برگی از تاریخ ایران:
جبهه ملی چگونه تاسیس شد و نقش آن در انقلاب چه بود؟
بعد از نخست وزیری مصدق اختلافات درون جبهه ملی آغاز شد و نیروهای پر حرارتی مانند حسین مکی، حائری زاده، بقایی از جبهه ملی فاصله گرفتند و از مخالفین سرسخت آن شدند. برخورد ناشایست مصدق و جبهه ملی با نیروهای مذهبی موجب انزوا و بدبینی مردم متدین به جبهه ملی شد و این جبههی قدرتمند چنان ضعیف شد که در۲۸ مرداد نتوانست از شورش عدهای از الواط و فواحش جلوگیری کند و در نتیجه طراحان شکست خوردهی کودتای ۲۵ مرداد از فرصت استفاده کردند و دولت مصدق را سرنگون کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، جبهه ملی تنها سازمان بازمانده دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت بود. حزب توده شدیدا سرکوب شده بود. سازمانهای مذهبی مانند فدائیان اسلام، مجاهدین اسلام و حزب برادران فارس به دلیل سرکوب شدید رژیم، پیمان شکنی همرزمان ملی گرا و مرگ رهبرانشان، مضمحل شده بودند. تنها سازمان متشکلی که نه رهبر خود را از دست داده بود، نه اعضای خود را و نه سرکوب شدید شده بود و هنوز آمریکائیان وجودشان را ضروری میدیدند و گهگاهی از آنان حمایت میکردند، جبهه ملی بود. بعد از شدت یافتن اختناق در سالهای ۴۱-۴۳ رهبری و اعضای جوان جبهه ملی درصدد بازسازی، تزریق عناصر جوان و انقلابیتر و توسعهی جبهه ملی افتادند. اعلام رسمی موجودیت سازمان به نام جبههی ملی سوم، در مرداد ۱۳۴۴ پاسخی به این ضرورت بود. بر ای تبیین و ارزیابی عملکرد سازمان در بین سالهای ۴۳ تا ۵۷ مباحثی چند ضروری بود.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز،, ,
,
, تاسیس جبهه ملی: انتخابات دروه شانزدهم مجلس شورای ملی در مهر ۱۳۲۸ توسط دولت ساعد آغاز شد. دخالتهای هژیر، وزیر دربار در انتخابات موجب اعتراض بسیاری از شخصیتهای سیاسی قرار گرفت. مصدق به همراه ۱۹ نفر دیگر در کاخ شاه متحصن شدند. و خواستار لغو انتخابات و تعیین دولتی بی نظر برای برگزاری انتخابات آزاد شدند. تحصن چند روزی طول کشید ولی هیچ تغییری در انتخابات داده نشد و سرانجام متحصنین با تسلیم یک نامهی اعتراض آمیز به وزیر دربار از تحصن خارج شدند. متحصنین در روز اول آبان در منزل مصدق جمع شدند و پایههای تاسیس جبهه ملی را بنا نهادند.
,آن هنگام که جبهه ملی تشکیل شد، مساله نفت در برنامه آن نبود جبهه ملی تنها خواستار تجدید نظر در قانون انتخابات، قانون مطبوعات و اصول حکومت نظامی بود. این نشان میدهد تا سال ۱۳۲۸ تنها مسائل داخلی ایران، دغدغهی خاطر مصدق و جبهه ملی بود. پس از ترور هژیر وزیر دربار، که منجر به بطلان انتخابات گردید و مجددا انتخابات برگزار شد، چند نفر از اعضای جبهه ملی به مجلس راه یافتند و این اولین پیروزی جبهه ملی بود. در همین دوره آیت الله کاشانی که در تبعید لبنان به سر میبرد نیز از تهران انتخاب شد و دولت مجبور شد وی را به ایران فرا بخواند. باآمدن آیت الله کاشانی یک جنبش ضد استعماری برای ملی کردن صنعت نفت درایران بوجود امد. جبهه ملی نیز در تابستان ۱۳۲۹ جبهه ملی به این جنبش پیوست و با نخست وزیری مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰ جبهه ملی به یک قدرت تبدیل شد.
,پس از تشکیل جبهه ملی، علاوه بر هیئت موسس، احزاب ایران، ملت ایران، زحمتکشان ملت ایران، مردم ایران و مجمع مسلمانان مجاهد به جبهه ملی پیوستند و یک جبههی واحدی را در مقابل دربار بوجود آوردند. بعد از نخست وزیری مصدق اختلافات درون جبهه ملی آغاز شد و نیروهای پر حرارتی مانند حسین مکی، حائری زاده، بقایی از جبهه ملی فاصله گرفتند و از مخالفین سرسخت آن شدند. برخورد ناشایست مصدق و جبهه ملی با نیروهای مذهبی موجب انزوا و بدبینی مردم متدین به جبهه ملی شد و این جبههی قدرتمند چنان ضعیف شد که در۲۸ مرداد نتوانست از شورش عدهای از الواط و فواحش جلوگیری کند و در نتیجه طراحان شکست خوردهی کودتای ۲۵ مرداد از فرصت استفاده کردند و دولت مصدق را سرنگون کردند.
,اعضای جبهه ملی بعدها به ناتوانی وضعف خود در ۲۸ مرداد اعتراف کردند و در نامهای به مصدق نوشتند: باید مبارزات خود را براساس تشکیلاتی متکی سازند که تمام قشرهای مختلف جامعه و جمیع عناصر ملی اعم از حزبی و غیر حزبی بتوانند در آن شرکت جویند؛ تشکیلاتی که نه تنها مرکز احزاب ملی کشور، بلکه علاوه براحزاب ملی، محل تمرکز همهی عناصر و افراد ملی نیز باشد… ما معتقدیم که فقدان چنین تشکیلاتی سبب شد که در۲۸ مرداد ۱۳۳۲ حکومت ملی ان جناب و نهضت ملی نتواند در مقابل توطئهها مقاومت کند. سرانجام جبهه ملی اول با سرنگونی دولت مصدق و دستگیری بعضی از عناصر آن از هم پاشید و عملا تعطیل شد.
, ,
,
,
محمد مصدق ( نخست وزیر ) به اتفاق چند تن از اعضای جبهه ملی و نمایندگان مجلس شورای ملی.
نفرات به ترتیب از راست: عبدالقدیر آزاد/ حسین مکی/ محمد مصدق/ ابوالحسن حائری زاده/ مظفر بقائی
,
,
جبهه ملی دوم
,سال ۱۳۳۹ برای شاه سال بسیار پر حادثهای بود شورشهای داخلی و ناکار آمدی اقتصادی، به شدت وضعیت داخلی ایران را بحرانی کرده بود. انتخابات امریکا و طرح شعارهای دموکراتیک حزب دموکرات امریکا نیز بر نگرانی شاه افزود و پشتیبانی خارجی خود را متزلزل یافت. شاه برای چیره شدن بر بحران سیاسی داخلی و جلب رضایت پشتیبانان خارجی قول انتخابات آزاد را داد و دولت را موظف کرد تا انتخابات را در کمال آزادی برقرار کند.
,رهبران جبهه ملی تصمیم گرفتند برای تجدید فعالیت جبهه ملی را مجددا سازماندهی کنند. آنها روز ۲۴ تیر ۱۳۳۹ در منزل غلامحسین صدیقی اجتماع کردند و بنای تجدید جبههی ملی را ریختند و روز ۳۰ تیر جبهه ملی دوم با انتشار بیانیهای وجود خود را اعلام کرد. به جز شخصیتهای فوق، احزاب ایران، ملت ایران، و مردم ایران نیز به عنوان احزاب سازمانی عضو جبههی ملی گردیدند. جبهه ملی دوم با استقبال امریکا روبرو شد سفیر امریکا در ایران، با شاه ملاقات کرد و از شاه خواست تا از نیروهای جبههی ملی در دولت استفاده کند. شاه از نقطه ضعف امریکاییان استفاده کرد و به آنها باوراند که روی کارآمدن نیروهای جبههی ملی مساوی است با باز کردن راه برای تصرف قدرت توسط کمونیستها. امریکاییان که تجربیان دوره مصدق را داشتند کم کم عقب نشینی کردند و از اصرار خود دست برداشتند.
,جبهه ملی دوم از همان آغاز بر سر مسائل اساسی دچار اختلاف شد اکثریت جبههی ملی دوم را عناصر محافظه کار تشکیل میدادند؛ به همین جهت از پذیرش جامعهی سوسیالیست و نهضت آزادی که بعدا تاسیس شد و از نظر آنها تندرو بودند، خودداری کردند.
,جبهه ملی در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۰ با اجازه دولت تظاهراتی را در میدان جلالیه تهران سازماندهی کرد که با استقبال مردم روبرو شد. جبهه ملی استقبال مردم را نشانهی قدرت خود ارزیابی کرد و دولت امینی را زیر ضربات انتقاد گرفت. اختلاف نظر مصدق و اعضای جبههی ملی دوم موجب انحلال این جبههی ملی و تشکیل جبههی ملی سوم گردید.
,انقلاب سفید و سرکوب قیام پانزده خرداد آزمون بسیار مهمی بود که ناتوانی ماهوی جبهه ملی را بیش از پیش روشن ساخت. جبهه ملی درمقابل انقلاب سفید شعار«اصلاحات آری، دیکتاتوری نه» را انتخاب کرداین شعار دو پهلو نه تکلیف هواداران خود را مشخص ساخت و نه موجب رضایت روحانیون شد. با این حال رژیم تحمل چنین شعاری را نیز نداشت و در اول بهمن بسیاری از رهبران جبههی ملی را دستگیر و زندانی کرد.
,البته اعضای جبهه ملی درزندان مورد احترام قرار گرفتند و به آنها اجازه داده شد که هفتهای یک بار با خانواده دیدار کنند، اجازه دادند از منزل برای آنها غذا بیاورند و در جریان بازجوییها به صورت مسامحه برخورد کردند و دریافتند که دربار و دولت درصدد یک نوع سازش با جبهه ملی در آمده است. اعضای جبهه ملی به رژیم اطمینان دادند که ما به قانون اساسی سوگند خوردهایم و قانون اساسی هم سلطنت مشورطه را مقرر داشته و هم در آن سلطنت سلسله پهلوی به رسمیت شناخته شده است.
,خواست اعضای جبهه ملی این بود که اگر شاه بر اصول مشورطیت باقی بماند و به ما آزادی فعالیت در حدود قانون اساسی بدهند ما نه تنها با ایشان مخالفتی نداریم، بلکه در صورت لزوم هم ممکن است از سلطنت مشروطه دفاع کنیم. طرفین به توافق رسیدند و مطلب را به صورت توافقنامهای درآوردند. اعضای جبهه ملی در زندان بودند که واقعه ۱۵ خرداد رخ داد. جبهه ملی به خاطر ماهیت لائیک آن نخواست در مورد قیامی که ماهیت مذهبی داشت و روحانیت آن را رهبری میکردند موضعی حمایت آمیز بگیرد. بیموضعی جبهه ملی و مصدق در قیام ۱۵ خرداد از چشم سیاسیون، روحانیون و مردم مذهبی دور نماند و موجب تردید جدی نیروهای مذهبی نسبت به جبهه ملی گردید. مصدق طی نامه ای در ۴/۷/۱۳۴۳ به شایگان نوشت: جبهه ملی «چون نخواست با نظرات بنده راجع به تجدید نظر در اساسنامه و آیین نامه موافقت کند دست از کار کشید و جبهه منحل گردید.
, ,
,
, جبهه ملی سوم
,جبهه ملی سوم با عضویت احزاب مردم ایران، ملت ایران، جامعه سوسیالیستها، و نهضت آزادی و به رهبری باقرخان کاظمی شروع به کار کرد. اولین مشکل جبهه ملی سوم، رهبری جبهه، آقای کاظمی بود. چون او قبلا سمتهای وزیر امورخارجه، بهداری، کشور و دارایی زمان رضا شاه و محمد رضا شاه را داشت. وقتی سوال میکردند که چگونه چنین کسی میتواند با دیکتاتوری محمد رضا مبارزه کند پاسخی را ارائه میدادند که اشکال را دو چندان میکرد سنجابی میگفت: وزیر خارجه زمان رضا شاه بوده، خوب اگر این بوده وزیر مصدق هم بوده، پس مصدق هم نمیبایست او را بیاورد و وزیر کند.
,جبهه ملی سوم نیز حتی نتوانست در برابر تصویب قانون کاپیتالاسیون و تبعید امام خمینی تصمیم بگیرد و اعلام موضع کند به گزارش ساواک سران جبهه ملی پس از تبعید آقای خمینی تصمیم گرفتهاند تا مدتی جلسات خود را تعطیل کنند تا تشکیل این جلسات به موضوع تبعید آقای خمینی تعبیر و تفسیر نشود. سرانجام جبهه ملی سوم نیز عملا تعطیل شد و اعضای جبهه ملی یا به خارج رفتند و به زندگی شخصی خود پرداختند یا جذب دستگاههای دولتی شدند و در لابلای چرخهای بروکراتیک نظام شاهنشاهی مفقود شدند. شاپور بختیار درعلت بینقشی جبهه ملی در انقلاب مینویسد: در مقابل این جوش و خروش، جبهه ملی فعالیتی نداشت.
, ,
,
, چهارده سال رقابت ایدئولوژیک شیعه در ایران (۱۳۴۳-۱۳۵۶)-روح الله حسینیان- ص ۴۶۸-۴۸۲
]
ارسال دیدگاه