رییس سازمان بسیج مداحان:

هیات ها نمی توانستند نسبت به انقلاب و دفاع مقدس بی تفاوت باشند

هیات ها نمی توانستند نسبت به انقلاب و دفاع مقدس بی تفاوت باشند
کسی نمی تواند رشته های به هم پیوسته قیام عاشورا و نهضت امام خمینی را انکار کند. ملت ایران در تمامی تحرکات سیاسی فرهنگی خود به نحوی تحت تاثیر پیام عاشورا است و این طبیعی ترین بستر تحولات انقلابی در ایران اسلامی به شمار می آید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا در این باره با سردار علی اکبر مداحی رییس سازمان بسیج مداحان و مدیر ستاد مرکزی هیات رزمندگان سراسر کشور گفتگو کردیم. سردار مداحی که در زمان پیروزی انقلاب در به دلیل عضویت در گروه توحیدی بدر در بند سیاسی زندان اوین و قصر بوده است، پس از پیروزی انقلاب با دوستانش در هیات به امور مردم رسیدگی می کند و پس از غائله کردستان به همراه شهید محمد فدایی به این منطقه می رود و پس از چندی مسئول ستاد مرکزی پیش مرگان مسلمان کرد می شود. سردار مداحی خاطرات جالبی از فضای انقلابی هیات های پیش از انقلاب و برخورد ساواک دارد:

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

از روزهای انقلاب و سرنگونی حکومت شاه چه خاطره ای دارید؟

,

بنده در خرداد سال 57 دستگیر شدم و وقتی روز 22 بهمن 57 مردم زندان ها را شکستند و درها را باز کردند آزاد شدم. بدون هیچ دادگاهی در کمیته ضد خرابکاری ساواک و زندان اوین و در بند سیاسی زندان قصر زندانی بودم. بنده و همراهان در پخش گسترده اعلامیه های حضرت امام فعال بودیم و گروهی بودیم که از ما سلاح گرفته بودند و اگر دادگاهی برگزار می شد قطعا برای ما حکم اعدام صادر می شد. ما در بازداشت موقت بودیم که الحمدلله انقلاب شد و 22 بهمن به دست مردم آزاد شدیم

,

من تمام صحنه های یک سال آخر انقلاب را از تلویزیون و روزنامه در زندان می دیدم و خودم توفیق حضور در صحنه های انقلاب را نداشتم، اما بهترین خاطره ای که از دهه فجر و پیروزی انقلاب دارم همین آزادسازی به دست مردم است.

,

 از صبح روز 22 بهمن مردم حمله کردند به سمت زندان قصر و ما لحظه به لحظه از همان دریچه درب زندان سیاسی می دیدیم که تمام ساواکی های مستقر در زندان در حال فرار هستند و بعد می دیدم برجک های بالای دیوار زندان در حال تخلیه شدن هست و نگهبان ها یکی یکی پایین می آمدند و فرار می کردند یا به مردم ملحق می شدند. البته صبح کمی مقاومت می کردند و به سمت مردم تیراندازی می کردند ولی به هر حال تسلیم مردم شدند. مردم درب زندان را شکستند و دیوار را خراب کردند و داخل شدند و در تمام بندهای زندانیان عادی را باز کردند.

,

 ولی به دلیل نحوه طراحی و ساختار زندان سیاسی مردم به آن دسترسی پیدا نکردند و خود زندانی ها دست به کار شدند یعنی وقتی دیدند نگهبانی پشت درب زندان نیست، میله والیبال حیاط زندان را از جا درآوردند و تعدادی داوطلب که زور بازوی خوبی داشتند میله را آن قدر به در زندان زدند تا قفل در شکسته شد و داخل حیاط آمدیم و با استقبال مردم مواجه شدیم.

,

لباس های ما به همراه مدارک مان در اختیار ساواک بود و هنوز در خیابان به طور پراکنده درگیری و تیراندازی بود. عوامل ساواک و رژیم هنوز کم و بیش حضور داشتند و احتمال داشت که اگر ما را با لباس زندانی ببینند و سیاسی ها را بشناسند شلیک کنند.

,

اولین کاری که کردیم در کوچه های اطراف زندان قصر در خانه های مردم را می زدیم و می گفتیم ما زندانی سیاسی هستیم و درخواست لباس می کردیم. در یکی از همین کوچه ها در زدم و خانم مسنی آمد و لباس شوهر یا پسرش را به ما داد ولی آنقدر کوران انقلاب سریع و شدید بود که بعد از انقلاب هر چه تلاش کردم که آن کوچه و آن خانه را به یاد بیاورم که آن لباس را پس بدهم به یادم نیامد و بارها را که مصاحبه کردم از این بابت حلالیت طلبیدم. 

,

چه ماهی دستگیر شدید؟

,

خرداد 57 دستگیر شدم و بعد از حدود هشت ماه 22 بهمن 57 آزاد شدم. برای بازجویی حدودا 70 روز در سلول انفرادی بودیم و مدتی در کمیته مشترک ضد خرابکاری (که امروز تبدیل به موزه عبرت شده) و مدتی هم در زندان اوین انفرادی بودیم تا اینکه منتقل شدیم به بند عمومی زندان.

,

جُرم تان فقط حمل اسلحه بود؟

,

جرم ما این بود که گروه مذهبی و مبارز بودیم و سلاح هم تهیه کرده بودیم برای جنگ مسلحانه که دیگر نهضت مردم و امام (ره) به عملیات مسلحانه نرسید و حدود 130 نفر از ما را دستگیر کردند ولی 13 نفر اصلی را نگه داشتند و بازجویی کردند و آزاد کردند.

,

در قالب گروه مستقل فعالیت می کردید یا زیر نظر مرکزیت یا شورایی بودید؟

,

ما گروه توحیدی بدر بودیم که بعد از انقلاب عضو گروه های هفت گانه ای شدیم که به توصیه حضرت امام (ره) و شهید مطهری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و بعد به دلیل منحرف شدن این سازمان توسط افرادی مثل بهزاد نبوی و مصطفی تاجزاده به توصیه نماینده امام در سازمان که آیت الله راستی کاشانی بود، بچه های متدین و حزب اللهی از این سازمان کنار کشیدند و خارج شدند و چون ایام جنگ بود رفتند و وارد دفاع مقدس و کمک به جبهه ها شدند.

,

تعدادی از آن 13 نفر اصلی  را بفرمایید چه کسانی بودند؟

,

آقای حسین فدایی بودند که پیش از این نماینده مرم تهران در مجلس بودند و الان هم دبیر کل جمعیت ایثارگران هستند، آقای دکتر علی عسکری بودند که معاون فنی و ماهواره صدا و سیما هستند، آقای حسن اسلامی که رییس سیمافیلم بودند و آقای رضا عاصف که قبلا مسئول اطلاعات سپاه بودند.

,

مهم ترین تصویری که از زندان به یاد دارید چیست؟

,

از روز اولی که وارد زندان شدیم، حتی در مسیر رفت و آمد برای ملاقات بستگان که زندانی ها یکدیگر را می دیدند و در زندان عمومی که همه طیف زندانی ها با هم حضور داشتند تمام تلاش منافقین این بود که هیچ بچه مذهبی جدای از تشکیلات منافقین نباشد و برای همین هم روش های مختلفی را برای جذب بچه مذهبی هایی که جدید وارد زندان می شدند به کار می بردند. اعم از اینکه از آنها استقبال گرمی کنند و اگر مریض است به او برسند و از این قبیل روش ها.

,

خوشبختانه چون ما بچه های جنوب شهر بودیم و بچه های هیات مذهبی و با احکام آشنا بودیم و مساله شرعی نجس بودن کفار را می دانستیم و به هر حال چپی ها را کافر می دانستیم و نجس، می دیدیم منافقین خیلی راحت با چپی ها سر یک سفره می نشستند و غذا می خوردند و این حکم شرعی اسلام را قبول نداشتند.

,

به دلیل همین اعتقاد به یک حکم شرعی که سفره آنها را نجس می دانستیم از همان اول هیچ پیوندی بین ما و آنها برقرار نشد و سر هیچ سفره ای از اینها حاضر نشدیم و هرچه تلاش کردند تیرشان به سنگ خورد و این از برکات تعلیم اسلام و تربیت اسلام و منبر و احکام بود که در هیات ها و پای منبرها یاد گرفتیم.

,

آن موقع انقلاب ایدئولوژیک سازمان منافقین صورت گرفته بود و ایدئولوژی شان مارکسیسم بود، با این حال باز هم تظاهر به اسلام می کردند؟

,

بله! حتی آنها مدعی اسلام بودند و در زندان تفسیر قرآن و نهج البلاغه می گذاشتند ولی تفسیر به رای می کردند. شهید آیت الله مهدی شاه آبادی که راس گروه ما بود و یکی از روحانیونی بود که به واسطه ارتباط با امام اعلامیه های ایشان را دریافت می کرد و به وسیله گروه ما و سایر گروه های مذهبی بین مردم پخش می شد همزمان با ما دستگیر شده بود. روزهای اول که ایشان وارد زندان شده بود منافقین پشت سرش نماز می خواندند. خیلی سعی کردند که آقای شاه آبادی را تحویل بگیرند و جذب خود کنند، ولی وقتی مواضع محکم ایشان را دیدند، پس زدند و ما نماز جماعت مان جدا شد.

,

پس فضای عام مبارزین قبل از انقلاب تحت تاثیر هیات ها و مجالس اهل بیت (ع) در مساجد و حسینیه ها بود؟

,

باید بگویم که طیف گسترده ای از زندانی ها، چپی ها بودند و منافقین. چون که اینها اعتقاد به جنگ مسلحانه داشتند و اصلا اعتقاد به روش حضرت امام نداشتند. روش امام و تظاهرات ها را مسخره می کردند و می گفتند این ها وقت تلف کردن است و بر باد دادن خون مردم است و می خندیدند به بیانیه ها و اطلاعیه های حضرت امام. و باور نمی کردند که وقتی حضرت امام در بهشت زهرا گفت من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می کنم، می گفتند با چه وسیله ای؟ با کدام سلاح؟

,

یعنی تمام تحلیل­هاشان مادی بود و فکر می کردند کار حتما باید با اسلحه پیش برود. بچه های متدین و مذهبی که به روش حضرت امام اعتقاد داشتند و معتقد بودند که با همین تظاهرات های میلیونی در سراسر کشور می شود رژیم را ساقط کرد.

,

ما هم که سلاح تهیه کردیم، کار مسلحانه شروع نکردیم چون معتقد بودیم باید حکم شرعی بگیریم. تا به واسطه مرحوم آیت الله شاه آبادی از حضرت امام استعلام نمی کردیم و مجوز شرعی نمی گرفتیم قطعا دست به این کار نمی زدیم. کما اینکه در این 7 گروهی که سازمان را تشکیل دادند بعضی اقدامات مسلحانه مثل انفجار خان سالار که توسط یکی از این گروه ها صورت گرفته بود، مجوز شرعی داشتند. اما منافقین اصلا اعتقادی به این مجوزها و روش ها نداشتند، چپی ها هم که حساب شان روشن بود.

,

نسبت کلی هیات ها و محتوای مداحی ها با نهضت امام و مبارزه در پیش از پیروزی انقلاب چه بود؟

,

یکی از ریشه های اصلی پیروزی انقلاب و یکی از ریشه دارترین نهادهایی که در پیروزی انقلاب موثر بودند هیات های مذهبی بودند. من آن موقع نوجوان بودم و در هیات محل خودمان، هیات فاطمیه شهرری شرکت می کردم، به دلیل حرکت نهضت امام هیات هایی که موافق با مشی و مرام امام و آرمان ها و ارزش های انقلاب بودند و مبارز بودند و از حکومت شاه بیزار بودند به روش های مختلف سعی می کردند این انزجار و مخالف را ابراز کنند. از جمله در اشعار و نوحه ها.

,

خاطرم هست قبل از این که زندان بیافتم، در یکی دو سال منتهی به انقلاب در شب های محرم و شب های آخر صفر، هیات وقتی دسته راه می انداخت و می رفت در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، تمام شعرها به محکومیت رژیم منحوس پهلوی ختم می شد. یکی از نوحه ها را یادم می آید که این بود:

,

سلطان شهیدان فرمود

,

باید ره حق را پیمود

,

ظلم و ستم گردد نابود

,

بنیان ظلم و جنایت

,

ویران گردد با شهادت

,

و این شعرها را با ریتم و آهنگ حماسی می خواندند که یک شب هم منجر شد به اینکه ماموران هیات را در صحن حرم حضرت عبدالعظیم(ع) به هم ریختند و مدیر هیات را هم بردند برای بازجویی که چرا چنین شعری را می خوانید و اصلا تحمل نداشتند.

,

به قول حضرت آقا ما هیات سکولار نداریم و حرکت امام حسین(ع) یک حرکت سیاسی بود و هر کس اهل هیات باشد یعنی امام حسین(ع) سیاسی و مبارز را قبول دارد و نمی تواند به نسبت به انقلاب یا دفاع مقدس بی تفاوت باشد. ما تعداد انگشت شماری هیات در تهران داشتیم که انقلابی نبودند و مثلا وقتی به حرم حضرت عبدالعظیم(ع) می آمدند، امام را دعا نمی کردند. تمام هیات ها امام را دعا می کردند و شاه را نفرین می کردند.

,

منبرهایی که در این هیات ها بود روشنگر بود. سخنران هایی بودند که بسیار سر زبان ها بودند و دائم در حال تعویض لباس بودند و یک روز با عمامه مشکی و یک روز با عمامه سفید از این شهر به آن شهر می رفتند و هزاران نفر می آمدند پای منبرهای آنها و آخرش به مرگ بر شاه ختم می شد و منبر هیات ها اثرگذار بود.

,

مجالسی که با محوریت انجمن حجتیه شکل می گرفت و مشی و اعتقادی که انها داشتند که باید فقط بنشینیم و گریه کنیم تا ظلم برطرف بشود، چقدر مورد توجه بود؟ و چه موضع و برخوردی با نهضت حضرت امام داشتند؟

,

به طور طبیعی آنها می گفتند نهضت با این روش به نتیجه نمی رسد و اصلا هیچ انقلاب و هیچ تلاشی قبل از ظهور حضرت فایده ای ندارد. البته آنها گروه های کوچکی بودند و گروه های بزرگ و مفصلی نبودند و هیات هایشان هیات های کوچکی بودند اما آدم های نخبه را جذب می کردند. آدم هایی که از جان شان می ترسیدند و خیلی اهل انقلاب نبودند اما اهل بیان و سخنوری بودند. این ها را جذب می کردند و بعد تعلیم می دادند و می فرستادند برای سخنرانی. یعنی کسانی که از زبان شان مایه می گذاشتند نه از جان و امنیت خود.

,

قبل از اینکه سال 42 نهضت به شکل مدون به خود بگیرد و رهبری مخالفت با شاه تقریبا منحصر در حضرت امام بشود، هیات ها درباره مبارزه با ظلم و مسائل جامعه چه موضعی می گرفتند؟ خصوصا بعد از کودتای 1332 فضای هیات ها به عنوان تشکلی که در تمام جامعه حضور داشتند چگونه بود؟

,

بر اساس آن چیزی که شنیدم به دلیل خفقان شدیدی که رژیم به راه انداخته بود و کوچک ترین سخنرانی که بوی مخالفت با رژیم را بدهد - نه اینکه صراحت داشته باشد- آن منبری که برای شاه دعا نمی کرد، یا کوچک ترین نوحه و شعاری که بوی مخالفت با نظام می داد در نطفه خفه می کردند.اما در دو سه سال آخر انقلاب که کمی فضا باز شد و موجی که امام به راه انداخت، شاه مجبور شد فرار کند و آمریکا مجبور شد صحنه را خالی کند و در برابر نهضت تسلیم شد، فضا برای هیات ها باز شد. ما وقتی رفتیم زندان شکنجه های سخت تمام شده بود. نهایتا کتکی می زدند تا اعتراف بگیرند چون صلیب سرخ مدام کنترل می کرد.

,

اما قبل از آن زندانی هایی داشتیم که به خاطر یک رساله یا عکس امام یا یک کتاب نهج البلاغه 15 سال تا 20 سال در زندان بودند. یعنی ساواک حتی این چیزها را هم تحمل نمی کرد. خب طبیعی است که در چنین فضایی که هیات ها خیلی آزادی عمل نداشتند و خیلی نمی توانستند علنی و آشکار کار کنند!

,

ولی طبیعتا همین سخنرانی هایی که بدون اینکه اسم ببرد راه امام را روشنگری می کرد در بستر هیات های مذهبی و مساجد و حسینیه ها امکان پذیر بود. اصلا بهترین جا برای توزیع اعلامیه های حضرت امام همین هیات ها بودند و خودشان توزیع کننده بودند. اینها بعد شروع شد و پیش از آن فضا فراهم نبود.

,

فضای زندان قبل از انقلاب چه طور بود؟ می توانستند مراسم هیات را آشکار یا علنی در زندان داشته باشند؟

,

تا آنجایی که خاطرم هست تقریبا با هر تجمعی مخالفت می شد، حتی ابتدا برای اقامه نماز جماعت هم اجازه نمی دادند. با پیگیری های زیاد اجازه نماز جماعت دادند. اکثر روحانی های مطرح انقلاب در بند 1 اوین زندانی بودند. اما اجازه نماز جماعت را هم به زحمت داده بودند چه برسد به عزاداری و سینه زنی. اما به طور مخفی بعضی ها عزاداری می کردند. به صورت دو نفری یا سه نفری به طوری که یک نفر بگوید و یک نفر یا نهایتا دو نفر دیگر بشنوند و گریه کنند. اما اگر پر سر و صدا بود قطعا مانع می شدند.

,

اولین مرحله ای که بعد از انقلاب حضرت امام وارد شدند بحث نظام سازی داخل جمهوری اسلامی بود. نقش هیات در شکل گیری این نظام ها و کادرسازی برای آنها چه طور بود؟

,

 ما که سال 58 و بعد از زندان وارد صحنه انقلاب شدیم، حتی کمیته و سپاه هم شکل نگرفته بود، ما بچه هیاتی هایی که در محل هیات داشتیم، بعضی از این بچه ها رفتند و مقبره رضا خان را در روز 22 بهمن تصرف کردند و تبدیل به یک پاتوق شد و اسمش را هم گذاشتیم اتحادیه انجمن های اسلامی که هم در روستا کار می کرد و هم در شهر بودند. هم کار نظامی و انتظامی می کرد و هر جایی کاری بر زمین بود کار می کرد. و بعد هم که کمیته انقلاب اسلامی شکل گرفت ما از آیت الله مهدوی کنی مجوز گرفتیم.

,

از دل بچه های هیات جهاد سازندگی شهرری شکل گرفت، بخش هایی ازکمیته انقلاب اسلامی شهرری شکل گرفت، اعزام گسترده ای به کردستان صورت گرفت برای مبارزه با ضد انقلاب، چون دولت موقت اجازه مبارزه مستقیم به سپاه نمی داد. بسیاری از کسانی در تشکیلات پیشمرگان مسلمان کرد بودند از بچه های همین هیات بودند یا تعدادی از بچه ها رفتند سیستان و بلوچستان برای مبارزه با ضد انقلاب در آنجا.

,

ببینید یک هیات در یک پاتوق می آید و بعد از انقلاب مستقر می شود و کارهای زیادی برای پیشرفت کشور صورت می دهد مثل کمک به مستمندان و کمک به روستاها، کمک در راه راه اندازی کمیته، راه اندازی جهاد سازندگی، راه اندازی کمیته امداد امام و... . یک هیات مذهبی چقدر برکات دارد.

,

ما قبل از انقلاب با این بچه ها ارتباط مان همان هفته ای یک شب بود که به طور سیار هفته ای یک شب در خانه هم جمع می شدیم و برای امام حسین عزاداری می کردیم. البته فعالیت هایی هم می کردیم مثلا با کمک خیرین در تمام مساجد شهرری کتابخانه راه انداختیم، و به همین بهانه جوانان خوب محل را جذب می کردیم ولی بعد از انقلاب که زمینه و فضا برای ما فراهم شد بچه منتشر شدند و در زمینه های مختلف فعالیت کردند.

,

این بستر دینی و اخلاقی و فرهنگی که هیات برای جوان ها ایجاد می کند قطعا برکات و ثمراتش در بحران ها بهتر از شرایط عادی بروز دارد. بچه هیاتی یعنی امام حسین سیاسی و حماسی و مبارز که می رود شهید می شود. لذا او در هر شرایطی از همان بستر خوب هیات می تواند برای شرایط بحران بهره برداری کند.

,

از مداحانی که فضای هیات ها را با مبارزه و نهضت امام عجین می کردند و اشعار و نوحه های خاصی می خواندند، از آنها بگویید و از محتوایی که می خواندند.

,

یکی دو سال اول انقلاب آقای حسین شمسایی خیلی مورد توجه مردم بودند و یکی از مداحان به نام و اثرگذار در فضای انقلاب ایشان بودند. مرحوم کوثری که در حضور امام می خواند و از تلویزیون هم پخش می شد خیلی اثرگذار بود. حاج محسن طاهری و حاج مرتضی طاهری از همان موقع مدیحه سرایی می کردند.

,

در مسجد بازار تهران مجلس معروفی بود که مداحش حاج منصور ارضی بود و آقای جواد اعتماد سعید و سخنران آن هم حاج حسین انصاریان که پرجمعیت ترین و پر جوان ترین هیات تهران بود.در جبهه ها هم حضور مداحانی چون حاج منصور ارضی، حاج سعید حدادیان، حاج محمدرضا طاهری، حاج محمود طاری، حاج رضا بکایی، حاج منصور نورایی و تعدادی که الان به خاطر ندارم حضور پررنگ داشتند. به ویژه آقای آهنگران و اشعار حماسی ایشان در پیشبرد فضای معنوی و حماسی جبهه ها بسیار موثر بود.

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه