یادداشتی به قلم اسماعیل البرزی:
آیا مشکل کردکوی فقط باقلا فروشی است؟
چند روزی است که به اذعان یکی از شهروندانی که مشی امرار معاش خود را با عرضه باقلای خوش طعم و مزه به همشهریان مرور کرده و رنگ صفای گذشته را در اذهان عمومی به تصویر می کشد، با نامهربانی مأمورین شهرداری کردکوی در معرض تهدید و در سطحی فراتر، ایجاد خلل در روند تحصیل معاش خود مواجه شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از رادکانا،بسیاری از شهروندان شهرهای کوچک و سنتی عادت کرده اند که آخر شب ها به اتفاق خانواده سری به لبو فروشی و باقلا فروشی های دوره گرد که سال هاست در حاشیه معابر عمومی شهر بساط همدلی بر پا کرده تا به روشی کاملاً حلال تحصیل معاش کرده و صفا و سادگی زندگی سنتی و بی ریای مردم نجیب ایرانی را محفوظ نگه دارند، بزنند و در شرایطی که برخی شهرها از کمترین امکانات رفاه عمومی نظیر سینما، پارک مناسب و… رنج می برند، گذران اوقات فراغت کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رادکانا,کردکوی نیز از جمله شهرهایی است که با وجود تغییر محسوس شمایل ظاهری شهر نسبت به دهه های گذشته، بافت سنتی فرهنگی و فرهنگ غالب طایفه گرایی را در خود حفظ کرده است و هنوز هم خرده فروشان و مشاغل مقطعی و سیار تداعی کننده روح سادگی و یکرنگی در آن تلقی میشود .
,چند روزی است که به اذعان یکی از شهروندانی که مشی امرار معاش خود را با عرضه باقلای خوش طعم و مزه به همشهریان مرور کرده و رنگ صفای گذشته را در اذهان عمومی به تصویر می کشد، با نامهربانی مأمورین شهرداری کردکوی در معرض تهدید و در سطحی فراتر، ایجاد خلل در روند تحصیل معاش خود مواجه شده است.
,از آنجا که جمع آوری مشاغل مزاحم و یا موانع تردد عابران، از وظایف ذاتی و غیر قابل انکار شهرداری ها محسوب می شود؛ اما آیا تقابل و برچیدن بساط مشاغل سنتی و آنانکه با ایجاد کمترین مزاحمت برای شهروندان، ضمن تامین معاش، به بازخوانی سنت های شهری و منطقه ای می پردازند امری مقبول در پیشگاه شهروندان و طالبان هویت مشاغل بومی است؟
,آیا مشکلات عدیده شهری و زندگی شهروندی تنها در برخورد قهری با لبو فروشان و باقلا فروشان خلاصه می شود؟
,آیا پسندیده نیست شهردار کردکوی به جای تمرکز و اهتمام به انجام وظایف درجه چندمی، به فکر تحقق وعده هایی نظیر احداث پارک همدلی که مدتهاست از کلنگ زنی آن گذشته و اثری از انجام تعهد در آن پدیدار نیست، باشد؟
, ,
,
, آیا بهتر نیست مدیران شهری کردکوی به جای گسیل نمودن نیروهای خدمات شهری برای از بین بردن مشاغلی که با روح فرهنگ سنتی شهر و هویت خرده فرهنگ ها در ارتباط است به تزیین میادین و معابر عمومی شهر با گل های زیبای زمستانی بیاندیشد که متاسفانه در پنج میدان و کیلومترها بلوار درون شهری اثری از حتی یک شاخه گل در آن یافت نمی شود؟
,آیا عقلانی و منطقی نیست سکاندار مدیریت شهری کردکوی به جای تقابل با خرده فروشان و مشاغل شبانه که نه تنها مزاحمتی برای رفاه شهروندی به همراه ندارد بلکه اسباب و بهانه مناسبی برای شب گردی خانواده ها را در محیط سالم سنتی هم فراهم می آورد، به تزیین ویترین غبار گرفته و مشمئز کننده ورودی شهر کردکوی که همانا تنها پارک شهر است و محل عبور میلیون ها گردشگر محسوب شده و چهره نامناسب سرویس بهداشتی آن دل هر شهروند دلسوزی را به درد می آورد، باشد؟
,شمار این دست نقایص، در صورت توجه و دقت به سیاهه ای بلند بالا خواهد رسید که در صورت لزوم به تفصیل در نوشتار آتی به آن خواهیم پرداخت.
,نویسنده: اسماعیل البرزی
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه