یادداشت

آرزویی که 35 سال محقق نشد

آرزویی که 35 سال محقق نشد
یکی از مهمترین و مبارک ترین مباحثی که پس ازانقلاب اسلامی ایران اتفاق افتاد، مطرح شدن بحث پیوند میان حوزه و دانشگاه بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ،محسن جبار نژاد -  تا پیش از این تاریخ یعنی در زمان پهلوی و مشخصاً از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 ه.ش تا سال 57 سیاست رژیم پهلوی بر این تعلق گرفته بود که هیچ قرابتی میان حوزه و دانشگاه نباشد. حتی برعکس تلاش می شد تا خروجی فکر دانشگاهی نقطه مقابل تفکر اصیل شیعی باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس, ،محسن جبار نژاد -  تا پیش از این تاریخ یعنی در زمان پهلوی و مشخصاً از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 ه.ش تا سال 57 سیاست رژیم پهلوی بر این تعلق گرفته بود که هیچ قرابتی میان حوزه و دانشگاه نباشد. حتی برعکس تلاش می شد تا خروجی فکر دانشگاهی نقطه مقابل تفکر اصیل شیعی باشد. , محسن جبار نژاد,

 

,

البته در دهه 50 و با اوج گیری مبارزات مردمی، برخی روحانیون خوش فکر نظیر شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید مفتح و همچنین مقام معظم رهبری جز افرادی بودند که ارتباطات مناسبی را با محیط های دانشجویی برقرار کردند. و نقش بزرگی را در پیشگام کردن دانشگاه ها در آن سال ها ایفا نمودند. همین موضوع باعث شد تا بعد از انقلاب، نقشی را که پیوند وحد میان روحانیت اصیل و دانشجویان در جامعه می تواند ایفا کند، مورد توجه جدی قرار بگیرد. بعد از انقلاب تلاش های مجاهدانه ای نیز از در این زمینه توسط روحانیت اصیل انجام شد و حتی در این راه شهید بزرگورا دکتر مفتح جان خود را نیز تقدیم کرد تا آغازگر راهی باشد که ضرورت امروز و فردای انقلاب بود، یعنی وحدت میان حوزه و دانشگاه.

, البته در دهه 50 و با اوج گیری مبارزات مردمی، برخی روحانیون خوش فکر نظیر شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید مفتح و همچنین مقام معظم رهبری جز افرادی بودند که ارتباطات مناسبی را با محیط های دانشجویی برقرار کردند. و نقش بزرگی را در پیشگام کردن دانشگاه ها در آن سال ها ایفا نمودند. همین موضوع باعث شد تا بعد از انقلاب، نقشی را که پیوند وحد میان روحانیت اصیل و دانشجویان در جامعه می تواند ایفا کند، مورد توجه جدی قرار بگیرد. بعد از انقلاب تلاش های مجاهدانه ای نیز از در این زمینه توسط روحانیت اصیل انجام شد و حتی در این راه شهید بزرگورا دکتر مفتح جان خود را نیز تقدیم کرد تا آغازگر راهی باشد که ضرورت امروز و فردای انقلاب بود، یعنی وحدت میان حوزه و دانشگاه.,

 

,

متأسفانه آنچه که پس از سال ها می تواند بدان اذعان کرد، این است که علی رغم رهنمود های مکرر امام ( ره ) و مقام معظم رهبری و توصیه های اکید این دو بزرگوار، تاکنون اراده و عزم جدی نه از طرف حوزه و نه از طرف دانشگاه  جهت تحقق این مهم برداشته نشده است که البته منکر برخی کارهای انجام شده در این حوزه نیستیم.

, متأسفانه آنچه که پس از سال ها می تواند بدان اذعان کرد، این است که علی رغم رهنمود های مکرر امام ( ره ) و مقام معظم رهبری و توصیه های اکید این دو بزرگوار، تاکنون اراده و عزم جدی نه از طرف حوزه و نه از طرف دانشگاه  جهت تحقق این مهم برداشته نشده است که البته منکر برخی کارهای انجام شده در این حوزه نیستیم.,

 

,

به نظر می رسد یکی از دلایل تاخیر در این ضرورت تاریخی، این باشد که هنوز فهم صحیحی پیرامون خود صورت مساله وجود دارد.

, به نظر می رسد یکی از دلایل تاخیر در این ضرورت تاریخی، این باشد که هنوز فهم صحیحی پیرامون خود صورت مساله وجود دارد.,

 

,

این که منظور از وحدت چسیت متاسفانه هنوز هم محل اشکال و اختلاف میان آقایان است، هنوز هم برخی فکر می کنند که به صرف اینکه در سالروز وحدت حوزه و دانشگاه جمعی از دانشگاهیان و حوزویان باشند و برعکس پس وحدت حوزه و دانشگاه اتفاق می افتد!!!

, این که منظور از وحدت چسیت متاسفانه هنوز هم محل اشکال و اختلاف میان آقایان است، هنوز هم برخی فکر می کنند که به صرف اینکه در سالروز وحدت حوزه و دانشگاه جمعی از دانشگاهیان و حوزویان باشند و برعکس پس وحدت حوزه و دانشگاه اتفاق می افتد!!! ,

 

,

مساله ی دیگر این است که که مساله مشترک و دغدغه واحدی  هنوز میان حوزه و دانشگاه خصوصا در نسبت به مشکلات جامعه و رفع گره های اجتماعی وجود ندارد. حوزه دغدغه های خاص خود را دارد و دانشگاه هم دغدغه های خاص خود را دنبال می کند ، در حالی که هردوی اینها باید در یک نسبت معنادار با مطالبات انقلاب اسلامی و معطوف به حل مساله باشد. این حل مساله هم اتفاق می افتد مگر اینکه به معنای واقعی کلمه در حوزه و دانشگاه تولید فکر شود. فکر بومی که بتواند مشخصا نسبت خود را با مشکلات جامعه و رفع آنها مشخص کند.

, مساله ی دیگر این است که که مساله مشترک و دغدغه واحدی  هنوز میان حوزه و دانشگاه خصوصا در نسبت به مشکلات جامعه و رفع گره های اجتماعی وجود ندارد. حوزه دغدغه های خاص خود را دارد و دانشگاه هم دغدغه های خاص خود را دنبال می کند ، در حالی که هردوی اینها باید در یک نسبت معنادار با مطالبات انقلاب اسلامی و معطوف به حل مساله باشد. این حل مساله هم اتفاق می افتد مگر اینکه به معنای واقعی کلمه در حوزه و دانشگاه تولید فکر شود. فکر بومی که بتواند مشخصا نسبت خود را با مشکلات جامعه و رفع آنها مشخص کند. ,

 

,

این تولید فکر قلب تپنده و محرک حرکت به سمت تمدن اسلامی خواهد بود مگر نه این است که ما داعیه ی تمدن سازی داریم، کما اینکه در زمانی خصوصا در قرن های 3، 4 و 5 هجری در این نقطه ی اوج تمدن به سر می بردیم. این تولید فکر در قالب بعد باید خود را در صورت  فرهنگ جلوه گر کند و نهایتا این فرهنگ در رویی ترین لایه ی خود باید بتواند در متن ساختارهای اجتماعی حضور موثر داشته باشد و آن موقع است کی میتوانیم ادعا بکنیم که حوزه و دانشگاه در مسیر صحیح به پیش می روند و همه ی اینها حاصل نخواهد شد مگر آنکه آزاداندیشی نه به عنوان شعار کلیشه ای ( کما اینکه هم اکنون این چنین است خصوصا در فضای فعلی دانشگاه ها ) بلکه به عنوان یک ضرورت تاریخی و لازمه ی حرکت به سوی قله های تمدن مورد توجه قرار بگیرد. همانگونه که مقام معظم رهبری در نامه تاریخی خود به حوزویان در سال  81 حتی استمرار انقلاب اسلامی را منوط به برپایی این کرسی ها می داند آنجا که فرمودند : "این انقلاب باید بماند و برنامه ی جهانی و تاریخی خویش را به بار نشاند". صد البته راه این را نیز که  از " نشاط اجتهادی " " تولید فکر علمی و دینی " و "آزاد اندیشی " می گذرد به ما نشان دادند.

, این تولید فکر قلب تپنده و محرک حرکت به سمت تمدن اسلامی خواهد بود مگر نه این است که ما داعیه ی تمدن سازی داریم، کما اینکه در زمانی خصوصا در قرن های 3، 4 و 5 هجری در این نقطه ی اوج تمدن به سر می بردیم. این تولید فکر در قالب بعد باید خود را در صورت  فرهنگ جلوه گر کند و نهایتا این فرهنگ در رویی ترین لایه ی خود باید بتواند در متن ساختارهای اجتماعی حضور موثر داشته باشد و آن موقع است کی میتوانیم ادعا بکنیم که حوزه و دانشگاه در مسیر صحیح به پیش می روند و همه ی اینها حاصل نخواهد شد مگر آنکه آزاداندیشی نه به عنوان شعار کلیشه ای ( کما اینکه هم اکنون این چنین است خصوصا در فضای فعلی دانشگاه ها ) بلکه به عنوان یک ضرورت تاریخی و لازمه ی حرکت به سوی قله های تمدن مورد توجه قرار بگیرد. همانگونه که مقام معظم رهبری در نامه تاریخی خود به حوزویان در سال  81 حتی استمرار انقلاب اسلامی را منوط به برپایی این کرسی ها می داند آنجا که فرمودند : "این انقلاب باید بماند و برنامه ی جهانی و تاریخی خویش را به بار نشاند". صد البته راه این را نیز که  از " نشاط اجتهادی " " تولید فکر علمی و دینی " و "آزاد اندیشی " می گذرد به ما نشان دادند.,

 

,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه