برگی از دفتر خاطرات پیرمرد انقلابی
وقتی دانشگاه بابلسر به تصرف انقلابیون درآمد
اصغر سلیمانزاده پیرمرد 85 ساله ای است که از خاطرات دوران پراز حادثه انقلاب می گوید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بلاغ، وقتی دفتر خاطرات انقلاب را ورق می زنیم پر از حوادثی است که بیان این حوادث خاطرات دوران آن روزهای سخت را تداعی می کند. اصغر سلیمانزاده پیرمرد 85 ساله ای است که از خاطرات آن دوران می گوید.
, شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از , بلاغ,وی در ایام انقلاب که تقریبا 50 سال سن داشت به طور گسترده فعالیت داشت و ازطرفداران سرسخت حضرت امام (ره ) بود.
,گفتگوی کوتاهی با این پیرمرد انقلابی داشتیم که در ذیل آمده است.
,خودتان را معرفی کنید ؟
,اینجانب اصغرسلیمان زاده فرزند اکبرساکن شهرستان فریدونکنار و متولد1307 می باشم.
,حاج آقا اززمان شروع انقلاب برایمان بگوئید
,درسال 57 انقلاب که شروع شد، ما هم به جمع انقلابیونی پیوستیم. اطلاعیه هایی که ازطرف انقلابیون قم مخفیانه به دست ما میرسید و آن هم درمسجد جایگاهی که سنگرانقلاب بوده است من به اتفاق معلم شهید غلامرضا نسیانی و آقای غلامحسن مالایی (جنانبازانقلاب ) دربین مردم شهر پخش می کردیم.
,ما در اکثر تظاهرات شرکت فعال داشتیم . درشهر فریدونکنار نیز مردم تظاهرات کردند که حرکت به سمت مسجد امام سجاد (ع) به اتفاق شهید نسیانی و مالایی که توسط نیروهای نظامی اقدام شلیک گاز اشک آور نمودند که در این تظاهرات سردار شهید حاج حسین بصیر نیز حضور داشتند.
,یک شب دیگر هم تظاهرات شد که به سمت پاسگاه فریدونکنار حرکت کردیم که مجدداً نیروهای نظامی به ما حمله کردندکه دراین درگیری یک نفربه نام شفیع زاده به درجه رفیع شهادت نایل گردید و چند نفر دیگر نیز مجروح شدند.
,از تصرف دانشگاه بابلسر و اقدام شما در این زمینه بگوئید؟
,بله، خبر رسید که دانشگاه بابلسر توسط رژیم شاهنشاهی به تصرف درآمده که ما از فریدونکنارباچوب دستی به سمت شهرستان بابلسرحرکت کردیم و با آنها درگیرشدیم و آنها را از دانشگاه بیرون کردیم، اما پس ازچند روز مجددا دانشگاه را اشغال کردند که دو روز در دانشگاه مجبور به ماندن شدیم.
,آیا به غیر از بابلسر برای کمک به شهرهای دیگر نیز می رفتید؟
,بله، خبر دادند که درشهر قائم شهر مخالفین جمهوری اسلامی شورش کردند که ما ازفریدونکنارحرکت کردیم، به شهر قائمشهر و با همکاری مردم مخالفین راشناسایی می کردیم و تحویل مردم انقلابی می دادیم، جالب اینجاست که درآن روز از ما پذیرایی ناهار هم بعمل آمد.
,در محمودآباد نیز خبر رسید که ساواکی ها به مردم حمله کردند و آنها رابه باد کتک گرفتند و ما ازفریدونکناربه سمت محمودآباد با چوب دستی حرکت و باهمکاری مردم آنها را نیز سرکوب کردیم، درشهر فریدونکنارنیز اقدام گشت زنی و نگهبانی می دادیم تا به مغازه های مردم حمله نکنند.
,اگر در پایان سخنی مانده بفرمائید؟
,عرض خواستی ندارم اما همین رابگویم که ماتا آخرین نفس ازولایت فقیه حمایت می کنیم وبه شهدا خیانت نخواهیم کرد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه