گنجینه های انقلابی /نقش فرماندار بشرویه در آزادی انقلابیون
خودرو حامل سلاح را برداشته و باسرعت به سمت زندان اوین رفتم و...
خودرویی را که شامل تعداد زیادی از انواع اسلحه بود را تسخیر و به همراه برادرم به سمت زندان اوین رفتیم و با کمک شمار زیادی از نیروهای انقلابی و بعد از درگیری هایی که با نگهبانان زندان اوین داشتیم موفق شدیم درهای زندان را یکی پس از دیگری باز کرده[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پیام بشرویه ، از سال پنجم وششم دبیرستان به تهران رفتم تابستان ها را کار می کردم تا مخارج طول سال تحصیل را کسب کرده و زمستان را به تحصیل مشغول بودم
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پیام بشرویه,از دوره پنجم دبیرستان درجلسات شبانه مباحث سیاسی مرتب شرکت می کردم و حتی موضوعات انشایی را که برمی گزیدم به نحوی بود که مسائل روز سیاسی و اقتصادی را مطرح کرده و به صورت غیر مستقیم به رژیم شاه متصل می کردم
از همان ابتدای حضور خود در تهران ، در تمامی تظاهرات شرکت کرده و جز سردسته هایی بودم که مردم را در تظاهرات هدایت کرده و در بعضی مواقع نیز خط دهی می کردم و شعارها را بلند و کوبنده بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی سر می دادیم
به گزارش پیام بشرویه " محمد علی مهدی نژاد " فرماندار شهرستان بشرویه یکی از پیشکسوتان و گنجینه های انقلاب است که تلاش های زیادی را برای پیروزی این انقلاب شکوهمند انجام داده است
وی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی پیام بشر ویه خاطره خود را اینگونه ادامه داد:
در سال 57 که اعتراضات به اوج خود رسیده بود من نیز در منزل یکی از آشنایان دورخود به سر می بردم که البته وی در دستگاه طاغوت رفت و آمد هایی نیز داشت و همیشه من را از شرکت در تظاهرات منع می کرد ولیکن بر خلاف نظر او جزو هدایت گران تظاهرات بودم.
از جمله شخصیت هایی که درتظاهرات نقش پررنگ و موثری داشتند حجه الاسلام دین پرور پیش نماز مسجد اعظم بود، دیگری آقای خراسانی که از مبارزین سر سخت بودند و در مسجد تپه قیطریه سخنرانی های کوبنده ای انجام می داده و اسارت های زیادی را در زمان ستم شاهی تحمل کردند.
یکی دیگر از فعالان انقلابی مهدی کروبی بود که زندان های زیادی را نیز متحمل شد که امیدوارم خداوند به راه راست هدایتش کند و دوباره به آغوش انقلاب برگردد
اولین راهپیمایی عظیم و گسترده مردمی از تپه قیطریه آغاز شد در آن روز همه برای نماز به این محل رفته بودیم .بعد از اینکه نماز بزرگ عید فطر به امامت شهید مفتح برگزار شد اولین راهپیمایی عظیم تهران از آن جا آغاز گشت و جمعیت کثیری از ثپه قیطریه حرکت کرده وتا میدان آزادی تظاهرات کردند نیروهای ارتش رژیم تانک های خود را مستقر کرده و گارد گرفته بودند که بلکه جمعیت پراکنده شوند ولیکن با سخنرانی کوبنده و داغ شهید بهشتی نه تنها دست از اعتراضات خود برنداشتند بلکه بزرگترین قیام خونین 17 شهریور را در فردای آن روز در میدان شهدا رقم زدند
یادم می آید از جمعه خونینی که بوقوع پیوست و شب قبل از آن یکی از آشنایانم که در دربار پهلوی رفت و آمد داشت و من را به خاطر ظاهرم به شیخ صدا می زد هشدار داد که فردا قرار است درگیری شدیدی صورت گیرد و به هیچ وجه از خانه بیرون نروم و گفت: فردا قرار است هر کسی که در میدان شهدا (ژاله قدیم ) باشد به رگبار بسته شود من نیز آن شب را بیدار مانده و هنگام سحر خیلی آرام و آهسته از منزل بیرون زدم و از شمران تا محل راهپیمایی میدان شهدا که آن زمان میدان ژاله نام داشت پیاده رفتم و در آنجا موتوری را برایم تهیه کرده بودند که جزو موتورسوارانی بودیم که تظاهرات را هدایت می کردیم 8 صبح روز 17 شهریور 57 راهپیمایی آغاز شد و در اولین لحظه های شروع تظاهرات ،تانک هایی که مستقر بودند شروع به تیراندازی به سوی تظاهر کنندگان کردند و از بالا نیز هلکوپترها بر روی مردم تیراندازی می کردند .ما که وظیفه هدایت گری را بر عهده داشتیم در بین جمعیت آقایان و خانم ها پراکنده شده و جمعیت را پراکنده کردیم تا بیشتر از این مردم را به خاک و خون نکشد و بعد از این که افراد بعد از تظاهرات پراکنده شدند من جز اخرین نفراتی بودم که در تظاهرات باقی ماند و نیروهای ساواک به محض رویت دنبالم کرده و به سرعت تیراندازی می کردند که نهایتا در داخل یک کوچه بم بست گرفتار شدم وسربازان رژیم فرصت را مغتنم شمرده بر روی زانو نشست و من را هدف گرفت تا تیراندازی کند . چاره ای نداشتم چشمان خود را بستم که یکدفعه لطف خداوند شامل حالم شد ودرب آخرین منزل کوچه باز شده و به سرعت من را به داخل خانه کشیدند که توانستم از پشت بام فرار کنم و در این روز جمعه خونین که توفیق داشتم خدمت کوچکی برای انقلاب انجام بدهم خون شهدای آن روز آثار و برکات زیادی را بدنبال داشت.

وی از زمان ورود امام راحل (ره ) گفت و دل هایی که به عشق و شوق خمینی از هوش می رفتند ، مهدی نژاد اینگونه بیان داشت : سه روز قبل از ورود امام خمینی فرودگاه ها را از سوی بختیار خائن بسته بستند لذا شمار زیادی از علما و روحانیون از جمله شهید بهشتی ، منتظری و کروی در دانشگاه تحسن کردند و علمایی از جمله شهید صدوقی و مطهری و بسیاری دیگر از بزرگواران دینی نیز آمده بودند ،صحن دانشگاه مملو بود از جوانان و مردمی که حمایت کرده بودند از انقلاب و همه هم پیمان شدند که یا فرودگاه باز شود و همه به استقبال امام خواهیم رفت و یا همه شهید خواهند شد یکی ازفعالانی که تلاش زیادی در این تظاهرات کرد ، کروبی بود که بازهم مجدد دعا می کنم خداوند به راه راست هدایتش کرده و به انقلاب بازگردد .مردم به عهدی که بستند عمل کردند بعد از سه روز استقامت همه به استقبال امام رفتیم و توفیقی داشتم تا خدمتی کوچک نیز در این تحسن انجام دهم .
فرماندار از خاطره خود در آزاد سازی زندانیون انقلاب هم گفت: به همراه گروهی از بچه های حزب الله نقشه کشیدیم تا زندانیان سیاسی را نجات دهیم و من توانستم با خام کردن راننده ماشین ارتش در آن زمان , خودرویی را که شامل تعداد زیادی از انواع اسلحه بود را تسخیر و به همراه برادرم به سمت زندان اوین رفتیم و با کمک شمار زیادی از نیروهای انقلابی و بعد از درگیری هایی که با نگهبانان زندان اوین داشتیم موفق شدیم درهای زندان را یکی پس از دیگری باز کرده و جمعیت زیادی از بچه های انقلابی که گرفتار شده بودند را آزاد کنیم و تمام درب های زندان را باز کردیم وضعیت بسیار وحشتناکی در زندان حاکم بود و برخی از زندانیان بودند که سالها در آن سلول انفرادی وحشتناک به سر می برده و حتی چندین ماه روشنی را ندیده بودند.
آنچه که مهم است این بود که انقلاب در دو مقطع بسیار خوب درخشید یکی زمانی که بانوان انقلابی همپای مردان وارد صحنه شدند و دیگری ورود دانش آموزان به تظاهرات انقلابی بود که سبب شد مسیر انقلاب اوج بگیرد از دیگر مراکزی که نقش فعال و تاثیر گذاری در روند پیروزی انقلاب اسلامی داشت هیئات مذهبی بود که با سخنرانی ها و مداحی های کوبنده خود بسیار تاثیر داشت همیشه خداوند را شکر گذارم که توانستم نقش بسیار کوچکی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کنم.
انتهای پیام/
از دوره پنجم دبیرستان درجلسات شبانه مباحث سیاسی مرتب شرکت می کردم و حتی موضوعات انشایی را که برمی گزیدم به نحوی بود که مسائل روز سیاسی و اقتصادی را مطرح کرده و به صورت غیر مستقیم به رژیم شاه متصل می کردم
از همان ابتدای حضور خود در تهران ، در تمامی تظاهرات شرکت کرده و جز سردسته هایی بودم که مردم را در تظاهرات هدایت کرده و در بعضی مواقع نیز خط دهی می کردم و شعارها را بلند و کوبنده بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی سر می دادیم
به گزارش پیام بشرویه " محمد علی مهدی نژاد " فرماندار شهرستان بشرویه یکی از پیشکسوتان و گنجینه های انقلاب است که تلاش های زیادی را برای پیروزی این انقلاب شکوهمند انجام داده است
وی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی پیام بشر ویه خاطره خود را اینگونه ادامه داد:
در سال 57 که اعتراضات به اوج خود رسیده بود من نیز در منزل یکی از آشنایان دورخود به سر می بردم که البته وی در دستگاه طاغوت رفت و آمد هایی نیز داشت و همیشه من را از شرکت در تظاهرات منع می کرد ولیکن بر خلاف نظر او جزو هدایت گران تظاهرات بودم.
از جمله شخصیت هایی که درتظاهرات نقش پررنگ و موثری داشتند حجه الاسلام دین پرور پیش نماز مسجد اعظم بود، دیگری آقای خراسانی که از مبارزین سر سخت بودند و در مسجد تپه قیطریه سخنرانی های کوبنده ای انجام می داده و اسارت های زیادی را در زمان ستم شاهی تحمل کردند.
یکی دیگر از فعالان انقلابی مهدی کروبی بود که زندان های زیادی را نیز متحمل شد که امیدوارم خداوند به راه راست هدایتش کند و دوباره به آغوش انقلاب برگردد
اولین راهپیمایی عظیم و گسترده مردمی از تپه قیطریه آغاز شد در آن روز همه برای نماز به این محل رفته بودیم .بعد از اینکه نماز بزرگ عید فطر به امامت شهید مفتح برگزار شد اولین راهپیمایی عظیم تهران از آن جا آغاز گشت و جمعیت کثیری از ثپه قیطریه حرکت کرده وتا میدان آزادی تظاهرات کردند نیروهای ارتش رژیم تانک های خود را مستقر کرده و گارد گرفته بودند که بلکه جمعیت پراکنده شوند ولیکن با سخنرانی کوبنده و داغ شهید بهشتی نه تنها دست از اعتراضات خود برنداشتند بلکه بزرگترین قیام خونین 17 شهریور را در فردای آن روز در میدان شهدا رقم زدند
یادم می آید از جمعه خونینی که بوقوع پیوست و شب قبل از آن یکی از آشنایانم که در دربار پهلوی رفت و آمد داشت و من را به خاطر ظاهرم به شیخ صدا می زد هشدار داد که فردا قرار است درگیری شدیدی صورت گیرد و به هیچ وجه از خانه بیرون نروم و گفت: فردا قرار است هر کسی که در میدان شهدا (ژاله قدیم ) باشد به رگبار بسته شود من نیز آن شب را بیدار مانده و هنگام سحر خیلی آرام و آهسته از منزل بیرون زدم و از شمران تا محل راهپیمایی میدان شهدا که آن زمان میدان ژاله نام داشت پیاده رفتم و در آنجا موتوری را برایم تهیه کرده بودند که جزو موتورسوارانی بودیم که تظاهرات را هدایت می کردیم 8 صبح روز 17 شهریور 57 راهپیمایی آغاز شد و در اولین لحظه های شروع تظاهرات ،تانک هایی که مستقر بودند شروع به تیراندازی به سوی تظاهر کنندگان کردند و از بالا نیز هلکوپترها بر روی مردم تیراندازی می کردند .ما که وظیفه هدایت گری را بر عهده داشتیم در بین جمعیت آقایان و خانم ها پراکنده شده و جمعیت را پراکنده کردیم تا بیشتر از این مردم را به خاک و خون نکشد و بعد از این که افراد بعد از تظاهرات پراکنده شدند من جز اخرین نفراتی بودم که در تظاهرات باقی ماند و نیروهای ساواک به محض رویت دنبالم کرده و به سرعت تیراندازی می کردند که نهایتا در داخل یک کوچه بم بست گرفتار شدم وسربازان رژیم فرصت را مغتنم شمرده بر روی زانو نشست و من را هدف گرفت تا تیراندازی کند . چاره ای نداشتم چشمان خود را بستم که یکدفعه لطف خداوند شامل حالم شد ودرب آخرین منزل کوچه باز شده و به سرعت من را به داخل خانه کشیدند که توانستم از پشت بام فرار کنم و در این روز جمعه خونین که توفیق داشتم خدمت کوچکی برای انقلاب انجام بدهم خون شهدای آن روز آثار و برکات زیادی را بدنبال داشت.

وی از زمان ورود امام راحل (ره ) گفت و دل هایی که به عشق و شوق خمینی از هوش می رفتند ، مهدی نژاد اینگونه بیان داشت : سه روز قبل از ورود امام خمینی فرودگاه ها را از سوی بختیار خائن بسته بستند لذا شمار زیادی از علما و روحانیون از جمله شهید بهشتی ، منتظری و کروی در دانشگاه تحسن کردند و علمایی از جمله شهید صدوقی و مطهری و بسیاری دیگر از بزرگواران دینی نیز آمده بودند ،صحن دانشگاه مملو بود از جوانان و مردمی که حمایت کرده بودند از انقلاب و همه هم پیمان شدند که یا فرودگاه باز شود و همه به استقبال امام خواهیم رفت و یا همه شهید خواهند شد یکی ازفعالانی که تلاش زیادی در این تظاهرات کرد ، کروبی بود که بازهم مجدد دعا می کنم خداوند به راه راست هدایتش کرده و به انقلاب بازگردد .مردم به عهدی که بستند عمل کردند بعد از سه روز استقامت همه به استقبال امام رفتیم و توفیقی داشتم تا خدمتی کوچک نیز در این تحسن انجام دهم .
فرماندار از خاطره خود در آزاد سازی زندانیون انقلاب هم گفت: به همراه گروهی از بچه های حزب الله نقشه کشیدیم تا زندانیان سیاسی را نجات دهیم و من توانستم با خام کردن راننده ماشین ارتش در آن زمان , خودرویی را که شامل تعداد زیادی از انواع اسلحه بود را تسخیر و به همراه برادرم به سمت زندان اوین رفتیم و با کمک شمار زیادی از نیروهای انقلابی و بعد از درگیری هایی که با نگهبانان زندان اوین داشتیم موفق شدیم درهای زندان را یکی پس از دیگری باز کرده و جمعیت زیادی از بچه های انقلابی که گرفتار شده بودند را آزاد کنیم و تمام درب های زندان را باز کردیم وضعیت بسیار وحشتناکی در زندان حاکم بود و برخی از زندانیان بودند که سالها در آن سلول انفرادی وحشتناک به سر می برده و حتی چندین ماه روشنی را ندیده بودند.
آنچه که مهم است این بود که انقلاب در دو مقطع بسیار خوب درخشید یکی زمانی که بانوان انقلابی همپای مردان وارد صحنه شدند و دیگری ورود دانش آموزان به تظاهرات انقلابی بود که سبب شد مسیر انقلاب اوج بگیرد از دیگر مراکزی که نقش فعال و تاثیر گذاری در روند پیروزی انقلاب اسلامی داشت هیئات مذهبی بود که با سخنرانی ها و مداحی های کوبنده خود بسیار تاثیر داشت همیشه خداوند را شکر گذارم که توانستم نقش بسیار کوچکی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کنم.
انتهای پیام/
از دوره پنجم دبیرستان درجلسات شبانه مباحث سیاسی مرتب شرکت می کردم و حتی موضوعات انشایی را که برمی گزیدم به نحوی بود که مسائل روز سیاسی و اقتصادی را مطرح کرده و به صورت غیر مستقیم به رژیم شاه متصل می کردم
از همان ابتدای حضور خود در تهران ، در تمامی تظاهرات شرکت کرده و جز سردسته هایی بودم که مردم را در تظاهرات هدایت کرده و در بعضی مواقع نیز خط دهی می کردم و شعارها را بلند و کوبنده بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی سر می دادیم
به گزارش پیام بشرویه " محمد علی مهدی نژاد " فرماندار شهرستان بشرویه یکی از پیشکسوتان و گنجینه های انقلاب است که تلاش های زیادی را برای پیروزی این انقلاب شکوهمند انجام داده است
وی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی پیام بشر ویه خاطره خود را اینگونه ادامه داد:
در سال 57 که اعتراضات به اوج خود رسیده بود من نیز در منزل یکی از آشنایان دورخود به سر می بردم که البته وی در دستگاه طاغوت رفت و آمد هایی نیز داشت و همیشه من را از شرکت در تظاهرات منع می کرد ولیکن بر خلاف نظر او جزو هدایت گران تظاهرات بودم.
از جمله شخصیت هایی که درتظاهرات نقش پررنگ و موثری داشتند حجه الاسلام دین پرور پیش نماز مسجد اعظم بود، دیگری آقای خراسانی که از مبارزین سر سخت بودند و در مسجد تپه قیطریه سخنرانی های کوبنده ای انجام می داده و اسارت های زیادی را در زمان ستم شاهی تحمل کردند.
یکی دیگر از فعالان انقلابی مهدی کروبی بود که زندان های زیادی را نیز متحمل شد که امیدوارم خداوند به راه راست هدایتش کند و دوباره به آغوش انقلاب برگردد
اولین راهپیمایی عظیم و گسترده مردمی از تپه قیطریه آغاز شد در آن روز همه برای نماز به این محل رفته بودیم .بعد از اینکه نماز بزرگ عید فطر به امامت شهید مفتح برگزار شد اولین راهپیمایی عظیم تهران از آن جا آغاز گشت و جمعیت کثیری از ثپه قیطریه حرکت کرده وتا میدان آزادی تظاهرات کردند نیروهای ارتش رژیم تانک های خود را مستقر کرده و گارد گرفته بودند که بلکه جمعیت پراکنده شوند ولیکن با سخنرانی کوبنده و داغ شهید بهشتی نه تنها دست از اعتراضات خود برنداشتند بلکه بزرگترین قیام خونین 17 شهریور را در فردای آن روز در میدان شهدا رقم زدند
یادم می آید از جمعه خونینی که بوقوع پیوست و شب قبل از آن یکی از آشنایانم که در دربار پهلوی رفت و آمد داشت و من را به خاطر ظاهرم به شیخ صدا می زد هشدار داد که فردا قرار است درگیری شدیدی صورت گیرد و به هیچ وجه از خانه بیرون نروم و گفت: فردا قرار است هر کسی که در میدان شهدا (ژاله قدیم ) باشد به رگبار بسته شود من نیز آن شب را بیدار مانده و هنگام سحر خیلی آرام و آهسته از منزل بیرون زدم و از شمران تا محل راهپیمایی میدان شهدا که آن زمان میدان ژاله نام داشت پیاده رفتم و در آنجا موتوری را برایم تهیه کرده بودند که جزو موتورسوارانی بودیم که تظاهرات را هدایت می کردیم 8 صبح روز 17 شهریور 57 راهپیمایی آغاز شد و در اولین لحظه های شروع تظاهرات ،تانک هایی که مستقر بودند شروع به تیراندازی به سوی تظاهر کنندگان کردند و از بالا نیز هلکوپترها بر روی مردم تیراندازی می کردند .ما که وظیفه هدایت گری را بر عهده داشتیم در بین جمعیت آقایان و خانم ها پراکنده شده و جمعیت را پراکنده کردیم تا بیشتر از این مردم را به خاک و خون نکشد و بعد از این که افراد بعد از تظاهرات پراکنده شدند من جز اخرین نفراتی بودم که در تظاهرات باقی ماند و نیروهای ساواک به محض رویت دنبالم کرده و به سرعت تیراندازی می کردند که نهایتا در داخل یک کوچه بم بست گرفتار شدم وسربازان رژیم فرصت را مغتنم شمرده بر روی زانو نشست و من را هدف گرفت تا تیراندازی کند . چاره ای نداشتم چشمان خود را بستم که یکدفعه لطف خداوند شامل حالم شد ودرب آخرین منزل کوچه باز شده و به سرعت من را به داخل خانه کشیدند که توانستم از پشت بام فرار کنم و در این روز جمعه خونین که توفیق داشتم خدمت کوچکی برای انقلاب انجام بدهم خون شهدای آن روز آثار و برکات زیادی را بدنبال داشت.

وی از زمان ورود امام راحل (ره ) گفت و دل هایی که به عشق و شوق خمینی از هوش می رفتند ، مهدی نژاد اینگونه بیان داشت : سه روز قبل از ورود امام خمینی فرودگاه ها را از سوی بختیار خائن بسته بستند لذا شمار زیادی از علما و روحانیون از جمله شهید بهشتی ، منتظری و کروی در دانشگاه تحسن کردند و علمایی از جمله شهید صدوقی و مطهری و بسیاری دیگر از بزرگواران دینی نیز آمده بودند ،صحن دانشگاه مملو بود از جوانان و مردمی که حمایت کرده بودند از انقلاب و همه هم پیمان شدند که یا فرودگاه باز شود و همه به استقبال امام خواهیم رفت و یا همه شهید خواهند شد یکی ازفعالانی که تلاش زیادی در این تظاهرات کرد ، کروبی بود که بازهم مجدد دعا می کنم خداوند به راه راست هدایتش کرده و به انقلاب بازگردد .مردم به عهدی که بستند عمل کردند بعد از سه روز استقامت همه به استقبال امام رفتیم و توفیقی داشتم تا خدمتی کوچک نیز در این تحسن انجام دهم .
فرماندار از خاطره خود در آزاد سازی زندانیون انقلاب هم گفت: به همراه گروهی از بچه های حزب الله نقشه کشیدیم تا زندانیان سیاسی را نجات دهیم و من توانستم با خام کردن راننده ماشین ارتش در آن زمان , خودرویی را که شامل تعداد زیادی از انواع اسلحه بود را تسخیر و به همراه برادرم به سمت زندان اوین رفتیم و با کمک شمار زیادی از نیروهای انقلابی و بعد از درگیری هایی که با نگهبانان زندان اوین داشتیم موفق شدیم درهای زندان را یکی پس از دیگری باز کرده و جمعیت زیادی از بچه های انقلابی که گرفتار شده بودند را آزاد کنیم و تمام درب های زندان را باز کردیم وضعیت بسیار وحشتناکی در زندان حاکم بود و برخی از زندانیان بودند که سالها در آن سلول انفرادی وحشتناک به سر می برده و حتی چندین ماه روشنی را ندیده بودند.
آنچه که مهم است این بود که انقلاب در دو مقطع بسیار خوب درخشید یکی زمانی که بانوان انقلابی همپای مردان وارد صحنه شدند و دیگری ورود دانش آموزان به تظاهرات انقلابی بود که سبب شد مسیر انقلاب اوج بگیرد از دیگر مراکزی که نقش فعال و تاثیر گذاری در روند پیروزی انقلاب اسلامی داشت هیئات مذهبی بود که با سخنرانی ها و مداحی های کوبنده خود بسیار تاثیر داشت همیشه خداوند را شکر گذارم که توانستم نقش بسیار کوچکی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کنم.
انتهای پیام/
از دوره پنجم دبیرستان درجلسات شبانه مباحث سیاسی مرتب شرکت می کردم و حتی موضوعات انشایی را که برمی گزیدم به نحوی بود که مسائل روز سیاسی و اقتصادی را مطرح کرده و به صورت غیر مستقیم به رژیم شاه متصل می کردم
از همان ابتدای حضور خود در تهران ، در تمامی تظاهرات شرکت کرده و جز سردسته هایی بودم که مردم را در تظاهرات هدایت کرده و در بعضی مواقع نیز خط دهی می کردم و شعارها را بلند و کوبنده بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی سر می دادیم
به گزارش پیام بشرویه " محمد علی مهدی نژاد " فرماندار شهرستان بشرویه یکی از پیشکسوتان و گنجینه های انقلاب است که تلاش های زیادی را برای پیروزی این انقلاب شکوهمند انجام داده است
وی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی پیام بشر ویه خاطره خود را اینگونه ادامه داد:
در سال 57 که اعتراضات به اوج خود رسیده بود من نیز در منزل یکی از آشنایان دورخود به سر می بردم که البته وی در دستگاه طاغوت رفت و آمد هایی نیز داشت و همیشه من را از شرکت در تظاهرات منع می کرد ولیکن بر خلاف نظر او جزو هدایت گران تظاهرات بودم.
از جمله شخصیت هایی که درتظاهرات نقش پررنگ و موثری داشتند حجه الاسلام دین پرور پیش نماز مسجد اعظم بود، دیگری آقای خراسانی که از مبارزین سر سخت بودند و در مسجد تپه قیطریه سخنرانی های کوبنده ای انجام می داده و اسارت های زیادی را در زمان ستم شاهی تحمل کردند.
یکی دیگر از فعالان انقلابی مهدی کروبی بود که زندان های زیادی را نیز متحمل شد که امیدوارم خداوند به راه راست هدایتش کند و دوباره به آغوش انقلاب برگردد
اولین راهپیمایی عظیم و گسترده مردمی از تپه قیطریه آغاز شد در آن روز همه برای نماز به این محل رفته بودیم .بعد از اینکه نماز بزرگ عید فطر به امامت شهید مفتح برگزار شد اولین راهپیمایی عظیم تهران از آن جا آغاز گشت و جمعیت کثیری از ثپه قیطریه حرکت کرده وتا میدان آزادی تظاهرات کردند نیروهای ارتش رژیم تانک های خود را مستقر کرده و گارد گرفته بودند که بلکه جمعیت پراکنده شوند ولیکن با سخنرانی کوبنده و داغ شهید بهشتی نه تنها دست از اعتراضات خود برنداشتند بلکه بزرگترین قیام خونین 17 شهریور را در فردای آن روز در میدان شهدا رقم زدند
یادم می آید از جمعه خونینی که بوقوع پیوست و شب قبل از آن یکی از آشنایانم که در دربار پهلوی رفت و آمد داشت و من را به خاطر ظاهرم به شیخ صدا می زد هشدار داد که فردا قرار است درگیری شدیدی صورت گیرد و به هیچ وجه از خانه بیرون نروم و گفت: فردا قرار است هر کسی که در میدان شهدا (ژاله قدیم ) باشد به رگبار بسته شود من نیز آن شب را بیدار مانده و هنگام سحر خیلی آرام و آهسته از منزل بیرون زدم و از شمران تا محل راهپیمایی میدان شهدا که آن زمان میدان ژاله نام داشت پیاده رفتم و در آنجا موتوری را برایم تهیه کرده بودند که جزو موتورسوارانی بودیم که تظاهرات را هدایت می کردیم 8 صبح روز 17 شهریور 57 راهپیمایی آغاز شد و در اولین لحظه های شروع تظاهرات ،تانک هایی که مستقر بودند شروع به تیراندازی به سوی تظاهر کنندگان کردند و از بالا نیز هلکوپترها بر روی مردم تیراندازی می کردند .ما که وظیفه هدایت گری را بر عهده داشتیم در بین جمعیت آقایان و خانم ها پراکنده شده و جمعیت را پراکنده کردیم تا بیشتر از این مردم را به خاک و خون نکشد و بعد از این که افراد بعد از تظاهرات پراکنده شدند من جز اخرین نفراتی بودم که در تظاهرات باقی ماند و نیروهای ساواک به محض رویت دنبالم کرده و به سرعت تیراندازی می کردند که نهایتا در داخل یک کوچه بم بست گرفتار شدم وسربازان رژیم فرصت را مغتنم شمرده بر روی زانو نشست و من را هدف گرفت تا تیراندازی کند . چاره ای نداشتم چشمان خود را بستم که یکدفعه لطف خداوند شامل حالم شد ودرب آخرین منزل کوچه باز شده و به سرعت من را به داخل خانه کشیدند که توانستم از پشت بام فرار کنم و در این روز جمعه خونین که توفیق داشتم خدمت کوچکی برای انقلاب انجام بدهم خون شهدای آن روز آثار و برکات زیادی را بدنبال داشت.

وی از زمان ورود امام راحل (ره ) گفت و دل هایی که به عشق و شوق خمینی از هوش می رفتند ، مهدی نژاد اینگونه بیان داشت : سه روز قبل از ورود امام خمینی فرودگاه ها را از سوی بختیار خائن بسته بستند لذا شمار زیادی از علما و روحانیون از جمله شهید بهشتی ، منتظری و کروی در دانشگاه تحسن کردند و علمایی از جمله شهید صدوقی و مطهری و بسیاری دیگر از بزرگواران دینی نیز آمده بودند ،صحن دانشگاه مملو بود از جوانان و مردمی که حمایت کرده بودند از انقلاب و همه هم پیمان شدند که یا فرودگاه باز شود و همه به استقبال امام خواهیم رفت و یا همه شهید خواهند شد یکی ازفعالانی که تلاش زیادی در این تظاهرات کرد ، کروبی بود که بازهم مجدد دعا می کنم خداوند به راه راست هدایتش کرده و به انقلاب بازگردد .مردم به عهدی که بستند عمل کردند بعد از سه روز استقامت همه به استقبال امام رفتیم و توفیقی داشتم تا خدمتی کوچک نیز در این تحسن انجام دهم .
فرماندار از خاطره خود در آزاد سازی زندانیون انقلاب هم گفت: به همراه گروهی از بچه های حزب الله نقشه کشیدیم تا زندانیان سیاسی را نجات دهیم و من توانستم با خام کردن راننده ماشین ارتش در آن زمان , خودرویی را که شامل تعداد زیادی از انواع اسلحه بود را تسخیر و به همراه برادرم به سمت زندان اوین رفتیم و با کمک شمار زیادی از نیروهای انقلابی و بعد از درگیری هایی که با نگهبانان زندان اوین داشتیم موفق شدیم درهای زندان را یکی پس از دیگری باز کرده و جمعیت زیادی از بچه های انقلابی که گرفتار شده بودند را آزاد کنیم و تمام درب های زندان را باز کردیم وضعیت بسیار وحشتناکی در زندان حاکم بود و برخی از زندانیان بودند که سالها در آن سلول انفرادی وحشتناک به سر می برده و حتی چندین ماه روشنی را ندیده بودند.
آنچه که مهم است این بود که انقلاب در دو مقطع بسیار خوب درخشید یکی زمانی که بانوان انقلابی همپای مردان وارد صحنه شدند و دیگری ورود دانش آموزان به تظاهرات انقلابی بود که سبب شد مسیر انقلاب اوج بگیرد از دیگر مراکزی که نقش فعال و تاثیر گذاری در روند پیروزی انقلاب اسلامی داشت هیئات مذهبی بود که با سخنرانی ها و مداحی های کوبنده خود بسیار تاثیر داشت همیشه خداوند را شکر گذارم که توانستم نقش بسیار کوچکی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کنم.
انتهای پیام/
از دوره پنجم دبیرستان درجلسات شبانه مباحث سیاسی مرتب شرکت می کردم و حتی موضوعات انشایی را که برمی گزیدم به نحوی بود که مسائل روز سیاسی و اقتصادی را مطرح کرده و به صورت غیر مستقیم به رژیم شاه متصل می کردم
,از همان ابتدای حضور خود در تهران ، در تمامی تظاهرات شرکت کرده و جز سردسته هایی بودم که مردم را در تظاهرات هدایت کرده و در بعضی مواقع نیز خط دهی می کردم و شعارها را بلند و کوبنده بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی سر می دادیم
,به گزارش پیام بشرویه " محمد علی مهدی نژاد " فرماندار شهرستان بشرویه یکی از پیشکسوتان و گنجینه های انقلاب است که تلاش های زیادی را برای پیروزی این انقلاب شکوهمند انجام داده است
,وی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی پیام بشر ویه خاطره خود را اینگونه ادامه داد:
, خبرنگار فرهنگی پیام بشر ویه,در سال 57 که اعتراضات به اوج خود رسیده بود من نیز در منزل یکی از آشنایان دورخود به سر می بردم که البته وی در دستگاه طاغوت رفت و آمد هایی نیز داشت و همیشه من را از شرکت در تظاهرات منع می کرد ولیکن بر خلاف نظر او جزو هدایت گران تظاهرات بودم.
,از جمله شخصیت هایی که درتظاهرات نقش پررنگ و موثری داشتند حجه الاسلام دین پرور پیش نماز مسجد اعظم بود، دیگری آقای خراسانی که از مبارزین سر سخت بودند و در مسجد تپه قیطریه سخنرانی های کوبنده ای انجام می داده و اسارت های زیادی را در زمان ستم شاهی تحمل کردند.
,یکی دیگر از فعالان انقلابی مهدی کروبی بود که زندان های زیادی را نیز متحمل شد که امیدوارم خداوند به راه راست هدایتش کند و دوباره به آغوش انقلاب برگردد
,اولین راهپیمایی عظیم و گسترده مردمی از تپه قیطریه آغاز شد در آن روز همه برای نماز به این محل رفته بودیم .بعد از اینکه نماز بزرگ عید فطر به امامت شهید مفتح برگزار شد اولین راهپیمایی عظیم تهران از آن جا آغاز گشت و جمعیت کثیری از ثپه قیطریه حرکت کرده وتا میدان آزادی تظاهرات کردند نیروهای ارتش رژیم تانک های خود را مستقر کرده و گارد گرفته بودند که بلکه جمعیت پراکنده شوند ولیکن با سخنرانی کوبنده و داغ شهید بهشتی نه تنها دست از اعتراضات خود برنداشتند بلکه بزرگترین قیام خونین 17 شهریور را در فردای آن روز در میدان شهدا رقم زدند
,یادم می آید از جمعه خونینی که بوقوع پیوست و شب قبل از آن یکی از آشنایانم که در دربار پهلوی رفت و آمد داشت و من را به خاطر ظاهرم به شیخ صدا می زد هشدار داد که فردا قرار است درگیری شدیدی صورت گیرد و به هیچ وجه از خانه بیرون نروم و گفت: فردا قرار است هر کسی که در میدان شهدا (ژاله قدیم ) باشد به رگبار بسته شود من نیز آن شب را بیدار مانده و هنگام سحر خیلی آرام و آهسته از منزل بیرون زدم و از شمران تا محل راهپیمایی میدان شهدا که آن زمان میدان ژاله نام داشت پیاده رفتم و در آنجا موتوری را برایم تهیه کرده بودند که جزو موتورسوارانی بودیم که تظاهرات را هدایت می کردیم 8 صبح روز 17 شهریور 57 راهپیمایی آغاز شد و در اولین لحظه های شروع تظاهرات ،تانک هایی که مستقر بودند شروع به تیراندازی به سوی تظاهر کنندگان کردند و از بالا نیز هلکوپترها بر روی مردم تیراندازی می کردند .ما که وظیفه هدایت گری را بر عهده داشتیم در بین جمعیت آقایان و خانم ها پراکنده شده و جمعیت را پراکنده کردیم تا بیشتر از این مردم را به خاک و خون نکشد و بعد از این که افراد بعد از تظاهرات پراکنده شدند من جز اخرین نفراتی بودم که در تظاهرات باقی ماند و نیروهای ساواک به محض رویت دنبالم کرده و به سرعت تیراندازی می کردند که نهایتا در داخل یک کوچه بم بست گرفتار شدم وسربازان رژیم فرصت را مغتنم شمرده بر روی زانو نشست و من را هدف گرفت تا تیراندازی کند . چاره ای نداشتم چشمان خود را بستم که یکدفعه لطف خداوند شامل حالم شد ودرب آخرین منزل کوچه باز شده و به سرعت من را به داخل خانه کشیدند که توانستم از پشت بام فرار کنم و در این روز جمعه خونین که توفیق داشتم خدمت کوچکی برای انقلاب انجام بدهم خون شهدای آن روز آثار و برکات زیادی را بدنبال داشت.
,

, وی از زمان ورود امام راحل (ره ) گفت و دل هایی که به عشق و شوق خمینی از هوش می رفتند ، مهدی نژاد اینگونه بیان داشت : سه روز قبل از ورود امام خمینی فرودگاه ها را از سوی بختیار خائن بسته بستند لذا شمار زیادی از علما و روحانیون از جمله شهید بهشتی ، منتظری و کروی در دانشگاه تحسن کردند و علمایی از جمله شهید صدوقی و مطهری و بسیاری دیگر از بزرگواران دینی نیز آمده بودند ،صحن دانشگاه مملو بود از جوانان و مردمی که حمایت کرده بودند از انقلاب و همه هم پیمان شدند که یا فرودگاه باز شود و همه به استقبال امام خواهیم رفت و یا همه شهید خواهند شد یکی ازفعالانی که تلاش زیادی در این تظاهرات کرد ، کروبی بود که بازهم مجدد دعا می کنم خداوند به راه راست هدایتش کرده و به انقلاب بازگردد .مردم به عهدی که بستند عمل کردند بعد از سه روز استقامت همه به استقبال امام رفتیم و توفیقی داشتم تا خدمتی کوچک نیز در این تحسن انجام دهم .
,فرماندار از خاطره خود در آزاد سازی زندانیون انقلاب هم گفت: به همراه گروهی از بچه های حزب الله نقشه کشیدیم تا زندانیان سیاسی را نجات دهیم و من توانستم با خام کردن راننده ماشین ارتش در آن زمان , خودرویی را که شامل تعداد زیادی از انواع اسلحه بود را تسخیر و به همراه برادرم به سمت زندان اوین رفتیم و با کمک شمار زیادی از نیروهای انقلابی و بعد از درگیری هایی که با نگهبانان زندان اوین داشتیم موفق شدیم درهای زندان را یکی پس از دیگری باز کرده و جمعیت زیادی از بچه های انقلابی که گرفتار شده بودند را آزاد کنیم و تمام درب های زندان را باز کردیم وضعیت بسیار وحشتناکی در زندان حاکم بود و برخی از زندانیان بودند که سالها در آن سلول انفرادی وحشتناک به سر می برده و حتی چندین ماه روشنی را ندیده بودند.
,آنچه که مهم است این بود که انقلاب در دو مقطع بسیار خوب درخشید یکی زمانی که بانوان انقلابی همپای مردان وارد صحنه شدند و دیگری ورود دانش آموزان به تظاهرات انقلابی بود که سبب شد مسیر انقلاب اوج بگیرد از دیگر مراکزی که نقش فعال و تاثیر گذاری در روند پیروزی انقلاب اسلامی داشت هیئات مذهبی بود که با سخنرانی ها و مداحی های کوبنده خود بسیار تاثیر داشت همیشه خداوند را شکر گذارم که توانستم نقش بسیار کوچکی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کنم.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه