طروات بهاری کودکان گل فروش در زمستان بندرعباس

طروات بهاری کودکان گل فروش در زمستان بندرعباس
خدا را شکر می کنم که بندر عباس آن قدر ها هم سرد نمی شود وگر نه کودکان کار یخ می زدند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای ساحل، در یادداشتی به ترویج یافتن یک ناهنجاری اجتماعی در بندرعباس می پردازد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای ساحل,

 

,

بعضی شبها وقتی همه خوابند دوست داری بنشینی پشت فرمان و بی دلیل توی خیابانهای شهر بچرخی .

,

به خانه ها و خیابانها که نگاه می کنی انگار دارند مثل مردم شهر به خواب می روند،یک خواب عمیق.

,

به چهار راه گفتگوی تمدن ها که می رسی چراغ قرمز می شود و ترمز می کنی .صدایی تو را از افکارت بیرون می اورد ،تق تق روی شیشه ی ماشین،یک بچه شش هفت ساله با یک کاپشن سفید چرکتاپ و لپ های گل انداخته و یک دسته گل نرگس.

,

نا خود آگاه به ساعت ماشین نگاه می کنی ،ساعت از نیمه های شب هم گذشته است،به دور و برت نگاه می کنی و می بینی چند بچه قد و نیم قد دیگر سراغ اندک ماشینهای دیگری که پشت چراغ قرمز ایستاده اند می روند و گاهی مجبورند پا بلندی کنند تا راننده آنها را ببیند.

,

, ,

 

,

-آقا گل...

,

- آقا گل نرگس دام...

,

- آقا برا مامانت برا خانومت گل نمیخری؟

,

 

,

, ,

 

,

به چشم های معصوم و ملتمس پسر بچه نگاه می کنم ،شیشه را می کشم پایین سوز سرما می پیچد توی ماشین ...

,

--تو این جا چی کار می کنی؟تو الان باید توی خواب ناز باشی!

,

خدا را شکر می کنم که بندر عباس آن قدر ها هم سرد نمی شود وگر نه این بچه ها یخ می زدند.....

,

با خودت فکر می کنی بچه های هم سن و سال اینها الان خوابند و فردا صبح با ناز و نوازش بیدار می شوند تا به مدرسه بروند.

,

خیلیها الان خوابند ،همانهایی که روزها با ماشینهای شیشه دودی پلاک اداری از این چهار راه و چهار راه های دیگر رد می شوند،ای کاش بیدار شوند یا ای کاش یک شب بی خوابی بزند به سرشان و نگاهشان سر چهار راهی گره بخورد به نگاه ناب و ملتمس این بچه ها...

,

بچه هایی که باید این ساعت شب شامشان را خورده باشند،مسواکشان را زده باشند و خواب هفت پادشاه را دیده باشند...

,

 

,

 

,

انتهای پیام/

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه