خاطراتی از شهید "اسماعیل دقایقی" از زبان خانواده‌اش

صحنه‌های ناب جنگ از نگاه شهید دقایقی/همیشه از سخنان امام یادداشت‌برداری می‌کرد

صحنه‌های ناب جنگ از نگاه شهید دقایقی/همیشه از سخنان امام یادداشت‌برداری می‌کرد
همسر شهید اسماعیل دقایقی گفت: زمانی که امام خمینی (ره ) سخنرانی داشتند چند بار گوش می داد و یادداشت برداری می کرد و به من می گفت این ها مشق شب من است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت، تعدادی از پیشکسوتان جهاد و شهادت و دوستان شهید دقایقی با خانواده شهید اسماعیل دقایقی دیدار داشتند، در این نشست صمیمانه که بیش از سه ساعت طول کشید، گفتگویی درخصوص ویژگی‌های اخلاقی شهید در محیط خانه و محل کار با همسر، پسر شهید و برادر خاکسار از همرزمان و دوستان شهید مطالبی مطرح شد که خلاصه ای از آن به این شرح است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بسیج پیشکسوتان,

همسر شهید دقایقی که خود از فعالان دانشجویی بوده‌اند خصوصیاتی از ایشان بیان کردند و گفتند: آقا اسماعیل همانطور که در دانشگاه لیدر بودند در خانواده هم همان نقش را ایفا می‌کردند و خانواده را رهبری می‌کردند، برای ما صحبت می‌کرد، کتاب به ما می داد تا افراد خانواده خود را در مسیر انقلاب قرار دهد.

,

 

,

, ,

در  سال 52 ساواک ایشان را دستگیر و زندانی کرد و بعد از آزادی، مبارزه ی ایشان پر رنگ تر شد، به طوری که ما را هم در فعالیتهای سیاسی تشویق می کردند تا حضور داشته باشیم، از سال 56 ما وارد فضای پخش اعلامیه ها، شرکت در تظاهرات و ... شدیم.

,

 

,

, ,

آقا اسماعیل بسیار پیرو و گوش به فرمان ولایت فقیه بود، زمانی که امام خمینی (ره ) سخنرانی داشتند چند بار گوش می داد و یادداشت‌برداری می کرد و به من می‌گفت این ها مشق شب است، حتی جایی می خواستیم برویم آن ها را مطالعه می کرد تا در صحبت ها از آن ها استفاده کند.

,

با تمام  گرفتاری هایی که داشت امکان نداشت کتاب جدیدی به بازار بیاید و آن را تهیه و مطالعه نکند، علاقه خاصه به کتاب داشت و اگر قصد دادن هدیه به شخصی داشت کتاب هدیه می داد. آقا اسماعیل زمانی که خانه بود، آقا ابراهیم پسرشان را به مسجد و نماز جماعت می برد و حتی در 6 سالگی ابراهیم را به مناطق جنگ برد و آن محیط برای تربیت و رشد آقا ابراهیم بسیار مفید بود.

,

 

,

, ,

ابراهیم دقایقی به قسمتی از وصیت پدر اشاره داشت و گفت: پدرم با وجود این همه صحنه‌هایی که در جنگ دیده بودند، صحنه‌ای که رزمندگان زیر بمباران با آرامش می‌ایستادند و نماز می‌خواندند را لحظه‌های ناب جنگ بیان می‌کنند.

,

در 6 سالگی که مرا به جبهه برد، یک صحنه در ذهن من ماندگار شد، ساعت 5 صبح بلند شدم دیدم کسی اطراف من نیست، خیلی ترسیدم که کجا رفتند؟ زمانی که آمدم بیرون از شدت سرما گردنم را نمی‌توانستم تکان دهم، ولی دیدم در همان لحظه رزمندگان وضو می‌گیرند، خیلی تعجب کردم. پدرم توجه ویژه‌ای به نماز جماعت داشت و اجازه نمی‌داد نماز جماعت برگزار نشود یا دیر انجام شود، موقع نماز اگر کسی جلو نمی‌رفت خودش به عنوان پیش نماز می‌ایستاد تا نماز جماعت خوانده شود.

,

 

,

, ,

ابراهیم دقایقی فرزند شهید دقایقی نیز در انتها به نکته جالب از راهپیمایی اربعین امام حسین(ع) اشاره داشت: بعد از جنگ تنها جایی که صحنه‌های آن مثل جنگ برای من ویژه و خاص بود سفر اربعین امام حسین(ع) بود که با وجود سختی راه، سرما، گرما مردم با چه عشقی راهی حرم اباعبدالله (ع) می‌شوند یاد آن سرمای هوا در جبهه می‌افتم که رزمندگان با چه عشقی وضو می‌گرفتند و نماز می‌خواندند.

,

 

,

, ,

, ,


انتهای پیام/خ

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه