برگی از تاریخ منطقه کامیاران:

حمله سارگن دوم به ایالت «کارالا» و حک یادمان پیروزی بر دامنه کوه شاهو

حمله سارگن دوم به ایالت «کارالا» و حک یادمان پیروزی بر دامنه کوه شاهو
کارالا براساس محل کتیبه مثلث‏ شهرهای امروزین مریوان، سنندج و کامیاران است؛ دژ طبیعی‏ تنگی ‏ور محل نهایی شکست حاکم کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م بوده است و از خط ۳۷ تا پایان کتیبه، پادشاه آشور به سرکوب شورش گسترده‏ کارالا می‏ پردازد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهوخبر؛ مقاله حاضر درباره‏ کتیبه "تنگی ‏ور" و ویژگی‏ های طبیعی‏ محلی که این کتیبه در آن جا حکاکی شده می باشد. در این نوشتاربه‏ موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته می شود که در اطراف آن‏ قرار دارند. عکس هایی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. همچنین گستره تقریبی ایالت "کارالا" که در کتیبه آمده است بررسی می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  شاهوخبر؛ ,  شاهوخبر؛, شاهوخبر, مقاله حاضر درباره‏ کتیبه "تنگی ‏ور" و ویژگی‏ های طبیعی‏ محلی که این کتیبه در آن جا حکاکی شده می باشد. در این نوشتاربه‏ موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته می شود که در اطراف آن‏ قرار دارند. عکس هایی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. همچنین گستره تقریبی ایالت "کارالا" که در کتیبه آمده است بررسی می شود., مقاله حاضر درباره‏ کتیبه "تنگی ‏ور" و ویژگی‏ های طبیعی‏ محلی که این کتیبه در آن جا حکاکی شده می باشد. در این نوشتاربه‏ موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته می شود که در اطراف آن‏ قرار دارند. عکس هایی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. همچنین گستره تقریبی ایالت "کارالا" که در کتیبه آمده است بررسی می شود.,

 

,

شناخت اجمالی منطقه جغرافیایی کتیبه تنگی ور

, شناخت اجمالی منطقه جغرافیایی کتیبه تنگی ور, شناخت اجمالی منطقه جغرافیایی کتیبه تنگی ور,

"کتیبه تنگی ور" برای بررسی تاریخ ایران قبل از قدرت‏ گیری‏ مادها اهمیت بسیاری دارد که متأسفانه در تحقیقات تاریخی مورد بی‏ توجهی و بی مهری قرار گرفته و نیز این اثر گرانبها به واسطه ناملایمات طبیعی محیط اطراف کتیبه تاحدودی خراب شده است. خرابی دیواره راست طاق نمای محافظ کتیبه در سال‏های اخیر گسترش بیش‏تری یافته و در حوادث اوایل‏ انقلاب اسلامی براثرتیراندازی به متن کتیبه، قسمت‏ هایی از آن خراب شده است؛ به دلیل رسوبات آهکی فراوانی که روی این کتیبه را پوشانیده، خطوط کتیبه قابل مشاهده نیست.

, "کتیبه تنگی ور" برای بررسی تاریخ ایران قبل از قدرت‏ گیری‏ مادها اهمیت بسیاری دارد که متأسفانه در تحقیقات تاریخی مورد بی‏ توجهی و بی مهری قرار گرفته و نیز این اثر گرانبها به واسطه ناملایمات طبیعی محیط اطراف کتیبه تاحدودی خراب شده است. خرابی دیواره راست طاق نمای محافظ کتیبه در سال‏های اخیر گسترش بیش‏تری یافته و در حوادث اوایل‏ انقلاب اسلامی براثرتیراندازی به متن کتیبه، قسمت‏ هایی از آن خراب شده است؛ به دلیل رسوبات آهکی فراوانی که روی این کتیبه را پوشانیده، خطوط کتیبه قابل مشاهده نیست.,

کتیبه تنگی ‏ور در دامنه کوه "شاهو" از زنجیره کوه ‏های معروف کردستان‏ و در ۳۵ کیلومتری غرب شهر کامیاران در دره ‏ای تنگ میان‏ سه روستا قرار دارد؛ روستای "پالنگان" در شمال غربی کتیبه قرار گرفته و درست‏ در طرف دیگر این دره، روستای"تنگی‏ ور"در نزدیکی کتیبه و در قسمت جنوبی آن ‏که کتیبه به نام این روستا معروف شده است حکاکی شده، روستای "یوزیدر" در قسمت جنوب شرقی کتیبه قرار دارد.

, کتیبه تنگی ‏ور در دامنه کوه "شاهو" از زنجیره کوه ‏های معروف کردستان‏ و در ۳۵ کیلومتری غرب شهر کامیاران در دره ‏ای تنگ میان‏ سه روستا قرار دارد؛ روستای "پالنگان" در شمال غربی کتیبه قرار گرفته و درست‏ در طرف دیگر این دره، روستای"تنگی‏ ور"در نزدیکی کتیبه و در قسمت جنوبی آن ‏که کتیبه به نام این روستا معروف شده است حکاکی شده، روستای "یوزیدر" در قسمت جنوب شرقی کتیبه قرار دارد.,

کتیبه بر سینه‏ راست دره‏ای حک شده که آب چشمه‏ های نزدیک به خود و قسمتی از آب کوه شاهو را که از کنار روستای تنگی ‏ور به این دره می ‏ریزد دربرگرفته و آب روستای یوزیدر و دشت جنوبی را به روستای پالنگان و با فاصله کمی از آن جا به "رود سیروان" می ‏ریزد.

, کتیبه بر سینه‏ راست دره‏ای حک شده که آب چشمه‏ های نزدیک به خود و قسمتی از آب کوه شاهو را که از کنار روستای تنگی ‏ور به این دره می ‏ریزد دربرگرفته و آب روستای یوزیدر و دشت جنوبی را به روستای پالنگان و با فاصله کمی از آن جا به "رود سیروان" می ‏ریزد.,

این دره باریک از کنار کتیبه شروع می ‏شود و تا روستای پالنگان‏ تقریبا ۱۰ کیلومتر درازا دارد. در واقع دژ طبیعی محکمی است که تنها از دو راه ورود، یکی در کنار کتیبه و یکی در جانب شمال غربی در روستای پالنگان می‏ توان به آن وارد شد. هنوز آثار سنگرهای دیده‏ بانی‏ در جاهایی باقی مانده است که با وجود صعب العبوری امکان نفوذی‏ به این دژ بوده ‏اند. درون دره چشمه‏ های آب دائمی وجود دارند و با داشتن ذخیره غذایی، این دژ می‏ توانست به مدت طولانی در برابر حمله‏ ها مقاومت کند. ابتدای ورود شمال غربی، در سمت راست که‏ دارای شیب کمی در پائین دره است به "محله یهودی ‏ها" شهرت دارد. با توجه به این‏ که ساکنان کنونی درباره این یهودیان و زمان زندگی‏ آن‏ها اطلاعاتی ندارند باید به دوره ‏های دور تاریخی مربوط باشند. چشمه‏ های دائمی و پرآب دره از کنار این محل شروع می ‏شوند و به‏ طرف بالای دره ادامه می‏ یابند.

, این دره باریک از کنار کتیبه شروع می ‏شود و تا روستای پالنگان‏ تقریبا ۱۰ کیلومتر درازا دارد. در واقع دژ طبیعی محکمی است که تنها از دو راه ورود، یکی در کنار کتیبه و یکی در جانب شمال غربی در روستای پالنگان می‏ توان به آن وارد شد. هنوز آثار سنگرهای دیده‏ بانی‏ در جاهایی باقی مانده است که با وجود صعب العبوری امکان نفوذی‏ به این دژ بوده ‏اند. درون دره چشمه‏ های آب دائمی وجود دارند و با داشتن ذخیره غذایی، این دژ می‏ توانست به مدت طولانی در برابر حمله‏ ها مقاومت کند. ابتدای ورود شمال غربی، در سمت راست که‏ دارای شیب کمی در پائین دره است به "محله یهودی ‏ها" شهرت دارد. با توجه به این‏ که ساکنان کنونی درباره این یهودیان و زمان زندگی‏ آن‏ها اطلاعاتی ندارند باید به دوره ‏های دور تاریخی مربوط باشند. چشمه‏ های دائمی و پرآب دره از کنار این محل شروع می ‏شوند و به‏ طرف بالای دره ادامه می‏ یابند.,

جریان آب از طرف جنوب شرقی دره، با پشت‏ سر گذاشتن دشت‏ جنوب شرقی و چند تپه باستانی کوچک در طرف راست به ورودی دره وارد می ‏شود. این آب با فشار زیادی در بهار به آب‏ چشمه‏ های درونی دره می ‏پیوندد و با حجم فراوان از طرف شمال غربی‏ با پشت ‏سر گذاشتن روستای پالنگان، در جانب دشتی دیگر با شیب‏ نسبتا زیاد به سیروان می ‏ریزد و مسیر پرپیچ ‏وخم و طولانی خود را در دره‏ های تنگ کوه های رشته کوه زاگرس به سوی بین النهرین در پیش می ‏گیرد.

, جریان آب از طرف جنوب شرقی دره، با پشت‏ سر گذاشتن دشت‏ جنوب شرقی و چند تپه باستانی کوچک در طرف راست به ورودی دره وارد می ‏شود. این آب با فشار زیادی در بهار به آب‏ چشمه‏ های درونی دره می ‏پیوندد و با حجم فراوان از طرف شمال غربی‏ با پشت ‏سر گذاشتن روستای پالنگان، در جانب دشتی دیگر با شیب‏ نسبتا زیاد به سیروان می ‏ریزد و مسیر پرپیچ ‏وخم و طولانی خود را در دره‏ های تنگ کوه های رشته کوه زاگرس به سوی بین النهرین در پیش می ‏گیرد.,

می‏ توان تصور کرد که این کتیبه در گذشته حداقل در مسیر چهارراهی‏ قرار گرفته بوده، راهی که از جانب شرق و با گذشتن از دشتی‏ وسیع، پس از پشت‏ سر گذاشتن کرماشان و کامیاران به این کتیبه و به‏ کنار رود سیروان می ‏رسید و اکنون جاده اصلی ارتباطی کامیاران با این منطقه است. راهی دیگر که در واقع ادامه همین راه بوده و با گذشتن از پلی که هنوز آثار یکی از پایه‏ های آن در کنار سیروان معروف‏ به  پل‏دختر «کلی کناچه» در فاصله‏ چند صد متری پائین‏ تر از پل‏ جاده کنونی قرار دارد، به دشت شمالی و از آن جا به  مریوان می ‏رفت. این پایه پل از سنگ و ساروج ساخته شده و بنای محکم پل را نشان‏ می ‏دهد.

, می‏ توان تصور کرد که این کتیبه در گذشته حداقل در مسیر چهارراهی‏ قرار گرفته بوده، راهی که از جانب شرق و با گذشتن از دشتی‏ وسیع، پس از پشت‏ سر گذاشتن کرماشان و کامیاران به این کتیبه و به‏ کنار رود سیروان می ‏رسید و اکنون جاده اصلی ارتباطی کامیاران با این منطقه است. راهی دیگر که در واقع ادامه همین راه بوده و با گذشتن از پلی که هنوز آثار یکی از پایه‏ های آن در کنار سیروان معروف‏ به  پل‏دختر «کلی کناچه» در فاصله‏ چند صد متری پائین‏ تر از پل‏ جاده کنونی قرار دارد، به دشت شمالی و از آن جا به  مریوان می ‏رفت. این پایه پل از سنگ و ساروج ساخته شده و بنای محکم پل را نشان‏ می ‏دهد.,

راه دیگر، راه شرقی است که در طول رودخانه‏ سیروان به‏ سنندج می ‏رفت و بالاخره راه غربی که راهی نسبتا صعب العبور بوده و با پشت ‏سر نهادن کوه شاهو به کوهپایه ‏های جنوبی این کوه، به‏ منطقه‏ پاوه و جوانرود منتهی می ‏شد .این راه ‏ها مناسب ‏ترین مسیرهای‏ ارتباطی دژ با مناطق اطرافش بوده ‏اند که وجود کتیبه می‏ تواند نشان دهنده‏ اهمیت این محل در گذشته باشد.

, راه دیگر، راه شرقی است که در طول رودخانه‏ سیروان به‏ سنندج می ‏رفت و بالاخره راه غربی که راهی نسبتا صعب العبور بوده و با پشت ‏سر نهادن کوه شاهو به کوهپایه ‏های جنوبی این کوه، به‏ منطقه‏ پاوه و جوانرود منتهی می ‏شد .این راه ‏ها مناسب ‏ترین مسیرهای‏ ارتباطی دژ با مناطق اطرافش بوده ‏اند که وجود کتیبه می‏ تواند نشان دهنده‏ اهمیت این محل در گذشته باشد.,

شغل مردمان این دیار از قدیم الایام کشاورزی دیم و بخصوص کشت گندم و جو می باشد؛ در داخل دره و در کنار رود سیروان نیز باغداری وجود دارد. وجود گورستان ‏های گوناگون و نام مناطق اطراف این‏ دژ، حتی در دشت‏ های مرتفع نشان دهنده وجود مردمانی‏ یکجا نشین و کشاورز در اطراف رود سیروان در گذشته است.

, شغل مردمان این دیار از قدیم الایام کشاورزی دیم و بخصوص کشت گندم و جو می باشد؛ در داخل دره و در کنار رود سیروان نیز باغداری وجود دارد. وجود گورستان ‏های گوناگون و نام مناطق اطراف این‏ دژ، حتی در دشت‏ های مرتفع نشان دهنده وجود مردمانی‏ یکجا نشین و کشاورز در اطراف رود سیروان در گذشته است.,

, ,

 

,

درباره کتیبه تنگی ور

, درباره کتیبه تنگی ور, درباره کتیبه تنگی ور,

کتیبه در ورودی جنوبی بر جانب راست دره و پس از پشت‏ سر نهادن نزدیک به ۲۰۰۰ متر، در ارتفاع حدودا ۵۰ متری دیوار کنده شده‏ است. این حجاری که کتیبه درآن قرار گرفته به صورت طاقی است‏ تا کتبیه را از ناملایمات طبیعی محافظت کند. کتیبه بر زمینه نقش‏ برجسته ‏ای از "سارگن" نوشته شده است.

, کتیبه در ورودی جنوبی بر جانب راست دره و پس از پشت‏ سر نهادن نزدیک به ۲۰۰۰ متر، در ارتفاع حدودا ۵۰ متری دیوار کنده شده‏ است. این حجاری که کتیبه درآن قرار گرفته به صورت طاقی است‏ تا کتبیه را از ناملایمات طبیعی محافظت کند. کتیبه بر زمینه نقش‏ برجسته ‏ای از "سارگن" نوشته شده است.,

این نقش سارگن را نشان‏ می ‏دهد که کلاهی مدور بر سر دارد؛ چهره او به‏ صورت نیم رخ نشان‏ داده شده و دارای ریش بلند و مجعد و موهای پرپشت است که از پشت روی گردنش ریخته‏ اند. جامه‏ ای بلند به تن دارد و نیم تنه ‏ای نیز روی آن پوشیده است. سارگن در دست راستش که آن‏را بلند کرده ماکت معبدی را دارد که می‏ تواند معبد یکی از خدایانی باشد که در کتیبه نام برده شده، شاید خدای آشور باشد که توجه خدایان‏ به سارگن و کمک به او در پیروزی‏اش را نشان می ‏دهد. همه سطح‏ حجاری را نوشته کتیبه پوشانده و حتی به دلیل کمبود جا روی‏ کناره‏ های طاق نما نیز نوشته شده است.

, این نقش سارگن را نشان‏ می ‏دهد که کلاهی مدور بر سر دارد؛ چهره او به‏ صورت نیم رخ نشان‏ داده شده و دارای ریش بلند و مجعد و موهای پرپشت است که از پشت روی گردنش ریخته‏ اند. جامه‏ ای بلند به تن دارد و نیم تنه ‏ای نیز روی آن پوشیده است. سارگن در دست راستش که آن‏را بلند کرده ماکت معبدی را دارد که می‏ تواند معبد یکی از خدایانی باشد که در کتیبه نام برده شده، شاید خدای آشور باشد که توجه خدایان‏ به سارگن و کمک به او در پیروزی‏اش را نشان می ‏دهد. همه سطح‏ حجاری را نوشته کتیبه پوشانده و حتی به دلیل کمبود جا روی‏ کناره‏ های طاق نما نیز نوشته شده است.,

نوشته کتیبه به خط میخی آشوری و شامل ۴۶ سطر است. در پای‏ کتیبه و در کنار سطح دره جریان تند آب سطح دره را پس از گذشت‏ سالیان طولانی پائین ‏تر برده است. آثار دو هاون یکی کوچک‏ تر و کم ‏عمق ‏تر و دیگری بزرگ ‏تر و عمیق ‏تر وجود دارد. با ادامه راه در جانب راست و با فاصله کمی از کتیبه، دیواره دره به ارتفاع حدودا ۵ و طول ۲۰ و عمق ۵ متر کنده شده که به احتمال زیاد به همان‏ دوران مربوط است. روستائیان این دیار گله ‏های خود را در ساعات‏ گرم تابستان به آن جا می ‏برند و ممکن است در دوران گذشته نیز چنین‏ کاربردی داشته یا پناهگاه مردمان فراری در برابر حملات مهاجمان باشد. اما روبه‏ روی کتیبه در جانب دیگر دره، شکافی وجود دارد که به "زینانه" به معنی زندان کوچک معروف است و نشانگر موارد استفاده این محل است. در نزدیکی ورودی شمال غربی دره، سنگری‏ از سنگ در مقابل معبری سخت قرار دارد که احتمالا برای ورود به دژ از آن استفاده می‏ کرده ‏اند.

, نوشته کتیبه به خط میخی آشوری و شامل ۴۶ سطر است. در پای‏ کتیبه و در کنار سطح دره جریان تند آب سطح دره را پس از گذشت‏ سالیان طولانی پائین ‏تر برده است. آثار دو هاون یکی کوچک‏ تر و کم ‏عمق ‏تر و دیگری بزرگ ‏تر و عمیق ‏تر وجود دارد. با ادامه راه در جانب راست و با فاصله کمی از کتیبه، دیواره دره به ارتفاع حدودا ۵ و طول ۲۰ و عمق ۵ متر کنده شده که به احتمال زیاد به همان‏ دوران مربوط است. روستائیان این دیار گله ‏های خود را در ساعات‏ گرم تابستان به آن جا می ‏برند و ممکن است در دوران گذشته نیز چنین‏ کاربردی داشته یا پناهگاه مردمان فراری در برابر حملات مهاجمان باشد. اما روبه‏ روی کتیبه در جانب دیگر دره، شکافی وجود دارد که به "زینانه" به معنی زندان کوچک معروف است و نشانگر موارد استفاده این محل است. در نزدیکی ورودی شمال غربی دره، سنگری‏ از سنگ در مقابل معبری سخت قرار دارد که احتمالا برای ورود به دژ از آن استفاده می‏ کرده ‏اند.,

براساس اطلاعات به دست آمده در مکتوبات رسانه ایی و نوشته های تاریخی، در میانه سال‏ های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ "علی اکبر سرافراز" از طرف هیأت علمی‏ بررسی ‏های آثار باستانی و با کمک نیروهای ارتش از این کتیبه‏ نسخه‏ برداری کرده و عکس‏ هایی نیز از آن برداشته است. گزارش این بررسی در مجله "بررسی‏ های تاریخی" شماره پنجم منتشر شده است. در ایران‏ کار چندانی روی نسخه سرافراز انجام نگرفته و "دکتر ارفعی" در موزه‏ تهران نسخه‏ ای از کار سرافراز را به دانشمندان آلمانی تحویل داده‏ است که هنوز چیزی دراین ‏باره منتشر نکرده ‏اند. دکتر ارفعی ظاهرا نوشته های این کتیبه را خوانده است؛ او در مقدمه مقاله خود که در مجله‏ ẓOrientalẒ درسال 1999چاپ شده، کار سرافراز را توضیح داده و به‏ دشواری‏ های خواندن آن اشاره کرده است.

, براساس اطلاعات به دست آمده در مکتوبات رسانه ایی و نوشته های تاریخی، در میانه سال‏ های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ "علی اکبر سرافراز" از طرف هیأت علمی‏ بررسی ‏های آثار باستانی و با کمک نیروهای ارتش از این کتیبه‏ نسخه‏ برداری کرده و عکس‏ هایی نیز از آن برداشته است. گزارش این بررسی در مجله "بررسی‏ های تاریخی" شماره پنجم منتشر شده است. در ایران‏ کار چندانی روی نسخه سرافراز انجام نگرفته و "دکتر ارفعی" در موزه‏ تهران نسخه‏ ای از کار سرافراز را به دانشمندان آلمانی تحویل داده‏ است که هنوز چیزی دراین ‏باره منتشر نکرده ‏اند. دکتر ارفعی ظاهرا نوشته های این کتیبه را خوانده است؛ او در مقدمه مقاله خود که در مجله‏ ẓOrientalẒ درسال 1999چاپ شده، کار سرافراز را توضیح داده و به‏ دشواری‏ های خواندن آن اشاره کرده است., ẓOrientalẒ , ẓOrientalẒ,

فردی دیگر به نام "دکتر ولات" ترجمه کتیبه را از روی ۲۲ اسلاید که در ۱۹۷۱  از این کتیبه برداشته بود انجام داده که به دلیل واضح نبودن قسمت ‏هایی‏ از عکس‏ ها، خواندن همه کتیبه برای او مقدور نبوده است. وی دراین باره می نویسید: "به خاطر گزند طبیعت و این واقعیت که برخی بخش‏ ها به وسیله مواد تصویری از دیگر قسمت‏ ها بهتر ارائه شده‏ اند، برخی قسمت‏ های متن خوانده‏ نمی ‏شود و خواندن قسمت‏ های دیگر نیز قطعی نیست. اما بخش‏ زیادی از کتیبه با اطمینان قابل خواندن است و مربوط به شاه آشوری، سارگن دوم(۷۰۵-۷۲۲ ق.م)است". بخش‏هایی که خوانده شده به پنج بخش زیر تقسیم می‏ شود:

, فردی دیگر به نام "دکتر ولات" ترجمه کتیبه را از روی ۲۲ اسلاید که در ۱۹۷۱  از این کتیبه برداشته بود انجام داده که به دلیل واضح نبودن قسمت ‏هایی‏ از عکس‏ ها، خواندن همه کتیبه برای او مقدور نبوده است. وی دراین باره می نویسید: "به خاطر گزند طبیعت و این واقعیت که برخی بخش‏ ها به وسیله مواد تصویری از دیگر قسمت‏ ها بهتر ارائه شده‏ اند، برخی قسمت‏ های متن خوانده‏ نمی ‏شود و خواندن قسمت‏ های دیگر نیز قطعی نیست. اما بخش‏ زیادی از کتیبه با اطمینان قابل خواندن است و مربوط به شاه آشوری، سارگن دوم(۷۰۵-۷۲۲ ق.م)است". بخش‏هایی که خوانده شده به پنج بخش زیر تقسیم می‏ شود:,

1) نیایش خداوندهای گوناگون (خطوط ۱۰-۱)

, 1) نیایش خداوندهای گوناگون (خطوط ۱۰-۱),

2) نام و عنوان سارگن دوم (خطوط ۱۱ و ۱۲)

, 2) نام و عنوان سارگن دوم (خطوط ۱۱ و ۱۲),

3) کارهای بزرگ سارگن در دوران پادشاهی ‏اش (خطوط ۳۶-۱۳)

, 3) کارهای بزرگ سارگن در دوران پادشاهی ‏اش (خطوط ۳۶-۱۳),

4) شرح لشکرکشی به سرزمین کارالا (خطوط ۴۴-۳۷)

, 4) شرح لشکرکشی به سرزمین کارالا (خطوط ۴۴-۳۷),

5) ایجاد کتیبه و شاید تقدیس و نفرین (خطوط ۴۶ و ۴۵)

, 5) ایجاد کتیبه و شاید تقدیس و نفرین (خطوط ۴۶ و ۴۵),

, ,

 

,

ترجمه نوشته های‏ کتیبه تنگی ور

, ترجمه نوشته های‏ کتیبه تنگی ور, ترجمه نوشته های‏ کتیبه تنگی ور,

قسمت‏ های نقطه‏ چین که در ترجمه کتیبه آورده شده‏ اند،کلماتی‏ هستند که خوانده نشده اند. در برخی موارد، کلمه یا کلماتی میان‏ کروشه قرار گرفته ‏اند که برای تکمیل شدن جمله آورده شده است:

, قسمت‏ های نقطه‏ چین که در ترجمه کتیبه آورده شده‏ اند،کلماتی‏ هستند که خوانده نشده اند. در برخی موارد، کلمه یا کلماتی میان‏ کروشه قرار گرفته ‏اند که برای تکمیل شدن جمله آورده شده است:,

 01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.

,  01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.,  01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.,  01) خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.,

 02) خط دوم خوانده نشده است... .

,  02) خط دوم خوانده نشده است... .,

03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... .

, 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... ., 03) خدای مردوک بزرگ ‏تر از همه، او که همه‏ مردمان را با غذاها آفرید... .,

04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد].

, 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد]., 04) خدای نبو، که جانشینی را به وجود آورد [احتمالا به جانشینی‏ خود به عنوان نماینده خدا روی زمین اشاره دارد].,

05) خدای سین، مسلط بر آسمان و جهان مردگان... .

, 05) خدای سین، مسلط بر آسمان و جهان مردگان... .,

06) خدای شمش، صاحب عدالت بر آسمان و جهان مردگان... .

, 06) خدای شمش، صاحب عدالت بر آسمان و جهان مردگان... .,

07) خدای ایشتار، او که انسان را آفرید و برای جنگ مهیا کرد... .

, 07) خدای ایشتار، او که انسان را آفرید و برای جنگ مهیا کرد... .,

08) خدایان هفت‏ گانه که رهبری می‏ کنند و خواسته شاه را در جبهه جنگ برآورده می‏ سازند و پیروزی را برایش فراهم می‏ آورند.

, 08) خدایان هفت‏ گانه که رهبری می‏ کنند و خواسته شاه را در جبهه جنگ برآورده می‏ سازند و پیروزی را برایش فراهم می‏ آورند.,

09) خدایان بزرگ گردانندگان هستی و جهان مردگان، کسانی‏ که حمله می‏ کنند و جنگ ‏ها و نزاع‏ ها را معنی می‏ بخشند.

, 09) خدایان بزرگ گردانندگان هستی و جهان مردگان، کسانی‏ که حمله می‏ کنند و جنگ ‏ها و نزاع‏ ها را معنی می‏ بخشند.,

10) خدایانی که می‏ گردند و پادشاه را برمی‏ گزینند؛ کسی که‏ فرماندهی را به عنوان فرمانروای مقدس بر عهده دارد. آن‏ها قلمرو را وسعت می ‏دهند و آن پادشاه را از قانونگذاران دیگر برتر می‏ کنند.

, 10) خدایانی که می‏ گردند و پادشاه را برمی‏ گزینند؛ کسی که‏ فرماندهی را به عنوان فرمانروای مقدس بر عهده دارد. آن‏ها قلمرو را وسعت می ‏دهند و آن پادشاه را از قانونگذاران دیگر برتر می‏ کنند.,

 11) سارگن (دوم)، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه جهان، شاه‏ آشور، نایب السلطنه بابل ،شاه سرزمین سومر و اکد و دوستدار خدایان بزرگ.

,  11) سارگن (دوم)، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه جهان، شاه‏ آشور، نایب السلطنه بابل ،شاه سرزمین سومر و اکد و دوستدار خدایان بزرگ.,

 12) قهرمان بزرگ… مرد، فرمانروای دیندار، انسانی حیرت‏ آور و شبان ‏[خدا].

,  12) قهرمان بزرگ… مرد، فرمانروای دیندار، انسانی حیرت‏ آور و شبان ‏[خدا].,

 13) خدای آشور، نبو و مردوک، خدایان کمک‏ کننده من، پادشاهی را به من بخشیدند و مرا بی‏ همانند و مشهور و با عظمت کردند.

,  13) خدای آشور، نبو و مردوک، خدایان کمک‏ کننده من، پادشاهی را به من بخشیدند و مرا بی‏ همانند و مشهور و با عظمت کردند.,

 14) من همواره به عنوان غنی‏ کننده "سیپار"، "نیپو ر" و بابل‏ عمل کرده ‏ام و آسیب‏ های غیرقانونی را که توسط مردمانی والاشأن تحمل‏ شده بود که تعداد زیادی از آنان چنین بودند، جبران کردم.

,  14) من همواره به عنوان غنی‏ کننده "سیپار"، "نیپو ر" و بابل‏ عمل کرده ‏ام و آسیب‏ های غیرقانونی را که توسط مردمانی والاشأن تحمل‏ شده بود که تعداد زیادی از آنان چنین بودند، جبران کردم.,

 15) من معافیت از مالیات را که برای "بالتیل"و"آشور" برداشته‏ شده بود از نو برقرار کردم. با ملاحظه شهر"حران" [بر] دروازه‏‏ مردم ‏[آن شهر]، نشان "کیدینو" (اشاره به موقعیت ممتازشان دارد) را نصب کردم.

,  15) من معافیت از مالیات را که برای "بالتیل"و"آشور" برداشته‏ شده بود از نو برقرار کردم. با ملاحظه شهر"حران" [بر] دروازه‏‏ مردم ‏[آن شهر]، نشان "کیدینو" (اشاره به موقعیت ممتازشان دارد) را نصب کردم.,

 16) من ارتش "هومبانیگاش" (هومبان- نیگاش) عیلامی را پراکنده ساختم. من سرزمین "کارالا" را ویران کردم؛ سرزمین "شوردا"، شهر "کیشه‏ سیم"، شهر"هرهر" [خارخار] سرزمین "مادها" و سرزمین‏ "الی‏پی" را ویران کردم.

,  16) من ارتش "هومبانیگاش" (هومبان- نیگاش) عیلامی را پراکنده ساختم. من سرزمین "کارالا" را ویران کردم؛ سرزمین "شوردا"، شهر "کیشه‏ سیم"، شهر"هرهر" [خارخار] سرزمین "مادها" و سرزمین‏ "الی‏پی" را ویران کردم.,

 17) من سرزمین "اورارتو" را ویران کردم. شهر "موسسیر" و سرزمین "ماننا" را تاراج کردم و سرزمین "اندیا" و سرزمین "زیبیریم" را شکست دادم.

,  17) من سرزمین "اورارتو" را ویران کردم. شهر "موسسیر" و سرزمین "ماننا" را تاراج کردم و سرزمین "اندیا" و سرزمین "زیبیریم" را شکست دادم.,

18) من فرمانروایان سرزمین "حمات"، شهر"کارخمیش"،  شهر "کوم‏موهی" و سرزمین "کاممانو" را شکست دادم و بر سرزمین‏ "هایشن" صاحب منصبانی نشاندم.

, 18) من فرمانروایان سرزمین "حمات"، شهر"کارخمیش"،  شهر "کوم‏موهی" و سرزمین "کاممانو" را شکست دادم و بر سرزمین‏ "هایشن" صاحب منصبانی نشاندم.,

19) من شهر "اشدود" را غارت کردم. "لامانی" شاه آن جا از سلاح‏ های من ترسید… به ناحیه‏ ای از سرزمین "ملوحا" فرار کرد. در آن جا کاملا مخفیانه شبیه یک دزد زندگی می‏ کرد.

, 19) من شهر "اشدود" را غارت کردم. "لامانی" شاه آن جا از سلاح‏ های من ترسید… به ناحیه‏ ای از سرزمین "ملوحا" فرار کرد. در آن جا کاملا مخفیانه شبیه یک دزد زندگی می‏ کرد.,

 20) "شپاتکو" (شبیتکو) پادشاه سرزمین ملوحا، قدرت خدایان‏ آشور، نبو و مردوک را که من به همه‏ سرزمین ‏ها نشان دادم، احساس‏ کرد و… .

,  20) "شپاتکو" (شبیتکو) پادشاه سرزمین ملوحا، قدرت خدایان‏ آشور، نبو و مردوک را که من به همه‏ سرزمین ‏ها نشان دادم، احساس‏ کرد و… .,

 21) "اولامانی" در یوغ‏ ها و دستبندهای آهنین در بند به زندان‏ من آورده شد.

,  21) "اولامانی" در یوغ‏ ها و دستبندهای آهنین در بند به زندان‏ من آورده شد.,

 22) من همه سرزمین‏ های "تابالو"، "کاسک" و "هیلاکو" را از جمعیت خالی کردم و آنها را با اموال و دارایی به نزد "میداس" شاه‏ سرزمین "موسکو" تبعید کردم و قلمرو او را کاهش دادم.

,  22) من همه سرزمین‏ های "تابالو"، "کاسک" و "هیلاکو" را از جمعیت خالی کردم و آنها را با اموال و دارایی به نزد "میداس" شاه‏ سرزمین "موسکو" تبعید کردم و قلمرو او را کاهش دادم.,

 23) در شهر"راپیهو" پیش قراول ارتش "مصر" را شکست دادم و پادشاه شهر "هازوتو" به نام "کازه"  که بندگی مرا نمی ‏پذیرفت به عنوان‏ غنیمت به حساب آوردم.

,  23) در شهر"راپیهو" پیش قراول ارتش "مصر" را شکست دادم و پادشاه شهر "هازوتو" به نام "کازه"  که بندگی مرا نمی ‏پذیرفت به عنوان‏ غنیمت به حساب آوردم.,

 24) من هفت پادشاه سرزمین "انا" یک منطقه از سرزمین‏ "لدنانا" که خانه‏ هایش در فاصله… (در میان) دریای غرب واقع شده‏ بود مطیع کردم.

,  24) من هفت پادشاه سرزمین "انا" یک منطقه از سرزمین‏ "لدنانا" که خانه‏ هایش در فاصله… (در میان) دریای غرب واقع شده‏ بود مطیع کردم.,

25) من با دستان توانایم، "اپل-ایدین" (مردوک بالادان) شاه‏ سرزمین "کلده" را که بر ساحل دریا اقامت داشت و پادشاهی‏ اش را برای مقابله با خدایان نیک، بر بابل می‏ گسترانید شکست دادم.

, 25),  من با دستان توانایم، "اپل-ایدین" (مردوک بالادان) شاه‏ سرزمین "کلده" را که بر ساحل دریا اقامت داشت و پادشاهی‏ اش را برای مقابله با خدایان نیک، بر بابل می‏ گسترانید شکست دادم.,

 26) همه سرزمین "بیت‏ایایکن"… ثابت کردم… .

,  26) همه سرزمین "بیت‏ایایکن"… ثابت کردم… .,

27) "اهون داری" شاه "دیلمون" که در فاصله‏… چند کیلومتری‏ در میان… دریا، مانند یک ماهی جا گرفته بود، توانایی شاهانه مرا شنید و هدایای بزرگش را برای من آورد.

, 27) "اهون داری" شاه "دیلمون" که در فاصله‏… چند کیلومتری‏ در میان… دریا، مانند یک ماهی جا گرفته بود، توانایی شاهانه مرا شنید و هدایای بزرگش را برای من آورد.,

 28) به وسیله خدایان بزرگم که جنگ ‏افزارهای مرا قدرت‏ بخشیدند، با قدرت و قوت شدم و همه دشمنانم را از بین بردم.

,  28) به وسیله خدایان بزرگم که جنگ ‏افزارهای مرا قدرت‏ بخشیدند، با قدرت و قوت شدم و همه دشمنانم را از بین بردم.,

29) از سرزمین "لدنانا"  که در میان دریای مغرب (مدیترانه) به‏ دوری مرز "مصر" و سرزمین "موسکو"، سرزمین وسیع "آمورو"، تمام‏ سرزمین‏ های… .

, 29) از سرزمین "لدنانا"  که در میان دریای مغرب (مدیترانه) به‏ دوری مرز "مصر" و سرزمین "موسکو"، سرزمین وسیع "آمورو"، تمام‏ سرزمین‏ های… .,

30) همه سرزمین "گوتیوم" سرزمین مادهای دور (در کنار کوه بیکنی)، سرزمین "الی‏پی" و سرزمین "راشی" (در مرز عیلام).

, 30) همه سرزمین "گوتیوم" سرزمین مادهای دور (در کنار کوه بیکنی)، سرزمین "الی‏پی" و سرزمین "راشی" (در مرز عیلام).,

31) آنهایی که در کنار "رود دجله" زندگی می ‏کنند، قبایل "اوتو"، "روبو"، "ختکو"، "لابدودو"، "کمرانو"، "اوبولو"، "رووا"و "لیتااو"… .

, 31) آنهایی که در کنار "رود دجله" زندگی می ‏کنند، قبایل "اوتو"، "روبو"، "ختکو"، "لابدودو"، "کمرانو"، "اوبولو"، "رووا"و "لیتااو"… .,

32) آنهایی که در کنار "رود فرات" و دریای "اوکنو" زندگی‏ می‏ کنند. قبایل "گامبلو"، "هی ندارو"، "پوکودو"، "سونی ‏ها"، "مردم‏ استپ سرزمین "لادبورو" به تعداد زیادی که آن جا هستند.

, 32) آنهایی که در کنار "رود فرات" و دریای "اوکنو" زندگی‏ می‏ کنند. قبایل "گامبلو"، "هی ندارو"، "پوکودو"، "سونی ‏ها"، "مردم‏ استپ سرزمین "لادبورو" به تعداد زیادی که آن جا هستند.,

33) از شهر "سامونا" به فاصله  شهرهای "بوب"و "تل‏هومبان" که در مرز عیلام هستند…

, 33) از شهر "سامونا" به فاصله  شهرهای "بوب"و "تل‏هومبان" که در مرز عیلام هستند…,

34) سرزمین "کاردونیاش" از ابتدا تا انتها و سرزمین "بیت‏ آموکان"، "بیت‏ایاکین" که در ساحل دریا، به فاصله قلمروی‏ "دیلمون" واقع شده است… .

, 34) سرزمین "کاردونیاش" از ابتدا تا انتها و سرزمین "بیت‏ آموکان"، "بیت‏ایاکین" که در ساحل دریا، به فاصله قلمروی‏ "دیلمون" واقع شده است… .,

35) من همه آنها را مطیع کردم و دست نشاندگانم را به عنوان‏ دولتمردان حاکم بر آنها گماشتم و قدرت شاهانه‏ام را بر آن‏ها تحمیل‏ کردم… .

, 35) من همه آنها را مطیع کردم و دست نشاندگانم را به عنوان‏ دولتمردان حاکم بر آنها گماشتم و قدرت شاهانه‏ام را بر آن‏ها تحمیل‏ کردم… .,

36) در آن زمان مردم سرزمین  "کارالا"… که… نمی ‏خواستند از هیچ فرمانروایی تبعیت کنند… .

, 36) در آن زمان مردم سرزمین  "کارالا"… که… نمی ‏خواستند از هیچ فرمانروایی تبعیت کنند… .,

37) به کوه ‏های پرشیب پشت‏ گرم بودند و دست‏ نشانده مرا [بیرون کردند]. حکمران همه‏ سرزمین… .

, 37) به کوه ‏های پرشیب پشت‏ گرم بودند و دست‏ نشانده مرا [بیرون کردند]. حکمران همه‏ سرزمین… .,

38) …. آن‏ها برپا و آماده شدند برای جنگ… تعداد زیادی از مردمشان برافروخته شدند… .

, 38) …. آن‏ها برپا و آماده شدند برای جنگ… تعداد زیادی از مردمشان برافروخته شدند… .,

39) اسبان، قاطران… حاضرشان را… برگرداندم و… .

, 39) اسبان، قاطران… حاضرشان را… برگرداندم و… .,

40) آنها راه‏ ها را در سرزمین شان ویران و [معبدها] را مسدود کردند.

, 40) آنها راه‏ ها را در سرزمین شان ویران و [معبدها] را مسدود کردند.,

41) سربازان اندک من به معبدهای دور از دسترس شبیه‏ عقاب‏ ها [نفوذ کردند].

, 41) سربازان اندک من به معبدهای دور از دسترس شبیه‏ عقاب‏ ها [نفوذ کردند].,

42) …. آن‏ها… سربازانشان به کوه‏ها فرار کردند… .

, 42) …. آن‏ها… سربازانشان به کوه‏ها فرار کردند… .,

43) باقی مانده آنها [اسیر شدند] و به عنوان غرامت به حساب‏ آمدند.

, 43) باقی مانده آنها [اسیر شدند] و به عنوان غرامت به حساب‏ آمدند.,

44) من لوح یادبودی ساختم و روی آن پندارهای خدایان‏ بزرگ را حک کردم. هدف‏ های شاهانه‏ ام را با فروتنی، برای پادشاهی‏ آسمانی بزرگشان، در مقابل آنها نهادم.

, 44) من لوح یادبودی ساختم و روی آن پندارهای خدایان‏ بزرگ را حک کردم. هدف‏ های شاهانه‏ ام را با فروتنی، برای پادشاهی‏ آسمانی بزرگشان، در مقابل آنها نهادم.,

45) من همه پیروزی‏ های خدای آشور، پدر خدایان، بزرگ… را توضیح دادم… .

, 45) من همه پیروزی‏ های خدای آشور، پدر خدایان، بزرگ… را توضیح دادم… .,

, ,

 

,

کارالا و لشکرکشی سارگن دوم به این ایالت

, کارالا و لشکرکشی سارگن دوم به این ایالت, کارالا و لشکرکشی سارگن دوم به این ایالت,

حادثه‏ ای که دلیلی برای آفرینش حجاری تنگی‏ ور و کتیبه آن‏ بود،تهاجم هدایت شده آشوری‏ ها در مقابل کارالا (خطوط ۳۷ تا ۴۴) بود؛سرزمینی که در کوه‏ های زاگرس و در جهت شرق آشور قرار داشت. «ال.د.لیوان» در بررسی جغرافیای منطقه‏ زاگرس در دوره‏ جدید امپراتوری آشور، محل کارالا را درمنطقه‏ ای از دریاچه زریبار مریوان حدس زده بود. به نظر می ‏رسد که حجاری تنگی‏ ور این حدس را تقویت کند، زیرا شرح یک حمله را علیه کارالا به یادگار گذاشته و در ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی دریاچه زریبار واقع شده‏ است.

, حادثه‏ ای که دلیلی برای آفرینش حجاری تنگی‏ ور و کتیبه آن‏ بود،تهاجم هدایت شده آشوری‏ ها در مقابل کارالا (خطوط ۳۷ تا ۴۴) بود؛سرزمینی که در کوه‏ های زاگرس و در جهت شرق آشور قرار داشت. «ال.د.لیوان» در بررسی جغرافیای منطقه‏ زاگرس در دوره‏ جدید امپراتوری آشور، محل کارالا را درمنطقه‏ ای از دریاچه زریبار مریوان حدس زده بود. به نظر می ‏رسد که حجاری تنگی‏ ور این حدس را تقویت کند، زیرا شرح یک حمله را علیه کارالا به یادگار گذاشته و در ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی دریاچه زریبار واقع شده‏ است.,

طبق سالنامه ‏های سارگن، آشورلی از کارالا و ایتی از آلابریا، سران شورش ضدخداوندگاری آشور بودند. به همین دلیل در ششمین سال سلطنت (۷۱۶ق.م) سارگن به کوه‏ ها حمله برد و یاغیان را شکست داد. اولوسونو بخشیده شده و اجازه یافت تا هم چنان‏ حاکم ماننا بماند. اما ایتی و خانواده ‏اش تبعید شدند. قسمتی از سالنامه ‏ها که در آن‏ها سرنوشت آشورلی ارائه شده آسیب دیده است. اما طبق اظهارات استلی از سارگن در نجف‏آباد در دره اسدآباد، حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی دره‏ کنگاور (خطوط ۳۱ و ۳۲) آشورلی کشته شد: «من آشورلی از شهر کارالا را که یک بدکار بود اسیر کردم. در میان تهاجم من او را با سربازانش در یوغ‏ های آهنین‏ آوردم. من پوست او را کندم و به شهر آشور بردم و شهر کارالا را با ناحیه اطرافش به ایالت لولوم افزودم».

, طبق سالنامه ‏های سارگن، آشورلی از کارالا و ایتی از آلابریا، سران شورش ضدخداوندگاری آشور بودند. به همین دلیل در ششمین سال سلطنت (۷۱۶ق.م) سارگن به کوه‏ ها حمله برد و یاغیان را شکست داد. اولوسونو بخشیده شده و اجازه یافت تا هم چنان‏ حاکم ماننا بماند. اما ایتی و خانواده ‏اش تبعید شدند. قسمتی از سالنامه ‏ها که در آن‏ها سرنوشت آشورلی ارائه شده آسیب دیده است. اما طبق اظهارات استلی از سارگن در نجف‏آباد در دره اسدآباد، حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی دره‏ کنگاور (خطوط ۳۱ و ۳۲) آشورلی کشته شد: «من آشورلی از شهر کارالا را که یک بدکار بود اسیر کردم. در میان تهاجم من او را با سربازانش در یوغ‏ های آهنین‏ آوردم. من پوست او را کندم و به شهر آشور بردم و شهر کارالا را با ناحیه اطرافش به ایالت لولوم افزودم».,

با این ‏حال کارهای سارگن در سال ۷۱۶ ق.م به مقابله‏ آشور در کارالا را پایان نداد. مردم کارالا بعدها صاحب‏ منصبانی را که سارگن‏ بر آن‏ها گمارده بود بیرون کردند و برادر آشورلی "امی‏تاشی" را حاکم‏ خود کردند. درنتیجه در همین سال سلطنت سارگن علیه کارالا، سرزمین الی‏پی و سرزمین مادها به حرکت درآمد که در واقع ادامه‏ هشتمین لشکرکشی او بود.

, با این ‏حال کارهای سارگن در سال ۷۱۶ ق.م به مقابله‏ آشور در کارالا را پایان نداد. مردم کارالا بعدها صاحب‏ منصبانی را که سارگن‏ بر آن‏ها گمارده بود بیرون کردند و برادر آشورلی "امی‏تاشی" را حاکم‏ خود کردند. درنتیجه در همین سال سلطنت سارگن علیه کارالا، سرزمین الی‏پی و سرزمین مادها به حرکت درآمد که در واقع ادامه‏ هشتمین لشکرکشی او بود.,

سارگن در کوه "انا" با پیروزی بزرگی بر نیروی کارالا غلبه کرد. امی‏تاشی گریخت و شاید به سرزمین "شوردار" رفت. متن کتیبه‏‏ تنگی ‏ور مشخص می ‏کند که تهاجم موردنظر به کارالا شدت زیادی‏ نداشته است و آشکارا با لشکرکشی ۷۱۶ ق.م و لشکرکشی ۷۱۳ ق. م مطابقت نمی ‏کند. درهر صورت ما می ‏دانیم که این کتیبه دیرتر از دوره هم‏ زمان با این دو حادثه ساخته شده است. خطوط ۲۵ تا ۲۷ کتیبه شکست مردوک بالادان (مردوک-اپل-ایدین) شاه بابل را ثبت کرده‏ اند. سارگن عملیات جنگی را علیه مردوک بالادان در ۷۰۹ و ۷۱۰ ق.م عملی کرد. بعد از فرار مردوک بالادان پایتختش تسلیم شد. سارگن بر تخت پادشاهی بابل تکیه زد و دست خدای مردوک را در جشن‏ سال نو در سال ۷۰۹ ق.م در بابل لمس کرد. سپس به راه افتاد تا پایتخت‏ قبیله‏ ای مردوک بالادان را در"دوریاکین" در منتهی الیه جنوب بابل فتح کند. مردوک بالادان هرچند محاصره شد اما فرار کرد و تا دوره‏ "سناخریب" جانشین سارگن از او خبری نداریم.

, سارگن در کوه "انا" با پیروزی بزرگی بر نیروی کارالا غلبه کرد. امی‏تاشی گریخت و شاید به سرزمین "شوردار" رفت. متن کتیبه‏‏ تنگی ‏ور مشخص می ‏کند که تهاجم موردنظر به کارالا شدت زیادی‏ نداشته است و آشکارا با لشکرکشی ۷۱۶ ق.م و لشکرکشی ۷۱۳ ق. م مطابقت نمی ‏کند. درهر صورت ما می ‏دانیم که این کتیبه دیرتر از دوره هم‏ زمان با این دو حادثه ساخته شده است. خطوط ۲۵ تا ۲۷ کتیبه شکست مردوک بالادان (مردوک-اپل-ایدین) شاه بابل را ثبت کرده‏ اند. سارگن عملیات جنگی را علیه مردوک بالادان در ۷۰۹ و ۷۱۰ ق.م عملی کرد. بعد از فرار مردوک بالادان پایتختش تسلیم شد. سارگن بر تخت پادشاهی بابل تکیه زد و دست خدای مردوک را در جشن‏ سال نو در سال ۷۰۹ ق.م در بابل لمس کرد. سپس به راه افتاد تا پایتخت‏ قبیله‏ ای مردوک بالادان را در"دوریاکین" در منتهی الیه جنوب بابل فتح کند. مردوک بالادان هرچند محاصره شد اما فرار کرد و تا دوره‏ "سناخریب" جانشین سارگن از او خبری نداریم.,

"فریم" براساس اظهارات بالا معتقد است که کتیبه‏ تنگی ‏ور باید یادگار یک تهاجم بعد از ۷۰۹ ق.م باشد و معتقد است که این کتیبه‏ به وجود آمده است تا تهاجم آشور را در ۷۰۶ ق.م و یا در سال ۷۰۵ ق. م، آخرین سال سلطنت سارگن جاودانه کند. اما با توجه به این ‏که در کتیبه به لشکرکشی ۷۰۶ ق.م سارگن به الی‏پی اشاره‏ ای نشده، بنابراین کتیبه باید به یک لشکرکشی مستقل‏ علیه کارالا در قبل از ۷۰۶ ق.م مربوط باشد و چون سارگن خود را نایب السلطنه بابل نیز خوانده است باید بعد از ۷۰۹ ق.م، یعنی‏ سال ‏های ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م صورت گرفته باشد.

, "فریم" براساس اظهارات بالا معتقد است که کتیبه‏ تنگی ‏ور باید یادگار یک تهاجم بعد از ۷۰۹ ق.م باشد و معتقد است که این کتیبه‏ به وجود آمده است تا تهاجم آشور را در ۷۰۶ ق.م و یا در سال ۷۰۵ ق. م، آخرین سال سلطنت سارگن جاودانه کند. اما با توجه به این ‏که در کتیبه به لشکرکشی ۷۰۶ ق.م سارگن به الی‏پی اشاره‏ ای نشده، بنابراین کتیبه باید به یک لشکرکشی مستقل‏ علیه کارالا در قبل از ۷۰۶ ق.م مربوط باشد و چون سارگن خود را نایب السلطنه بابل نیز خوانده است باید بعد از ۷۰۹ ق.م، یعنی‏ سال ‏های ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م صورت گرفته باشد.,

متن کتیبه روشن می‏ کند که مردم کارالا از قوانین خارجی تبعیت‏ نمی ‏کردند و علیه مأمورانی که سارگن بر آن‏ها گمارده بود شورش‏ می ‏کردند. آنان باوجود سرکوب ‏های شدید با تکیه بر موقعیت کوهستانی‏ که داشتند باز هم سعی در بیرون رفتن از زیر سلطه آشور را داشتند، چنان ‏که کتیبه روشن می ‏سازد مردم کارالا اتحاد زیادی داشته و از رهبران‏ خود به خوبی پیروی می ‏کردند. در جنگ آخر نیروی طغیان کارالا فرو ننشست بلکه موقتا در مخفیگاه‏ های دوردست پنهان شد.

, متن کتیبه روشن می‏ کند که مردم کارالا از قوانین خارجی تبعیت‏ نمی ‏کردند و علیه مأمورانی که سارگن بر آن‏ها گمارده بود شورش‏ می ‏کردند. آنان باوجود سرکوب ‏های شدید با تکیه بر موقعیت کوهستانی‏ که داشتند باز هم سعی در بیرون رفتن از زیر سلطه آشور را داشتند، چنان ‏که کتیبه روشن می ‏سازد مردم کارالا اتحاد زیادی داشته و از رهبران‏ خود به خوبی پیروی می ‏کردند. در جنگ آخر نیروی طغیان کارالا فرو ننشست بلکه موقتا در مخفیگاه‏ های دوردست پنهان شد.,

, ,

 

,

موقعیت جغرافیایی ایالت کارالا
با توجه دقیق به اشاراتی که منابع آشوری به ایالت ‏ها و سرزمین ‏های‏ غربی ایران کرده‏ اند، حدود ایالت کارالا را می ‏توان حدس زد. در جنوبی‏ ترین قسمت غرب ایران، عیلام واقع بود که تا جنوب کرماشان‏ ادامه داشت و لرستان و کوه‏ های بختیاری را نیز شامل می ‏شد  هم ‏مرز با لرستان، ایالت "دیااکو" قرار داشت که از ۷۱۵ ق.م به ‏صورت ایالتی‏ آشوری درآمده بود و با نام "مادای" شناخته می‏ شد. "الی‏پی" نیز در جنوب‏ کرماشان با عیلام همسایه بود و بالاتر از آن در کرماشان ایالت "خارخار" قرار داشت. قبایل ماد از همدان به ‏طرف شمال و مشرق تا کوه "بیکنی" و "قزل‏اوزن" و اطراف آن پراکنده شده بودند.

, موقعیت جغرافیایی ایالت کارالا
با توجه دقیق به اشاراتی که منابع آشوری به ایالت ‏ها و سرزمین ‏های‏ غربی ایران کرده‏ اند، حدود ایالت کارالا را می ‏توان حدس زد. در جنوبی‏ ترین قسمت غرب ایران، عیلام واقع بود که تا جنوب کرماشان‏ ادامه داشت و لرستان و کوه‏ های بختیاری را نیز شامل می ‏شد  هم ‏مرز با لرستان، ایالت "دیااکو" قرار داشت که از ۷۱۵ ق.م به ‏صورت ایالتی‏ آشوری درآمده بود و با نام "مادای" شناخته می‏ شد. "الی‏پی" نیز در جنوب‏ کرماشان با عیلام همسایه بود و بالاتر از آن در کرماشان ایالت "خارخار" قرار داشت. قبایل ماد از همدان به ‏طرف شمال و مشرق تا کوه "بیکنی" و "قزل‏اوزن" و اطراف آن پراکنده شده بودند.
, موقعیت جغرافیایی ایالت کارالا,
,

"ماننا" با اتحاد با آشور توانسته بود آذربایجان و شمال کردستان امروزی تا اطراف دیواندره را به دست‏ آورد. قسمت‏ های شرقی دریاچه ارومیه در دست اقوام "گوتیوم" بود که جزو اتحادیه ماننا بودند. بنابراین دو ایالت "کارالا" و "آلابریا"  که مدام‏ علیه سلطه آشوریان قیام می‏ کردند، باید در فاصله ایالت خارخار تا جنوب ماننا بوده باشند که با ایالت ‏های آشوری دامنه‏ های غربی زاگرس‏ همسایه بودند. کارالا را اگر براساس محل کتیبه  تنگی‏ ور، مثلث‏ شهرهای امروزین مریوان، سنندج، کامیاران فرض کنیم، آلابریا باید بالاتر از آن و همسایه غربی ماننا بوده باشد و به اعتقاد ما دژ طبیعی‏ تنگی‏ ور که درباره آن سخن رفت، محل نهایی شکست حاکم کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م بوده است.

, "ماننا" با اتحاد با آشور توانسته بود آذربایجان و شمال کردستان امروزی تا اطراف دیواندره را به دست‏ آورد. قسمت‏ های شرقی دریاچه ارومیه در دست اقوام "گوتیوم" بود که جزو اتحادیه ماننا بودند. بنابراین دو ایالت "کارالا" و "آلابریا"  که مدام‏ علیه سلطه آشوریان قیام می‏ کردند، باید در فاصله ایالت خارخار تا جنوب ماننا بوده باشند که با ایالت ‏های آشوری دامنه‏ های غربی زاگرس‏ همسایه بودند. کارالا را اگر براساس محل کتیبه  تنگی‏ ور، مثلث‏ شهرهای امروزین مریوان، سنندج، کامیاران فرض کنیم، آلابریا باید بالاتر از آن و همسایه غربی ماننا بوده باشد و به اعتقاد ما دژ طبیعی‏ تنگی‏ ور که درباره آن سخن رفت، محل نهایی شکست حاکم کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م بوده است.,

کتیبه مذکور در این دژ با یادآوری پشتوانه دینی لشکرکشی‏ های‏ آشوریان و یاد خدایان آغاز می‏ شود. سپس شرح لشکرکشی‏ ها را با عیلام‏ و سرکوب هومبان‏نیگاش آغاز می‏ کند (۷۲۰ ق.م). سرزمین‏ هایی که به همراه سرکوب هومبان‏نیگاش نام می ‏برد، به‏ احتمال زیاد هم دست او بوده‏ اند. کارالا، شوردا، کیشه ‏سو و خارخار و الی‏پی ایالت ‏های واقع در کردستان و کرماشان امروزی بوده ‏اند و سرزمین مادها نیز در اطراف همدان بوده است. سپس به شمال غربی‏ ایران یعنی ماننا، اندیه و زیبیریم اشاره می ‏کند و بعد از آن به غرب‏ امپراتوری آشور، یعنی سوریه تا مصر می ‏پردازد. بعد به کلده در جنوب‏ آشور و سرکوب مردوک بالادان، متحد هومبان‏نیگاش ایلای می ‏پردازد (۷۱۰ ق.م) و باز هم به سرزمین ‏های غربی ایرانی یعنی گوتیوم، الی‏پی‏ و راشی در مرز عیلام و همچنین به مادهای دوردست در کنار "دماوند" اشاره می ‏کند. با ذکر سرکوبی قبایل اطراف دجله و فرات، باز هم به‏ غرب ایران یعنی سرزمین تل‏هومبان، در مرز عیلام و سرزمین‏ کاردونیاش و بار دیگر به سرکوبی شورش‏ های کلده اشاره می ‏کند. از خط ۳۷ تا پایان کتیبه به ‏صورت اختصاصی به سرکوب شورش گسترده‏ کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م می ‏پردازد.

, کتیبه مذکور در این دژ با یادآوری پشتوانه دینی لشکرکشی‏ های‏ آشوریان و یاد خدایان آغاز می‏ شود. سپس شرح لشکرکشی‏ ها را با عیلام‏ و سرکوب هومبان‏نیگاش آغاز می‏ کند (۷۲۰ ق.م). سرزمین‏ هایی که به همراه سرکوب هومبان‏نیگاش نام می ‏برد، به‏ احتمال زیاد هم دست او بوده‏ اند. کارالا، شوردا، کیشه ‏سو و خارخار و الی‏پی ایالت ‏های واقع در کردستان و کرماشان امروزی بوده ‏اند و سرزمین مادها نیز در اطراف همدان بوده است. سپس به شمال غربی‏ ایران یعنی ماننا، اندیه و زیبیریم اشاره می ‏کند و بعد از آن به غرب‏ امپراتوری آشور، یعنی سوریه تا مصر می ‏پردازد. بعد به کلده در جنوب‏ آشور و سرکوب مردوک بالادان، متحد هومبان‏نیگاش ایلای می ‏پردازد (۷۱۰ ق.م) و باز هم به سرزمین ‏های غربی ایرانی یعنی گوتیوم، الی‏پی‏ و راشی در مرز عیلام و همچنین به مادهای دوردست در کنار "دماوند" اشاره می ‏کند. با ذکر سرکوبی قبایل اطراف دجله و فرات، باز هم به‏ غرب ایران یعنی سرزمین تل‏هومبان، در مرز عیلام و سرزمین‏ کاردونیاش و بار دیگر به سرکوبی شورش‏ های کلده اشاره می ‏کند. از خط ۳۷ تا پایان کتیبه به ‏صورت اختصاصی به سرکوب شورش گسترده‏ کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م می ‏پردازد.,

مناطق غرب ایران که در سه نوبت در کتیبه از آن‏ها نام برده شده‏ است، دارای قدرت سیاسی جدا از هم و نیز با تکیه بر یافته ‏های‏ باستان ‏شناسی، دارای تفاوت‏ های فرهنگی بوده‏ اند. از آن جا که این کتیبه‏ مادها را از مردمان دیگر غرب ایران جدا می ‏کند، می ‏توان نتیجه گرفت که‏ مادها در اواخر قرن هفتم ق.م، در این مناطق غربی نفوذ سیاسی و فرهنگی یافتند و با تشکیل پادشاهی گسترده‏ تر"ماد" و سپس "هخامنشی"، این فرهنگ‏ های گوناگون تا حدی به ‏هم نزدیک شدند. برای روشن شدن‏ جزئیات این مسائل، انجام فعالیت ‏های گسترده‏ باستان ‏شناسی در مناطق گوناگون غرب ایران بسیار ضروری است. مخصوصا نویسندگان و تاریخ دانان منطقه کامیاران می توانند با استفاده از امکانات تصویربرداری نوین وبا عکسبرداری  از زاوایای گوناگون و سپس ترجمه و تفسیر کتیبه معروف و نهفته در دل کوه به روشن شدن تاریخ این منطقه از کردستان و ایران یاری رسانند. همچنین ترجمه کتاب ها و مقالاتی که در این زمینه تاریخی نگاشته شده اند می تواند موید دوران پربار این قسمت از ایران باشد.

, مناطق غرب ایران که در سه نوبت در کتیبه از آن‏ها نام برده شده‏ است، دارای قدرت سیاسی جدا از هم و نیز با تکیه بر یافته ‏های‏ باستان ‏شناسی، دارای تفاوت‏ های فرهنگی بوده‏ اند. از آن جا که این کتیبه‏ مادها را از مردمان دیگر غرب ایران جدا می ‏کند، می ‏توان نتیجه گرفت که‏ مادها در اواخر قرن هفتم ق.م، در این مناطق غربی نفوذ سیاسی و فرهنگی یافتند و با تشکیل پادشاهی گسترده‏ تر"ماد" و سپس "هخامنشی"، این فرهنگ‏ های گوناگون تا حدی به ‏هم نزدیک شدند. برای روشن شدن‏ جزئیات این مسائل، انجام فعالیت ‏های گسترده‏ باستان ‏شناسی در مناطق گوناگون غرب ایران بسیار ضروری است. مخصوصا نویسندگان و تاریخ دانان منطقه کامیاران می توانند با استفاده از امکانات تصویربرداری نوین وبا عکسبرداری  از زاوایای گوناگون و سپس ترجمه و تفسیر کتیبه معروف و نهفته در دل کوه به روشن شدن تاریخ این منطقه از کردستان و ایران یاری رسانند. همچنین ترجمه کتاب ها و مقالاتی که در این زمینه تاریخی نگاشته شده اند می تواند موید دوران پربار این قسمت از ایران باشد.,

انتهای پیام/ف

, انتهای پیام/ف,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه