بداهه سرایی شاعران بسیجی در فراق شهید شیخ نمر
شاعران بسیجی انجمن شعر اوج هنر یزد در خصوص شهادت شیخ نمر بداهه سرایی کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی سیمرغ شاعران بسیجی انجمن شعر اوج هنر یزد در خصوص شهادت شیخ نمر بداهه سرایی نمودند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,
از خون شهید است که اسلام به پاست
,باقی همه بیهوده و راهی به فناست
,با کشتن ما سود نخواهید گرفت
,این خون شهید است که منجر به بقاست
,«ایمان شایق»
, «ایمان شایق»,,
ما تجربه هاى خون و غربت داریم
,شب را به امید صبحدم بیداریم
,از خون به نا حقى که در غربت ریخت
,یک دشت پر از سیاوشان میکاریم
,«سید حامدحسینى»
, «سید حامدحسینى»,,
سوسوی چراغ نفتشان کور است
,در پنجه ی گرگ منطق زور است
,سرخی سحر نشانی صبح است
,چون خون نمرطلیعه ی نور است
,«مصطفی ملاحسنی»
, «مصطفی ملاحسنی»,,
لب باز نمود و ناله زد مرغ سحر
,پیچید میان آسمان موج خبر
,از خون تو لاله ها غزل خیز شدند
,گشتند ستاره های عاشق پرپر
,«افسانه نوری»
, «افسانه نوری»,,
بعد ازتو جهان دوباره برمی خیزد
,از خواب گران دوباره برمی خیزد
,در بین جهالت عرب یک جمعه
,آوای اذان دوباره برمی خیزد
,«نجمه بناییان»
, «نجمه بناییان»,,
با سرخى و خون، غزل درآمیخته است
,در دامن شب، ستاره آویخته است
,چون نخل تنومند به پا خواهد خاست
,خونی که به ناحق به زمین ریخته است
,«سید حامد حسینى»
, «سید حامد حسینى»,,
خونین شده واژه واژه ی اشعارم
,بر سینه غمی ز داغ دریا دارم
,حال دلم از رنگ رخ من پیداست
,زین اشک روان و دیده ی خونبارم
,«صالح رحیمی»
, «صالح رحیمی»,,
این شهر، پر از گرگ و جهان در خواب است
,ماه از غم این ستاره ها بی تاب است
,این چهره ی درنده ی در پشت نقاب
,چون چهره ی جاهلیت اعراب است
,«صالح رحیمی»
, «صالح رحیمی»,,
هی لاله به لاله زخمها می کارد
,باران غمش به سینه ها میبارد
,در سوگ منا اگر چه مهلت دادیم
,اینبار گمانم تنشان می خارد
,«صالح رحیمی»
, «صالح رحیمی»,,
ما خسته ز انتظار و مولا در راه
,می آید و میشود جهانی همراه
,هنگامه ی برچیدنشان نزدیک است
,لا حول و لا قوة إلا بالله
,«صالح رحیمی»
, «صالح رحیمی»,, ,
خوشا آنان که با عشق به الله
,لباس عشق پوشیدند ورفتند
,به امید شهادت دل چوبستند
,شراب ناب نوشیدند ورفتند
,«فاطمه گذشتی»
, «فاطمه گذشتی»,,
تلخی خبر شد و زمان را پرکرد
,پرواز قشنگش آسمان راپرکرد
,بغضی که تمام کوه را می لرزاند
,این بار گلوی یک جهان راپرکرد
,«نجمه بناییان»
, «نجمه بناییان»,
ارسال دیدگاه