قدری تأمل؛
انقلابی بودن و انقلابی نبودن؛ ملاک سنجش!
آیا تاکنون تعریف درست و جامع و شفافی از اصولگرایی و اصلاح طلبی برای اقشار مختلف مردم بیان شده است؟![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از 72عارف ؛مدتی است که در ادبیات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی برای مرزبندی بین جریانهای مختلف از واژگان اصولگرایی و اصلاح طلبی استفاده می گردد. دو واژه ای که متأسفانه بیش از آن که توجه به مفهوم و بار معنایی آن بشود، به سان ابزاری برای آرایش های سیاسی و اجتماعی و خط و نشان کشیدنهای حزبی و جریانی، درآمده است تا آن جا که مدعیان هر کدام از این به اصطلاح دو نوع گرایش، به عاقبتی رسیدند که از هر یک، 2 شاخه افراطی و اعتدالی و یا تندرو و کندرو در فضای عمومی آشکار گردید و در نتیجه تحیّر و سردرگمی و در نهایت یأس و ناامیدی افکار عمومی را دامن زده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, 72عارف , 72عارف ,آنچه بیشتر به نظر می رسد، یدک کشیدن این دو واژه آن هم به صورتی مبهم توسط برخی مدعیانی است که دغدغه ای جز رسیدن به شأن و منزلتی اجتماعی و سیاسی از این رهگذر نداشته و ندارند و چه بسا آنچه در این کشمکشهای شعاری و صوری برای تصاحب چند میز و صندلی در عرصه مدیریت کشور بیشتر مدنظر قرار می گیرد، ترجیح منافع شخصی و حزبی و گروهی بر منافع و مصالح ملی و انقلابی و دینی و مکتبی است و لذا توده مردم حق دارند که علی رغم هویت سیاسی مکتبی انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی که برخواسته از اراده پولادین خود مردم است، از بازی های سیاسی و هرگونه جریان سیاسی دلزده و به نحوی رویگردان باشند.
,چه بسا بتوان گفت آنچه تجربه ی 36 ساله پس از پیروزی انقلاب به دست آمده است، به مرور فاصله گرفتن با هویت دینی و مکتبی و ارزشهای انقلابی جامعه که نشأت گرفته از اول سنگر انقلاب یعنی مسجد و حوزه های علمیه و روحانیت بوده است که زمینه را برای مدیریتهای متأثر از فرهنگ بیگانه و لیبرالیزم و سکولاریزم فراهم کرده است.
,چرا اکنون بسیاری از ائمه جماعات و روحانیت حوزه های علمیه عملاً با محافل مدیریتی و سیاسی و بلکه آگاهی های عمیق سیاسی فاصله گرفته اند، آیا این به خاطر کم رنگ شدن نقش روحانیت و مساجد و مراکز دینی در متن مدیریتهای راهبردی و کاربردی جامعه نیست؟!
,روزی جامعیتن مبارکین مدرسین و روحانیت با یک اشاره خود نقشه راه سیاسی و اجتماعی مردم را با الهام از آرمانهای امام و خلف صالح وی امام خامنه ای(مدظله العالی) به راحتی و روشنی ترسیم می فرمودند و اکثریت قریب به اتفاق مردم نیز با ایمان و اخلاص، اعتماد کرده و بدین سان مسیر حرکت به سمت عزت و پیشرفت فراهم تر می گردید اما اکنون در کنار القائات گسترده رسانه های بیگانه، متأسفانه تشتت در آراء و سلایق چه در حوزه اصولگرایی و چه اصلاح طلبی، به جای روشنگری و بصیرت افزایی، ایجاد تردید و سردرگمی عاید مردم می گردد و گوئیا جا و نقش خواص و مردم در جامعه جابجا گردیده است زیرا چنان که در جریان فتنه 88 و سپس حماسه بزرگ نهم دی ماه همان سال یافتیم، پیشی گرفتن توده های مردم و به عبارتی عوام جامعه بر خواص بود، آنگاه که به دلیل بی بصیرتی بسیاری از خواص، یا آب به آسیاب دشمنان می ریختند و یا زمینه جان گرفتن ضدانقلاب و بدخواهان نظام و انقلاب را فراهم می کردند و یا با سکوتشان جریان آمریکایی فتنه 88 و یا انقلاب به اصطلاح مخملی سبز و رنگین را علیه ارزشهای انقلاب به ویژه بزرگ ترین میراث حضرت امام خمینی(ره) یعنی اصل ولایت فقیه، شتاب می دادند.
,و البته برخی دیگر هم که نخبگان و بزرگان اصولگرایی نام گرفته بودند، در تشخیص شرایط و محاسبات زمان دچار نقص و یا توهمات شده بودند، که اگر نبود هوشمندی و درایت بزرگ دیدبان انقلاب، امام خامنه ای(مدظله العالی) خدا می داند که چه بر سر میراث امام و شهدا می آمد؟
,بنابراین شایسته است تا بازتعریفی از اصولگرایی و اصلاح طلبی صورت پذیرد تا لااقل مخاطبین و حتی حامیان هر یک، شفاف و روشن بدانند جبهه موسوم به اصلاحات چه چیزی را بناست اصلاح نماید تا هر تخریبی در پوشش دروغین اصلاح به خورد مردم و جامعه داده نشود.
,مگر در جریان فتنه 88 چیزی جز تخریب مبانی نظام و انقلاب و شکستن حریم ارزشها و آرمانهای امام و شهدا در حال انجام بود، آن هم با پشتیبانی اطاق فرمانی که فرمانش دست دشمنان بیرونی به ویژه آمریکا و انگلیس و سیروسیهای اطلاعاتی امنیتی صهیونیستی بود و نیز در حوزه اصولگرایی به روشنی بدانند که این اصولی که باید اولویت و ارجحیت بر هر چیزی داشته باشد کدام است، تا به دنبال این شفافیت در مبانی و هویت هر جریان بتوان مواضع و گرایشات و گفتمان سازی و حمایت ها را تنظیم نمود.
,لذا به نظر می رسد در این موج ابهامات تشتت برانگیزی که وجود دارد، آنچه لازم و ضروری است ایجاد تغییر و تحولی راهبردی در نام و نشانه هاست، چنان که مقتدای همه ما، امام خامنه ای(مدظله) فرمودند تقسیم کردن جریانهای سیاسی به چپ و راست، اشتباه و به لحاظ مبنایی، امری ناصحیح است.
,به نظر می رسد تقسیم بندی به اصولگرایی و اصلاح طلبی با ابهامات مفهومی و حتی مصداقی که دارد، امری غیرصواب و به دور از واقع باشد به ویژه برای مدعیان خط امام که همان خط انبیاء و اولیاء الهی و شریعت ناب و امامت و ولایت و ترجمان بیّنی از اصول مکتب و انقلاب اسلامی است، که باید همواره با اصرار صادقانه و شفاف بر جوهره و هویت انقلاب اسلامی که خواستگاه قریب به اتفاق همه مردم شریف ایران است، تأکید بورزند و چه بسا با این نگاه بتوان تحولی جدی در سازوکار جریانهای مختلف سیاسی اجتماعی شاهد بود. روی این اصل تغییر نام و نشان جریانهای فکری و سیاسی باید واژگان انقلاب و ضدانقلاب باشد چه آن که ادبیات مبتنی بر ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی مهم ترین مبنا و معیار برای جهت گیری های راهبردی حافظان اصیل و صدیق انقلاب اسلامی و پیروان خط فکری امام خمینی(ره) و نیز پاسداران حریم میراث امام و شهیدان انقلاب یعنی ولایت فقیه به شمار می رود.
,بنابراین هویت انقلاب و آرمانها و ارزشهای شناخته شده آن که متجلی در سیره و صحیفه امام خمینی(ره) و روش و منش خلف صالح وی امام خامنه ای(مدظله العالی) می باشد، به عنوان بهترین وسیله سنجش و محک عناصر و جریانهای سیاسی و فرهنگی می تواند مدنظر جدی قرار گیرد و البته طبق صریح کلام امام خمینی(ره) حال فعلی افراد نیز ملاک است و باید ظرفیت و سیره گفتاری و رفتاری هر شخصی و یا گروهی به دور از هرگونه ارتباطات و وابستگی های حسبی و نسبی با شخصیتهای بزرگ و شناخته شده، مورد توجه قرار گیرد چه آن که حضرت امیر(ع) به بیانی می فرمایند: «إِنَّ وَلِیَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطاعَ اللهَ وإِنْ بَعُدَتْ لُحمَـتُهُ، و إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَی اللهَ و إِنْ قَرُبَتْ قَرابَـتُهُ»؛ ملاک و معیار، اطاعت و تبعیت از خدا و یا معصیت و زاویه گرفتن با احکام الهی است که متجلی در مواضع و عملکرد هر فرد و یا جریانی می باشد. بنابراین، نه سابقه و نه وابستگی های حسبی و نسبی و حتی ادعاهای صوری در حوزه اصولگرایی و اصلاح طلبی، هیچ کدام ملاک ارزش گذاری نخواهد بود، آنچه باید وسیله سنجه قرار گیرد، شاخصه هایی است که مبتنی بر ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی است که به راحتی از سیره امام و سلوک و منویات مقام معظم رهبری قابل برداشت می باشد و میزان انقلابی بودن را به میزان سنخیت و نزدیکی و همراهی با آن و میزان فاصله داشتن را به میزان زاویه گرفتن با ارزشهای انقلاب اسلامی باید تشخیص داد. در نهایت، انقلابی بودن و انقلابی نبودن اشخاص و جریانات به خوبی برای همگان عیان و آشکار می گردد.
,البته تجربه نشان داده است توده مردم برخلاف برخی خواص گرفتارآمده در چرب و شیرین حوزه قدرت و ثروت و یا شبکه مرموز وابستگی های عاطفی و فامیلی و حزبی و جریانی، در این خصوص همواره هویت انقلاب و آرمانهای آن را که از مکتب امام و سیره رهبری فرزانه انقلاب و از مجرای نگاه شهیدان همیشه شاهد انقلاب دریافت نموده اند بر هر چیز دیگری رجحان داده و لذا همچون نهم دی ماه، کشتی انقلاب اسلامی را علی رغم همه تهدیدات و توطئه ها و با تبعیت از ولایت و رهبری، به سلامت عبور می دهند و این راه را هم چنان ادامه خواهند داد. ان شاءالله .
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه