بوی نان محلی در روستاها دیگر به مشام نمی رسد/ فراموشی فرهنگ های روستایی

بوی نان محلی در روستاها دیگر به مشام نمی رسد/ فراموشی فرهنگ های روستایی
با ورود فرهنگ شهرنشینی در روستا خیلی از مراسم و آداب از یاد و خاطره ها فراموش شده اند و دیگر از بوی دود تنور که هنگام صبح قبل از طلوع آفتاب به مشام می خورد و انسان را از خواب بیدار می کرد خبری نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، در گذشته ای نه چندان دور ، با گذر از کوی و برزن روستاها بوی نان محلی به مشام می رسید، زنانی که عطر خوب نان تازه پخته شده از چند فرسخی خانه‌هایشان به مشام می‌رسید و نه تنها مردم کردستان بلکه مسافرانی هم که به روستاهای استان سفر می کنند محال بود از این نوع نان محلی میل نکنند اما گویا تکنولوژی تنورها را نیز با خود بلعیده است و دیگر در کمتر روستایی زنان به پخت نان های محلی و تنوری می پردازند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل, آفتاب دل,


در دهه های گذشته زندگی روستایی تغییرات متعددی را از سر گذرانده است که نمود و ماحصل نهایی این تغییرات را می توان در سبک زندگی روستایی مشاهده نمود.

,
,


درسال های اخیر وجود نانوای ماشینی، کم شدن سهمیه آرد خانوارها، برچیده شدن تنورهای سنتی و رغبت کم بانوان روستا ،پخت نان محلی همانند گذشته دیگر در روستا رواج ندارد و دیگر بوی خوش نان گرم روستای کمتر به مشام می رسد.

,
,


بوی صبح بخیر‌های گرم و درست کردن نان محلی در هوای سرد زمستان که همیشه به عنوان برکت و با ارزش ترین نعمت الهی مورد احترام بود گویا این سنت هم همانند بسیاری از سنت های دیگر روستاهایمان به فراموشی سپرده می شود و دیگر مادرانمان دل و دمقی برای پخت نان های محلی و کولیره و برساق و ... ندارند .

, ,
,


به قول یکی از مادران روستایی که می گوید؛ نمی‌دانم چه شد که یکباره رنگ روستا پرید و همه به شهر رفتند، جوانان دیگر تحمل در روستا ماندن را ندارند که دلیل آن رفتن به شهر برای کارگری است ...

,
,


گویا اکثر روستاها دیگر بوی شهر را به خود گرفته اند  و اصلی ترین عامل در ایجاد این تغییرات، دگرگونی های اقتصادی و معیشتی بوده است. به عنوان مثال، در گذشته گوشت مصرفی به صورت خانگی تولید می شد، اما امروزاحداث واحدهای مرغداری و گاوداری و احداث مجتمع های صنعتی گوشت در مجاورت روستا، موجب شده است که نسل سوم گوشت مورد نیاز خود را از فروشگاه ها تهیه کنند.

,
,


دومین عامل تحولات رخ داده را می توان افزایش نسبی رفاه و استانداردهای زندگی دانست. برق کشی و آبرسانی به روستاها موجب رواج استفاده از انواع وسایل گازسوز برای پخت و پز و شکل گیری آشپزخانه به سبک جدید شده است که خود به تغییراتی در شیوه طبخ و مصرف غذا منجر گردیده است.
 بالاخره عامل سوم، افزایش تحرک اجتماعی و جغرافیایی(در اثر گسترش سواد و راه های ارتباطی) و افزایش رسانه های جمعی است که موجب بالا رفتن سطح آگاهی های عمومی و بهداشتی و نیز آشنایی با آداب و رسوم سایر نواحی شده است.

,
,
,


امروزه شهری شدن با تمام ابعادش در روستاها نمایان است، سبک زندگی جدیدی در حال شکل گیری است که روستا را از حالت قدیمی خارج کرده در حالی که متاسفانه از شهر شدن هم خبری نیست، در نتیجه خیلی چیزها را از دست دادیم که برای بدست آوردنش زمان طولانی صرف شده بود.

, ,
,


 دیگر بوی نان محلی در کوچه های روستا به مشام نمی رسد، دیگر سفره روستاییان پر از مواد غذایی نیست که حاصل دسترنج خودش باشد، تصور کنید امروز روستایی شیر و گوشت و تخم مرغ تازه ندارد، تقریبا مغازه های موجود در روستا همه مایحتاج آنها را در اختیارشان قرار می دهد، تلویزیون جای شب نشینی ها را گرفته، روستاییان که در فصل بیکاری کنار دیوارهای افتابگیر می نشستند و مشکلات را مطرح می کردند و با هم در حل آن می کوشیدند به کنج خانه ها پناه برده اند، کم کم از احوال یکدیگر بی خبراند.

,
,


در گذشته برای تهیه ی نان محلی زنان روستا با توجه به مصرف خانواده خود در هفته نان می پختند که بعضی از از آنها با استفاده از روش قدیمی یعنی با استفاده از چوب و ارگاه یا همان تنور قدیمی که روی آن به استلاح کردی ساج(که از جنس فولاد محکم می باشد و به صورت گرد است)گذاشته می شود وزیر آن را با استفاده از چوب داغ می کنند و گروهی دیگر از زنان با استفاده از روش امروزی با کپسول گاز و سه پایه نان می پزند.

, ,
,


مردم روستا آرد مصرفی خود را از شرکت تعاونی میگیرند که هر دوماه یک بار به انها داده می شود که سهمیه هر خانواده به تعداد خانواده بستگی دارد وبعد از گرفتن آرد و بردن آن به خانه و ریختن آن در کنو(که از آن برای جلوگیری از نم کشیدن و دست رسی جانوران همچون موش جلوگیری می شود)و تا این مرحله به عهده مرد خانواده می باشد وبعد زن خانواده مقدار آرد را که خود می داند چقدر برای چه مدت لازم است در یک تشت مسی ریخته وبه اندازه کافی آب سرد و نمک ریخته و به خمیر تبدیل میکنند. وقتی خمیر اماده شد تنور را که قبلا توضیح دادیم روشن می کنند و خمیر را به قطعات کوچک در می اورند که هر قطعه یک نان می شود.بعد این قطعات کوچک خمیر را با ضربات دست پهن کرده وروی تنور گذاشته تا پخته شود و بعد ان را بر میدارند.

,
,

, ,

به یاد داشته باشیم و فراموش نکنیم که روستا به خاطر فرهنگ و آداب و سنن خاصش و کوچه های خاکی و مزارع سر سبز و مردمان خونگرمش روستاست، با تمام این تغییرات در پیکره روستاهای خودمان جای خوشحالی است که روستا صداقت مهربانی و تدین و احترام به بزرگترها را در خود حفظ کرده است.

,


ای کاش به فکر سنت ها و فرهنگ روستا باشیم تا آنها از بین نروند، مثل روز روشن است که با از بین رفتن فرهنگ روستا چه مشکلاتی پیش خواهد آمد.

,
,


انتهای پیام/

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه