بهانه هایی که یلدا می گیرد؛

دوری از تجملات، اسراف و فردگرایی مهمترین توصیه های یلدای مهدوی است

دوری از تجملات، اسراف و فردگرایی مهمترین توصیه های یلدای مهدوی است
امسال یلدا خود را در پیشگاه امام خوبیها می بیند و از اینکه ما فرهنگی اسلامی ایرانی خود را در این یلدا فراموش کنیم احساس اضطراب دارد؛ پس بیایید و به او احساس آرامش بدهیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اصفهان بیدار، امروز پاییز سفره رنگارنگ و زیبای خود را جمع می کند و از شهر می گریزد و در اولین روز زمستان، یلدا دختر همیشه خندان جمع محافل ایرانی را جمع تر می کند. او می آید تا با دست هایی پر از مهربانی به ما درس صمیمیت و یکرنگی دهد. اما هیچکدام از ما حرف یلدا را گوش نکردیم. یلدا باب چشم و هم چشمی خانواده هایی شده که صله رحم را با چشم و هم چشمی و تجملات اشتباه گرفته اند. خانواده هایی که رنگارنگی یلدا را بر سنت حسنه دیدار اقوام و خویشان ترجیح می دهند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اصفهان بیدار,

این روزها اگر سری به کوچه ها و خیابان های شهر بزنیم مشاهده می کنیم که مغازه های آجیل فروشان و میوه فروشان دیگر جای سوزن انداختن هم ندارند. آن ها میوه های رنگارنگ و نعمت های خوشمزه الهی را با قیمت های سرسام آوری می فروشند و آن ها را بر روی سبدها و گاری های تزیینی را به نحوی می چینند که فقط به درد دیدن می خوردند. میوه هایی که به خانه نوعروسان می رود و پس از مراسم شب چله ای بران باید به درون سطل زباله هدایت شوند. این رسم و رسومات غلط اصفهانی ها باعث می شود تا هزینه هایی که می تواند گوشه ای از نابسامانی های آن عروس و داماد را پر کند صرفا برای دهان پر کردن جلوی فامیل و خویشان خرج شود.

,

یلدا با دیدن این صحنه ها دوست ندارد که دیگر پا به شهر بگذارد. او می بیند که با آمدنش چه گناه هایی در شهر مذهبی اصفهان رخ می دهد، او می داند که قیمت های خوردنی هایی که تا همین دیروز متعادل بود، سر به فلک می کشد. او از برخی صله رحم ها که آلودگی های اخلاقی در ان موج می زند شرم دارد. یلدا دلش می خواهد به زمان های گذشته برگردد، به زمان هایی که پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما به یاد دارند؛ آن ها خانواده را زیر کرسی های داغ جمع کرده و با نخودچی و کشمش از نوه های عزیزشان پذیرایی می کردند و با یکدیگر به گفتگو می نشستند و با گرفتن فالی از دیوان حافظ به مجلس شادی هدیه می دادند.

,

این آیین در گذشته بسیار زیبا و با فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی برگزار می شد اما یلدا می گوید من از این همه اصراف که حالا مردمان به بهانه من انجام می دهند دلگیرم، کاش می شد مثل قدیم ها پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بر سر یک سفره با نوه هایشان غذا می خوردند و مرا گرامی می داشتند اما افسوس که عده ای از ان ها روی تخت های خانه سالمندان هستند. بدون حضور آن ها آمدن من چه فایده ای دارد.

,

آری این ها همه دردهای دل یلدا بود. حالا یلدای اولین روز زمستان در خانه های مجلل در حال ورود است. زندگی هایی که با الگوگرفتن از فیلم ها و سریال های تجمل گرا اداره می شود و در ان ها خبری از حس نوعدوستی، مهربانی و احترام به بزرگان نیست.

,

یلدا بارقه ای ناتمام از یک کتاب است که نکات دقیقی را به ما یادآوری می کند. یلدا ما را به یاد گذشتگان می اندازد و به ما یادآور می شود که جمع های خانوادگیمان را جمع کنیم و این روش نا پسند که در برخی خانه ها افراد به صورت انفرادی غذا می خورند را کنار بگذاریم.

,

امسال یلدا بسیار خوشحال است، او آمدنش با سالروز آمدن امام مهربانی ها یکی شده است اما او خود را در پیشگاه امام خوبیها می بیند و از اینکه ما فرهنگی اسلامی ایرانی خود را در این یلدا فراموش کنیم احساس اضطراب دارد. پس بیایید و به او احساس آرامش بدهیم.

,

یلدا دختر زیبای زمستان آرزوهای خوشی برای همه دارد. او همچنین دعا می کند که جمع همه مردم ایران جمه باشد و فرد گرایی از خانواده های ایرانی دور شود چرا که اگر فردگرایی ترویج پیدا کند آسیب های اجتماعی دوچندانی را باید انتظار بکشیم.

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه