ماندن با کوله باری از مسئولیت؛

دلنوشته ای خواندنی از یک دانش آموز کلاتی پس از سفر به کربلای ایران

دلنوشته ای خواندنی از یک دانش آموز کلاتی پس از سفر به کربلای ایران
در این گزارش دلنوشته ای از یک دختر بسیجی منتشر می شود که خاطره روزهای خوش راهیان نور را در مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس بازگو می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کلات نادر، متن نامه بشرح ذیل می باشد:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کلات نادر,

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

,

کربلای ایران، شش گوشه خوزستان

,

چقدر قشنگه لحظه ای که تو راهی و داری به سمت شلمچه می ری، می شنوی « شهید گمنام دوباره زائرت شدم »چقدر دردناکه لحظه ای که می شنوی « شهید گمنام کسی مادر تو حتی دکتر ببره، چرا اینجا خوابیدی » چقدر لحظه نابیه لحظه ای که آدم خودشو غروب پنجشنبه تو شلمچه با چشمای گریون می بینه، مخصوصا لحظه ای که نماز مغرب و عشا تو شلمچه به امامت یه شهید زنده بخونه.

,

چقدر آرامش بخشه وقتی با پای برهنه تو شلمچه قدم می زنی و می بینی در هر نقطه در این منطقه چند نفر نشستن و دارن از خاکش بر می دارن.

,

چقدر آدم بغض می کنه وقتی می بینه تو شلچه هر نقطه جانباز و ایثارگرای کشورمون دارن دلتنگی شونو نسبت به دوستاشونو تو گوش خاک زمزمه می کنن.

,

چقدر سخته آدم با چشمای خودش ببینه مادر پیر بطری خالی دستشو از آب گل آلود اروند پر می کنه و وقتی هدفشو از این کار می پرسی جواب بده « پسرم تو اروند رفت و برنگشت.»

,

چقدر رنج آور وقتی می شنوی رزمندگان غواصمون تو اروند موقعی که دوستشون تیر می خوره باید سر دوست تیر خورده شو بکنه تو آب تا خفه شه و صدای درد ناشی از تیر باعث نشه دشمنا جایگاهشونو بفهمن.

,

چقدر آدم تار میبینه و دوست داره مثل ابر بهار گریه کنه، وقتی چشمش به سنگ قبرهای شهداء توی یادمان شهدای عشایر، یا تو هویزه میفته و می خونه « سن16، سن17، سن18»

,

چقدر نفس گیره لحظه ای که تو معراج شهداء ببینی انبوهی از شهدای گمنام «15، 16،18 »ساله رو گذاشتن و هویتشون مشخص نیست و تو داری براشون گریه می کنی.....

,

واقعا شهداء به گریه ما احتیاج ندارن، ماییم که به ریه اونا احتیاج داریم، مایم که به فاتحه خونی اونا احتیاج داریم.

,

و چقدر سخت و دردناکه لحظه خداحافظی که می بینی نامه ای از شهدا را به یکایک ما....

,

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

,

از: شهدا

,

به : تمامی مردم جمهوری اسلامی ایران

,

سلام علیکم

,

به خداوند قسم قرارمون این نبود

,

امضاء : قطره قطره خون ریخته

,

دلنوشته ای از زینب قربانی زو

,

انتهای پیام/

,

تصاویر دلنوشته:

,

1 002

, 1 002, 1 002,

1 003

, 1 003, 1 003]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه