نامه مهم عزیز غضنفری به استاندار بوشهر درباره دیدارش با یکی از سران فتنه

نامه مهم عزیز غضنفری به استاندار بوشهر درباره دیدارش با یکی از سران فتنه
در پی انتشار اخباری در فضای رسانه و شبکه های اجتماعی مبنی بر دیدار مصطفی سالاری استاندار بوشهر با یکی از سران فتنه، عزیز غضنفری از فعالان سیاسی طی نامه ای که یک نسخه آن به «گام نیوز» ارسال شده است نسبت به این اقدام واکنش نشان داد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از \"گام نیوز\"، در پی انتشار اخباری در فضای رسانه و شبکه های اجتماعی مبنی بر دیدار مصطفی سالاری استاندار بوشهر با یکی از سید سران فتنه، عزیز غضنفری از فعالان سیاسی طی نامه ای که یک نسخه آن به «گام نیوز» ارسال شده است نسبت به این اقدام واکنش نشان داد. متن نامه بدین شرح است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, \"گام نیوز\"، ,

, ,

برادر گرامی جناب آقای دکتر سالاری استاندار محترم استان بوشهر
سلام علیکم
با عرض ادب و احترام،از فرصت پیش آمده استفاده می کنم و تلاش های شما و همکارانتان را در خدمت به مردم ارج می نهم.
اخیرا خبر دیدار شما با رئیس جمهور اسبق کشورمان در رسانه ها منتشر شد و واکنش هایی را نیز در پی داشت. واقعیت مطلب این است که موضوع ممنوع التصویری آقای خاتمی، آنقدر در فضا و هیجانات سیاسی مطرح شده است که چندان فرصت پرداختن به این موضوع از زاویه ارزشی و بسترهای عقلایی فراهم نیامده است. در این نامه با ملاحظه رهیافت های منطقی و رویکردهای ارزش گرایانه، چرایی دیدار و اظهار شیفتگی شما با آقای خاتمی و مهم تر نوع نگاه و رفتار شما را در این باره به نقد می گذاریم.  

,
,
,
,


 همین جا عرض می کنم که قاعدتا انسان های متخلف و مجرم هم در جریان اصولگرایی هستند و هم در جریان اصلاح طلبی یافت می شوند، البته ممکن است به دلیل تقوای جمعی یک جریان سیاسی، تعداد انسان های نابهنجار در آن مجموعه کمتر باشند. و ناگفته نمی گذارم که جریان اصلاح طلبی از جهت گفتمانی و پایه های تئوریک، عملکرد سالهای گذشته اش نشان می دهد که با مبانی و معیارهای ناب اسلام و انقلاب اسلامی فاصله ها و نقاط افتراقی دارد که فعلا جای پرداختن به آن اینجا نیست.

,
,


جناب دکتر سالاری
سخن من با شما این است که آیا ماندگاری و قوام جریان اصلاح طلبی در کشورمان به گفتمان و مبانی اعتقادی اش وابسته است یا به اشخاص سرشناس این جریان؟ این سئوال را از این جهت می پرسم که گاهی اوقات می شنویم که می گویند بقای جریان اصلاح طلبی خواسته یا ناخواسته به آقای خاتمی گره خورده و کنار گذاشتن و فقدان ایشان به معنای زوال این گفتمان و جریان فکری و سیاسی است. و همین نکته سبب شده است تا راه تعقل و تأمل بر افراد و هواداران جریان اصلاحات بسته شود و از سر تعصب از افرادی حمایت کنند و موجودیت جریان اصلاح طلبی را به کسانی متصل نمایند که عملکردشان در مغایرت آشکار با منافع ملی و اصول انقلاب و خط امام باشد.

,
,
,


اگر جواب شما در سئوال قبلی منفی است و معتقدید که مشروعیت جریان اصلاحات به خاستگاه و معیارهای عقیدتی و انقلابی اش برمی گردد، در این صورت باز این سئوال مطرح می شود که این چه مبانی و چه روش پایبندی به مبانی و شاخص هاست است که به شما اجازه نمی دهد از فردی که تمام عیار در سال88 مقابل با قانون ، هنجارها و ساختارهای اسلامی اسلامی ایستاده است و هم اینک نیز حاضر به اصلاح مواضع نیست تبری بجویید و یا لااقل نقدی وارد کنید؟!

,
,


راقم سطور در این متن به دنبال پرداختن به رفتارها و دیدگاههای فکری و سیاسی آقای خاتمی در بستر تحولات و تطورات تاریخی نیست.آن چه که نظام و انقلاب درباره عملکرد آقای خاتمی برایش مهم است، اقدامات خلاف قانون و منافع ملی است که وی در فتنه 88 از خود بروز و ظهور داد؛ و حقیر در این نامه نیز به همین بخش از رفتارهای سیاسی ایشان متمرکز است؛که آن وضعی که وی و دیگر سران فتنه برای کشور درست کردند تا به الان نیز آثار و پیامدهای منفی اش ادامه دارد و رهبر معظم انقلاب چند روز قبل فرمودند که : " من نمیدانم بنا است که این خسارتهایی که در سال ۸۸ بر ما وارد شد کِی جبران بشود؟

,
,


آقای استاندار محترم
اصل سخن با آقای خاتمی و دیگر خواص جریان اصلاحات این نیست که چرا در سال88  معترض به انتخابات و متعرض به نهادهای مجری و ناظر انتخابات شدند، چراکه همین جماعت مدعی قانون گرایی و رای مردم، سال 84 که خودشان مجری انتخابات بودند نیز حاضر نشدند رأی مردم را تائید و تمکین کنند و در پی آن بی حرمتی به نظر و خواست مردم را نیز از حد گذراندند. اگر شما بتوانید در سال 84 از سران و خواص اصلاحات مطلبی بیابید که خطی نوشته باشند یا سخنی گفته باشند که بر اساس آن انتخاب مردم را تائید کرده باشند و به منتخب مردم تبریک گفته باشند بنده همه حرف های خود را پس می گیرم. یکی  از چهرهای شاخص این جریان آقای هاشمی بود که در سال 84 بعد از اینکه مردم به او رأی ندادند سخن به گلایه گشود و با بی اعتبار دانستن نتیجه انتخابات مدعی شد که برای طرح شکایت در کشور کسی را نمی یابم و اعتراضم را پیش خدا می برم.

,
,
,


سخن اصلی با آقای خاتمی و دیگر افراد متنفذ این جریان که غالبا اگر رأی نیاوردند اصل انتخابات را زیر سئوال می برند و به شعور و تشخیص مردم بی حرمتی می کنند و رهبری از آن به" مرض" تعبیر کرده و در دیدار با ائمه جمعه فرمودند : " انتخابات را نباید خراب کرد. بعضی‌ها خوششان می‌آید و کأنّه عادت دارند که از نزدیکی انتخابات، دائم بر کوس نامطمئن بودن انتخابات بدمند؛ عادت کرده‌اند. این خیلی عادت بدی است، مرض بدی است
 این است که چرا در حوادث بعد از انتخابات سال88 که همه باورهای دینی و سیاسی و محکمات مکتب امام مورد هجمه قرار گرفت،لب فرو بستند و از ساختارشکنان ابراز برائت نکردند؟! چرا آن هنگام که به ولایت فقیه میراث گران سنگ امام و آرمان فلسطین و باورهای انقلابیتاختند تشری به آنها نزدند و موضعی نگرفتند؟! چراآن هنگام که حرمت سیدالشهداء را در روز عاشورا شکستند و آن وضع اسفبار را ایجاد کردند سخنی نگفتند و واکنشی از خود نشان ندادند؟!

,
,
,


انتقادات ما از آقای خاتمی که مدعی قانون گرایی و آزادی و رای مردم است کاملا اساسی و جدی است.عملکرد آقای خاتمی و نقدهای ما در تاریخ ثبت می شود و آیندگان بهتر قضاوت خواهند کرد.حرف ما این است که چرا مجمع روحانیون مبارز که ریاستش با آقای خاتمی است در ماههای بعد از فتنه 88 یکجا طرف انقلاب و آرمان هایش را نگرفت! اصلا از خیر طرفداری آقای خاتمی و حزبش، از نظام و امام گذشتیم، چرا مجمع روحانیون بیانیه های تحریک آمیز منتشر می کرد و با اصرار بر ابطال انتخابات و زیر پا گذاشتن قانون و ساختارهای قانونی، مردم را به آشوب و اغتشاش تحریک می کردند!؟

,
,


لطفا به بیانیه های مجمع روحانیون در تاریخ 25 خرداد، 8 تیر و 12 مرداد 88  مراجعه کنید و ادبیات ساختارشکنانه و مواضع خلاف منافع ملی این جماعت را  خودتان بررسی کنید.آن موقع تشخیص این نکته کار سختی نیست که آیا ادبیات و سبک بیانیه نویسی مجمع روحانیون یادآور سبک و روش سازمان مجاهدین خلق است در دهه60 نیست ؟ که می خواستند مردم را رودر روی نظام و انقلاب قرار دهند.این سخن من هر چند تلخ است و ناگوار اما چه می شود کرد،واقعیت دارد و ثبت در تاریخ شده است.

,
,


برادر عزیز آقای سالاری
واقعا این همه تعصب دارید و حاضر نیستید از آقای خاتمی و دیگر سران فتنه بپرسید که چرا در بحبوبه فتنه88  به مجلس ختم آدم زنده رفتید و برای نظام دردسر  درست می کردید و خوراک ضد انقلاب فراهم می نمودید؟چه شده شما را که شجاعت از وجودتان رخت بربستهو نمی توانید از وی بپرسید که چرا در روزهایی  که بر نظام و انقلاب و حیثیت کشور سخت و حساس می گذشت به دیدار افراد ضدانقلاب می رفتید؟معاندینی که از زندان و بازداشت آزاد شده بودند به ملاقاتشان می رفتید و با آنها اظهار همدردی می کردید!

,
,
,


بردار محترم آقای دکتر سالاری
شما برادر شهید و جزو خانواده هایی هستید که برای انقلاب جان داده اند ؛ حقیقتا برای شما مهم نیست که آقای خاتمی در سال88 در قامت یک دیکتاتور در مقابل رأی و انتخاب مردم و قانون ایستاد!؟ برای شما به عنوان یک فرد دانشگاهی و علمی اهمیتی ندارد که سران جریان اصلاحات با آن همه ادعاهای آزادی خواهی و ژست لیبرال منشی نتیجه یک انتخاب قانونی را نمی پذیرند؟ و بدتر از آن، برای حل مسائل و اختلافات به حکمیت قانون و راه حل های قانونی نیز تن نمی دهند!

,
,
,


طرح نقدهای ما از آقای خاتمی مسئله ای شخصی نبوده و حقیقتا  به این خاطر است که می خواهیم از فرصت پیش آمده استفاده کنیم برای این که عقده ای بگشاییم و انتقام گیری کنیم. از قضا ما به انسجام و تراکم صفوف دوستداران انقلاب و نقش ایفا کردن خواص، حول محور نظام و انقلاب باور داریم و یقینا این انسجام و همدلی نیز به نفع کشور است. اما مسئله ما با آقای خاتمی به خاطر تجاوز ایشان به قانون است؛بدلیل بی حرمتی ایشان به انتخابات است؛ خدشه وارد کردن ایشان به منافع ملی علت موضع گیری ماست در مقابل وی؛ همراهی ایشان با معاندین نظام اسلامی و بی تفاوتی نسبت به هتک حرمت فتنه گران به همه باورهای دینی و اعتقادی دلیل نقدهای ماست. این موارد اگر برای شما و دیگر کسانی که با تعصب درباره ایشان قضاوت می کنند مهم نیست،اتفاقا برای ما  کاملا مهم است.

,
,


ما میخواهیم با تقابل با رفتارهای سران فتنه هزینه های ساختار شکنی و مقابله با قانون و ارزش های دینی را برای همیشه بالا ببریم؛ به نحوی که هیچ کس در هیچ زمانی به خود اجازه ندهد با رفتارهای دیکتاتورمابانه برای حاکمیت قانون و هویت دینی ایجاد مشکل و مزاحمت کند. اگر برای شما به خاطر تعصبات جناحی، حاکمیت قانون و هویت دینی اولویت ندارد، و یا ملاحظات سیاسی اجازه ی  نقد و اعتراض به شما نمی دهد، حزب الله ملاحظات شما را ندارند و در مقابل هتک حرمت به قانون و باورهای دینی ساکت نمی نشینند.واکنش حزب الله به رفتارهای نابهنجار مسئولین منحصر به آقای خاتمی هم نبوده و نیست؛بر خلاف شما،برای ما اصول و معیارهای انقلاب و خط امام و رهبری مهم است.شما خوب می دانید که اولین منتقدان به رفتارهای نادرست آقای احمدی نژاد جریان حزب اللهی کشور بوده است؛ما از حضرت  امام و رهبری انقلاب آموخته ایم که بر سر اصول و مبانی انقلاب با کسی چه چپ باشد و چه راست تعارف نکنیم.

,
,


در پایان ناگفته نگذارام که ما ممنوع التصویری آقای خاتمی را اقل برخورد با ایشان و نهایت مسامحه دستگاه قضایی می دانیم؛ ای کاش زمانی می رسید و زمینه اش ایجاد می شد که قوه قضائیه دادگاهی تشکیل می داد تا برای همه مشخص شود جرم کسانی که علیه قانون، رای مردم، منافع ملی و باورهای دینی شوریده اند و با جورج سوروس (نظریه پرداز انقلاب های مخملین) دیدار کرده و با بیانیه های تحریک آمیز آشوب و اغتشاش در کشور به راه انداخته اند چه می تواند باشد!

,
,


با تقدیم احترام دوباره
عزیز غضنفری

,
,
,

انتهای پیام/رض

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه