پایتخت اقتصاد کشور در معرض خطرات حاشیه نشینی؛
فقر اقتصادی روستائیان عامل گسترش حاشیه نشینی در هرمزگان/۳۰درصد بافت شهری بندرعباس جزء محلات حاشیهنشین است
در حال حدود یک سوم از شهر بندرعباس که 30درصد جمعیت شهر را در خود جای داده است جزو محلات حاشیهنشین محسوب میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از هرمز ،حاشیه نشینی شهری یا اسکان غیر رسمی یکی از مسائل مرکب شهری و اجتماعی در اغلب کشورها و اغلب جوامع جهان محسوب می شود. دو نوع حاشیه نشینی شهری می توان تشخیص داد که نخستین آن زائیدهعدم تعادل و بیماری داخلی شهرها و دیگری ناشی ازهجوم عناصر غیر شهری در اثر تحولات اجتماعی .( می باشد. (شکویی ، ۱۳۵۵ ۵۳۲۳ هکتار در شمال تنگه هرمز / منطقه مورد مطالعه، شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان با وسعتی حدود ۵ ۳۷۹۳۰۱ نفر می باشد. محله مورد مطالعه، ، واقع شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هرمز , حاشیه نشینی شهری یا اسکان غیر رسمی یکی از مسائل مرکب شهری و اجتماعی در اغلب کشورها و اغلب جوامع جهان محسوب می شود. دو نوع حاشیه نشینی شهری می توان تشخیص داد که نخستین آن زائیدهعدم تعادل و بیماری داخلی شهرها و دیگری ناشی ازهجوم عناصر غیر شهری در اثر تحولات اجتماعی .( می باشد. (شکویی ، ۱۳۵۵ ۵۳۲۳ هکتار در شمال تنگه هرمز / منطقه مورد مطالعه، شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان با وسعتی حدود ۵ ۳۷۹۳۰۱ نفر می باشد. محله مورد مطالعه، ، واقع شده است.,دنیایی که با سکونت افراد مختلف با نگرش و فرهنگی متفاوت و با فاصله طبقاتی هر کدام در پی داشتن زندگی دلخواه شکل میگیرد.
حاشیه نشینی در کنار فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گاهی اوقات دارای آسیبهای اجتماعی شامل اعتیاد به مواد مخدر، گسترش بیماریهای مختلف نیز هست که خود زمینهای برای آسیبهای دیگری از جمله سرقت و شاید هم جرایمی مانند قتل و غارت است.
برخی کودکان و نوجوانان این مناطق به جای نشستن سر کلاسهای درس و مدرسه به اجبار برای گذراندن زندگی اقدام به کار در خیابان میکنند که خود مسئلهای به نام کودکان کار و خیابان است که این پدیده بامعضلات بسیاری همراه است و در حقیقت میتوان گفت:حاشیه نشینی همان گونه که از ظاهرش پیدا است قطاری از آسیبهای اجتماعی و مشکلات بسیاری در جامعه امروز است که با آن رو به رو هستیم.
به منظور شناخت ویژگی های اقتصادی- اجتماعی و کالبدی محله نای بند، ویژگی های جمعیت شناختی و ویژگی های واحدهای سکونتی خانوارهای محله مورد بررسی و پیمایش میدانی قرار گرفت و در ادامه همبستگی وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوار با شاخص های کالبدی محله بررسی شدند که نتایج حاصل از این مطالعه شامل موارد ذیل می باشد از بررسی های مرتبط با همبستگی عاید شد، اکثر شاخص های کالبدی در ارتباط با وضعیت کالبدی در محله نای بند دارای همبستگی مستقیم و معنادار مثبتی هستند که بر مبنای آن می توان به قضاوت هایی در آن راستا دست یافت. مثلا می توان گفت که با بهبود اوضاع اقتصادی خانوار می توان انتظار داشت که محلات حاشیه نشین به لحاظ کالبدی به یک پایداری نسبی دست یابند. اما در ارتباط با مطالعات همبستگی در مسائل اجتماعی و ربط آن با مسائل کالبدی، معلوم شد که اختلافات فاحشی در همبستگی مسائل اجتماعی با مسائل کالبدی می تواند وجود داشته باشد و همانطور که تحلیل شد، در نای بند به نوعی عدم همسویی گرایش پیدا کرد و تعارض هایی را به نمایش می گذارد.
زندگی در مناطق حاشیه ای و فقیرنشین با تمایلات کجروانه پیوندی ناگسستنی دارد ، وضع اجتماعی نامناسب مانند پایین بودن سطح تحصیلات، نبود امکانات تفریحی و سرگرم کننده، داشتن مساکن غیرمتعارف، وجود محیط غیربهداشتی و جمعیت زیاد در خانوار، آبستن آسیب های اجتماعی فراوانی در بندرعباس است.کارشناس ارشد جامعه شناسی مهمترین این آسیب ها را افزایش جرم در بین حاشیه نشینان می داند.
بندرعباس ازجمله نخستین شهرهایی است که معضل حاشیهنشینی را داخل محدوده شهر و در کمربند شمالی تجربه کرده است.
در حال حاضر حدود یک سوم از شهر بندرعباس (12محله) که 30درصد جمعیت شهر را در خود جای داده است جزو محلات حاشیهنشین محسوب میشود.
از شهر 7هزار هکتاری بندرعباس، 1700هکتار بافت حاشیهای، 820هکتار بافت فرسوده مصوب و 800هکتار نیز بافت فرسوده غیرمصوب است که باعث شده شهر بندرعباس بهعنوان یکی از پنج شهر هدف از سوی بانک جهانی تعیین شود .
در دو سال، این بانک برای کمک به ساخت مراکز درمانی، مدرسه، خیابان کشی، احداث پارک، روشنایی معابر در حاشیه بندرعباس اقدام کرد و از سال 85مسئولیت سازماندهی و استانداردسازی سکونتگاههای غیررسمی بر عهده سازمانهای متولی در استان قرار گرفت.
حاشیه نشینان بندرعباس بیشتر از روستاهای اطراف به این شهر مهاجرت کرده و مهمترین عامل مهاجرت آنان فقر اقتصادی و عدم منابع درآمدی و معیشتی است.
نکته اینجاست که با وجود اقداماتی که برای توانمندسازی و نوسازی بافتهای فرسوده از سوی ستاد توانمندسازی با کمک بانک جهانی صورت گرفته، هنوز این مشکل پابرجاست زیرا طبق قانون ، وام نوسازی منازل بافت فرسوده به خانههای سنددار داده میشود.
این در حالی است که بسیاری از منازل بافت فرسوده فاقد سند مالکیت است و با وجود مهلت دوساله شهرداری برای مالکیت قانونی این منازل، بسیاری از ساکنان محلات بافتهای فرسوده به این امر واقعی ننهاده و نسبت به گرفتن سند مالکیت اقدامی نکردهاند. از اینرو حتی سرعت نوسازی بافت فرسوده در بندرعباس به کندی پیش میرود.
گسترش حاشیه نشینی و افزایش محدوده های بافت فرسوده بندرعباس پایتخت اقتصادی ایران را درمعرض خطرات بسیار ناگواری قرار داده است که بی توجهی به این معضل درآینده پیامدهای ناگواری درپی خواهد داشت.
برخی میگویند این سرزمین ناکجا آباد به دلیل نبود نظارت کافی و وضع قوانین خاص خود امروز تبدیل به معضلی بزرگ در جوامع پیشرفته و کلان شهرهای جهان شده است.
به امید آن روز که حاشیهای در سرزمین ایران زمین و پدیده حاشیه نشینی در میان مردم با صفای این دیار وجود نداشته با شد.
خشکسالیهای طولانی و پیاپی و از بین رفتن مزارع و باغهای کشاورزی در روستاها ، ایجاد مشاغل کاذب، تنوع خدمات، جاذبههای زندگی شهری، فقر اقتصادی و نبود منابع درآمدی پایدار در روستاها و شهرهای کوچک از مهمترین عوامل مهاجرت و شکلگیری پدیدهای بهنام حاشیهنشینی است.
حاشیه نشینی و توسعه نامتوازن :
حاشیه نشین ها افرادی هستند که به دلیل عوامل رانش زادگاه خود و کمتر به دلیل عوامل جاذب شهری، زادگاه خویش را ترک می کنند و به شهر ها روی می آورند. آنها به دلیل تطبیق نیافتن با محیط شهری از یک سو و بر اثر عوامل پسران شهری از سوی دیگر از محیط شهری پس زده می شوند و به تدریج به کانون های به هم پیوسته یا جدا از یکدیگر در قسمت هایی از شهر سکنی می گزینند به صورتی که محل سکونت و نوع مسکن آنها با محل سکونت متعارف شهری مغایر بوده و مالکیت آنها غالبا غصبی است و همچنین این افراد از نظر وضع فرهنگی و اقتصادی با جمعیت شهری تمایز دارند.
مهاجرت و حاشیه نشینی از دیدگاه بی سازمانی اجتماعی، پیامد استیلای صنعت، سطوح بالای تحرک اجتماعی و تراکم بالای جمعیت است و چنین تغییراتی درون حوزه کلانشهر ها ارزش ها و سنت های بزهکارانه و جنایی را توسعه می دهند. محیط های نامأنوس شهری برای خانواده های مهاجر که از فرهنگ خود جدا و ساکن حاشیه کلانشهر ها شده اند، به همراه فقر اقتصادی خانواده ها، جوانان را در برابر انحرافات اجتماعی آسیب پذیر می سازد.
رخورد هنجار ها در خرده فرهنگ های متفاوت شرایط را برای رفتار بزهکارانه آماده می سازد. علاوه بر رویارویی خرده فرهنگ های مختلف، معمولا خرده فرهنگ های ساکنان مناطق حاشیه نشین که پایگاه اقتصادی اجتماعی پایینی دارند با فرهنگ عمومی کلانشهر ها در تضاد قرار می گیرد و جامعه شناسان عمده ترین اعمال بزهکارانه حاصل از بزهکاری را این موارد عنوان می کنند.
۱ ـ سرقت: سرقت از جرایم علیه اموال است و جرم شناسان عللی را برای آن برشمرده اند؛ ازجمله فقر و نیاز مالی، بیکاری، اعتیاد، انتقامجویی و کینه و حسد. بیشتر عوامل یاد شده را می توان در مناطق حاشیه نشین مشاهده کرد. در بیشتر موارد این افراد در محل های مرفه نشین یا متوسط شهر اقدام به سرقت می کنند.
۲ ـ قتل عمد: تعارض خرده فرهنگ ها، خصومت و اختلافات دیرینه، سودجویی و تحصیل اموال، جریحه دار شدن غیرت و آبرو، نزاع های اتفاقی و اعتیاد از عوامل وقوع قتل است. در دادگاه ها نمونه های فراوانی از این نوع قتل ها وجود دارد. مثلا فردی در یک محله حاشیه نشین به لحاظ نفوذ رطوبت از ساختمان همسایه ـ که معمولا هر دو ساختمان به صورت غیرمجاز احداث شده ـ با او درگیر شده و سرانجام اقدام به قتل همسایه با سلاح شکاری کرده است.
۳ ـ نزاع های دسته جمعی: از جرایم شایع در مناطق حاشیه ای است چون ساکنان این مناطق معمولا از مهاجران روستا ها و ایل ها هستند و در یک محل و نزدیک هم سکنا می گزینند و در مواقعی به سبب درگیری های جزئی حادث بین دونفر و حتی کودکان نزاع های دسته جمعی شدیدی که معمولا به کشته و زخمی شدن عده ای از منازعه کنندگان منجر می شود، رخ می دهد.
۴ ـ اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی: مثال بارز چنین مناطقی منطقه خاک سفید تهران است. همچنین ساخت مشروبات الکلی در منازل حاشیه ای شهر بیشتر به چشم می خورد و توزیع آن در همان منطقه یا محلات داخلی شهر صورت می گیرد.
با توجه به مباحث مطرح شده به نظر می رسد برنامه ریزی مدیریت شهری می تواند موجب کاهش حاشیه نشینی و تاثیرات منفی آن بر شهر ها شود. در این برنامه ریزی باید به بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده در کلانشهر ها، اجرای طرح های کارآفرینی و احداث کارگاه های کوچک برای رفع بیکاری و افزایش سطح درآمد خانوار حاشیه نشین و توسعه خدمات بهداشتی ـ آموزشی و رفاهی در شهر ها و روستاهایی که بالقوه آمادگی مهاجرت به حواشی کلانشهر ها را دارند، توجه جدی شود.
حاشیه نشینی و امنیت :
رشد قارچ گونه شهرک های اقماری در حاشیه کلانشهر ها و نبود امکانات برای ایجاد محیطی امن، برای ساکنان این قبیل شهرک ها که به دلیل مشکلات مهاجرتی ایجاد می شود،اکنون به معضلی جدی تبدیل شده است.
رخدادهای مربوط به جرایم ریز و درشت در این شهرک خود مؤید این واقعیت تلخ است که آمار جرایم در برخی از این مناطق بالاست و در برخی از اوقات نیز شاهد جنایت های دلخراشی هستیم که مدت ها در اذهان عمومی جامعه باقی می ماند.
گرچه در چند سال گذشته با ایجاد پاسگاه های انتظامی در شهرک های اقماری سعی در مقابله با انواع جرایم شده است، اما تمامی این اقدامات آن گونه که انتظار می رود نتوانسته جرایم را کنترل کند، زیرا بسیاری از مجرمان حرفه ای و سابقه دار از شهرک های اقماری به عنوان محیطی برای قرار گرفتن در سایه امنیت استفاده می کنند و جامعه شناسان از این شهرک ها به عنوان خوابگاه مجرمان حرفه ای نام می برند.
بزهکاری در مناطقی همچون شهرک های اقماری که افرادی با تعلقات مختلف در آن زندگی می کنند، از محله های قدیمی و ریشه دار بیشتر است. همچنین بزهکاری در بخش های فقیرنشین، بنادر و راه آهن بیشتر از دیگر مناطق شهر است.
کودکان حاشیه نشین :
منطقه حاشیه نشین، منطقه فقیرنشین اطراف شهرهای بزرگ است که به علت ارزانی زمین، افراد جذب آن می شوند ولی از امکانات لازم و کامل برای یک زندگی متعارف برخوردار نیستند و جذب نظام اقتصادی ـ اجتماعی شهر و امکانات و خدمات شهری نمی شوند.
بنا بر این تعریف، افراد ساکن در حاشیه شهر ها نیازمند امکاناتی هستند که معمولا موفق به دریافت آنها نمی شوند. بر اساس آمارهای اعلام شده میزان وقوع جرم و بزه در حاشیه شهر ها و میان افراد حاشیه نشین، بیش از شهر ها و افراد شهرنشین است.
فرد از طریق مشاهده دیگران، ایده چگونگی انجام رفتارهای تازه را شکل می دهد. در موقعیت های بعدی، این اطلاعات رمزی به عنوان راهنمایی برای عمل، در خدمت فرد خواهد بود. چهار عامل مهم در فرآیند یادگیری مشاهد ای موثر است:
۱ ـ دیدن و توجه کردن به عملی که اتفاق می افتد.
۲ ـ یادداری و در حافظه نگه داشتن عمل مشاهده شده.
۳ ـ تقلید کردن از آن عمل .
۴ ـ دریافت تقویت و تشویق در قبال انجام آن عمل از طرف دیگران.
حاشیه ها بوی جرم می دهد :
خانه های سست و لرزان، خشتی یا حلبی، دیوارهای نمور و تاریک، سقف های ترک برداشته و پتوهایی که نقش در را برای ورودی این بظاهر خانه ها ایفا می کند و حریم خصوصی ساکنان این خانه ها را از هم جدا کرده، تمام سهم آلونک نشین ها از زندگی شهری است.
حاشیه نشینی و معضلی به نام تکدی گری :
زنانی که کنار برکه آب سیاه و متعفنی که آن نزدیکی است، ظرف و رخت و لباس شان را می شویند، کودکانی که میان گل و لای روزهای بارانی و خاک و خل روزهای آفتابی در هم می لولند و پابرهنه در میان این آلونک ها شادمانه جست وخیز می کنند، یکی از همسایه ها از سابقه دارهای خرید و فروش مواد مخدر است، پسران جوان خانواده دیگری بارها به جرم شرارت و مزاحمت دستگیر شده اند، مرد خانواده ای در شهر دور افتاده دیگری کارگری می کند و گاه تا ماه ها سراغی از همسر و فرزندانش نمی گیرد و… همه آنها محکوم به زندگی حاشیه نشینی هستند .
با وجوداینکه برقراری عدالت اجتماعی به عنوان هدف اساسی در تمام برنامه های توسعه ای پس از انقلاب مورد توجه خاص برنامه ریزان قرار گرفته و در اکثر برنامه ها مهمتر از رشد اقتصادی بیان شده اما انگار تا به امروز با توجه به اوضاع اقتصادی جامعه و نرخ تورم افسارگسیخته و بیکاری بالا در رسیدن به این هدف والا تاحدود زیادی ناموفق بوده ایم. از روزی که دولت نهم شروع به فعالیت کرد، برقراری کامل عدالت اجتماعی در سطح جامعه و مبارزه همه جانبه با مفاسد اقتصادی را هدف اصلی خود بیان کرد اما برخلاف شعارهای داده شده امروزه نه تنها از پول نفت بر سر سفره های مردم خبری نیست بلکه در اثر بی برنامگی های مسوولین هر روز بر تعداد افراد زیر خط فقر به خصوص در شهرهای کوچک و روستاها افزوده شده است. وقتی در تهران با این همه کارخانه، سازمان، شرکت و بنگاه های اقتصادی کوچک و بزرگ بیکاری بیداد می کند، به راحتی می توان پیش بینی کرد که در شهرستانها وضع چگونه است. بنابراین فشار زندگی این افراد را که بر اثر نداشتن کار به هر علت راضی به تحمل هر دوری و سختی هستند را وادار به ترک شهر و دیار خود کرد و رهسپار کلان شهرهایی کرد که نمی دانند چه آینده ای قرار است در حاشیه آن شهرها برای آنها رقم بخورد. چرا که توان اقتصادی زندگی در مراکز شهرها برای این قشر به علت قیمت بالای مسکن وجود ندارد و اگر بسیار مراقب نباشند تازه این اول بدبختی بزرگ برای این قشر است چراکه در نسل های آینده در صورت عدم تغییر در وضعیت اقتصادی آنها امکان اشتباه و رفتن به سمت کارهای خلاف قانون بسیار زیادتر وجود دارد.
انتهای پیام/
دنیایی که با سکونت افراد مختلف با نگرش و فرهنگی متفاوت و با فاصله طبقاتی هر کدام در پی داشتن زندگی دلخواه شکل میگیرد.
,حاشیه نشینی در کنار فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گاهی اوقات دارای آسیبهای اجتماعی شامل اعتیاد به مواد مخدر، گسترش بیماریهای مختلف نیز هست که خود زمینهای برای آسیبهای دیگری از جمله سرقت و شاید هم جرایمی مانند قتل و غارت است.
,برخی کودکان و نوجوانان این مناطق به جای نشستن سر کلاسهای درس و مدرسه به اجبار برای گذراندن زندگی اقدام به کار در خیابان میکنند که خود مسئلهای به نام کودکان کار و خیابان است که این پدیده بامعضلات بسیاری همراه است و در حقیقت میتوان گفت:حاشیه نشینی همان گونه که از ظاهرش پیدا است قطاری از آسیبهای اجتماعی و مشکلات بسیاری در جامعه امروز است که با آن رو به رو هستیم.
,به منظور شناخت ویژگی های اقتصادی- اجتماعی و کالبدی محله نای بند، ویژگی های جمعیت شناختی و ویژگی های واحدهای سکونتی خانوارهای محله مورد بررسی و پیمایش میدانی قرار گرفت و در ادامه همبستگی وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوار با شاخص های کالبدی محله بررسی شدند که نتایج حاصل از این مطالعه شامل موارد ذیل می باشد از بررسی های مرتبط با همبستگی عاید شد، اکثر شاخص های کالبدی در ارتباط با وضعیت کالبدی در محله نای بند دارای همبستگی مستقیم و معنادار مثبتی هستند که بر مبنای آن می توان به قضاوت هایی در آن راستا دست یافت. مثلا می توان گفت که با بهبود اوضاع اقتصادی خانوار می توان انتظار داشت که محلات حاشیه نشین به لحاظ کالبدی به یک پایداری نسبی دست یابند. اما در ارتباط با مطالعات همبستگی در مسائل اجتماعی و ربط آن با مسائل کالبدی، معلوم شد که اختلافات فاحشی در همبستگی مسائل اجتماعی با مسائل کالبدی می تواند وجود داشته باشد و همانطور که تحلیل شد، در نای بند به نوعی عدم همسویی گرایش پیدا کرد و تعارض هایی را به نمایش می گذارد.
,زندگی در مناطق حاشیه ای و فقیرنشین با تمایلات کجروانه پیوندی ناگسستنی دارد ، وضع اجتماعی نامناسب مانند پایین بودن سطح تحصیلات، نبود امکانات تفریحی و سرگرم کننده، داشتن مساکن غیرمتعارف، وجود محیط غیربهداشتی و جمعیت زیاد در خانوار، آبستن آسیب های اجتماعی فراوانی در بندرعباس است.کارشناس ارشد جامعه شناسی مهمترین این آسیب ها را افزایش جرم در بین حاشیه نشینان می داند.
,بندرعباس ازجمله نخستین شهرهایی است که معضل حاشیهنشینی را داخل محدوده شهر و در کمربند شمالی تجربه کرده است.
, بندرعباس ازجمله نخستین شهرهایی است که معضل حاشیهنشینی را داخل محدوده شهر و در کمربند شمالی تجربه کرده است. ,در حال حاضر حدود یک سوم از شهر بندرعباس (12محله) که 30درصد جمعیت شهر را در خود جای داده است جزو محلات حاشیهنشین محسوب میشود.
, در حال حاضر حدود یک سوم از شهر بندرعباس (12محله) که 30درصد جمعیت شهر را در خود جای داده است جزو محلات حاشیهنشین محسوب میشود.,از شهر 7هزار هکتاری بندرعباس، 1700هکتار بافت حاشیهای، 820هکتار بافت فرسوده مصوب و 800هکتار نیز بافت فرسوده غیرمصوب است که باعث شده شهر بندرعباس بهعنوان یکی از پنج شهر هدف از سوی بانک جهانی تعیین شود .
, از شهر 7هزار هکتاری بندرعباس، 1700هکتار بافت حاشیهای، 820هکتار بافت فرسوده مصوب و 800هکتار نیز بافت فرسوده غیرمصوب است که باعث شده شهر بندرعباس بهعنوان یکی از پنج شهر هدف از سوی بانک جهانی تعیین شود ., از شهر 7هزار هکتاری بندرعباس، 1700هکتار بافت حاشیهای، 820هکتار بافت فرسوده مصوب و 800هکتار نیز بافت فرسوده غیرمصوب است که باعث شده شهر بندرعباس بهعنوان یکی از پنج شهر هدف از سوی بانک جهانی تعیین شود .,در دو سال، این بانک برای کمک به ساخت مراکز درمانی، مدرسه، خیابان کشی، احداث پارک، روشنایی معابر در حاشیه بندرعباس اقدام کرد و از سال 85مسئولیت سازماندهی و استانداردسازی سکونتگاههای غیررسمی بر عهده سازمانهای متولی در استان قرار گرفت.
,حاشیه نشینان بندرعباس بیشتر از روستاهای اطراف به این شهر مهاجرت کرده و مهمترین عامل مهاجرت آنان فقر اقتصادی و عدم منابع درآمدی و معیشتی است.
,نکته اینجاست که با وجود اقداماتی که برای توانمندسازی و نوسازی بافتهای فرسوده از سوی ستاد توانمندسازی با کمک بانک جهانی صورت گرفته، هنوز این مشکل پابرجاست زیرا طبق قانون ، وام نوسازی منازل بافت فرسوده به خانههای سنددار داده میشود.
,این در حالی است که بسیاری از منازل بافت فرسوده فاقد سند مالکیت است و با وجود مهلت دوساله شهرداری برای مالکیت قانونی این منازل، بسیاری از ساکنان محلات بافتهای فرسوده به این امر واقعی ننهاده و نسبت به گرفتن سند مالکیت اقدامی نکردهاند. از اینرو حتی سرعت نوسازی بافت فرسوده در بندرعباس به کندی پیش میرود.
,گسترش حاشیه نشینی و افزایش محدوده های بافت فرسوده بندرعباس پایتخت اقتصادی ایران را درمعرض خطرات بسیار ناگواری قرار داده است که بی توجهی به این معضل درآینده پیامدهای ناگواری درپی خواهد داشت.
,برخی میگویند این سرزمین ناکجا آباد به دلیل نبود نظارت کافی و وضع قوانین خاص خود امروز تبدیل به معضلی بزرگ در جوامع پیشرفته و کلان شهرهای جهان شده است.
,به امید آن روز که حاشیهای در سرزمین ایران زمین و پدیده حاشیه نشینی در میان مردم با صفای این دیار وجود نداشته با شد.
,خشکسالیهای طولانی و پیاپی و از بین رفتن مزارع و باغهای کشاورزی در روستاها ، ایجاد مشاغل کاذب، تنوع خدمات، جاذبههای زندگی شهری، فقر اقتصادی و نبود منابع درآمدی پایدار در روستاها و شهرهای کوچک از مهمترین عوامل مهاجرت و شکلگیری پدیدهای بهنام حاشیهنشینی است.
,حاشیه نشینی و توسعه نامتوازن :
, حاشیه نشینی و توسعه نامتوازن :,حاشیه نشین ها افرادی هستند که به دلیل عوامل رانش زادگاه خود و کمتر به دلیل عوامل جاذب شهری، زادگاه خویش را ترک می کنند و به شهر ها روی می آورند. آنها به دلیل تطبیق نیافتن با محیط شهری از یک سو و بر اثر عوامل پسران شهری از سوی دیگر از محیط شهری پس زده می شوند و به تدریج به کانون های به هم پیوسته یا جدا از یکدیگر در قسمت هایی از شهر سکنی می گزینند به صورتی که محل سکونت و نوع مسکن آنها با محل سکونت متعارف شهری مغایر بوده و مالکیت آنها غالبا غصبی است و همچنین این افراد از نظر وضع فرهنگی و اقتصادی با جمعیت شهری تمایز دارند.
,مهاجرت و حاشیه نشینی از دیدگاه بی سازمانی اجتماعی، پیامد استیلای صنعت، سطوح بالای تحرک اجتماعی و تراکم بالای جمعیت است و چنین تغییراتی درون حوزه کلانشهر ها ارزش ها و سنت های بزهکارانه و جنایی را توسعه می دهند. محیط های نامأنوس شهری برای خانواده های مهاجر که از فرهنگ خود جدا و ساکن حاشیه کلانشهر ها شده اند، به همراه فقر اقتصادی خانواده ها، جوانان را در برابر انحرافات اجتماعی آسیب پذیر می سازد.
,رخورد هنجار ها در خرده فرهنگ های متفاوت شرایط را برای رفتار بزهکارانه آماده می سازد. علاوه بر رویارویی خرده فرهنگ های مختلف، معمولا خرده فرهنگ های ساکنان مناطق حاشیه نشین که پایگاه اقتصادی اجتماعی پایینی دارند با فرهنگ عمومی کلانشهر ها در تضاد قرار می گیرد و جامعه شناسان عمده ترین اعمال بزهکارانه حاصل از بزهکاری را این موارد عنوان می کنند.
,۱ ـ سرقت: سرقت از جرایم علیه اموال است و جرم شناسان عللی را برای آن برشمرده اند؛ ازجمله فقر و نیاز مالی، بیکاری، اعتیاد، انتقامجویی و کینه و حسد. بیشتر عوامل یاد شده را می توان در مناطق حاشیه نشین مشاهده کرد. در بیشتر موارد این افراد در محل های مرفه نشین یا متوسط شهر اقدام به سرقت می کنند.
,۲ ـ قتل عمد: تعارض خرده فرهنگ ها، خصومت و اختلافات دیرینه، سودجویی و تحصیل اموال، جریحه دار شدن غیرت و آبرو، نزاع های اتفاقی و اعتیاد از عوامل وقوع قتل است. در دادگاه ها نمونه های فراوانی از این نوع قتل ها وجود دارد. مثلا فردی در یک محله حاشیه نشین به لحاظ نفوذ رطوبت از ساختمان همسایه ـ که معمولا هر دو ساختمان به صورت غیرمجاز احداث شده ـ با او درگیر شده و سرانجام اقدام به قتل همسایه با سلاح شکاری کرده است.
,۳ ـ نزاع های دسته جمعی: از جرایم شایع در مناطق حاشیه ای است چون ساکنان این مناطق معمولا از مهاجران روستا ها و ایل ها هستند و در یک محل و نزدیک هم سکنا می گزینند و در مواقعی به سبب درگیری های جزئی حادث بین دونفر و حتی کودکان نزاع های دسته جمعی شدیدی که معمولا به کشته و زخمی شدن عده ای از منازعه کنندگان منجر می شود، رخ می دهد.
,۴ ـ اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی: مثال بارز چنین مناطقی منطقه خاک سفید تهران است. همچنین ساخت مشروبات الکلی در منازل حاشیه ای شهر بیشتر به چشم می خورد و توزیع آن در همان منطقه یا محلات داخلی شهر صورت می گیرد.
,با توجه به مباحث مطرح شده به نظر می رسد برنامه ریزی مدیریت شهری می تواند موجب کاهش حاشیه نشینی و تاثیرات منفی آن بر شهر ها شود. در این برنامه ریزی باید به بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده در کلانشهر ها، اجرای طرح های کارآفرینی و احداث کارگاه های کوچک برای رفع بیکاری و افزایش سطح درآمد خانوار حاشیه نشین و توسعه خدمات بهداشتی ـ آموزشی و رفاهی در شهر ها و روستاهایی که بالقوه آمادگی مهاجرت به حواشی کلانشهر ها را دارند، توجه جدی شود.
,حاشیه نشینی و امنیت :
, حاشیه نشینی و امنیت :,رشد قارچ گونه شهرک های اقماری در حاشیه کلانشهر ها و نبود امکانات برای ایجاد محیطی امن، برای ساکنان این قبیل شهرک ها که به دلیل مشکلات مهاجرتی ایجاد می شود،اکنون به معضلی جدی تبدیل شده است.
,رخدادهای مربوط به جرایم ریز و درشت در این شهرک خود مؤید این واقعیت تلخ است که آمار جرایم در برخی از این مناطق بالاست و در برخی از اوقات نیز شاهد جنایت های دلخراشی هستیم که مدت ها در اذهان عمومی جامعه باقی می ماند.
,گرچه در چند سال گذشته با ایجاد پاسگاه های انتظامی در شهرک های اقماری سعی در مقابله با انواع جرایم شده است، اما تمامی این اقدامات آن گونه که انتظار می رود نتوانسته جرایم را کنترل کند، زیرا بسیاری از مجرمان حرفه ای و سابقه دار از شهرک های اقماری به عنوان محیطی برای قرار گرفتن در سایه امنیت استفاده می کنند و جامعه شناسان از این شهرک ها به عنوان خوابگاه مجرمان حرفه ای نام می برند.
,بزهکاری در مناطقی همچون شهرک های اقماری که افرادی با تعلقات مختلف در آن زندگی می کنند، از محله های قدیمی و ریشه دار بیشتر است. همچنین بزهکاری در بخش های فقیرنشین، بنادر و راه آهن بیشتر از دیگر مناطق شهر است.
,کودکان حاشیه نشین :
, کودکان حاشیه نشین :,منطقه حاشیه نشین، منطقه فقیرنشین اطراف شهرهای بزرگ است که به علت ارزانی زمین، افراد جذب آن می شوند ولی از امکانات لازم و کامل برای یک زندگی متعارف برخوردار نیستند و جذب نظام اقتصادی ـ اجتماعی شهر و امکانات و خدمات شهری نمی شوند.
,بنا بر این تعریف، افراد ساکن در حاشیه شهر ها نیازمند امکاناتی هستند که معمولا موفق به دریافت آنها نمی شوند. بر اساس آمارهای اعلام شده میزان وقوع جرم و بزه در حاشیه شهر ها و میان افراد حاشیه نشین، بیش از شهر ها و افراد شهرنشین است.
,فرد از طریق مشاهده دیگران، ایده چگونگی انجام رفتارهای تازه را شکل می دهد. در موقعیت های بعدی، این اطلاعات رمزی به عنوان راهنمایی برای عمل، در خدمت فرد خواهد بود. چهار عامل مهم در فرآیند یادگیری مشاهد ای موثر است:
,۱ ـ دیدن و توجه کردن به عملی که اتفاق می افتد.
,۲ ـ یادداری و در حافظه نگه داشتن عمل مشاهده شده.
,۳ ـ تقلید کردن از آن عمل .
,۴ ـ دریافت تقویت و تشویق در قبال انجام آن عمل از طرف دیگران.
,,
حاشیه ها بوی جرم می دهد :
, حاشیه ها بوی جرم می دهد,خانه های سست و لرزان، خشتی یا حلبی، دیوارهای نمور و تاریک، سقف های ترک برداشته و پتوهایی که نقش در را برای ورودی این بظاهر خانه ها ایفا می کند و حریم خصوصی ساکنان این خانه ها را از هم جدا کرده، تمام سهم آلونک نشین ها از زندگی شهری است.
,حاشیه نشینی و معضلی به نام تکدی گری :
, حاشیه نشینی و معضلی به نام تکدی گری :,زنانی که کنار برکه آب سیاه و متعفنی که آن نزدیکی است، ظرف و رخت و لباس شان را می شویند، کودکانی که میان گل و لای روزهای بارانی و خاک و خل روزهای آفتابی در هم می لولند و پابرهنه در میان این آلونک ها شادمانه جست وخیز می کنند، یکی از همسایه ها از سابقه دارهای خرید و فروش مواد مخدر است، پسران جوان خانواده دیگری بارها به جرم شرارت و مزاحمت دستگیر شده اند، مرد خانواده ای در شهر دور افتاده دیگری کارگری می کند و گاه تا ماه ها سراغی از همسر و فرزندانش نمی گیرد و… همه آنها محکوم به زندگی حاشیه نشینی هستند .
,با وجوداینکه برقراری عدالت اجتماعی به عنوان هدف اساسی در تمام برنامه های توسعه ای پس از انقلاب مورد توجه خاص برنامه ریزان قرار گرفته و در اکثر برنامه ها مهمتر از رشد اقتصادی بیان شده اما انگار تا به امروز با توجه به اوضاع اقتصادی جامعه و نرخ تورم افسارگسیخته و بیکاری بالا در رسیدن به این هدف والا تاحدود زیادی ناموفق بوده ایم. از روزی که دولت نهم شروع به فعالیت کرد، برقراری کامل عدالت اجتماعی در سطح جامعه و مبارزه همه جانبه با مفاسد اقتصادی را هدف اصلی خود بیان کرد اما برخلاف شعارهای داده شده امروزه نه تنها از پول نفت بر سر سفره های مردم خبری نیست بلکه در اثر بی برنامگی های مسوولین هر روز بر تعداد افراد زیر خط فقر به خصوص در شهرهای کوچک و روستاها افزوده شده است. وقتی در تهران با این همه کارخانه، سازمان، شرکت و بنگاه های اقتصادی کوچک و بزرگ بیکاری بیداد می کند، به راحتی می توان پیش بینی کرد که در شهرستانها وضع چگونه است. بنابراین فشار زندگی این افراد را که بر اثر نداشتن کار به هر علت راضی به تحمل هر دوری و سختی هستند را وادار به ترک شهر و دیار خود کرد و رهسپار کلان شهرهایی کرد که نمی دانند چه آینده ای قرار است در حاشیه آن شهرها برای آنها رقم بخورد. چرا که توان اقتصادی زندگی در مراکز شهرها برای این قشر به علت قیمت بالای مسکن وجود ندارد و اگر بسیار مراقب نباشند تازه این اول بدبختی بزرگ برای این قشر است چراکه در نسل های آینده در صورت عدم تغییر در وضعیت اقتصادی آنها امکان اشتباه و رفتن به سمت کارهای خلاف قانون بسیار زیادتر وجود دارد.
,انتهای پیام/
,,
,
]
ارسال دیدگاه