در گفتگو با فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی بیان شد:
ویژگی های شهید مسعود مرادی از زبان همرزمش / سردار کریمی: شهید مرادی کسی بود که از موقعیت پیش آمده نهایت استفاده را می برد
فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی در معرفی ویژگی های شهید مسعود مرادی گفت: از آنجایی که شهید مرادی از چابکی و چالاکی خوبی برخوردار بود، بچهها همیشه دوست داشتند در کنار این آدم باشند، مسعود کسی بود که اگر اتفاقی می افتاد تا آخرین نفس دفاع می کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری نسیم خنداب، شهید مسعود مرادی در سال 1345 در روستای دهسد در بخش قرهچای شهرستان خنداب متولد و درسن 14 سالگی با عنوان بسیجی راهی جبهههای حق علیه باطل شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری نسیم خنداب,شخصیت های این شهید بزگوار را از زبان همرزمش، سردار محسن کریمی فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار پایگاه خبری نسیم خنداب بخوانید:
, پایگاه خبری نسیم خنداب,

, سردار کریمی از آشنایش با شهید مسعود مرادی گفت: آشنایی ما با شهید به دوره قبل از انقلاب، زمانی که برادر بزرگ ایشان، آقا جمشید مرادی با سردار پاکپور و عموهای وی، در اراک در همسایگی ما خانهای خریداری کرده بودند و جوانان این فامیل به عنوان محصل در آنجا مستقر بودند و درس می خواندند، آنجا بود که کمکم با شهید مرادی آشنا شدم.
,,
همرزم شهید مرادی در ادامه به اولین اعزام مشترکشان با شهید اشاره و اظهار کرد: اولین بار من و شهید مرادی به منطقه مریوان اعزام شدیم، قبل از اعزام 15 روز در اردوگاه آستانه آموزش دیدیم، در منطقه آشنایی ما بیشتر شد.
,فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی به بیان ویژگی های شهید پرداخت و گفت: آقا مسعود بین بچهها، از حیث جسمی بسیار چابک، تند و تیز و زرنگ بود، به همه ای ویژگی ها شجاعت را هم بایستی اضافه کرد، نترسی و اخلاص وی از شهید مرادی چهره ای ساخته بود که کار سخت برایش آسان بود، این روحیه و ویژگی ضمن اینکه خود رزمنده را از یک قابلیت ویژهای برخوردار می کرد عاملی بود برای تحرک بقیه، شهید مرادی با این قابلیت ها دیگران هم تحت تاثیر قرار می داد و در آنها تحرک ایجاد می کرد و به همین سبب دیگران هم با او همراه می شدند.
,وی اضافه کرد: آقا مسعود شناگر قابلی بود، از بین همرزمان ما که 42 نفر در مریوان بودیم، 6 الی 7 نفر شنا بلد بودند، شهید مرادی، کاوه نبیری، حسین فرهادی، جواد و محمود پاکپور و یکی دو نفر دیگر از عزیزان شناگر قابلی بودند و مابقی مبتدی شنا می کردند، آقا مسعود اولین کاری که در آنجا انجام داد این بود که مقداری یونولیت تهیه و آنها را تیکه تیکه و به وصل کرد و به هر کس یکی از این یونولیتها را داد، با شگرد های خاص خود در دریاچه مریوان که نسبتا بزرگ و عمق دار بود، به همه بچه ها شنا یاد داد.
,
, فرمانده سپاه استان مرکزی به مهارت شهید در ماهیگیری اشاره کرد و گفت: منطقه سروآباد مریوان، رودخانهای داشت که ماهیهای کیلکا در آن وجود داشت، این ماهیها کوچک و سریع بودند، گرفتن آنها خیلی سخت بود، برای گرفتن آنها بایستی تور و قلاب داشتیم، شهید مردای نِیای تراشیده بود و با نِی ماهی میگرفت و سرعت عمل بالایی داشت، بارها شده بود که با شهید کاوه نبیری و شهید مردای و برخی دوستان از سنگرها پایین می آمدیم و میرفتیم باغ، آب تنی هم می کردیم و کمی میوه می چیدیم و آقا مسعود با شگرد خود در ماهی گیری یک خوراک ماهی برای ما تهیه می کرد.
وی از شوخطبعی شهید مرادی خاطره ای بازگو کرد و گفت: خیلی از بچههایی که در آنجا بودند از خرچنگ و مار می ترسیدند، شهید بارها با همین حیوانات و خزندگان با بچه ها شوخی میکرد و سربه سر آنها می گذاشت، در عملیات بدر، ما یک شب در منطقه جفیر مستقر شدیم، تعدادی از بچه ها به آب احتیاج پیدا کردند، صبح با شهید برای تهیه آب رفته بودیم، در مسیر تخته مهمات را با شهید برداشتیم که ماری از زیر آن بیرون آمد، شهید مرادی بلافاصله این مار را گرفت و نیش آنرا کشید و مار را داخل جیبش قرار داد، آمدیم داخل گردان و موقع ناهار شد، شهید مرادی ماری که داخل جیبش قرار داشت را وسط سفره رها کرد که همین امر باعث شد همه بچهها فرار کنند، تا غروب با همین مار سر به سر بچه ها می گذاشت، غروب هم مار را رها کرد و رفت.

فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی گفت: عملیات مریوان تقریبا 5 ماه طول کشید، مناطق دزلی، جاده سنندج مریوان به طول 60 الی 70 کیلومتر پاکسازی شد، شهید مسعود مرادی و شهید جواد پاکپور و شهید حسین فرهادی، شهید حسین جودکی، شهید مهدی جودکی، شهید کاوه نبیری، شهید عبدالرزاق فرجاد، شهید حسن موسوی، شهید مطیعی پور، شهید حسن محمدی و اکثر دوستان سری اول که با هم اعزام شده بودیم به شهادت رسیده بودند، چند نفری از آنها بیشتر باقی نماند، در آن منطقه بچه ها آنقدر خوب عمل کردند که شهید متوسلیان ممنون این بچهها بود و همواره از آنها تشکر می کرد، در آن پاکسازی ها و موقعیت ها، آقا مسعود کارایی بسیار بالایی داشت، و از عوامل موثر در پاکسازی این منطقه به شمار می رفت.
همرزم شهیدمرادی گفت: سال 60 دهروزی ما مامور شدیم آنطرف ارتفاعات مرزی، ارتفاعاتی که سال 67 در منطقه خرمال عراق تصرف شد، ارتفاعاتی مثل حرمله، شنام، ارتفاعات بزرگ مرزی ملخخور و تته بود، ما از این ارتفاعات هم عبور کردیم و رفتیم، پایین همین کوهها چند روزی ماندیم که به مشکل تغذیه برخوردیم، اگر می خواستیم تغذیه فراهم کنیم بایستی 24 ساعت راه برویم تا غذا تهیه کنیم، 15نفر در آنجا مستقر بودیم که به صورت داوطلبانه 2 به 2 برای یک هفته به دکل نوسود می رفتیم، رفت و برگشت بالای 35 ساعت طول می کشید که در بین راه استراحت می کردیم، آنجا آقا مسعود با توجه به چابکی که داشت در 2 نوبت داوطلبانه این کار را انجام داد، مقداری تغذیه هم از سنگرهای تدارکاتی عراقی برداشتیم و مدتی خوراکمون خوراک عراقی بود.
سردار کریمی خاطرنشان کرد: در این سفر بنده دفترچه خاطراتی همراهم بود که در طول مسیر خاطراتم را مینوشتم، بالای ارتفاعات تته که رسیدیم، وقتی فهمیدم دفترچه ام نیست خیلی ناراحت شدم، مسعود از من پرسید چیه خیلی نارحتی، گفتم دفترچه ام را جا گذاشتهام، شهید مردای گفت من می روم برایت می آورم، شهید مرادی نزدیک 10 الی 12 ساعتی رفت و دفترچه من را آورد، از این موضوع 34 سال می گذرد که هیچ وقت این موضوع را فراموش نکرده ام.
ادامه این گفتگو در قسمت دوم، در روزهای آتی انتشار خواهد یافت....
انتهای پیام/رض
,
,
,
,
,

,
فرمانده سپاه روح الله استان مرکزی گفت: عملیات مریوان تقریبا 5 ماه طول کشید، مناطق دزلی، جاده سنندج مریوان به طول 60 الی 70 کیلومتر پاکسازی شد، شهید مسعود مرادی و شهید جواد پاکپور و شهید حسین فرهادی، شهید حسین جودکی، شهید مهدی جودکی، شهید کاوه نبیری، شهید عبدالرزاق فرجاد، شهید حسن موسوی، شهید مطیعی پور، شهید حسن محمدی و اکثر دوستان سری اول که با هم اعزام شده بودیم به شهادت رسیده بودند، چند نفری از آنها بیشتر باقی نماند، در آن منطقه بچه ها آنقدر خوب عمل کردند که شهید متوسلیان ممنون این بچهها بود و همواره از آنها تشکر می کرد، در آن پاکسازی ها و موقعیت ها، آقا مسعود کارایی بسیار بالایی داشت، و از عوامل موثر در پاکسازی این منطقه به شمار می رفت.
همرزم شهیدمرادی گفت: سال 60 دهروزی ما مامور شدیم آنطرف ارتفاعات مرزی، ارتفاعاتی که سال 67 در منطقه خرمال عراق تصرف شد، ارتفاعاتی مثل حرمله، شنام، ارتفاعات بزرگ مرزی ملخخور و تته بود، ما از این ارتفاعات هم عبور کردیم و رفتیم، پایین همین کوهها چند روزی ماندیم که به مشکل تغذیه برخوردیم، اگر می خواستیم تغذیه فراهم کنیم بایستی 24 ساعت راه برویم تا غذا تهیه کنیم، 15نفر در آنجا مستقر بودیم که به صورت داوطلبانه 2 به 2 برای یک هفته به دکل نوسود می رفتیم، رفت و برگشت بالای 35 ساعت طول می کشید که در بین راه استراحت می کردیم، آنجا آقا مسعود با توجه به چابکی که داشت در 2 نوبت داوطلبانه این کار را انجام داد، مقداری تغذیه هم از سنگرهای تدارکاتی عراقی برداشتیم و مدتی خوراکمون خوراک عراقی بود.
سردار کریمی خاطرنشان کرد: در این سفر بنده دفترچه خاطراتی همراهم بود که در طول مسیر خاطراتم را مینوشتم، بالای ارتفاعات تته که رسیدیم، وقتی فهمیدم دفترچه ام نیست خیلی ناراحت شدم، مسعود از من پرسید چیه خیلی نارحتی، گفتم دفترچه ام را جا گذاشتهام، شهید مردای گفت من می روم برایت می آورم، شهید مرادی نزدیک 10 الی 12 ساعتی رفت و دفترچه من را آورد، از این موضوع 34 سال می گذرد که هیچ وقت این موضوع را فراموش نکرده ام.
ادامه این گفتگو در قسمت دوم، در روزهای آتی انتشار خواهد یافت....
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
,
]
ارسال دیدگاه