برگی از تاریخ منطقه کامیاران:
حمله سارگن دوم به ایالت «کارالا» و حک یادمان پیروزی بر دامنه کوه شاهو
کارالا براساس محل کتیبه مثلث شهرهای امروزین مریوان، سنندج و کامیاران است؛ دژ طبیعی تنگی ور محل نهایی شکست حاکم کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م بوده است و از خط ۳۷ تا پایان کتیبه، پادشاه آشور به سرکوب شورش گسترده کارالا می پردازد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهوخبر؛ مقاله حاضر درباره کتیبه "تنگی ور" و ویژگی های طبیعی محلی که این کتیبه در آن جا حکاکی شده می باشد. در این نوشتاربه موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته می شود که در اطراف آن قرار دارند. عکس هایی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. همچنین گستره تقریبی ایالت "کارالا" که در کتیبه آمده است بررسی می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر؛ , شاهوخبر؛, شاهوخبر, مقاله حاضر درباره کتیبه "تنگی ور" و ویژگی های طبیعی محلی که این کتیبه در آن جا حکاکی شده می باشد. در این نوشتاربه موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته می شود که در اطراف آن قرار دارند. عکس هایی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. همچنین گستره تقریبی ایالت "کارالا" که در کتیبه آمده است بررسی می شود., مقاله حاضر درباره کتیبه "تنگی ور" و ویژگی های طبیعی محلی که این کتیبه در آن جا حکاکی شده می باشد. در این نوشتاربه موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته می شود که در اطراف آن قرار دارند. عکس هایی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. همچنین گستره تقریبی ایالت "کارالا" که در کتیبه آمده است بررسی می شود.,,
شناخت اجمالی منطقه جغرافیایی کتیبه تنگی ور
, شناخت اجمالی منطقه جغرافیایی کتیبه تنگی ور, شناخت اجمالی منطقه جغرافیایی کتیبه تنگی ور,"کتیبه تنگی ور" برای بررسی تاریخ ایران قبل از قدرت گیری مادها اهمیت بسیاری دارد که متأسفانه در تحقیقات تاریخی مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته و نیز این اثر گرانبها به واسطه ناملایمات طبیعی محیط اطراف کتیبه تاحدودی خراب شده است. خرابی دیواره راست طاق نمای محافظ کتیبه در سالهای اخیر گسترش بیشتری یافته و در حوادث اوایل انقلاب اسلامی براثرتیراندازی به متن کتیبه، قسمت هایی از آن خراب شده است؛ به دلیل رسوبات آهکی فراوانی که روی این کتیبه را پوشانیده، خطوط کتیبه قابل مشاهده نیست.
, "کتیبه تنگی ور" برای بررسی تاریخ ایران قبل از قدرت گیری مادها اهمیت بسیاری دارد که متأسفانه در تحقیقات تاریخی مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته و نیز این اثر گرانبها به واسطه ناملایمات طبیعی محیط اطراف کتیبه تاحدودی خراب شده است. خرابی دیواره راست طاق نمای محافظ کتیبه در سالهای اخیر گسترش بیشتری یافته و در حوادث اوایل انقلاب اسلامی براثرتیراندازی به متن کتیبه، قسمت هایی از آن خراب شده است؛ به دلیل رسوبات آهکی فراوانی که روی این کتیبه را پوشانیده، خطوط کتیبه قابل مشاهده نیست.,کتیبه تنگی ور در دامنه کوه "شاهو" از زنجیره کوه های معروف کردستان و در ۳۵ کیلومتری غرب شهر کامیاران در دره ای تنگ میان سه روستا قرار دارد؛ روستای "پالنگان" در شمال غربی کتیبه قرار گرفته و درست در طرف دیگر این دره، روستای"تنگی ور"در نزدیکی کتیبه و در قسمت جنوبی آن که کتیبه به نام این روستا معروف شده است حکاکی شده، روستای "یوزیدر" در قسمت جنوب شرقی کتیبه قرار دارد.
, کتیبه تنگی ور در دامنه کوه "شاهو" از زنجیره کوه های معروف کردستان و در ۳۵ کیلومتری غرب شهر کامیاران در دره ای تنگ میان سه روستا قرار دارد؛ روستای "پالنگان" در شمال غربی کتیبه قرار گرفته و درست در طرف دیگر این دره، روستای"تنگی ور"در نزدیکی کتیبه و در قسمت جنوبی آن که کتیبه به نام این روستا معروف شده است حکاکی شده، روستای "یوزیدر" در قسمت جنوب شرقی کتیبه قرار دارد.,کتیبه بر سینه راست درهای حک شده که آب چشمه های نزدیک به خود و قسمتی از آب کوه شاهو را که از کنار روستای تنگی ور به این دره می ریزد دربرگرفته و آب روستای یوزیدر و دشت جنوبی را به روستای پالنگان و با فاصله کمی از آن جا به "رود سیروان" می ریزد.
, کتیبه بر سینه راست درهای حک شده که آب چشمه های نزدیک به خود و قسمتی از آب کوه شاهو را که از کنار روستای تنگی ور به این دره می ریزد دربرگرفته و آب روستای یوزیدر و دشت جنوبی را به روستای پالنگان و با فاصله کمی از آن جا به "رود سیروان" می ریزد.,این دره باریک از کنار کتیبه شروع می شود و تا روستای پالنگان تقریبا ۱۰ کیلومتر درازا دارد. در واقع دژ طبیعی محکمی است که تنها از دو راه ورود، یکی در کنار کتیبه و یکی در جانب شمال غربی در روستای پالنگان می توان به آن وارد شد. هنوز آثار سنگرهای دیده بانی در جاهایی باقی مانده است که با وجود صعب العبوری امکان نفوذی به این دژ بوده اند. درون دره چشمه های آب دائمی وجود دارند و با داشتن ذخیره غذایی، این دژ می توانست به مدت طولانی در برابر حمله ها مقاومت کند. ابتدای ورود شمال غربی، در سمت راست که دارای شیب کمی در پائین دره است به "محله یهودی ها" شهرت دارد. با توجه به این که ساکنان کنونی درباره این یهودیان و زمان زندگی آنها اطلاعاتی ندارند باید به دوره های دور تاریخی مربوط باشند. چشمه های دائمی و پرآب دره از کنار این محل شروع می شوند و به طرف بالای دره ادامه می یابند.
, این دره باریک از کنار کتیبه شروع می شود و تا روستای پالنگان تقریبا ۱۰ کیلومتر درازا دارد. در واقع دژ طبیعی محکمی است که تنها از دو راه ورود، یکی در کنار کتیبه و یکی در جانب شمال غربی در روستای پالنگان می توان به آن وارد شد. هنوز آثار سنگرهای دیده بانی در جاهایی باقی مانده است که با وجود صعب العبوری امکان نفوذی به این دژ بوده اند. درون دره چشمه های آب دائمی وجود دارند و با داشتن ذخیره غذایی، این دژ می توانست به مدت طولانی در برابر حمله ها مقاومت کند. ابتدای ورود شمال غربی، در سمت راست که دارای شیب کمی در پائین دره است به "محله یهودی ها" شهرت دارد. با توجه به این که ساکنان کنونی درباره این یهودیان و زمان زندگی آنها اطلاعاتی ندارند باید به دوره های دور تاریخی مربوط باشند. چشمه های دائمی و پرآب دره از کنار این محل شروع می شوند و به طرف بالای دره ادامه می یابند.,جریان آب از طرف جنوب شرقی دره، با پشت سر گذاشتن دشت جنوب شرقی و چند تپه باستانی کوچک در طرف راست به ورودی دره وارد می شود. این آب با فشار زیادی در بهار به آب چشمه های درونی دره می پیوندد و با حجم فراوان از طرف شمال غربی با پشت سر گذاشتن روستای پالنگان، در جانب دشتی دیگر با شیب نسبتا زیاد به سیروان می ریزد و مسیر پرپیچ وخم و طولانی خود را در دره های تنگ کوه های رشته کوه زاگرس به سوی بین النهرین در پیش می گیرد.
, جریان آب از طرف جنوب شرقی دره، با پشت سر گذاشتن دشت جنوب شرقی و چند تپه باستانی کوچک در طرف راست به ورودی دره وارد می شود. این آب با فشار زیادی در بهار به آب چشمه های درونی دره می پیوندد و با حجم فراوان از طرف شمال غربی با پشت سر گذاشتن روستای پالنگان، در جانب دشتی دیگر با شیب نسبتا زیاد به سیروان می ریزد و مسیر پرپیچ وخم و طولانی خود را در دره های تنگ کوه های رشته کوه زاگرس به سوی بین النهرین در پیش می گیرد.,می توان تصور کرد که این کتیبه در گذشته حداقل در مسیر چهارراهی قرار گرفته بوده، راهی که از جانب شرق و با گذشتن از دشتی وسیع، پس از پشت سر گذاشتن کرماشان و کامیاران به این کتیبه و به کنار رود سیروان می رسید و اکنون جاده اصلی ارتباطی کامیاران با این منطقه است. راهی دیگر که در واقع ادامه همین راه بوده و با گذشتن از پلی که هنوز آثار یکی از پایه های آن در کنار سیروان معروف به پلدختر «کلی کناچه» در فاصله چند صد متری پائین تر از پل جاده کنونی قرار دارد، به دشت شمالی و از آن جا به مریوان می رفت. این پایه پل از سنگ و ساروج ساخته شده و بنای محکم پل را نشان می دهد.
, می توان تصور کرد که این کتیبه در گذشته حداقل در مسیر چهارراهی قرار گرفته بوده، راهی که از جانب شرق و با گذشتن از دشتی وسیع، پس از پشت سر گذاشتن کرماشان و کامیاران به این کتیبه و به کنار رود سیروان می رسید و اکنون جاده اصلی ارتباطی کامیاران با این منطقه است. راهی دیگر که در واقع ادامه همین راه بوده و با گذشتن از پلی که هنوز آثار یکی از پایه های آن در کنار سیروان معروف به پلدختر «کلی کناچه» در فاصله چند صد متری پائین تر از پل جاده کنونی قرار دارد، به دشت شمالی و از آن جا به مریوان می رفت. این پایه پل از سنگ و ساروج ساخته شده و بنای محکم پل را نشان می دهد.,راه دیگر، راه شرقی است که در طول رودخانه سیروان به سنندج می رفت و بالاخره راه غربی که راهی نسبتا صعب العبور بوده و با پشت سر نهادن کوه شاهو به کوهپایه های جنوبی این کوه، به منطقه پاوه و جوانرود منتهی می شد .این راه ها مناسب ترین مسیرهای ارتباطی دژ با مناطق اطرافش بوده اند که وجود کتیبه می تواند نشان دهنده اهمیت این محل در گذشته باشد.
, راه دیگر، راه شرقی است که در طول رودخانه سیروان به سنندج می رفت و بالاخره راه غربی که راهی نسبتا صعب العبور بوده و با پشت سر نهادن کوه شاهو به کوهپایه های جنوبی این کوه، به منطقه پاوه و جوانرود منتهی می شد .این راه ها مناسب ترین مسیرهای ارتباطی دژ با مناطق اطرافش بوده اند که وجود کتیبه می تواند نشان دهنده اهمیت این محل در گذشته باشد.,شغل مردمان این دیار از قدیم الایام کشاورزی دیم و بخصوص کشت گندم و جو می باشد؛ در داخل دره و در کنار رود سیروان نیز باغداری وجود دارد. وجود گورستان های گوناگون و نام مناطق اطراف این دژ، حتی در دشت های مرتفع نشان دهنده وجود مردمانی یکجا نشین و کشاورز در اطراف رود سیروان در گذشته است.
, شغل مردمان این دیار از قدیم الایام کشاورزی دیم و بخصوص کشت گندم و جو می باشد؛ در داخل دره و در کنار رود سیروان نیز باغداری وجود دارد. وجود گورستان های گوناگون و نام مناطق اطراف این دژ، حتی در دشت های مرتفع نشان دهنده وجود مردمانی یکجا نشین و کشاورز در اطراف رود سیروان در گذشته است.,

, ,
درباره کتیبه تنگی ور
, درباره کتیبه تنگی ور, درباره کتیبه تنگی ور,کتیبه در ورودی جنوبی بر جانب راست دره و پس از پشت سر نهادن نزدیک به ۲۰۰۰ متر، در ارتفاع حدودا ۵۰ متری دیوار کنده شده است. این حجاری که کتیبه درآن قرار گرفته به صورت طاقی است تا کتبیه را از ناملایمات طبیعی محافظت کند. کتیبه بر زمینه نقش برجسته ای از "سارگن" نوشته شده است.
, کتیبه در ورودی جنوبی بر جانب راست دره و پس از پشت سر نهادن نزدیک به ۲۰۰۰ متر، در ارتفاع حدودا ۵۰ متری دیوار کنده شده است. این حجاری که کتیبه درآن قرار گرفته به صورت طاقی است تا کتبیه را از ناملایمات طبیعی محافظت کند. کتیبه بر زمینه نقش برجسته ای از "سارگن" نوشته شده است.,این نقش سارگن را نشان می دهد که کلاهی مدور بر سر دارد؛ چهره او به صورت نیم رخ نشان داده شده و دارای ریش بلند و مجعد و موهای پرپشت است که از پشت روی گردنش ریخته اند. جامه ای بلند به تن دارد و نیم تنه ای نیز روی آن پوشیده است. سارگن در دست راستش که آنرا بلند کرده ماکت معبدی را دارد که می تواند معبد یکی از خدایانی باشد که در کتیبه نام برده شده، شاید خدای آشور باشد که توجه خدایان به سارگن و کمک به او در پیروزیاش را نشان می دهد. همه سطح حجاری را نوشته کتیبه پوشانده و حتی به دلیل کمبود جا روی کناره های طاق نما نیز نوشته شده است.
, این نقش سارگن را نشان می دهد که کلاهی مدور بر سر دارد؛ چهره او به صورت نیم رخ نشان داده شده و دارای ریش بلند و مجعد و موهای پرپشت است که از پشت روی گردنش ریخته اند. جامه ای بلند به تن دارد و نیم تنه ای نیز روی آن پوشیده است. سارگن در دست راستش که آنرا بلند کرده ماکت معبدی را دارد که می تواند معبد یکی از خدایانی باشد که در کتیبه نام برده شده، شاید خدای آشور باشد که توجه خدایان به سارگن و کمک به او در پیروزیاش را نشان می دهد. همه سطح حجاری را نوشته کتیبه پوشانده و حتی به دلیل کمبود جا روی کناره های طاق نما نیز نوشته شده است.,نوشته کتیبه به خط میخی آشوری و شامل ۴۶ سطر است. در پای کتیبه و در کنار سطح دره جریان تند آب سطح دره را پس از گذشت سالیان طولانی پائین تر برده است. آثار دو هاون یکی کوچک تر و کم عمق تر و دیگری بزرگ تر و عمیق تر وجود دارد. با ادامه راه در جانب راست و با فاصله کمی از کتیبه، دیواره دره به ارتفاع حدودا ۵ و طول ۲۰ و عمق ۵ متر کنده شده که به احتمال زیاد به همان دوران مربوط است. روستائیان این دیار گله های خود را در ساعات گرم تابستان به آن جا می برند و ممکن است در دوران گذشته نیز چنین کاربردی داشته یا پناهگاه مردمان فراری در برابر حملات مهاجمان باشد. اما روبه روی کتیبه در جانب دیگر دره، شکافی وجود دارد که به "زینانه" به معنی زندان کوچک معروف است و نشانگر موارد استفاده این محل است. در نزدیکی ورودی شمال غربی دره، سنگری از سنگ در مقابل معبری سخت قرار دارد که احتمالا برای ورود به دژ از آن استفاده می کرده اند.
, نوشته کتیبه به خط میخی آشوری و شامل ۴۶ سطر است. در پای کتیبه و در کنار سطح دره جریان تند آب سطح دره را پس از گذشت سالیان طولانی پائین تر برده است. آثار دو هاون یکی کوچک تر و کم عمق تر و دیگری بزرگ تر و عمیق تر وجود دارد. با ادامه راه در جانب راست و با فاصله کمی از کتیبه، دیواره دره به ارتفاع حدودا ۵ و طول ۲۰ و عمق ۵ متر کنده شده که به احتمال زیاد به همان دوران مربوط است. روستائیان این دیار گله های خود را در ساعات گرم تابستان به آن جا می برند و ممکن است در دوران گذشته نیز چنین کاربردی داشته یا پناهگاه مردمان فراری در برابر حملات مهاجمان باشد. اما روبه روی کتیبه در جانب دیگر دره، شکافی وجود دارد که به "زینانه" به معنی زندان کوچک معروف است و نشانگر موارد استفاده این محل است. در نزدیکی ورودی شمال غربی دره، سنگری از سنگ در مقابل معبری سخت قرار دارد که احتمالا برای ورود به دژ از آن استفاده می کرده اند.,براساس اطلاعات به دست آمده در مکتوبات رسانه ایی و نوشته های تاریخی، در میانه سال های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ "علی اکبر سرافراز" از طرف هیأت علمی بررسی های آثار باستانی و با کمک نیروهای ارتش از این کتیبه نسخه برداری کرده و عکس هایی نیز از آن برداشته است. گزارش این بررسی در مجله "بررسی های تاریخی" شماره پنجم منتشر شده است. در ایران کار چندانی روی نسخه سرافراز انجام نگرفته و "دکتر ارفعی" در موزه تهران نسخه ای از کار سرافراز را به دانشمندان آلمانی تحویل داده است که هنوز چیزی دراین باره منتشر نکرده اند. دکتر ارفعی ظاهرا نوشته های این کتیبه را خوانده است؛ او در مقدمه مقاله خود که در مجله ẓOrientalẒ درسال 1999چاپ شده، کار سرافراز را توضیح داده و به دشواری های خواندن آن اشاره کرده است.
, براساس اطلاعات به دست آمده در مکتوبات رسانه ایی و نوشته های تاریخی، در میانه سال های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ "علی اکبر سرافراز" از طرف هیأت علمی بررسی های آثار باستانی و با کمک نیروهای ارتش از این کتیبه نسخه برداری کرده و عکس هایی نیز از آن برداشته است. گزارش این بررسی در مجله "بررسی های تاریخی" شماره پنجم منتشر شده است. در ایران کار چندانی روی نسخه سرافراز انجام نگرفته و "دکتر ارفعی" در موزه تهران نسخه ای از کار سرافراز را به دانشمندان آلمانی تحویل داده است که هنوز چیزی دراین باره منتشر نکرده اند. دکتر ارفعی ظاهرا نوشته های این کتیبه را خوانده است؛ او در مقدمه مقاله خود که در مجله ẓOrientalẒ درسال 1999چاپ شده، کار سرافراز را توضیح داده و به دشواری های خواندن آن اشاره کرده است., ẓOrientalẒ , ẓOrientalẒ,فردی دیگر به نام "دکتر ولات" ترجمه کتیبه را از روی ۲۲ اسلاید که در ۱۹۷۱ از این کتیبه برداشته بود انجام داده که به دلیل واضح نبودن قسمت هایی از عکس ها، خواندن همه کتیبه برای او مقدور نبوده است. وی دراین باره می نویسید: "به خاطر گزند طبیعت و این واقعیت که برخی بخش ها به وسیله مواد تصویری از دیگر قسمت ها بهتر ارائه شده اند، برخی قسمت های متن خوانده نمی شود و خواندن قسمت های دیگر نیز قطعی نیست. اما بخش زیادی از کتیبه با اطمینان قابل خواندن است و مربوط به شاه آشوری، سارگن دوم(۷۰۵-۷۲۲ ق.م)است". بخشهایی که خوانده شده به پنج بخش زیر تقسیم می شود:
, فردی دیگر به نام "دکتر ولات" ترجمه کتیبه را از روی ۲۲ اسلاید که در ۱۹۷۱ از این کتیبه برداشته بود انجام داده که به دلیل واضح نبودن قسمت هایی از عکس ها، خواندن همه کتیبه برای او مقدور نبوده است. وی دراین باره می نویسید: "به خاطر گزند طبیعت و این واقعیت که برخی بخش ها به وسیله مواد تصویری از دیگر قسمت ها بهتر ارائه شده اند، برخی قسمت های متن خوانده نمی شود و خواندن قسمت های دیگر نیز قطعی نیست. اما بخش زیادی از کتیبه با اطمینان قابل خواندن است و مربوط به شاه آشوری، سارگن دوم(۷۰۵-۷۲۲ ق.م)است". بخشهایی که خوانده شده به پنج بخش زیر تقسیم می شود:,1) نیایش خداوندهای گوناگون (خطوط ۱۰-۱)
, 1) نیایش خداوندهای گوناگون (خطوط ۱۰-۱),2) نام و عنوان سارگن دوم (خطوط ۱۱ و ۱۲)
, 2) نام و عنوان سارگن دوم (خطوط ۱۱ و ۱۲),3) کارهای بزرگ سارگن در دوران پادشاهی اش (خطوط ۳۶-۱۳)
, 3) کارهای بزرگ سارگن در دوران پادشاهی اش (خطوط ۳۶-۱۳),4) شرح لشکرکشی به سرزمین کارالا (خطوط ۴۴-۳۷)
, 4) شرح لشکرکشی به سرزمین کارالا (خطوط ۴۴-۳۷),5) ایجاد کتیبه و شاید تقدیس و نفرین (خطوط ۴۶ و ۴۵)
, 5) ایجاد کتیبه و شاید تقدیس و نفرین (خطوط ۴۶ و ۴۵),
,
ترجمه نوشته های کتیبه تنگی ور
, ترجمه نوشته های کتیبه تنگی ور, ترجمه نوشته های کتیبه تنگی ور,قسمت های نقطه چین که در ترجمه کتیبه آورده شده اند،کلماتی هستند که خوانده نشده اند. در برخی موارد، کلمه یا کلماتی میان کروشه قرار گرفته اند که برای تکمیل شدن جمله آورده شده است:
, قسمت های نقطه چین که در ترجمه کتیبه آورده شده اند،کلماتی هستند که خوانده نشده اند. در برخی موارد، کلمه یا کلماتی میان کروشه قرار گرفته اند که برای تکمیل شدن جمله آورده شده است:,01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.
, 01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان., 01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان., 01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.,02) خط دوم خوانده نشده است... .
, 02) خط دوم خوانده نشده است... .,03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... .
, 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ تر از همه، او که همه مردمان را با غذاها آفرید... .,04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد].
, 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد].,05) خدای سین، مسلط بر آسمان و جهان مردگان... .
, 05) خدای سین، مسلط بر آسمان و جهان مردگان... .,06) خدای شمش، صاحب عدالت بر آسمان و جهان مردگان... .
, 06) خدای شمش، صاحب عدالت بر آسمان و جهان مردگان... .,07) خدای ایشتار، او که انسان را آفرید و برای جنگ مهیا کرد... .
, 07) خدای ایشتار، او که انسان را آفرید و برای جنگ مهیا کرد... .,08) خدایان هفت گانه که رهبری می کنند و خواسته شاه را در جبهه جنگ برآورده می سازند و پیروزی را برایش فراهم می آورند.
, 08) خدایان هفت گانه که رهبری می کنند و خواسته شاه را در جبهه جنگ برآورده می سازند و پیروزی را برایش فراهم می آورند.,09) خدایان بزرگ گردانندگان هستی و جهان مردگان، کسانی که حمله می کنند و جنگ ها و نزاع ها را معنی می بخشند.
, 09) خدایان بزرگ گردانندگان هستی و جهان مردگان، کسانی که حمله می کنند و جنگ ها و نزاع ها را معنی می بخشند.,10) خدایانی که می گردند و پادشاه را برمی گزینند؛ کسی که فرماندهی را به عنوان فرمانروای مقدس بر عهده دارد. آنها قلمرو را وسعت می دهند و آن پادشاه را از قانونگذاران دیگر برتر می کنند.
, 10) خدایانی که می گردند و پادشاه را برمی گزینند؛ کسی که فرماندهی را به عنوان فرمانروای مقدس بر عهده دارد. آنها قلمرو را وسعت می دهند و آن پادشاه را از قانونگذاران دیگر برتر می کنند.,11) سارگن (دوم)، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه جهان، شاه آشور، نایب السلطنه بابل ،شاه سرزمین سومر و اکد و دوستدار خدایان بزرگ.
, 11) سارگن (دوم)، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه جهان، شاه آشور، نایب السلطنه بابل ،شاه سرزمین سومر و اکد و دوستدار خدایان بزرگ.,12) قهرمان بزرگ… مرد، فرمانروای دیندار، انسانی حیرت آور و شبان [خدا].
, 12) قهرمان بزرگ… مرد، فرمانروای دیندار، انسانی حیرت آور و شبان [خدا].,13) خدای آشور، نبو و مردوک، خدایان کمک کننده من، پادشاهی را به من بخشیدند و مرا بی همانند و مشهور و با عظمت کردند.
, 13) خدای آشور، نبو و مردوک، خدایان کمک کننده من، پادشاهی را به من بخشیدند و مرا بی همانند و مشهور و با عظمت کردند.,14) من همواره به عنوان غنی کننده "سیپار"، "نیپو ر" و بابل عمل کرده ام و آسیب های غیرقانونی را که توسط مردمانی والاشأن تحمل شده بود که تعداد زیادی از آنان چنین بودند، جبران کردم.
, 14) من همواره به عنوان غنی کننده "سیپار"، "نیپو ر" و بابل عمل کرده ام و آسیب های غیرقانونی را که توسط مردمانی والاشأن تحمل شده بود که تعداد زیادی از آنان چنین بودند، جبران کردم.,15) من معافیت از مالیات را که برای "بالتیل"و"آشور" برداشته شده بود از نو برقرار کردم. با ملاحظه شهر"حران" [بر] دروازه مردم [آن شهر]، نشان "کیدینو" (اشاره به موقعیت ممتازشان دارد) را نصب کردم.
, 15) من معافیت از مالیات را که برای "بالتیل"و"آشور" برداشته شده بود از نو برقرار کردم. با ملاحظه شهر"حران" [بر] دروازه مردم [آن شهر]، نشان "کیدینو" (اشاره به موقعیت ممتازشان دارد) را نصب کردم.,16) من ارتش "هومبانیگاش" (هومبان- نیگاش) عیلامی را پراکنده ساختم. من سرزمین "کارالا" را ویران کردم؛ سرزمین "شوردا"، شهر "کیشه سیم"، شهر"هرهر" [خارخار] سرزمین "مادها" و سرزمین "الیپی" را ویران کردم.
, 16) من ارتش "هومبانیگاش" (هومبان- نیگاش) عیلامی را پراکنده ساختم. من سرزمین "کارالا" را ویران کردم؛ سرزمین "شوردا"، شهر "کیشه سیم"، شهر"هرهر" [خارخار] سرزمین "مادها" و سرزمین "الیپی" را ویران کردم.,17) من سرزمین "اورارتو" را ویران کردم. شهر "موسسیر" و سرزمین "ماننا" را تاراج کردم و سرزمین "اندیا" و سرزمین "زیبیریم" را شکست دادم.
, 17) من سرزمین "اورارتو" را ویران کردم. شهر "موسسیر" و سرزمین "ماننا" را تاراج کردم و سرزمین "اندیا" و سرزمین "زیبیریم" را شکست دادم.,18) من فرمانروایان سرزمین "حمات"، شهر"کارخمیش"، شهر "کومموهی" و سرزمین "کاممانو" را شکست دادم و بر سرزمین "هایشن" صاحب منصبانی نشاندم.
, 18) من فرمانروایان سرزمین "حمات"، شهر"کارخمیش"، شهر "کومموهی" و سرزمین "کاممانو" را شکست دادم و بر سرزمین "هایشن" صاحب منصبانی نشاندم.,19) من شهر "اشدود" را غارت کردم. "لامانی" شاه آن جا از سلاح های من ترسید… به ناحیه ای از سرزمین "ملوحا" فرار کرد. در آن جا کاملا مخفیانه شبیه یک دزد زندگی می کرد.
, 19) من شهر "اشدود" را غارت کردم. "لامانی" شاه آن جا از سلاح های من ترسید… به ناحیه ای از سرزمین "ملوحا" فرار کرد. در آن جا کاملا مخفیانه شبیه یک دزد زندگی می کرد.,20) "شپاتکو" (شبیتکو) پادشاه سرزمین ملوحا، قدرت خدایان آشور، نبو و مردوک را که من به همه سرزمین ها نشان دادم، احساس کرد و… .
, 20) "شپاتکو" (شبیتکو) پادشاه سرزمین ملوحا، قدرت خدایان آشور، نبو و مردوک را که من به همه سرزمین ها نشان دادم، احساس کرد و… .,21) "اولامانی" در یوغ ها و دستبندهای آهنین در بند به زندان من آورده شد.
, 21) "اولامانی" در یوغ ها و دستبندهای آهنین در بند به زندان من آورده شد.,22) من همه سرزمین های "تابالو"، "کاسک" و "هیلاکو" را از جمعیت خالی کردم و آنها را با اموال و دارایی به نزد "میداس" شاه سرزمین "موسکو" تبعید کردم و قلمرو او را کاهش دادم.
, 22) من همه سرزمین های "تابالو"، "کاسک" و "هیلاکو" را از جمعیت خالی کردم و آنها را با اموال و دارایی به نزد "میداس" شاه سرزمین "موسکو" تبعید کردم و قلمرو او را کاهش دادم.,23) در شهر"راپیهو" پیش قراول ارتش "مصر" را شکست دادم و پادشاه شهر "هازوتو" به نام "کازه" که بندگی مرا نمی پذیرفت به عنوان غنیمت به حساب آوردم.
, 23) در شهر"راپیهو" پیش قراول ارتش "مصر" را شکست دادم و پادشاه شهر "هازوتو" به نام "کازه" که بندگی مرا نمی پذیرفت به عنوان غنیمت به حساب آوردم.,24) من هفت پادشاه سرزمین "انا" یک منطقه از سرزمین "لدنانا" که خانه هایش در فاصله… (در میان) دریای غرب واقع شده بود مطیع کردم.
, 24) من هفت پادشاه سرزمین "انا" یک منطقه از سرزمین "لدنانا" که خانه هایش در فاصله… (در میان) دریای غرب واقع شده بود مطیع کردم.,25) من با دستان توانایم، "اپل-ایدین" (مردوک بالادان) شاه سرزمین "کلده" را که بر ساحل دریا اقامت داشت و پادشاهی اش را برای مقابله با خدایان نیک، بر بابل می گسترانید شکست دادم.
, 25), من با دستان توانایم، "اپل-ایدین" (مردوک بالادان) شاه سرزمین "کلده" را که بر ساحل دریا اقامت داشت و پادشاهی اش را برای مقابله با خدایان نیک، بر بابل می گسترانید شکست دادم.,26) همه سرزمین "بیتایایکن"… ثابت کردم… .
, 26) همه سرزمین "بیتایایکن"… ثابت کردم… .,27) "اهون داری" شاه "دیلمون" که در فاصله… چند کیلومتری در میان… دریا، مانند یک ماهی جا گرفته بود، توانایی شاهانه مرا شنید و هدایای بزرگش را برای من آورد.
, 27) "اهون داری" شاه "دیلمون" که در فاصله… چند کیلومتری در میان… دریا، مانند یک ماهی جا گرفته بود، توانایی شاهانه مرا شنید و هدایای بزرگش را برای من آورد.,28) به وسیله خدایان بزرگم که جنگ افزارهای مرا قدرت بخشیدند، با قدرت و قوت شدم و همه دشمنانم را از بین بردم.
, 28) به وسیله خدایان بزرگم که جنگ افزارهای مرا قدرت بخشیدند، با قدرت و قوت شدم و همه دشمنانم را از بین بردم.,29) از سرزمین "لدنانا" که در میان دریای مغرب (مدیترانه) به دوری مرز "مصر" و سرزمین "موسکو"، سرزمین وسیع "آمورو"، تمام سرزمین های… .
, 29) از سرزمین "لدنانا" که در میان دریای مغرب (مدیترانه) به دوری مرز "مصر" و سرزمین "موسکو"، سرزمین وسیع "آمورو"، تمام سرزمین های… .,30) همه سرزمین "گوتیوم" سرزمین مادهای دور (در کنار کوه بیکنی)، سرزمین "الیپی" و سرزمین "راشی" (در مرز عیلام).
, 30) همه سرزمین "گوتیوم" سرزمین مادهای دور (در کنار کوه بیکنی)، سرزمین "الیپی" و سرزمین "راشی" (در مرز عیلام).,31) آنهایی که در کنار "رود دجله" زندگی می کنند، قبایل "اوتو"، "روبو"، "ختکو"، "لابدودو"، "کمرانو"، "اوبولو"، "رووا"و "لیتااو"… .
, 31) آنهایی که در کنار "رود دجله" زندگی می کنند، قبایل "اوتو"، "روبو"، "ختکو"، "لابدودو"، "کمرانو"، "اوبولو"، "رووا"و "لیتااو"… .,32) آنهایی که در کنار "رود فرات" و دریای "اوکنو" زندگی می کنند. قبایل "گامبلو"، "هی ندارو"، "پوکودو"، "سونی ها"، "مردم استپ سرزمین "لادبورو" به تعداد زیادی که آن جا هستند.
, 32) آنهایی که در کنار "رود فرات" و دریای "اوکنو" زندگی می کنند. قبایل "گامبلو"، "هی ندارو"، "پوکودو"، "سونی ها"، "مردم استپ سرزمین "لادبورو" به تعداد زیادی که آن جا هستند.,33) از شهر "سامونا" به فاصله شهرهای "بوب"و "تلهومبان" که در مرز عیلام هستند…
, 33) از شهر "سامونا" به فاصله شهرهای "بوب"و "تلهومبان" که در مرز عیلام هستند…,34) سرزمین "کاردونیاش" از ابتدا تا انتها و سرزمین "بیت آموکان"، "بیتایاکین" که در ساحل دریا، به فاصله قلمروی "دیلمون" واقع شده است… .
, 34) سرزمین "کاردونیاش" از ابتدا تا انتها و سرزمین "بیت آموکان"، "بیتایاکین" که در ساحل دریا، به فاصله قلمروی "دیلمون" واقع شده است… .,35) من همه آنها را مطیع کردم و دست نشاندگانم را به عنوان دولتمردان حاکم بر آنها گماشتم و قدرت شاهانهام را بر آنها تحمیل کردم… .
, 35) من همه آنها را مطیع کردم و دست نشاندگانم را به عنوان دولتمردان حاکم بر آنها گماشتم و قدرت شاهانهام را بر آنها تحمیل کردم… .,36) در آن زمان مردم سرزمین "کارالا"… که… نمی خواستند از هیچ فرمانروایی تبعیت کنند… .
, 36) در آن زمان مردم سرزمین "کارالا"… که… نمی خواستند از هیچ فرمانروایی تبعیت کنند… .,37) به کوه های پرشیب پشت گرم بودند و دست نشانده مرا [بیرون کردند]. حکمران همه سرزمین… .
, 37) به کوه های پرشیب پشت گرم بودند و دست نشانده مرا [بیرون کردند]. حکمران همه سرزمین… .,38) …. آنها برپا و آماده شدند برای جنگ… تعداد زیادی از مردمشان برافروخته شدند… .
, 38) …. آنها برپا و آماده شدند برای جنگ… تعداد زیادی از مردمشان برافروخته شدند… .,39) اسبان، قاطران… حاضرشان را… برگرداندم و… .
, 39) اسبان، قاطران… حاضرشان را… برگرداندم و… .,40) آنها راه ها را در سرزمین شان ویران و [معبدها] را مسدود کردند.
, 40) آنها راه ها را در سرزمین شان ویران و [معبدها] را مسدود کردند.,41) سربازان اندک من به معبدهای دور از دسترس شبیه عقاب ها [نفوذ کردند].
, 41) سربازان اندک من به معبدهای دور از دسترس شبیه عقاب ها [نفوذ کردند].,42) …. آنها… سربازانشان به کوهها فرار کردند… .
, 42) …. آنها… سربازانشان به کوهها فرار کردند… .,43) باقی مانده آنها [اسیر شدند] و به عنوان غرامت به حساب آمدند.
, 43) باقی مانده آنها [اسیر شدند] و به عنوان غرامت به حساب آمدند.,44) من لوح یادبودی ساختم و روی آن پندارهای خدایان بزرگ را حک کردم. هدف های شاهانه ام را با فروتنی، برای پادشاهی آسمانی بزرگشان، در مقابل آنها نهادم.
, 44) من لوح یادبودی ساختم و روی آن پندارهای خدایان بزرگ را حک کردم. هدف های شاهانه ام را با فروتنی، برای پادشاهی آسمانی بزرگشان، در مقابل آنها نهادم.,45) من همه پیروزی های خدای آشور، پدر خدایان، بزرگ… را توضیح دادم… .
, 45) من همه پیروزی های خدای آشور، پدر خدایان، بزرگ… را توضیح دادم… .,

, ,
کارالا و لشکرکشی سارگن دوم به این ایالت
, کارالا و لشکرکشی سارگن دوم به این ایالت, کارالا و لشکرکشی سارگن دوم به این ایالت,حادثه ای که دلیلی برای آفرینش حجاری تنگی ور و کتیبه آن بود،تهاجم هدایت شده آشوری ها در مقابل کارالا (خطوط ۳۷ تا ۴۴) بود؛سرزمینی که در کوه های زاگرس و در جهت شرق آشور قرار داشت. «ال.د.لیوان» در بررسی جغرافیای منطقه زاگرس در دوره جدید امپراتوری آشور، محل کارالا را درمنطقه ای از دریاچه زریبار مریوان حدس زده بود. به نظر می رسد که حجاری تنگی ور این حدس را تقویت کند، زیرا شرح یک حمله را علیه کارالا به یادگار گذاشته و در ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی دریاچه زریبار واقع شده است.
, حادثه ای که دلیلی برای آفرینش حجاری تنگی ور و کتیبه آن بود،تهاجم هدایت شده آشوری ها در مقابل کارالا (خطوط ۳۷ تا ۴۴) بود؛سرزمینی که در کوه های زاگرس و در جهت شرق آشور قرار داشت. «ال.د.لیوان» در بررسی جغرافیای منطقه زاگرس در دوره جدید امپراتوری آشور، محل کارالا را درمنطقه ای از دریاچه زریبار مریوان حدس زده بود. به نظر می رسد که حجاری تنگی ور این حدس را تقویت کند، زیرا شرح یک حمله را علیه کارالا به یادگار گذاشته و در ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی دریاچه زریبار واقع شده است.,طبق سالنامه های سارگن، آشورلی از کارالا و ایتی از آلابریا، سران شورش ضدخداوندگاری آشور بودند. به همین دلیل در ششمین سال سلطنت (۷۱۶ق.م) سارگن به کوه ها حمله برد و یاغیان را شکست داد. اولوسونو بخشیده شده و اجازه یافت تا هم چنان حاکم ماننا بماند. اما ایتی و خانواده اش تبعید شدند. قسمتی از سالنامه ها که در آنها سرنوشت آشورلی ارائه شده آسیب دیده است. اما طبق اظهارات استلی از سارگن در نجفآباد در دره اسدآباد، حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی دره کنگاور (خطوط ۳۱ و ۳۲) آشورلی کشته شد: «من آشورلی از شهر کارالا را که یک بدکار بود اسیر کردم. در میان تهاجم من او را با سربازانش در یوغ های آهنین آوردم. من پوست او را کندم و به شهر آشور بردم و شهر کارالا را با ناحیه اطرافش به ایالت لولوم افزودم».
, طبق سالنامه های سارگن، آشورلی از کارالا و ایتی از آلابریا، سران شورش ضدخداوندگاری آشور بودند. به همین دلیل در ششمین سال سلطنت (۷۱۶ق.م) سارگن به کوه ها حمله برد و یاغیان را شکست داد. اولوسونو بخشیده شده و اجازه یافت تا هم چنان حاکم ماننا بماند. اما ایتی و خانواده اش تبعید شدند. قسمتی از سالنامه ها که در آنها سرنوشت آشورلی ارائه شده آسیب دیده است. اما طبق اظهارات استلی از سارگن در نجفآباد در دره اسدآباد، حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی دره کنگاور (خطوط ۳۱ و ۳۲) آشورلی کشته شد: «من آشورلی از شهر کارالا را که یک بدکار بود اسیر کردم. در میان تهاجم من او را با سربازانش در یوغ های آهنین آوردم. من پوست او را کندم و به شهر آشور بردم و شهر کارالا را با ناحیه اطرافش به ایالت لولوم افزودم».,با این حال کارهای سارگن در سال ۷۱۶ ق.م به مقابله آشور در کارالا را پایان نداد. مردم کارالا بعدها صاحب منصبانی را که سارگن بر آنها گمارده بود بیرون کردند و برادر آشورلی "امیتاشی" را حاکم خود کردند. درنتیجه در همین سال سلطنت سارگن علیه کارالا، سرزمین الیپی و سرزمین مادها به حرکت درآمد که در واقع ادامه هشتمین لشکرکشی او بود.
, با این حال کارهای سارگن در سال ۷۱۶ ق.م به مقابله آشور در کارالا را پایان نداد. مردم کارالا بعدها صاحب منصبانی را که سارگن بر آنها گمارده بود بیرون کردند و برادر آشورلی "امیتاشی" را حاکم خود کردند. درنتیجه در همین سال سلطنت سارگن علیه کارالا، سرزمین الیپی و سرزمین مادها به حرکت درآمد که در واقع ادامه هشتمین لشکرکشی او بود.,سارگن در کوه "انا" با پیروزی بزرگی بر نیروی کارالا غلبه کرد. امیتاشی گریخت و شاید به سرزمین "شوردار" رفت. متن کتیبه تنگی ور مشخص می کند که تهاجم موردنظر به کارالا شدت زیادی نداشته است و آشکارا با لشکرکشی ۷۱۶ ق.م و لشکرکشی ۷۱۳ ق. م مطابقت نمی کند. درهر صورت ما می دانیم که این کتیبه دیرتر از دوره هم زمان با این دو حادثه ساخته شده است. خطوط ۲۵ تا ۲۷ کتیبه شکست مردوک بالادان (مردوک-اپل-ایدین) شاه بابل را ثبت کرده اند. سارگن عملیات جنگی را علیه مردوک بالادان در ۷۰۹ و ۷۱۰ ق.م عملی کرد. بعد از فرار مردوک بالادان پایتختش تسلیم شد. سارگن بر تخت پادشاهی بابل تکیه زد و دست خدای مردوک را در جشن سال نو در سال ۷۰۹ ق.م در بابل لمس کرد. سپس به راه افتاد تا پایتخت قبیله ای مردوک بالادان را در"دوریاکین" در منتهی الیه جنوب بابل فتح کند. مردوک بالادان هرچند محاصره شد اما فرار کرد و تا دوره "سناخریب" جانشین سارگن از او خبری نداریم.
, سارگن در کوه "انا" با پیروزی بزرگی بر نیروی کارالا غلبه کرد. امیتاشی گریخت و شاید به سرزمین "شوردار" رفت. متن کتیبه تنگی ور مشخص می کند که تهاجم موردنظر به کارالا شدت زیادی نداشته است و آشکارا با لشکرکشی ۷۱۶ ق.م و لشکرکشی ۷۱۳ ق. م مطابقت نمی کند. درهر صورت ما می دانیم که این کتیبه دیرتر از دوره هم زمان با این دو حادثه ساخته شده است. خطوط ۲۵ تا ۲۷ کتیبه شکست مردوک بالادان (مردوک-اپل-ایدین) شاه بابل را ثبت کرده اند. سارگن عملیات جنگی را علیه مردوک بالادان در ۷۰۹ و ۷۱۰ ق.م عملی کرد. بعد از فرار مردوک بالادان پایتختش تسلیم شد. سارگن بر تخت پادشاهی بابل تکیه زد و دست خدای مردوک را در جشن سال نو در سال ۷۰۹ ق.م در بابل لمس کرد. سپس به راه افتاد تا پایتخت قبیله ای مردوک بالادان را در"دوریاکین" در منتهی الیه جنوب بابل فتح کند. مردوک بالادان هرچند محاصره شد اما فرار کرد و تا دوره "سناخریب" جانشین سارگن از او خبری نداریم.,"فریم" براساس اظهارات بالا معتقد است که کتیبه تنگی ور باید یادگار یک تهاجم بعد از ۷۰۹ ق.م باشد و معتقد است که این کتیبه به وجود آمده است تا تهاجم آشور را در ۷۰۶ ق.م و یا در سال ۷۰۵ ق. م، آخرین سال سلطنت سارگن جاودانه کند. اما با توجه به این که در کتیبه به لشکرکشی ۷۰۶ ق.م سارگن به الیپی اشاره ای نشده، بنابراین کتیبه باید به یک لشکرکشی مستقل علیه کارالا در قبل از ۷۰۶ ق.م مربوط باشد و چون سارگن خود را نایب السلطنه بابل نیز خوانده است باید بعد از ۷۰۹ ق.م، یعنی سال های ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م صورت گرفته باشد.
, "فریم" براساس اظهارات بالا معتقد است که کتیبه تنگی ور باید یادگار یک تهاجم بعد از ۷۰۹ ق.م باشد و معتقد است که این کتیبه به وجود آمده است تا تهاجم آشور را در ۷۰۶ ق.م و یا در سال ۷۰۵ ق. م، آخرین سال سلطنت سارگن جاودانه کند. اما با توجه به این که در کتیبه به لشکرکشی ۷۰۶ ق.م سارگن به الیپی اشاره ای نشده، بنابراین کتیبه باید به یک لشکرکشی مستقل علیه کارالا در قبل از ۷۰۶ ق.م مربوط باشد و چون سارگن خود را نایب السلطنه بابل نیز خوانده است باید بعد از ۷۰۹ ق.م، یعنی سال های ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م صورت گرفته باشد.,متن کتیبه روشن می کند که مردم کارالا از قوانین خارجی تبعیت نمی کردند و علیه مأمورانی که سارگن بر آنها گمارده بود شورش می کردند. آنان باوجود سرکوب های شدید با تکیه بر موقعیت کوهستانی که داشتند باز هم سعی در بیرون رفتن از زیر سلطه آشور را داشتند، چنان که کتیبه روشن می سازد مردم کارالا اتحاد زیادی داشته و از رهبران خود به خوبی پیروی می کردند. در جنگ آخر نیروی طغیان کارالا فرو ننشست بلکه موقتا در مخفیگاه های دوردست پنهان شد.
, متن کتیبه روشن می کند که مردم کارالا از قوانین خارجی تبعیت نمی کردند و علیه مأمورانی که سارگن بر آنها گمارده بود شورش می کردند. آنان باوجود سرکوب های شدید با تکیه بر موقعیت کوهستانی که داشتند باز هم سعی در بیرون رفتن از زیر سلطه آشور را داشتند، چنان که کتیبه روشن می سازد مردم کارالا اتحاد زیادی داشته و از رهبران خود به خوبی پیروی می کردند. در جنگ آخر نیروی طغیان کارالا فرو ننشست بلکه موقتا در مخفیگاه های دوردست پنهان شد.,

, ,
موقعیت جغرافیایی ایالت کارالا
با توجه دقیق به اشاراتی که منابع آشوری به ایالت ها و سرزمین های غربی ایران کرده اند، حدود ایالت کارالا را می توان حدس زد. در جنوبی ترین قسمت غرب ایران، عیلام واقع بود که تا جنوب کرماشان ادامه داشت و لرستان و کوه های بختیاری را نیز شامل می شد هم مرز با لرستان، ایالت "دیااکو" قرار داشت که از ۷۱۵ ق.م به صورت ایالتی آشوری درآمده بود و با نام "مادای" شناخته می شد. "الیپی" نیز در جنوب کرماشان با عیلام همسایه بود و بالاتر از آن در کرماشان ایالت "خارخار" قرار داشت. قبایل ماد از همدان به طرف شمال و مشرق تا کوه "بیکنی" و "قزلاوزن" و اطراف آن پراکنده شده بودند.
با توجه دقیق به اشاراتی که منابع آشوری به ایالت ها و سرزمین های غربی ایران کرده اند، حدود ایالت کارالا را می توان حدس زد. در جنوبی ترین قسمت غرب ایران، عیلام واقع بود که تا جنوب کرماشان ادامه داشت و لرستان و کوه های بختیاری را نیز شامل می شد هم مرز با لرستان، ایالت "دیااکو" قرار داشت که از ۷۱۵ ق.م به صورت ایالتی آشوری درآمده بود و با نام "مادای" شناخته می شد. "الیپی" نیز در جنوب کرماشان با عیلام همسایه بود و بالاتر از آن در کرماشان ایالت "خارخار" قرار داشت. قبایل ماد از همدان به طرف شمال و مشرق تا کوه "بیکنی" و "قزلاوزن" و اطراف آن پراکنده شده بودند., موقعیت جغرافیایی ایالت کارالا,
,
"ماننا" با اتحاد با آشور توانسته بود آذربایجان و شمال کردستان امروزی تا اطراف دیواندره را به دست آورد. قسمت های شرقی دریاچه ارومیه در دست اقوام "گوتیوم" بود که جزو اتحادیه ماننا بودند. بنابراین دو ایالت "کارالا" و "آلابریا" که مدام علیه سلطه آشوریان قیام می کردند، باید در فاصله ایالت خارخار تا جنوب ماننا بوده باشند که با ایالت های آشوری دامنه های غربی زاگرس همسایه بودند. کارالا را اگر براساس محل کتیبه تنگی ور، مثلث شهرهای امروزین مریوان، سنندج، کامیاران فرض کنیم، آلابریا باید بالاتر از آن و همسایه غربی ماننا بوده باشد و به اعتقاد ما دژ طبیعی تنگی ور که درباره آن سخن رفت، محل نهایی شکست حاکم کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م بوده است.
, "ماننا" با اتحاد با آشور توانسته بود آذربایجان و شمال کردستان امروزی تا اطراف دیواندره را به دست آورد. قسمت های شرقی دریاچه ارومیه در دست اقوام "گوتیوم" بود که جزو اتحادیه ماننا بودند. بنابراین دو ایالت "کارالا" و "آلابریا" که مدام علیه سلطه آشوریان قیام می کردند، باید در فاصله ایالت خارخار تا جنوب ماننا بوده باشند که با ایالت های آشوری دامنه های غربی زاگرس همسایه بودند. کارالا را اگر براساس محل کتیبه تنگی ور، مثلث شهرهای امروزین مریوان، سنندج، کامیاران فرض کنیم، آلابریا باید بالاتر از آن و همسایه غربی ماننا بوده باشد و به اعتقاد ما دژ طبیعی تنگی ور که درباره آن سخن رفت، محل نهایی شکست حاکم کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م بوده است.,کتیبه مذکور در این دژ با یادآوری پشتوانه دینی لشکرکشی های آشوریان و یاد خدایان آغاز می شود. سپس شرح لشکرکشی ها را با عیلام و سرکوب هومباننیگاش آغاز می کند (۷۲۰ ق.م). سرزمین هایی که به همراه سرکوب هومباننیگاش نام می برد، به احتمال زیاد هم دست او بوده اند. کارالا، شوردا، کیشه سو و خارخار و الیپی ایالت های واقع در کردستان و کرماشان امروزی بوده اند و سرزمین مادها نیز در اطراف همدان بوده است. سپس به شمال غربی ایران یعنی ماننا، اندیه و زیبیریم اشاره می کند و بعد از آن به غرب امپراتوری آشور، یعنی سوریه تا مصر می پردازد. بعد به کلده در جنوب آشور و سرکوب مردوک بالادان، متحد هومباننیگاش ایلای می پردازد (۷۱۰ ق.م) و باز هم به سرزمین های غربی ایرانی یعنی گوتیوم، الیپی و راشی در مرز عیلام و همچنین به مادهای دوردست در کنار "دماوند" اشاره می کند. با ذکر سرکوبی قبایل اطراف دجله و فرات، باز هم به غرب ایران یعنی سرزمین تلهومبان، در مرز عیلام و سرزمین کاردونیاش و بار دیگر به سرکوبی شورش های کلده اشاره می کند. از خط ۳۷ تا پایان کتیبه به صورت اختصاصی به سرکوب شورش گسترده کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م می پردازد.
, کتیبه مذکور در این دژ با یادآوری پشتوانه دینی لشکرکشی های آشوریان و یاد خدایان آغاز می شود. سپس شرح لشکرکشی ها را با عیلام و سرکوب هومباننیگاش آغاز می کند (۷۲۰ ق.م). سرزمین هایی که به همراه سرکوب هومباننیگاش نام می برد، به احتمال زیاد هم دست او بوده اند. کارالا، شوردا، کیشه سو و خارخار و الیپی ایالت های واقع در کردستان و کرماشان امروزی بوده اند و سرزمین مادها نیز در اطراف همدان بوده است. سپس به شمال غربی ایران یعنی ماننا، اندیه و زیبیریم اشاره می کند و بعد از آن به غرب امپراتوری آشور، یعنی سوریه تا مصر می پردازد. بعد به کلده در جنوب آشور و سرکوب مردوک بالادان، متحد هومباننیگاش ایلای می پردازد (۷۱۰ ق.م) و باز هم به سرزمین های غربی ایرانی یعنی گوتیوم، الیپی و راشی در مرز عیلام و همچنین به مادهای دوردست در کنار "دماوند" اشاره می کند. با ذکر سرکوبی قبایل اطراف دجله و فرات، باز هم به غرب ایران یعنی سرزمین تلهومبان، در مرز عیلام و سرزمین کاردونیاش و بار دیگر به سرکوبی شورش های کلده اشاره می کند. از خط ۳۷ تا پایان کتیبه به صورت اختصاصی به سرکوب شورش گسترده کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م می پردازد.,مناطق غرب ایران که در سه نوبت در کتیبه از آنها نام برده شده است، دارای قدرت سیاسی جدا از هم و نیز با تکیه بر یافته های باستان شناسی، دارای تفاوت های فرهنگی بوده اند. از آن جا که این کتیبه مادها را از مردمان دیگر غرب ایران جدا می کند، می توان نتیجه گرفت که مادها در اواخر قرن هفتم ق.م، در این مناطق غربی نفوذ سیاسی و فرهنگی یافتند و با تشکیل پادشاهی گسترده تر"ماد" و سپس "هخامنشی"، این فرهنگ های گوناگون تا حدی به هم نزدیک شدند. برای روشن شدن جزئیات این مسائل، انجام فعالیت های گسترده باستان شناسی در مناطق گوناگون غرب ایران بسیار ضروری است. مخصوصا نویسندگان و تاریخ دانان منطقه کامیاران می توانند با استفاده از امکانات تصویربرداری نوین وبا عکسبرداری از زاوایای گوناگون و سپس ترجمه و تفسیر کتیبه معروف و نهفته در دل کوه به روشن شدن تاریخ این منطقه از کردستان و ایران یاری رسانند. همچنین ترجمه کتاب ها و مقالاتی که در این زمینه تاریخی نگاشته شده اند می تواند موید دوران پربار این قسمت از ایران باشد.
, مناطق غرب ایران که در سه نوبت در کتیبه از آنها نام برده شده است، دارای قدرت سیاسی جدا از هم و نیز با تکیه بر یافته های باستان شناسی، دارای تفاوت های فرهنگی بوده اند. از آن جا که این کتیبه مادها را از مردمان دیگر غرب ایران جدا می کند، می توان نتیجه گرفت که مادها در اواخر قرن هفتم ق.م، در این مناطق غربی نفوذ سیاسی و فرهنگی یافتند و با تشکیل پادشاهی گسترده تر"ماد" و سپس "هخامنشی"، این فرهنگ های گوناگون تا حدی به هم نزدیک شدند. برای روشن شدن جزئیات این مسائل، انجام فعالیت های گسترده باستان شناسی در مناطق گوناگون غرب ایران بسیار ضروری است. مخصوصا نویسندگان و تاریخ دانان منطقه کامیاران می توانند با استفاده از امکانات تصویربرداری نوین وبا عکسبرداری از زاوایای گوناگون و سپس ترجمه و تفسیر کتیبه معروف و نهفته در دل کوه به روشن شدن تاریخ این منطقه از کردستان و ایران یاری رسانند. همچنین ترجمه کتاب ها و مقالاتی که در این زمینه تاریخی نگاشته شده اند می تواند موید دوران پربار این قسمت از ایران باشد.,انتهای پیام/ف
, انتهای پیام/ف,
ارسال دیدگاه