تفسیری چند بر اشعار فایز؛

جلوه های الهی و تمثیل های قرآنی در شعر فایز دشتی

جلوه های الهی و تمثیل های قرآنی در شعر فایز دشتی
اگرچه طبیعت سرزمین فایز خشک و سوخته است و رنگ های مسلط زرد و قهوه ای و خاکی است اما گرمی و حرارت از همین رنگ ها ساطع است، توجه به آیات الهی و احادیث نبوی در شعر فایز دشتی به فراوانی یافت می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "دانشجونیوز" ، محمد علی دشتی یکی از شاعران هنجار گریزی است که هنجارهای عادی زندگی سیرابش نمی سازد، پس به سوی طبیعت می گریزد و قواعد ظاهری زبان را می شکند و تشبیهاتی می سازد فرا زبانی و فرا محیطی. زلف را به لام و پیچ و خم های آن را به بسم الله الرحمن الرحیم تشبیه می کند و اینجا عشق را می ستاید و زلالی و بی ریایی و پاکی آن را و هنگامی که نظامی گنجوی می گوید بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم عظمت و ابهت حکمت اگر چه خود زیربنای عشق دارد اما راه وصول را بر آدمی می بندد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "دانشجونیوز" ,

فایز آواره گرد دشت های گرم جنوب که طبیعت را وسیع تر می بیند جلوه الهی را آشکارتر درک می کند و این نه تنها در شعر او بلکه در شعر شاعران دیگر جنوب نیز به خوبی دیده می شود.

,

اگرچه طبیعت سرزمین فایز خشک و سوخته است و رنگ های مسلط زرد و قهوه ای و خاکی است اما گرمی و حرارت از همین رنگ ها ساطع است، توجه به آیات الهی و احادیث نبوی در شعر فایز دشتی به فراوانی یافت می شود.

,

سر زلف تو جانا لام و میم است

,

چو بسم الله رحمن رحیم است

,

به هفتاد دو ملت برده حسنت

,

قدم از هجر تو مانند جیم است

,

لام و میم تلمیحی است از سوره مبارکه بقره و طولانی بودن سوره و تشبیه زلف به سوره در بلندی و فایز پیچ و تاب و دندانه ها و جعد زلف را به دندانه های کلمه بسم الله رحمن رحیم تشبیه نموده است.

,

در مصرع دوم هفتاد و دو ملت اشاره است به هفتاد دو ملت فرقه اسلامی و حدیث شریف نبوی که ستفرق امتی اثنی و سبعین فرقه و الناجیه منهم واحده(امت من به هفتاد و دو فرقه تقسیم خواهد شد و یک فرقه ازآن رستگارند)

,

اگر دانی که فردا محشری نیست

,

سوال پرسش پیغمبری نیست

,

بتاز ای اسب جفا تا میتوانی

,

که فایز را سپاه و لشکری نیست

,

همه می دانیم که محشری و معادی در کار است و سوال و جواب و ثواب و عقاب، در قران مجید ۴۳ بار کلمه حشر و مترادفات آن است که و اعملوا انکم الیه تحشرون(بدانید که همه به سوی او محشور می شوید) فایز می گوید اگر تو اعتقادی به این موضوع نداری پس تا می توانی بر جفای خود بیفزای.

,

مرا در پیش راهی پر زبیم است

,

از این ره در دلم خوفی عظیم است

,

برو فایز میندیش از مهابت

,

که آنجا حلم با رب رحیم است

,

اشاره است به آیه مبارکه 57 سوره انعام (ان الحکم الا الله یقص الحق و هو خیر الفاصلین)و آیه 62 همین سوره(ثم ردوا الی الله مولاهم الحق الا له الحکم و هو اسرع الحاسبین)و ایه 40 سوره یوسف (ان الحکم الا الله) و ایه 60 همین سوره (ان الحکم الا الله علیه توکلت و علیه فلیتو کل المتوکلون)که نظر اصلی از شعر همین آیه است و باز در سوره قصص می خوانیم.. و له الحکم و الیه ترجعون.

,

بیا تا برگ گل نارفته بر باد

,

گلی چینیم بنشینیم دل شاد

,

بت فایز مکن تاخیر چندان

,

کر تعجیل است عمر آدمیزاد

,

اشاره است به آیه 32 الا عراف:و لکل امه اجل فاذا جا اجلهم فلا یساخرون ساعه و لا یستقدمون.

,

صنم عشق تو همچون نار نمرود

,

مرا در منجنیق عشق فرسود

,

خلیل اسا رود فایز در آتش

,

تو قل یا نارکونی برد کن زود

,

اشاره است به داستان در آتش افتادن ابراهیم و ایه شریفه :قلنا یا نارکونی بردا و سلاما علی ابراهیم.

,

دل من همچو هد هد در سبا شد

,

خیالم چون سلیمان در قفا شد

,

دل فایز ز استحضار بلقیس

,

مثال اصف بن برخیا شد

,

اشاره به داستان حضرت سلیمان و ملکه بلقیس و ماجرای هد هد و هضور بلقیس در بارگاه سلیمان

,

از آیه 20 تا 41 سوره نمل.

,

زخاک و آتش و از خال از باد

,

خدا رخسار خوبان را صفا داد

,

چو چسم ما نظر بگشاد فایز

,

غضوا ابصارکم را کرد ارشاد

,

اشاره است به آیه (قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک اذکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون.

,

 

,

یا رب تو جمال آن مه مهر انگیز

,

آراسته ای به سنبل انبر بیز

,

پس حکم همی کنی که در وی منگر

,

این حکم چنان بود که دار و مریز

,

****

,

خداوندا تو قهاری تو جبار

,

تو ستاری و صباری و غفار

,

زتو هر چه سزد با فایز آن کن

,

و گرنه من جحیمم را سزاوار

,

اشاره است به آیات 39 سوره یوسف 17 سوره رعد 65 سوره ص 6 سوره زمر49 سوره ابراهیم و 16 سوره مومن.لمن الملک الیوم الله الواحد القهار در همه این آیات صفات قهاری و یکتایی خداوند را در می یابیم همچنین صفت جبروت الهی در ایات مختلف بویژه ایه 23 سوره حشر می بینیم:هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس و اسلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشکرون.

,

دو گیسوی تو جانا لیله القدر

,

بیاض گردن تو مطلع الفجر

,

ملائک تهنیت گویند فایز

,

شب وصلت زالف لیل بهتر

,

که سوره مبارکه قدر را یاد آور می کند با تشبیه گیسو به شب قدر سفیدی گردن به طلوع فجر و شب وصل به شبی که بهتر از هزار شب است.

,

و در جایی دیگر می گوید:

,

بدی زلف سیاهت لیله القدر

,

شب وصلت ز الف شهر بهتر

,

هر آن کس یار فایز دید گفتا

,

سلام هی حتی مطلع الفجر

,

صفات خداوند همچون غفار ستار و کریم که در سوره مختلف قران آمده است نیز در شعر فایزدیده میشود.

,

خداوندا تو رحمان و رحیمی

,

به اسرار ضمیر من علیمی

,

از آن فایز گنه کرده که دنست

,

که تو غفار ستار و کریمی

,

نگاهی به این شعر او بیندازیم که بی نظیر است و بسیار زیباست

,

قدت طوبا لبت کوثر رخت حور

,

از این حسن خدایی چشم بد دور

,

بت فایز زخوبی بی نیاز است

,

بود سر تا قدم نور علی نور

,

که اشاره ای نیز به آیه شریفه 35 سوره نور دارد.

,

رخ تو کعبه و محراب ابروت

,

صفا و مروه آن چشمان جادوت

,

طواف کوی حسنت حج فایز

,

حجر آن خال باشد کاوست بروت

,

*****

,

که والشمس الضحی روی تو ای یار

,

شب دیجور گیسوی تو ای یار

,

که فایز با هم بالا نشینی

,

فدای حلقه موی تو ای یار

,

اشاره دارد به سوره مبارکه شمس و الشمس و ضحیها و القمر ازتلیها..                                           

,

با تفحص بیشتر توجه فایز به آیات بیشتر در شعر احساس می شود و این نشانه ارادت او به حق و به کلام حق است علاوه بر این اردت وی به پیامبر اکرم و سایر معصومین آشکار است.

,

عسل از معدن زنبور خیزد

,

کلام الله زکوه طور خیزد

,

اگر نشنیده ای بشنو فایز

,

به قبرت یا محمد نور خیزد

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه