پرونده ویژه انتخابات مجلس
اندرحکایت القاب انتخاباتی دورههای مختلف در ایذه
از گذشته های دور شنیده بودیم قاجارها تا خزانه مملکت راتهی می دیدند، دست در کیسه کشفیات خود می کردند و القاب من درآوردی و مسخره ای از خود تولید می کردند و به ناف حکام و شاهزادگان خرد و درشت خود می بستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر ایذه: از گذشته های دور شنیده بودیم قاجارها تا خزانه مملکت راتهی می دیدند، دست در کیسه کشفیات خود می کردند و القاب من درآوردی و
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , عصر ایذه:, عصر ایذه:, عصر ایذه:,مسخره ای از خود تولید می کردند و به ناف حکام و شاهزادگان خرد و درشت خود می بستند.
,,
به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی عصر ایذه ؛ شنیده بودیم بسیاری ازشاعران بزرگ و کوچک در دربارهای پادشاهان سامانی، غزنوی، هند، بخارا، عثمانی و . . . به سرایش شعر مشغول بوده و از ممدوح
, عصر ایذه,خود له (هدیه) دریافت می کردند.
,,
,
خوشبختانه این القاب، دستک و دستگاه ها باظهور انقلاب اسلامی دربهمن ۵۷ به همراه دوران خان وخان بازی برای همیشه رخت بربست و به بایگانی تاریخ پیوست.
,,
اما گاه و بیگاه در دوره هایی از انتخابات گذشته بودند کسانی که یا خود و یا دیگران برای آنها لقب هایی میتراشیدند و شعرهایی هم در پس القاب خود می آوردند و یک چند به آن القاب و عناوین دربین
,مردم روزگار می گذرانیدند و هنوز هم آن القاب و شعارها را می شود بااندکی فکر و خاطره بازی به خاطر آورد.
,,
القابی مثل لینچان ، جومونگ، بروسلی تا این اواخر اَبروکمان آنزان و تازگی ها هم دماوند ایل و کاشف نفت شرق و غرب!
,دادن لقب که خرج ندارد، کافیست مقداری خلاقیت به خرج بدهی و کمی هم ذوق شعری چاشنی آن کنی ، تایک شعر یا یک عنوان دهان پرکن ساخته شود.
,,
خوشبختانه ایرانی ها هم که همه جوره سرشار از ذوق و استعداد شعری بوده و هستند!!!
,,
حالا اگر شعرهای تراوش یافته از ذهن دخترخاله و پسرعمه و همسایه کوچه پشتی و انبوه احساسات ریز و درشت طرفداران به مذاق کاندید عزیز خوش آمد، که هیچ، ولی اگر باب طبع نیامد و احساس
,خوبی ه آنها نداشت در این صورت یک کار دیگر هم می شود کرد، و آن استخدام برخی شاعران برای همراهی و سرایش شعر و خوانش شعرهای پرشور و هیجان آور در مجالس سخنرانی او است.
,,
حال این شعر هرچه می خواهدباشد، از گل ناز داروم مرحوم علاالدین گرفته تا ای ایران زنده یاد بنان و یاردبستانی جمشیدجم !
,اصلاً مهم نیست شعر مال خودش باشد یا نه، مهمترین عنصر و درون مایه، “هیجان” است!
,حالا در این شعر کاندید محبوب و ممدوح شاعر باید تا مرحله خانی، دماوندشدن، ناجی مردم ، آخرین امید، لینچان، ابروکمان، فرزند زاگرس، یار و یاور مردم در بیمارستان یا هر مرحله ای که می شود یا
,امکان رتقاء آن ایجاب می کند، بالاکشیده شود و نباید کم گذاشت.
,مهمترین نکته دراین اشعار القای این باور است که او همان کسی است که ما منتظر آمدنش بوده ایم و اکنون آمده و باید همراهیش کنیم و اگر این نشد دنیا به آخر میرسد، تا اینجا را داشته باشید و
,بگذارید ک فلش بک هم به گذشته ها داشته باشیم و از آغاز تاهم اکنون ، سیرتحول این رویداد را بررسی کنیم.
,,
درگذشته که شعر هنوز پیشرفت نکرده بود و بازاری بنام فضای مجازی نبود، خیلی ساده می گفتند: آ فلانی صد درصد از فلانی می ترسد. یا اینکه: همینه، همینه کاندید ما همینه و بعدها: یا وِ زور یا و
,صلاح …. وا دَر بیا بعدها در دوره های بعدی و باظهور هنرمندان در کنار کاندیداها ذوق شعری اینگونه گل داد: ابروکمان آنزان …. ؛ یااینکه: از ایذه تا باغملک رأی همه با….. یا: از ای مال تا او مال رأی
,همه…… و وره ای که گذشت : یا وِ صِلاح، یا وِ زور وا رأی بدین . . . .
,,
و در حال حاضر هم که هنوز چیزی نشده شاعران و القاب سازان دست به واژه سازی برده اند و اینگونه سروده اند: ای شیر دلیر از این شغالان نهراس ! این…… یا اینکه اشعاری طنز که درباره یکی از
,کاندیداها سوده شده و داستانی را بازگو می کند که: در جریان یک تصادف خیابانی سرنوشت یک بنده خدایی بخاطر عدم امکانات در بیمارستان شهر، به اعزام فوری به بیمارستانی در اهواز ختم می شود
,و ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ مﺩ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯼ مثل “ﺑﺘﻤﻦ ” ﻭﺍﺭﺩ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ شده و ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺵ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ.
,,
خلاصه اینکه تا لحظه ای که سرنوشت فرد پیروز در این دوره مشخص نشود، باید نشست و دید چه شعرها و سروده هایی وارد این کارزار که نمی شوند!!!!!
,,
اما یک شعر می تواند چراغی باشد در این هیاهو:
,,
« دوصد گفته چون نیم کردار نیست»
,,
تا قسمت های بعدی با ما همراه باشید . . .
]
ارسال دیدگاه