کاپیتان ناسزا شنیـد پاس گل داد گــــل زد و اشـــــک ریخت

کاپیتان ناسزا شنیـد پاس گل داد گــــل زد و اشـــــک ریخت
این بازی می‌بردمان به روزی که نه تلخ‌زبانی‌هایش را از یاد برده‌ایم و نه آن شادی بی‌پایان را که کاپیتان در دل‌هامان نشاند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ،پرسپولیس- پدیده را- هر چند بار دیگر هم که تکرار شود- نوشته‌ایم به نام هادی گل که بغض امانش نداد بعد از آن آخرین گل. گلی که روز نهم مرداد از خوشحالی به آسمان بُردمان و دو ماه بعد در تکرار همین روز از ماه مهر کاپیتان را برای همیشه از ما گرفت. نهم مرداد هادی آخرین گلش را زد و از بی‌مهری‌ها اشک ریخت و نهم مهر ما بودیم که پشت سر او که به آخرین سفر رفته بود، زار زدیم. دلش را شکستیم، دل‌مان شکست از رفتنش و امروز دوباره اشک می‌ریزیم به یاد او.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

پرسپولیس- پدیده می‌بَردمان اولین بازی فصل. به روزی که پاس گل هادی- در هفتمین دقیقه بازی- را نادیده گرفتیم و با چشمانی بسته دهانمان را باز کردیم به روی او. ما نبودیم اما از ما بودند سکونشین‌هایی که هر چه ناسزا بود، در همان بازی اول فصل نثار هادی نوروزی کردند و وقتی کاپیتان با آن گل بی‌نظیر پرسپولیس را از شکست رهانید، نامش را در ورزشگاه آزادی فریاد زدند. درست مثل دو ماه بعد، مثل روزی که پیکر بی‌جان هادی گل را در همین ورزشگاه بر دست می‌بردند و نامش آسمان آزادی را پر کرده بود. آن روز پرسپولیس- پدیده از خود بیزارمان کرده بود. شرمگین بودیم از آن همه بی‌انصافی و بی‌معرفتی. کاپیتان اما رفته بود پیش از آن‌که حلالیت بطلبیم.

,

کاپیتان رفت و بعد از رفتنش هیچ روزی به تلخی امروز نیست برایمان‌. امروزی که پرسپولیس دوباره قرار است روبه‌روی پدیده بایستد؛ بدون کاپیتان، بدون هادی گل که آخرین گلش را در همین بازی زده بود. وقتی در دقیقه 7 پرسپولیس با ضربه سر علیپور به گل رسید، پاس گل هادی نوروزی را هیچ‌کس ندید اما او نخستین و شاید هم تنها کسی بود که وقتی پرسپولیس دو گل از پدیده خورد، ناسزا شنید.

,

پدیده حمله می‌کرد، ناسزاها سهم هادی بود. پرسپولیس گل نمی‌زد، این هادی بود که هر نامربوطی را نثارش کردند و سر آخر هم هادی نوروزی بود که گل زد تا پرسپولیس در اولین بازی فصل، در اولین بازی خانگی‌اش بازنده نباشد. گلی که از فاصله 35 متری به ثمر رسید و خود کاپیتان «گل آقاکریمی» خواندش، در دقیقه 39 بازی رفت پرسپولیس و پدیده ثبت شد اما ماندگارتر از آن، اشک‌های هادی بود وقتی بعد از این گل تکرارنشدنی بغضش ترکید. تنها پاسخ هادی نوروزی به آن همه ناسزا همین بود که روی چمن دراز بکشد و اشک بریزد و حتی نشنود فریادی را که نامش را تا آسمان برده بود. آخرین گل را هادی به پدیده زد و اشک ریخت و حالا پیش از هر بازی و در هر بازی ما به یاد او و شرمگین از اشک‌های آن روزش، اشک می‌ریزیم. امروز دوباره به تماشای پرسپولیس- پدیده می‌نشینیم کاپیتان؛ این بار اما ما به جای تو اشک می‌ریزیم بر بی‌معرفتی خودمان.

,

ایران ورزشی

,

انتهای پیام/

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه