قابل توجه کاندیدهای مجلس و مردم فهیم

آسیب شناسی انتخابات مجلس شورای اسلامی

آسیب شناسی انتخابات مجلس شورای اسلامی
عزیز دل؛ من به وعده های زیبا و عوام فریبانه برای عمران و آبادانی و ایجاد اشتغال برای چند فرد خاص نیاز ندارم بلکه من ایجاد فضای کسب و کار و زمینه های اشتغال همه ی جوانان مظلوم و بی گناه شهرم را می خواهم، من به نوازش دستانی که فقط رای مرا گدایی می کند تا بعد از انتخابات فخر نمایندگی را بر فرق سرم بکوبد نیازی ندارم! بلکه.....
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از   ندای چاراویماق، روی سخن این مقوله با همه ی دردمندانی است که اصطلاح شهروندی را به واسطه ی زیستن در محدوده ای جغرافیایی به نام چاراویماق با خود به یدک می کشند،یعنی با تو برادر یا خواهر عزیز چاراویماقی ام! از تندی مطلع کلامم دلگیر نشو، من هم مثل تو به این می اندیشم که چاراویماق هرچه باشد ولیکن مستحق این گونه خطاب نیست اما واقعیت تلخ دیروز و امروز شهر من و تو، به مثابه ی سنگ نبشته ایست که در گذار تاریخی زمان رنگ باخته است و دستان مرمت گر اساتید کهنه کارش را فرا می خواند. پس بهتر است که من و تو هم با هم رو راست باشیم و صادقانه اندکی با خویش درد دل کنیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای چاراویماق,

بیش از سه دهه از عمر انقلاب می گذرد و همه ی ما شاهد رشد و بالندگی کشور در اغلب عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و عمرانی بوده ایم، افزایش توانمندی کشور در بخش های تولید و صنعت و افزایش درآمد های سرشار نفتی و غیر نفتی بر کسی پوشیده نیست. اما می خواهم صادقانه و بی غرض از تو شهروند چاراویماقی سوال کنم که

,

که براستی سهم من و تو از این همه پیشرفت چه بوده است؟!

,

کدام بخش از شاخص های توسعه ی همه جانبه را در شهر خود لمس کرده ای؟

,

در بخش صنعت و تولید یا اشتغال و توسعه خدمات رفاهی؟؟ یا نه در بخش راهها و جاده های ارتباطی؟؟ در حوزه فرهنگ و آموزش یا خدمات شهری و فضاهای تفریحی؟؟

,

در مملکتی که رهبر فرزانه اش خود را خادم مردم می داند و مسئولین کشور را به پرهیز از اشرافی گری و مال اندوزی دعوت می کند و در هر خطابه حکیمانه اش، رد پای عدالت و مهرورزی را به خوبی می توان لمس کرد تردید نکن صاحبان واقعی انقلاب و اربابان اصلی کشور من و توئیم نه مسئولین! من و توئیم که سرنوشت خویش را رقم می زنیم، من و توئیم که در چارچوب دموکراسی مبتنی بر توحید، حاکمیت مطلق خویش را در اداره امور کشور متجلی می کنیم. مسئولین فقط مجریان تامین کننده مطالبات بحق من و تو اند نه ولی نعمتان ما!

,

البته مقام معظم رهبری در مورد سیاه نمائی و سفیدنمائی کاذب هم بیانات مهمی ایراد کرده اند و به همین جهت لازم است در ابتدای عرایضم باستحضار همه خواهران وبرادرانم برسانم که غرض از گفتن سخنان این مقوله در واقع بیان دردهای واقعی مردم شهرستان چاراویماق است که بشدت نیازمند توجه مسئولین و قبل از آن نیازمند عنایت من و تو هستندکه مسیر خویش را درست انتخاب کنیم، وگرنه شکی نیست که در طول سالهای پس از انقلاب و در مقاطع زمانی مختلف، خدمات ارزشمندی توسط دولت برای عمران و آبادانی چاراویماق ارائه شده است اما حرف اصلی این رنجنامه اینست که این خدمات هرگز کافی نبوده اند، پس در بیان این مقوله هرگز قصد سیاه نمائی در کار نیست و گفتن این حرفها به هیچ عنوان نافی خدمات انجام گرفته در چاراویماق نیست.

,

برادر و خواهر عزیز چاراویماقی؛

,

تردید نکنیم که من وتو هم می توانیم به تاسی از رهبر عزیزمان در تعریف مطالبات شهرمان چاراویماق، به زیبایی و شکوه حضورمان پیشقدم باشیم و در اوج شعور و بالندگی که ویژگی خاص شهروندان چاراویماق است بر حقوق حقه  خویش که سالهاست در پس توقعات کوچکمان دفنشان کرده ایم اصرار کنیم و هر آنچه را که حق شهر من و توست در فضای شهر فریاد کنیم و در انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی با مطالباتی از جنس رنج ها و محنت های واقعی مردم محروم خویش و با شکوهی متفاوت از گذشته حضور خود را رقم زنیم.

,

آمار بیکاری شهرستان با نرخ بسیار بالا و در حد فاجعه – عدم توسعه ی اقتصادی شهرستان در بخشهای اشتغال، صنعت و تولید – افزایش مهاجرت روستائیان به شهر- افزایش آمار اعتیاد و برخی آسیب های اجتماعی  و کاهش روابط سالم بین فردی در جامعه ی شهری و روستائی – عدم استاندارد سازی و توسعه ی راههای ارتباطی منتهی به شهرستان (با خطرات خاص خود که هرساله جان دهها نفر از شهروندان را می گیرد) –  –  عدم توسعه ی فضاهای فرهنگی شهرستان (به عنوان مثال نداشتن حتی یک واحد سینما و عدم توسعه فضاهای ورزشی برای پسران و دختران، و فقدان دانشگاه آزاد اسلامی) – عدم توسعه و زیبا سازی بافت شهر – توسعه ی بافتهای فاقد استاندارد و مهاجر نشین در حواشی شهر و تولید بیش از حد فقر در لایه های اجتماعی، عدم وجودبیمارستان شهرستان متناسب با جمعیت   (هنوز هم مردم شهرستان برای گرفتن یک سی.تی.اسکن،سونو گرافی و یا درمان بسیاری از بیماری ها به شهرهای اطراف عزیمت کنند)  عزل و نصب های سیاسی بی شمار بر اساس سلائق  نمایندگان راه یافته به مجلس در هر دوره (بدون توجه به کارآمدی و کفایت افراد که نتایج منفی این نوع اقدامات را دستکم می توان در سیستم آموزشی و اجرائی و خدمات شهری شهرستان احساس کرد) – نامناسب بودن چهره ی معابر و خیابان های شهری (آسفالت های نامناسب و دست اندازهای بیشمار،عدم وجود فضای سبز مناسب در مرکزیت شهر)نابسامانی در آموزش وپرورش و بسیار ی موارد دیگر که از گفتنشان عبائی نیست اما متاسفانه در این مقوله نمی گنجند!

,

جناب کاندیدای احتمالی عزیز،

,

شهر من چاراویماق است و متاسفانه با تمام شایستگی هایش سال هاست که به عنوان شهری محروم  در میان شهرهای ایران شناخته می شود و در این چند دوره پیش از تو چندان تلاشی را برای کاهش این محرومیت ندیدم،  آیا خبر داری که بسیاری از همین شهروندان ما در تهران و شهرهای دیگر بخاطر فقرشان جذب گروههای بزهکار می شوند؟ خبرداری که بسیاری از همین همشهریهای ما بخاطر سرگردانی و عدم تامین معاش خود یا در دام اعتیاد نابود می شوند و یا به خرید و فروش مواد مخدر روی می آورند؟ آیا از وضعیت بیشمار دانشجویان پسر و دختر ما در شهرها و استانهای دیگر که بواسطه عدم وجود فضاهای دانشگاهی چاراویماق و درصد پائین جذب رشته های مختلف و تعداد دانشجویان ناچار به ادامه تحصیل در شهرهای دیگر شده اند، خبرداری؟ هیچ می دانی که با تحمل چه هزینه های سرسام آوری برای خانواده ها ادامه تحصیل می دهند و چه بسا آسیبهای جبران ناپذیری که سلامت اجتماعی این عزیزان را به خطر می اندازند؟ آیا خبر داری که بسیاری از همشهریان من و تو که امروز داعیه نجاتشان را داری، نه فقط برای پرداخت هزینه حاملهای انرژی بلکه برای آوردن لقمه نانی بر سر سفره هایشان از ابتدای ماه تا پایان آن در انتظار واریز یارانه های نقدی به سر می برند؟

,

عزیز دل؛ من به وعده های زیبا و عوام فریبانه برای عمران و آبادانی و ایجاد اشتغال برای چند فرد خاص نیاز ندارم بلکه من ایجاد فضای کسب و کار و زمینه های اشتغال همه ی جوانان مظلوم و بی گناه شهرم را می خواهم، من به نوازش دستانی که فقط رای مرا گدایی می کند تا بعد از انتخابات فخر نمایندگی را بر فرق سرم بکوبد نیازی ندارم! بلکه دستان نوازشگری را می جویم که از عمق درد آشنای جوانمردی برآید و سوسوی نگاه معصومانه مادران فرزند از دست داده، پدران بیکار و نا امید، کودکان سرخوش به آینده، و جوانان جویای کار شهرم را دنبال کند و مرهمی بر زخم های کهنه ی شهرم باشد، من به تو رای نمی دهم بلکه به «بودن» خویش رای می دهم، به نظام مقدس جمهوری اسلامی و به مطالبات برحقم رای می دهم،

,

عزیز شیک پوش و دلسوز من،

,

امروز باژست انسان های خاکی و متواضع در جمع من و همشهریانم و در محلات و روستاهای سراپا خاکی دیار من حاضر شدن و ادای سوپرمن و ناجی از دل آسمان افتاده و جومونگ و قهرمانان اساطیری را درآوردن دوای درد های کهنه ی دل مردم من نیست! به خدا قسم این مردم فقط به صداقت و شهامت تو نیاز دارند که دردهایشان را صادقانه ببینی و برایشان مرهم باشی قبل از این که نیاز های دنیای خودت، اطرافیان، نزدیکان و اعضای درجه یک  و دوم ستاد انتخاباتی ات را ببینی! پس اگر رای مرا می خواهی و اگر به رای و ایده من احترام می گذاری حتما بهایش را هم خواهی دانست، بهای رای من ۴ سال پاسخگوئی به همه ی درد های نوشته و نانوشته شهرم چاراویماق است و اگر تو را برمیگزینم در عوض تو را در مقابل خدایت و خون شهدای عزیز شهرم و در برابر همه ی دلهای شکسته ی مادران داغدار و کودکان یتیم شهرم مسئول و مدیون رای خویش می کنم که اگر چاراویماق را با تمام دردهایش حس کرده ای و اگر خود را به تلاش برای رفع مشکلات عدیده ی این شهر شایسته و مکلف می دانی و اگر به خاطر درد های کهنه مردمان شهر من حاضری از منافع خویش بگذری یعنی اگر عاشق چاراویماقی و در یک کلام اگر مرد عملی بسم الله وگرنه تورا به عظمت خداوند و تو را به خون شهدا سوگند می دهم که از ادامه ی این تصمیم صرف نظر کن که هم خیر دنیا را خواهی داشت و هم آخرت را.

,

امیدوارم همه ما چه من و تو که چشم انتظار یک خلق لحظه های خوب برای شهرمان چاراویماق عزیز هستیم و چه عزیزانی که در کسوت مدیران گذشته و حال شهرستان مشغول خدمت بوده یا هستند و چه عزیزانی که به عنوان کاندیدا پا به عرصه انتخابات نهاده اند، به تاسی از آن رهبر فرزانه که با تمام کرامت و عظمتش در مقابل مردم زبان به نقد خویش می گشاید و خود را خدمتگزار مردم می داند و بس،  ظرفیت پذیرش نقد را در خود پرورش و توسعه دهیم و از بیان واقعیاتی اینچنین برافروخته نشویم، چه آنکه در این مقوله هرگز هیچ شخص یا دستگاه خاصی به قصد تضعیف یا تقویت مد نظر نبوده است.

,

و اما سخن آخرم؛  اول با خودم و سپس با تو برادر و خواهر عزیز چاراویماقی ام، این است که هشیار باشیم هرگز از شهرمان و دردهایش غافل نشویم و با توکل بر خدا همت و اراده جوانان مان و با عشق به چاراویماق عزیز یعنی گذشتن از منافع خویش برای تامین منافع همه ی مردم چاراویماق و با هدفی بس بزرگ که همانا رفاه و آبادانی واقعی شهرمان در سایه عدالت و عظمت نظام جمهوری اسلامی است، در انتخابات دهم شرکت کنیم و شور و حرارت انتخابات را با برگه های مملو از حرفهایمان، جور دیگری جشن بگیریم و اینبار رای خویش را ارزان نفروشیم!

,

… و یادمان باشد که هرکسی به عنوان نماینده ی شهرمان انتخاب شود قبل از این که در زمره رجال سیاسی مملکت، خویش را بیابد قطعا پاسخگوی مطالبات بحق من و تو خواهد بود  یعنی خدمتگزار شهرمان نه کلانتر یا ارباب و یا …. .

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه