یادداشت
چرا احزاب در ایران ناقصالخلقه به دنیا میآیند؟
در این یادداشت به بررسی علل ناقص الخلقه بودن احزاب در ایران می پردازیم و در پی پاسخ به این سوال هستیم که چرا علی رغم سابقه دیرینه شکل گیری احزاب در ایران(حدود صد سال) و شکل گیری تعداد زیادی از حزبها، احزاب عملا نتیجه بخش نبوده و در همان مراحل ابتدایی شکل گیری متوقف می شوند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از مکریان، باز هنگامه انتخابات است و دوباه شاهد تحرکات احزاب و جریانات سیاسی مختلف در سطح کشور هستیم. احزابی که هر کدام می خواهند این طور وانمود کنند که علاوه بر تقید به چهارچوب های شرعی و عرفی و قانوی در کشور، خود دارای مرام و روش خاصی هستند.
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از مکریان، باز هنگامه انتخابات است و دوباه شاهد تحرکات احزاب و جریانات سیاسی مختلف در سطح کشور هستیم. احزابی که هر کدام می خواهند این طور وانمود کنند که علاوه بر تقید به چهارچوب های شرعی و عرفی و قانوی در کشور، خود دارای مرام و روش خاصی هستند., به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از مکریان، باز هنگامه انتخابات است و دوباه شاهد تحرکات احزاب و جریانات سیاسی مختلف در سطح کشور هستیم. احزابی که هر کدام می خواهند این طور وانمود کنند که علاوه بر تقید به چهارچوب های شرعی و عرفی و قانوی در کشور، خود دارای مرام و روش خاصی هستند., شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,در علم سیاست احزاب از جمله نهادهای برخاسته از جوامع مدرن به شمار می روند که نقش بسزایی را در تحقق دموکراسی ایفا می کنند، البته در عرصه عمل، گستره شکل گیری و فعالیت احزاب سیاسی در جغرافیای سیاسی جهان یکسان نیست، زیرا در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه نیافته، نهادهایی تحت عنوان "حزب" تاسیس شده اند که به دلیل رشد و نمو در بستری غیرطبیعی، اغلب کارکردها و تاثیرگذاری هایی مغایر با فلسفه وجودی احزاب واقعی را بر عهده گرفته و می گیرند.
, در علم سیاست احزاب از جمله نهادهای برخاسته از جوامع مدرن به شمار می روند که نقش بسزایی را در تحقق دموکراسی ایفا می کنند، البته در عرصه عمل، گستره شکل گیری و فعالیت احزاب سیاسی در جغرافیای سیاسی جهان یکسان نیست، زیرا در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه نیافته، نهادهایی تحت عنوان "حزب" تاسیس شده اند که به دلیل رشد و نمو در بستری غیرطبیعی، اغلب کارکردها و تاثیرگذاری هایی مغایر با فلسفه وجودی احزاب واقعی را بر عهده گرفته و می گیرند., در علم سیاست احزاب از جمله نهادهای برخاسته از جوامع مدرن به شمار می روند که نقش بسزایی را در تحقق دموکراسی ایفا می کنند، البته در عرصه عمل، گستره شکل گیری و فعالیت احزاب سیاسی در جغرافیای سیاسی جهان یکسان نیست، زیرا در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه نیافته، نهادهایی تحت عنوان "حزب" تاسیس شده اند که به دلیل رشد و نمو در بستری غیرطبیعی، اغلب کارکردها و تاثیرگذاری هایی مغایر با فلسفه وجودی احزاب واقعی را بر عهده گرفته و می گیرند.,در این یادداشت به بررسی علل ناقص الخلقه بودن احزاب در ایران می پردازیم و در پی پاسخ به این سوال هستیم که چرا علی رغم سابقه دیرینه شکل گیری احزاب در ایران(حدود صد سال) و شکل گیری تعداد زیادی از حزبها، احزاب عملا نتیجه بخش نبوده و در همان مراحل ابتدایی شکل گیری متوقف می شوند؟
, در این یادداشت به بررسی علل ناقص الخلقه بودن احزاب در ایران می پردازیم و در پی پاسخ به این سوال هستیم که چرا علی رغم سابقه دیرینه شکل گیری احزاب در ایران(حدود صد سال) و شکل گیری تعداد زیادی از حزبها، احزاب عملا نتیجه بخش نبوده و در همان مراحل ابتدایی شکل گیری متوقف می شوند؟, در این یادداشت به بررسی علل ناقص الخلقه بودن احزاب در ایران می پردازیم و در پی پاسخ به این سوال هستیم که چرا علی رغم سابقه دیرینه شکل گیری احزاب در ایران(حدود صد سال) و شکل گیری تعداد زیادی از حزبها، احزاب عملا نتیجه بخش نبوده و در همان مراحل ابتدایی شکل گیری متوقف می شوند؟,از حزب تعاریف مختلفی ارائه شده است از جمله؛ ادموند برگ حزب را متشکل از افرادی می داند که بر مبنای اصول خاص که مورد قبول آنهاست برای حفظ و توسعه منافع ملی تلاش می کنند. به طور کلی حزب به مجموعه افرادی اطلاق می شود که در اهداف، خط مشی و اصول دارای اشتراک نظر هستند و برای تحقق آرمان ها و خواسته های خود، در پی به دست گرفتن قدرت سیاسی باشند.
, از حزب تعاریف مختلفی ارائه شده است از جمله؛ ادموند برگ حزب را متشکل از افرادی می داند که بر مبنای اصول خاص که مورد قبول آنهاست برای حفظ و توسعه منافع ملی تلاش می کنند. به طور کلی حزب به مجموعه افرادی اطلاق می شود که در اهداف، خط مشی و اصول دارای اشتراک نظر هستند و برای تحقق آرمان ها و خواسته های خود، در پی به دست گرفتن قدرت سیاسی باشند., از حزب تعاریف مختلفی ارائه شده است از جمله؛ ادموند برگ حزب را متشکل از افرادی می داند که بر مبنای اصول خاص که مورد قبول آنهاست برای حفظ و توسعه منافع ملی تلاش می کنند. به طور کلی حزب به مجموعه افرادی اطلاق می شود که در اهداف، خط مشی و اصول دارای اشتراک نظر هستند و برای تحقق آرمان ها و خواسته های خود، در پی به دست گرفتن قدرت سیاسی باشند.,احزاب سیاسی از مظاهر دموکراسی و شاخص مهم توسعه سیاسی به شمار می آیند م مهم ترین کارکرد آن ایجاد ارتباط با حکومت و حاکمان و دخالت در تمیمات سیاسی است. اصولا دولت ها در جهان سوم رغبتی به شریک کردن نهاد های دیگر نظیر احزاب و نهاد های مدنی در قدرت ندارند. بنابراین نگاه آنها به احزاب و گروه های غیردولتی، تلقی آنها به صورت یک رقیب است و به همین دلیل ما شاهدیم که دولتها از یکسو به تضعیف احزاب اقدام می کنند و از سوی دیگر برای حفظ قدرت و یا بقا در حکومت، خود حزب تشکیل می دهند.
, احزاب سیاسی از مظاهر دموکراسی و شاخص مهم توسعه سیاسی به شمار می آیند م مهم ترین کارکرد آن ایجاد ارتباط با حکومت و حاکمان و دخالت در تمیمات سیاسی است. اصولا دولت ها در جهان سوم رغبتی به شریک کردن نهاد های دیگر نظیر احزاب و نهاد های مدنی در قدرت ندارند. بنابراین نگاه آنها به احزاب و گروه های غیردولتی، تلقی آنها به صورت یک رقیب است و به همین دلیل ما شاهدیم که دولتها از یکسو به تضعیف احزاب اقدام می کنند و از سوی دیگر برای حفظ قدرت و یا بقا در حکومت، خود حزب تشکیل می دهند., احزاب سیاسی از مظاهر دموکراسی و شاخص مهم توسعه سیاسی به شمار می آیند م مهم ترین کارکرد آن ایجاد ارتباط با حکومت و حاکمان و دخالت در تمیمات سیاسی است. اصولا دولت ها در جهان سوم رغبتی به شریک کردن نهاد های دیگر نظیر احزاب و نهاد های مدنی در قدرت ندارند. بنابراین نگاه آنها به احزاب و گروه های غیردولتی، تلقی آنها به صورت یک رقیب است و به همین دلیل ما شاهدیم که دولتها از یکسو به تضعیف احزاب اقدام می کنند و از سوی دیگر برای حفظ قدرت و یا بقا در حکومت، خود حزب تشکیل می دهند.,از موانع شکل گیری تحزب در ایران می توان به عوامل زیر اشاره کرد:
, از موانع شکل گیری تحزب در ایران می توان به عوامل زیر اشاره کرد:, از موانع شکل گیری تحزب در ایران می توان به عوامل زیر اشاره کرد:,1) در ایران نهاد حزب به رغم قدمت قابل توجه تاریخی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد و اکثر تشکل هایی که عنوان حزب را گرفته اند با بدنه اجتماع ارتباط مناسب نداشته اند و معمولا به وسیله اصحاب قدرت ساخته و هدایت می شوند یا در نهایت به استخدام آنها در آمده اند که همین امر در زمره موانع اصلی ایجاد و تعمیق دموکراسی در ایران بوده است، زیرا در این میان معدود احزابی نیز بوده اند که توانسته اند خود را به گونه ای ناقص، در حد و اندازه های احزاب واقعی مطرح سازند اما در مواجهه با موانع در ساختار سیاسی و فرهنگی ایران، هرگز از توان کافی برای تاثیر گذاری اساسی بر روند تحولات کشور بهره مند نشده اند.
, 1) در ایران نهاد حزب به رغم قدمت قابل توجه تاریخی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد و اکثر تشکل هایی که عنوان حزب را گرفته اند با بدنه اجتماع ارتباط مناسب نداشته اند و معمولا به وسیله اصحاب قدرت ساخته و هدایت می شوند یا در نهایت به استخدام آنها در آمده اند که همین امر در زمره موانع اصلی ایجاد و تعمیق دموکراسی در ایران بوده است، زیرا در این میان معدود احزابی نیز بوده اند که توانسته اند خود را به گونه ای ناقص، در حد و اندازه های احزاب واقعی مطرح سازند اما در مواجهه با موانع در ساختار سیاسی و فرهنگی ایران، هرگز از توان کافی برای تاثیر گذاری اساسی بر روند تحولات کشور بهره مند نشده اند., 1) در ایران نهاد حزب به رغم قدمت قابل توجه تاریخی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد و اکثر تشکل هایی که عنوان حزب را گرفته اند با بدنه اجتماع ارتباط مناسب نداشته اند و معمولا به وسیله اصحاب قدرت ساخته و هدایت می شوند یا در نهایت به استخدام آنها در آمده اند که همین امر در زمره موانع اصلی ایجاد و تعمیق دموکراسی در ایران بوده است، زیرا در این میان معدود احزابی نیز بوده اند که توانسته اند خود را به گونه ای ناقص، در حد و اندازه های احزاب واقعی مطرح سازند اما در مواجهه با موانع در ساختار سیاسی و فرهنگی ایران، هرگز از توان کافی برای تاثیر گذاری اساسی بر روند تحولات کشور بهره مند نشده اند.,تاثیرات تاریخی و جبری ناشی از فردگرایی و عدم تجربه های کافی در فعالیت های گروهی و مهمتر از آن نداشتن اعتقاد و باور درونی بعضی از قدرتمندان و تاثیرگذاران سیاسی نسبت به حزب موجب تعلل در تاسیس احزاب ریشه دار و موثرو تضعیف فعالیت های احزاب موجودشد. ما دچار نوعی حزب گریزی و جمع گریزی در فرهنگ سیاسی خودمان هستیم. این اصطلاح رایج است که مستقل باش نه حزبی.
, تاثیرات تاریخی و جبری ناشی از فردگرایی و عدم تجربه های کافی در فعالیت های گروهی و مهمتر از آن نداشتن اعتقاد و باور درونی بعضی از قدرتمندان و تاثیرگذاران سیاسی نسبت به حزب موجب تعلل در تاسیس احزاب ریشه دار و موثرو تضعیف فعالیت های احزاب موجودشد. ما دچار نوعی حزب گریزی و جمع گریزی در فرهنگ سیاسی خودمان هستیم. این اصطلاح رایج است که مستقل باش نه حزبی., تاثیرات تاریخی و جبری ناشی از فردگرایی و عدم تجربه های کافی در فعالیت های گروهی و مهمتر از آن نداشتن اعتقاد و باور درونی بعضی از قدرتمندان و تاثیرگذاران سیاسی نسبت به حزب موجب تعلل در تاسیس احزاب ریشه دار و موثرو تضعیف فعالیت های احزاب موجودشد. ما دچار نوعی حزب گریزی و جمع گریزی در فرهنگ سیاسی خودمان هستیم. این اصطلاح رایج است که مستقل باش نه حزبی.,با گذشت نزدیک به 35 سال از عمرجمهوری اسلامی ایران که نظام سیاسی آن مبتنی بر انتخابات است، بسیاری از کسانی که به همین شیوه (انتخابات) به قدرت دست یافتند، اعتقادی به فعالیت های حزبی ندارند. از دیگر سو شاید کارکرد ضعیف احزاب فضای بی اعتمادی را دامن زده است
, با گذشت نزدیک به 35 سال از عمرجمهوری اسلامی ایران که نظام سیاسی آن مبتنی بر انتخابات است، بسیاری از کسانی که به همین شیوه (انتخابات) به قدرت دست یافتند، اعتقادی به فعالیت های حزبی ندارند. از دیگر سو شاید کارکرد ضعیف احزاب فضای بی اعتمادی را دامن زده است, با گذشت نزدیک به 35 سال از عمرجمهوری اسلامی ایران که نظام سیاسی آن مبتنی بر انتخابات است، بسیاری از کسانی که به همین شیوه (انتخابات) به قدرت دست یافتند، اعتقادی به فعالیت های حزبی ندارند. از دیگر سو شاید کارکرد ضعیف احزاب فضای بی اعتمادی را دامن زده است,شاید پیچیدگی فضای سیاسی جامعه ایرانی(هم در قبل و هم پس از انقلاب اسلامی) حاکمیت فضای عاطفی و احساسی، دینی، ملی، انقلابی، مردمی و ... سبب بهم ریختن تقسیم بندی مرسوم سیاسی شده است.
, شاید پیچیدگی فضای سیاسی جامعه ایرانی(هم در قبل و هم پس از انقلاب اسلامی) حاکمیت فضای عاطفی و احساسی، دینی، ملی، انقلابی، مردمی و ... سبب بهم ریختن تقسیم بندی مرسوم سیاسی شده است., شاید پیچیدگی فضای سیاسی جامعه ایرانی(هم در قبل و هم پس از انقلاب اسلامی) حاکمیت فضای عاطفی و احساسی، دینی، ملی، انقلابی، مردمی و ... سبب بهم ریختن تقسیم بندی مرسوم سیاسی شده است.,2) نظام اقتصادی یک کشور نیز بر نحوه شکل گیری و قدرت یابی و مانور احزاب و نهاد های مدنی موثر است. زمانی که اقتصاد تحت تسلط دولت است، طبیعی است که قدرت سیاسی نیز در مهار دولت خواهد بود. دولت های رانتیر با پشتوانه درآمدهای( نفتی) خود هر کاری را برای ماندن در قدرت انجام می دهند. فارغ از اینکه این اقدام های آنها چه آثاری برای اقتصاد آن کشور داشته باشد. در این باره بسیار گفته شده است که دولت رانتیر چون به جامعه وابسته نیست، نقشی برای گروه ها و تشکل ها و نهاد های برآمده از آن نیز قائل نیست. طبیعی است که در این راه این دولت به تشکیل گروه های تحت الحمایه از جانب خود اقدام می کند.
, 2) نظام اقتصادی یک کشور نیز بر نحوه شکل گیری و قدرت یابی و مانور احزاب و نهاد های مدنی موثر است. زمانی که اقتصاد تحت تسلط دولت است، طبیعی است که قدرت سیاسی نیز در مهار دولت خواهد بود. دولت های رانتیر با پشتوانه درآمدهای( نفتی) خود هر کاری را برای ماندن در قدرت انجام می دهند. فارغ از اینکه این اقدام های آنها چه آثاری برای اقتصاد آن کشور داشته باشد. در این باره بسیار گفته شده است که دولت رانتیر چون به جامعه وابسته نیست، نقشی برای گروه ها و تشکل ها و نهاد های برآمده از آن نیز قائل نیست. طبیعی است که در این راه این دولت به تشکیل گروه های تحت الحمایه از جانب خود اقدام می کند., 2) نظام اقتصادی یک کشور نیز بر نحوه شکل گیری و قدرت یابی و مانور احزاب و نهاد های مدنی موثر است. زمانی که اقتصاد تحت تسلط دولت است، طبیعی است که قدرت سیاسی نیز در مهار دولت خواهد بود. دولت های رانتیر با پشتوانه درآمدهای( نفتی) خود هر کاری را برای ماندن در قدرت انجام می دهند. فارغ از اینکه این اقدام های آنها چه آثاری برای اقتصاد آن کشور داشته باشد. در این باره بسیار گفته شده است که دولت رانتیر چون به جامعه وابسته نیست، نقشی برای گروه ها و تشکل ها و نهاد های برآمده از آن نیز قائل نیست. طبیعی است که در این راه این دولت به تشکیل گروه های تحت الحمایه از جانب خود اقدام می کند.,3) احزاب این ضعف جدی را در کشور ما داشته و دارند که هنوز ارتباطشان با طبقات اجتماعی برقرار نشده و در کل سعی می کنند به شکل دایره های بسته ای بوده و ارتباط چندانی با مبنای اجتماعی خودشان نداشته باشند در صورتی که حزب تشکیلاتی است که از پایین به بالا شکل می گیرد، نه از بالا به پایین. در گذشته هم تشکیل حزب فرایندی نبود که از پایین به وجود آمده باشد، بلکه طبق دستور از بالا تشکیل می شده است. ما وقتی خاستگاه های احزاب را مورد بررسی قرار می دهیم، معمولا احزاب از دو خاستگاه عمده پا گرفته اند. یکی منتقدان حکومت ها و دولت ها بوده اند و دیگری هم احزاب دولتی که سعی کرده اند رویاروی هم قرار بگیرند و اساسا منافع یک طبقه خاص اجتماعی را نمایندگی نکرده اند. یعنی عملا طبقات اجتماعی در این فرایند دخیل و تاثیرگذار نبوده اند. در واقع گسستی که احزاب با طبقات اجتماعی در ایران داشتند، یکی از موانع جدی شکل گیری تحزب بوده است.
, 3) احزاب این ضعف جدی را در کشور ما داشته و دارند که هنوز ارتباطشان با طبقات اجتماعی برقرار نشده و در کل سعی می کنند به شکل دایره های بسته ای بوده و ارتباط چندانی با مبنای اجتماعی خودشان نداشته باشند در صورتی که حزب تشکیلاتی است که از پایین به بالا شکل می گیرد، نه از بالا به پایین. در گذشته هم تشکیل حزب فرایندی نبود که از پایین به وجود آمده باشد، بلکه طبق دستور از بالا تشکیل می شده است. ما وقتی خاستگاه های احزاب را مورد بررسی قرار می دهیم، معمولا احزاب از دو خاستگاه عمده پا گرفته اند. یکی منتقدان حکومت ها و دولت ها بوده اند و دیگری هم احزاب دولتی که سعی کرده اند رویاروی هم قرار بگیرند و اساسا منافع یک طبقه خاص اجتماعی را نمایندگی نکرده اند. یعنی عملا طبقات اجتماعی در این فرایند دخیل و تاثیرگذار نبوده اند. در واقع گسستی که احزاب با طبقات اجتماعی در ایران داشتند، یکی از موانع جدی شکل گیری تحزب بوده است., 3) احزاب این ضعف جدی را در کشور ما داشته و دارند که هنوز ارتباطشان با طبقات اجتماعی برقرار نشده و در کل سعی می کنند به شکل دایره های بسته ای بوده و ارتباط چندانی با مبنای اجتماعی خودشان نداشته باشند در صورتی که حزب تشکیلاتی است که از پایین به بالا شکل می گیرد، نه از بالا به پایین. در گذشته هم تشکیل حزب فرایندی نبود که از پایین به وجود آمده باشد، بلکه طبق دستور از بالا تشکیل می شده است. ما وقتی خاستگاه های احزاب را مورد بررسی قرار می دهیم، معمولا احزاب از دو خاستگاه عمده پا گرفته اند. یکی منتقدان حکومت ها و دولت ها بوده اند و دیگری هم احزاب دولتی که سعی کرده اند رویاروی هم قرار بگیرند و اساسا منافع یک طبقه خاص اجتماعی را نمایندگی نکرده اند. یعنی عملا طبقات اجتماعی در این فرایند دخیل و تاثیرگذار نبوده اند. در واقع گسستی که احزاب با طبقات اجتماعی در ایران داشتند، یکی از موانع جدی شکل گیری تحزب بوده است.,5) در ایران شاهد فعالیت انتخاباتی احزاب هستیم. نمودار قدرت و اعتبار احزب بیشتر در مجالس مقننه دیده می شود. اساسا تعدادی احزاب تشکیل می شوند تا ارای مردم را به سوی کاندیدای مورد نظر خود جلب نمایند. اگر به تاریخ تاسیس احزاب مراجعه شود، اغلب نزدیک به زمان انتخابات مجلس است، در حالی که احزاب می بایست در طول سال و در جریان زمان موجود میان انتخابات ها، برنامه ها واستراتژی های خود را تهیه کنند و به تربیت نیروها اقدام کنندوتشکیلات خود را منسجم و آن را پایدار کنند.
, 5) در ایران شاهد فعالیت انتخاباتی احزاب هستیم. نمودار قدرت و اعتبار احزب بیشتر در مجالس مقننه دیده می شود. اساسا تعدادی احزاب تشکیل می شوند تا ارای مردم را به سوی کاندیدای مورد نظر خود جلب نمایند. اگر به تاریخ تاسیس احزاب مراجعه شود، اغلب نزدیک به زمان انتخابات مجلس است، در حالی که احزاب می بایست در طول سال و در جریان زمان موجود میان انتخابات ها، برنامه ها واستراتژی های خود را تهیه کنند و به تربیت نیروها اقدام کنندوتشکیلات خود را منسجم و آن را پایدار کنند., 5) در ایران شاهد فعالیت انتخاباتی احزاب هستیم. نمودار قدرت و اعتبار احزب بیشتر در مجالس مقننه دیده می شود. اساسا تعدادی احزاب تشکیل می شوند تا ارای مردم را به سوی کاندیدای مورد نظر خود جلب نمایند. اگر به تاریخ تاسیس احزاب مراجعه شود، اغلب نزدیک به زمان انتخابات مجلس است، در حالی که احزاب می بایست در طول سال و در جریان زمان موجود میان انتخابات ها، برنامه ها واستراتژی های خود را تهیه کنند و به تربیت نیروها اقدام کنندوتشکیلات خود را منسجم و آن را پایدار کنند.,6). احزاب به جای اینکه به فکر کسب قدرت برای دفاع از حقوق مردم و طبقات مورد نظر باشند، به دنبال کسب قدرت برای دفاع از قدرت موجود یا توجیه کننده آن بوده اند که این هم باعث بدبینی در فرهنگ سیاسی ما شده است.
, 6). احزاب به جای اینکه به فکر کسب قدرت برای دفاع از حقوق مردم و طبقات مورد نظر باشند، به دنبال کسب قدرت برای دفاع از قدرت موجود یا توجیه کننده آن بوده اند که این هم باعث بدبینی در فرهنگ سیاسی ما شده است., 6). احزاب به جای اینکه به فکر کسب قدرت برای دفاع از حقوق مردم و طبقات مورد نظر باشند، به دنبال کسب قدرت برای دفاع از قدرت موجود یا توجیه کننده آن بوده اند که این هم باعث بدبینی در فرهنگ سیاسی ما شده است.,7). بعضی بر این اعتقادند که در جامعه اسلامی که اجرای موازین و احکام دینی مد نظر است، حزب جایگاهی ندارد و بعضی هم تمایل نداشتن مردم به شرکت در فعالیت های حزبی را ناشی از سابقه احزاب می دانند.
, 7). بعضی بر این اعتقادند که در جامعه اسلامی که اجرای موازین و احکام دینی مد نظر است، حزب جایگاهی ندارد و بعضی هم تمایل نداشتن مردم به شرکت در فعالیت های حزبی را ناشی از سابقه احزاب می دانند., 7). بعضی بر این اعتقادند که در جامعه اسلامی که اجرای موازین و احکام دینی مد نظر است، حزب جایگاهی ندارد و بعضی هم تمایل نداشتن مردم به شرکت در فعالیت های حزبی را ناشی از سابقه احزاب می دانند.,به طور کلی برای شکلگیری یک نظام حزبی پایدار و کارآمد، لازم است که چند شرط زیر وجود داشته باشد؛ از یکسو طبقات و اقشار اجتماعی تعریف شده ای وجود داشته باشند، از سوی دیگر این طبقات و اقشار بتوانند در فضایی مناسب، درکی از هویت و منافع خود پیدا کنند و برای تحقق این منافع به سازماندهی و تشکیل حزب بپردازند. همچنین باید به طور نسبی موجودیت سایر گروهها وطبقات را به رسمیت بشناسند و صرفا برای رقابت سیاسی با آنان و نه حذف و نابودی دیگران آماده شوند. به علاوه، قدرت سیاسی حاکم باید برآمده از این رقابت باشد و موجودیتی برتر از احزاب تشکیل دهنده در فضای سیاسی وجود نداشته باشد؛ زیرا این وضعیت، یعنی بالاتر بودن جایگاه حکومت و دولت از احزاب و به معنای دقیقتر برتر بودن حکومت از مردم، وجود احزاب را بی معنی خواهد کرد؛ چرا که احزاب برنامه سیاسی و مدیریتی برای جامعه تولید و عرضه میکنند، و اگر این مدیریت (دولت) مستقل از مردم و احزاب باشد، ما با وضعیتی مواجهیم که حزب داریم ولی آنچه به نام حزب وجود دارد، خالی از مضمون واقعی حزب است وکارایی واقعی خود را ندارد.
, به طور کلی برای شکلگیری یک نظام حزبی پایدار و کارآمد، لازم است که چند شرط زیر وجود داشته باشد؛ از یکسو طبقات و اقشار اجتماعی تعریف شده ای وجود داشته باشند، از سوی دیگر این طبقات و اقشار بتوانند در فضایی مناسب، درکی از هویت و منافع خود پیدا کنند و برای تحقق این منافع به سازماندهی و تشکیل حزب بپردازند. همچنین باید به طور نسبی موجودیت سایر گروهها وطبقات را به رسمیت بشناسند و صرفا برای رقابت سیاسی با آنان و نه حذف و نابودی دیگران آماده شوند. به علاوه، قدرت سیاسی حاکم باید برآمده از این رقابت باشد و موجودیتی برتر از احزاب تشکیل دهنده در فضای سیاسی وجود نداشته باشد؛ زیرا این وضعیت، یعنی بالاتر بودن جایگاه حکومت و دولت از احزاب و به معنای دقیقتر برتر بودن حکومت از مردم، وجود احزاب را بی معنی خواهد کرد؛ چرا که احزاب برنامه سیاسی و مدیریتی برای جامعه تولید و عرضه میکنند، و اگر این مدیریت (دولت) مستقل از مردم و احزاب باشد، ما با وضعیتی مواجهیم که حزب داریم ولی آنچه به نام حزب وجود دارد، خالی از مضمون واقعی حزب است وکارایی واقعی خود را ندارد., به طور کلی برای شکلگیری یک نظام حزبی پایدار و کارآمد، لازم است که چند شرط زیر وجود داشته باشد؛ از یکسو طبقات و اقشار اجتماعی تعریف شده ای وجود داشته باشند، از سوی دیگر این طبقات و اقشار بتوانند در فضایی مناسب، درکی از هویت و منافع خود پیدا کنند و برای تحقق این منافع به سازماندهی و تشکیل حزب بپردازند. همچنین باید به طور نسبی موجودیت سایر گروهها وطبقات را به رسمیت بشناسند و صرفا برای رقابت سیاسی با آنان و نه حذف و نابودی دیگران آماده شوند. به علاوه، قدرت سیاسی حاکم باید برآمده از این رقابت باشد و موجودیتی برتر از احزاب تشکیل دهنده در فضای سیاسی وجود نداشته باشد؛ زیرا این وضعیت، یعنی بالاتر بودن جایگاه حکومت و دولت از احزاب و به معنای دقیقتر برتر بودن حکومت از مردم، وجود احزاب را بی معنی خواهد کرد؛ چرا که احزاب برنامه سیاسی و مدیریتی برای جامعه تولید و عرضه میکنند، و اگر این مدیریت (دولت) مستقل از مردم و احزاب باشد، ما با وضعیتی مواجهیم که حزب داریم ولی آنچه به نام حزب وجود دارد، خالی از مضمون واقعی حزب است وکارایی واقعی خود را ندارد.,همان گونه که اشاره شد حاکمیت تفکر انحصارگرایانه مانع از شکل گیری احزاب و تداوم آنها است. احزاب نیازمند تفکر کثرت گرا هستند. همچنین از دیگر موارد حائز اهمیت فرهنگ سیاسی نخبگان و آحاد جامعه است. روح مدارا، تساهل و تحمل سیاسی، انعطاف پذیری، جمع گرایی، آزادمنشی، جایگزینی تعقل و آگاهی به جای تعصب و ذهنی گرایی از مسائل مهم و پیش شرط های لازم برای ایجاد و توسعه یک حزب خواهند بود، در غیر اینصورت شاهد یک حزب ناقص الخلقه خواهیم بود.
, همان گونه که اشاره شد حاکمیت تفکر انحصارگرایانه مانع از شکل گیری احزاب و تداوم آنها است. احزاب نیازمند تفکر کثرت گرا هستند. همچنین از دیگر موارد حائز اهمیت فرهنگ سیاسی نخبگان و آحاد جامعه است. روح مدارا، تساهل و تحمل سیاسی، انعطاف پذیری، جمع گرایی، آزادمنشی، جایگزینی تعقل و آگاهی به جای تعصب و ذهنی گرایی از مسائل مهم و پیش شرط های لازم برای ایجاد و توسعه یک حزب خواهند بود، در غیر اینصورت شاهد یک حزب ناقص الخلقه خواهیم بود., همان گونه که اشاره شد حاکمیت تفکر انحصارگرایانه مانع از شکل گیری احزاب و تداوم آنها است. احزاب نیازمند تفکر کثرت گرا هستند. همچنین از دیگر موارد حائز اهمیت فرهنگ سیاسی نخبگان و آحاد جامعه است. روح مدارا، تساهل و تحمل سیاسی، انعطاف پذیری، جمع گرایی، آزادمنشی، جایگزینی تعقل و آگاهی به جای تعصب و ذهنی گرایی از مسائل مهم و پیش شرط های لازم برای ایجاد و توسعه یک حزب خواهند بود، در غیر اینصورت شاهد یک حزب ناقص الخلقه خواهیم بود.,انتهای پیام/
, انتهای پیام/, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه