتش در انقلاب اسلامی ایران- سازمان عقیدتی سیاسی ارتش ص۲۰-۳۸
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه