قحط الرجال در خراسان شمالی

قحط الرجال در خراسان شمالی
امروزه با اندک تاملی در تئوری مدیریتی این نکته به اثبات می رسد که یک مدیر موفق کسی است که اولا از اصول نوین علم مدیریت بهره مند باشد ثانیا به درستی بتواند این اصول را عملیاتی و پیاده سازی کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اترک نیوز؛ چنانچه بخواهیم  به مهم ترین رئوس اصول مدیریتی اشاره داشته باشیم می توان به موارد زیر اشاره کرد :

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز, اترک نیوز, چنانچه بخواهیم  به مهم ترین رئوس اصول مدیریتی اشاره داشته باشیم می توان به موارد زیر اشاره کرد :,
1) اشراف دقیق و جامع مدیر از کلیه دستورالعمل ها و برنامه های لازم الاجرای سازمان
, ,
2) رصد و ارزیابی دقیق عملکرد نیروها، زیرمجموعه ها و بخش های مرتبط با سازمان به شکل دوره ای
, ,
3) لزوم برقراری ارتباط منظم و عاطفی با جامعه مخاطب یا ارباب رجوعان و شناخت دقیق دغدغه ها
, ,
4) لزوم برقراری ارتباط پایدار با نیروی انسانی خویش و آگاهی از مشکلات و نیازمندی های آنها و تلاش در راستای ارتقا هم دلی بین نیرو ها
, ,
5) مستقل بودن و ثبات رای داشتن
, ,
6) تصمیم گیری و تصمیم سازی دقیق و پرهیز از تصمیمات شتاب زده
, ,
7) پیشرو بودن در برنامه ریزی و اجرای دستورالعمل ها
, ,
8) بهره مندی مفید و موثر از نیروها و اعمال سیاست های شایسته سالاری در اعطای سمت های سازمانی
, ,
9) تجربه و پختگی لازم 
, ,
10) انگیزه، اشتیاق و میل به انجام کار
, ,
لذا با تامل دقیق در عناوین مطروحه به وضوح مشخص می شود که بر اساس علم نوین مدیریتی، مدیر و مسئولی در حوزه سازمانی می تواند به موفقیت نائل آید که حداقلی از موارد فوق را داشته باشد ولی متاسفانه در بعضی از شرایط وجود برخی پدیده ها و واقعیات ها،  خود به عنوان بزرگ ترین سنگ، سد راه مدیران در جهت بهره وری حداکثری در ادارات شده است که در این زمینه می توان به دو پدیده «چند مسئولیتی» و «سرپرستی های طولانی مدت» اشاره کرد. معظل و مشکلی که شوربختانه در کشور ما سابقه ای طولانی داشته و استان ما نیز از این قاعده مثل همیشه مستثنا نبوده است. 
,
مدیر کلی که در آن واحد با حفظ سمت مسئولیت اداره و مدیریت دو یا سه حوزه کاری را برعهده گرفته است چگونه می تواند در زمینه های اشرافیت از کلیه دستورالعمل، برنامه ها، عملکرد و ارزیابی نیرو، آگاهی از دغدغه ها و مشکلات ارباب رجوعان، میل و شوق به کار، شایسته سالاری در اعطای سمت ها، پیشرو بودن در امورات و.. که شرط لازمه رسیدن به تمامی آنها داشتن فرصت و زمان مناسب است موفق و شایسته تقدیر، عمل کند؟؟ 
,
شخصیتی که در قالب سرپرست  به شکل موقت و دراز مدت عهده دار مدیریت و رهبری یک اداره کل یا سازمان کلان می شود چگونه می تواند در حوزه استقلال کاری، میل و انگیزه به کار، مدیریت خوب نیروی انسانی،  مستقل بودن در تصمیم گیری و تصمیم سازی و ... که از اصول مهم پیاده سازی مدیریت موفق است و لازمه آن  نیز ثبات وضعیتی است موفق  و شایسته تحسین باشد؟
,
واقعا بازخورد چنین نحو از مدیریت های چه خواهد بود؟ آیا نتیجه چنین سبک از مدیریت ها واقعا پیاده سازی مدیریت اسلامی است؟  آیا جز این است که با حجم عظیمی از مطالبات و معطلی امورات در ادارات رو به رو شویم؟ آیا جز این است که از محل اعتبارات بیت المال درحال هدر دادن هزینه فرصت هستیم؟  آیا مجال آن نرسیده که دولت مردان و مسئولین استانی بنای این بنای ناصواب و بدعت اشتباه را برچینند؟
,
هادی حسن دوست – کارشناس اجتماعی
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه