گفتگو دکتر منصور کاشانی
امامخمینی برای رضای خدا کار میکرد/برخی از سیاسیون که گرفتار منیتها شدهاند
تکیه کلام ساواکیها این بود که وقتی روی شانه هم میزدند میگفتند این آدم خوبی است؛ ی[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، دکترمنصور کاشانی، دندان پزشکی است که از سال ۶۵ تاکنون مسئولیتهایی در حوزه سلامت و درمان داشته. وی به غیر از طبابت، در زمینههای فرهنگی اجتماعی نیز کارنامه درخشانی دارد. دکتر کاشانی از مبارزان و فعالان سیاسی قبل از انقلاب انقلاب بوده است که خاطرات تلخ وشیرین زیادی ازآن دروان برای او به یادگار مانده است. به مناسبت ایام ظفربخش دهه فجر فرصتی دست داد تا گوشهای از ناگفتههای این پزشک مبارز را مرور داشته باشیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, دکترمنصور کاشانی, ,
,
, صاحبنیوز: قبل از پیروزی انقلاب به چه صورت از مبانی حکومت اسلامی مطلع شدید که توانستید کم کم به جرگه مبارزان انقلابی در بیایید؟
,من در خانوادهای مذهبی و متشرع بزرگ شدم که همه به مسایل دینی پایبند بودند بهخصوص اینکه اهل کتاب و مطالعه هم بودم و علاقه زیادی به مطالعه کتابهای مذهبی داشتم برای همین هم از هر جایی که میرسیدم این نوع کتابها را تهیه میکردم و میخواندم، کنار اینها در جلسات مذهبی هم شرکت داشتم و با اینکه نوجوان بودم به دلیل کنجکاوی مدام با استادان و فضلای جلسات که در مورد مسایل مذهبی اطلاعات داشتند مباحثه میکردم. از جمله در جلسات حاج اقا کلباسی در مسجد امام علی(ع) واقع در خیایان هارونیه میرفتم تا از صحبتها و نصایحی که ایشان داشتند استفاده کنم.
,صاحبنیوز: آثار حضرت امام را هم مطالعه میکردید؟
,بله؛ بسیار به اندیشههای امام علاقهمند و کنجکاو بودم. رساله امام خمینی را مطالعه میکردم و مقلد ایشان بودم؛ بهصورتی که بیاغراق بگویم درآن سنین شاید بیش از ده بار کتاب «حکومت اسلامی» امام را خواندم طوریکه خط به خط آن را از برکرده بودم و دیگر میدانستم نظرات حضرت امام درباره حکومت اسلامی چیست و ایشان چه دیدگاهی دارند برای همین در دوران انقلاب تبلیغ اندیشههای مبانی فعالیت من تبلیغ اندیشههای ناب امام بود.
,صاحبنیوز: چه زمانی به دانشگاه رفتید؟
,در اوج بحبوحه انقلاب من در دانشگاه اصفهان بودم و در ترم اول درس میخواندم برای همین هنوز وارد دانشگاه نشده به نوعی درگیر فعالیتهای مبارزاتی هم بودم و به اقتضای سن و سال و شرایط هر کاری لازم بود انجام میدادم.
,صاحبنیوز: شما از اهالی خیابان فروغی هستید که انصافا در مبارزات ضد رژیم شاه پیشتاز بودند و شهدای زیادی هم برای انقلاب دادند شما چهکارهایی میکردید؟
,بله؛ همینطور است که شما میگویید. ما در کوچه امیر کبیر واقع در خیابان فروغی ساکن بودیم که خیلی از آنها به شهادت رسیدند شاید این کوچه بالغ بر۵۰ نفر شهید داد. ما در محلهمان یک گروه انقلابی تشکیل داده بودیم که مبارزات پنهانی داشتیم. آن زمان با برخی از دوستان مدرس، برای اهالی و بچهها مبانی دینی، سیاسی، آموزش نظامی داشتیم براین اساس هم گروههایی تشکیل داده بودیم تا به نوعی محله را در مقابل عوامل حکومت شاه حفظ کنیم. در کناراینها سعی میکردیم به مردم محل هم خدمترسانی و کمک داشته باشیم.
,صاحبنیوز: چه کمکهایی میکردید؟
,کمکهای نقدی به صورت مخفی و پنهانی داشتیم و به آنها سر میزدیم به اهالی بهخصوص کسانی که سرپرستان آنها گرفتار شده بودند تسلی میدادیم تا احساس کمبود مالی نداشته باشند. برخی از خانوادهها هم بودند که از حضور فرزندانشان در جریان انقلاب میترسیدند و موافق نبودند. ما با آنها صحبت میکردیم تا توجیه بشوند و بدانند این تکلیف برای همه است و به لطف خدا در این مسیر هم موفق میشدیم.
,ارتباط شما با نیروهای غیر مذهبی چگونه بود؟
,با آنها که از سر نادانی و جهالت گرفتار انحراف فکری شده بودند مطابق با سیره نبوی محبت میکردیم و رفتار خوب و خوشی داشتیم؛ به صورتی که خیلی به ما اعتماد میکردند و ما را به عنوان نیروهای مذهبی و متدین قبول داشتند
, ,
,
, در طول مبارزاتی که داشتید آیا گرفتار ساواک و کمیته ضد خرابکاری هم شدید؟
,جریاناتی پیش میآمد که نیروهای ساواکی سه بار سراغم آمدند، ولی بهخواست خدا هر سه بار فرار کردم و گرفتار نشدم. یک بار متوجه شدیم که نیروهای ساواک میخواهند به خانه ما بیایند و چیزهایی متوجه شدهاند برای همین ما زودتر از ماموران خودمان را به خانه رساندیم تا چیزی بهدست نیاورند برای اینکه در خانه ما مقدار زیادی اعلامیه، کتابهای مذهبی، آثار حضرت امام و رساله ایشان و ضبط و کاست بود بههمراه بمبهای دستی که از قبل برای مبارزات درست کرده بودیم همه را زود به جای دیگری انتقال دادیم مخفی کردیم خداروشکر وقتی به خانه ما آمدند همه زندگی را زیر و رو کردند و بههم ریختند ولی چیز به درد بهخوری پیدا نکردند؛ ماموران به دنبال این بودند تا من و برادرانم که به بهانهای دستگیر کنند زیرا ما همگی فعالیت سیاسی و مبارزاتی داشتیم ولی موفق نشدند. یکبار دیگر هم در مسجد چهارراه فلسطین نماز میخواندیم که ساواکیها آمدند و با ما صحبت کردند که با آنها همکاری کنیم و به نوعی تطیمع شویم ولی به آنها گفتیم ما کاری به سیاست نداریم فقط برای نماز به مسجد آمدیم و در عین حرفهای آنها، نماز دوم شروع شد همه اقامه کردند و دیگر نتوانستند در آن شلوغی حرفی بزنند و رفتند. یک بار دیگر هم در تهران ساواک سراغم آمد. من رفته بودم تا کنکور بدهم در شرکت مسافربری میهن تور ترمینال بودم که دیدم افسری یک بسته بلیت بختآزمایی خرید. به او گفتم چرا برای این بلیتها پول میدهی و به جایش به مردم کمک نمیکنی گفت شهربانو خیلی زن خوبی است و این بلیتها را ایشان درست کرده است. گفتم من کاری به اینها ندارم ما در احادیث و قرآن خواندیم که اگر شما یک خرمای خشک داشته باشی به دیگران بدهید خیلی بهتر از این است که انبار خرما به کسی بدهید شما در ارتش این همه سرباز دارید که بیشتر آنها گرفتارند ومشکل مالی دارند، بعد آن افسر اشاره کرد که از کجا آمدی و اینجا چکار میکنی و شروع به حرف زدن کرد تا اینکه من در لابهلای حرفهایم به شاه توهین کردم همین باعث شد که بعد ساواکیها پیدایشان شد من فهمیدم ماندن یعنی دستگیر شدن؛ چون تکیه کلام ساواکیها این بود که وقتی روی شانه هم میزدند میگفتند این آدم خوبی است؛ یعنی باید دستگیر بشود مثل کسی که شکاری را پیدا کرده است. من با چند نفر ازجمله یک طلبه کنار هم ایستاده بودیم وحرف میزدیم . ساواکیها نمیدانستند آن طلبه جوان شهرستانی با ما نیست، ولی افسر این را میدانست من گفتم بروم دستشویی و بیایم بعد از پشت ترمینال فرار کردم. در خیابان فردوسی میرفتم تقریبا ۱۳ تا۱۴ ساواکی من را تعقیب میکردند ولی خداروشکر فرار کردم و گرفتار نشدم.
,صاحبنیوز: دراصفهان چطور فعالیت داشتید که دستگیر نشدید؟
,خیلی تلاش میکردم تا گرفتار نشوم در واقع نوعی برنامههای انقلاب را مدیریت و تنظیمی میکردم تا بدون دردسر و امکان گرفتار شدن باشد سعی میکردم جایی باشیم که تا امکان فرار داشته باشیم و حتیالامکان مخفی و بدور از دید ماموران رژیم باشیم
,صاحبنیوز: خاطرهای هم از آن دوران دارید که هنوز برای شما جالب است؟
,بله؛ اتفاقات تلخ و شیرین زیادی آن زمان برای ما رخ میداد که امروز برای ما جالب است. فولکسهای قدیمی که پشت آنها بیشتر برای نجاری استفاده میشود در محله ما حاج آقا ادهم بود که فرد دوست داشتنی و مهربانی بود. امروز از جانبازان انقلاب است و فروشگاه مبل ادهم را دارد ایشان فولکسی داشت که همیشه در وسط کوچه بود و بهترین جا برای رصد کردن محله برای ما محسوب میشد. زیرا یکی از شیوههای ما این بود که وقتی ماموری میآمد و به هم خبر میدادیم سعی میکردیم تا توجه آنها را به چیزهای دیگر جلب کنیم و تا میتوانیم درگیری را به خیابان بکشانیم تا در شلوغی خیابان گمراه شوند.
, ,
,
, صاحبنیوز: در دوران انقلاب چه چیزی برای شما مهم و تاثیرگذار بود؟
,دوران ناب انقلاب به واسطه وجود امام شکل گرفت و حضور حضرت امام در این دوران بسیار تاثیرگذار بود. در کشورهای مختلف انقلاب رخ داده، ولی هیچ کدام ویژگیهای انقلاب ما را نداشت، زیرا در راس انقلاب امام بود، شخصیتی که اصلا به خودش توجه نمیکرد و اساس توجه ایشان به دین و رضایت خدا بود؛ هرچند ظاهری بسیار آراسته، منظم و مرتبی داشتند به شکلی که حتی تا هنگام رحلتشان از نظم و امام کم نشد، ولی با این همه نگاه ایشان عامه پسند است همیشه از رضایت خدا در کارها حرف میزدند. این شاخصه مهم امام بود که او به عنوان رهبر انقلاب اسلامی داشتند؛ اینکه امروز بعضی از سیاسیون شرایطی را پیش میآورند به دلیل این است که گرفتار منیتها شدهاند تجربه اول انقلاب تجربه بنیصدر بود. اما نمیدانم چرا هنرمندان ما روی این تجربه ارزنده کار نکردهاند. مساله دیگر مربوط به مبلغان نزدیک امام بود که روحانیون بسیار فرهیختهای بودند مانند: شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید مدنی و شهدای جوانی مثل هاشمینژاد، اژهای، … همه این افراد از قشر روحانی چه جوان و پیر از پختگی و معنوین خاص برخوردار بودند افراد وابسته به روحانیت هم افراد خوبی بودند امروز جای آنها خالی است ولی ما هنوز روی این سرمایهها کار نکردهایم.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه