وبلاگ یادداشتهای شخصی یک طلبهی دانشجو نوشت:
دهه شصتی ها، نسل سوخته یا ...؟
وقتی تشییع پیکر تازه تفحص شده شهید گمنام دفاع مقدس با جوان شهید مدافع حرم در یک زمان تشییع می شود چه جمله ای می توان گفت جز اینکه دستمریزاد نسل سومی ها .....[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ وبلاگ یادداشت های شخصی یک طلبه ی دانشجو نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یادداشت های شخصی یک طلبه ی دانشجو,
با نوای کاروان از نو بخوان آهنگران ***چون در باغ شهادت را کلید آورده اند
دستمریزاد نسل سومی ها .....
وقتی تشییع پیکر تازه تفحص شده شهید گمنام دفاع مقدس با جوان شهید مدافع حرم در یک زمان تشییع می شود چه جمله ای می توان گفت جز اینکه دستمریزاد نسل سومی ها .....
وقتی دفاع مقدس در سال ۱۳۶۸ تمام شد آرزوی شهادت در دل خیلی از رزمندگان ماند و آنهایی که نتوانسته بودند خودشان را به این غافله برسانند غمگین و زانو به بغل کارشان حسرت بود تا اینکه سفره شهادت برای بعضی از اینان در تفحص شهدا باز شد که در جستجوی مفقودین جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند اما با انتقال پیدا کردن فرهنگ عظیم و هنرشهادت به جوانان نسل سوم انقلاب و اینکه شهدای دفاع مقدس با چه حالات و روحیاتی دست از دنیا و متعلقاتش کشیدهاند و سر در دامن پر مهر فاطمهی زهرا سلام الله علیها و فرزند شهیدش امام حسین علیه السلام گذاشتند جوانان نسل سومی را که نه امام دیدند و نه جنگ دیده بودند را چنان براشفت که همانند شمع و پروانه با امام و شهید و شهادت انس گرفتند که گویی عمریست باهم زندگی کردند.
این بود که نسل سومیها را چنان شیفته شهدا و شهادت کرد که جوانان دغدغه مند و فرزندان نسل دومی ها را به یادمان های شهدا و گلزار های شهدا و به راهیان نور کشاند که در عرض چندسال چنان کاری کردند که باعث شد ستاد خادمین مناطق و ستاد اردویی راهیان نور تشکیل شود که این شور و اشتیاق ها را کنترل و سازماندهی کند. جوانی که تنها دلیل جاماندنش از شهادت فقط این بود که دیر به دنیا امده بود و نتوانسته بود جبهه وجنگ را درک کند چنان پای قبر شهید و تابوت شهید گمنام ضجه می زد که دل هر اشنا و غریبه را به هم می ریخت، حالا دیگر همه منتظر باز شدن در باغ شهادت هستند از التماس های تو جلسات هفتگی هیات گرفته تا ندبه ها و عاشورا خوانی های اخر هفته گلزار شهدا همه دلیل بر این مدعاست که جوان ایرانی و دغدغه مند انقلاب و اسلام ناب منتظر شهادت و ججهاد در راه خداست.
وقتی در حدود چهارسال پیش که جنگ در سوریه بالا گرفت و تهدیدهایی از سوی تکفیری اعلام شد که قصد تخریب حرمین اهل بیت علیم السلام را در سامرا و کربلا و دمشق دارند موجی به راه افتاد، موجی از جوانانی که همه از جنس چمرانها و همتها و باکریها بودند دیگر این ایام باید التماسها را می دید اما نه التماس برای شهادت بلکه التماس برای راضی کردن همسر و یا مادر که بذارند اعزام شوند برای مدافعان حرم،مدافعان حرم...!!!
چقدر اسم زیباییست مدافعان حرم و مدافعان حریم، هرکسی که توانست رضایت جلب کند رفت و به آرزوی چندسالش رسید این روزهای شهرهای کشورمان خیلی دفاع مقدسی شده هرز چندگاهی شهیدی می اوردند و رایحه ی از جنس نسیم کربلا را بر مشام ما جاری می کنند.
حتی غیرت ها تا آنجا در دفاع از عمه سادات سلام الله علیها برانگیخته شد که از افغانستان هم گروهی متعلقات را رها کردند و رفتند گروهی که بعدا بنام تیپ فاطمیون نامگذاری شدند و اینان رهرو و مریدان همان شهدای افغانستانی بودند که اسلام را خوب فهمیده و میگفتند اسلام حد مرز ندارد و آن سالهایی که صدام لعنت الله علیه به ایران حمله کرده بود دل از زندگی در افغانستان کشیده و به ایران آمدند و دوشادوش برادران شیعه خود در خرمشهر از اسلام ناب و نماد کشور اسلامی آنروز ها یعنی ایران دفاع جانانه کردند.
انتهای پیام/ک
با نوای کاروان از نو بخوان آهنگران ***چون در باغ شهادت را کلید آورده اند
دستمریزاد نسل سومی ها .....
وقتی تشییع پیکر تازه تفحص شده شهید گمنام دفاع مقدس با جوان شهید مدافع حرم در یک زمان تشییع می شود چه جمله ای می توان گفت جز اینکه دستمریزاد نسل سومی ها .....
وقتی دفاع مقدس در سال ۱۳۶۸ تمام شد آرزوی شهادت در دل خیلی از رزمندگان ماند و آنهایی که نتوانسته بودند خودشان را به این غافله برسانند غمگین و زانو به بغل کارشان حسرت بود تا اینکه سفره شهادت برای بعضی از اینان در تفحص شهدا باز شد که در جستجوی مفقودین جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند اما با انتقال پیدا کردن فرهنگ عظیم و هنرشهادت به جوانان نسل سوم انقلاب و اینکه شهدای دفاع مقدس با چه حالات و روحیاتی دست از دنیا و متعلقاتش کشیدهاند و سر در دامن پر مهر فاطمهی زهرا سلام الله علیها و فرزند شهیدش امام حسین علیه السلام گذاشتند جوانان نسل سومی را که نه امام دیدند و نه جنگ دیده بودند را چنان براشفت که همانند شمع و پروانه با امام و شهید و شهادت انس گرفتند که گویی عمریست باهم زندگی کردند.
,
,
,
,
,
این بود که نسل سومیها را چنان شیفته شهدا و شهادت کرد که جوانان دغدغه مند و فرزندان نسل دومی ها را به یادمان های شهدا و گلزار های شهدا و به راهیان نور کشاند که در عرض چندسال چنان کاری کردند که باعث شد ستاد خادمین مناطق و ستاد اردویی راهیان نور تشکیل شود که این شور و اشتیاق ها را کنترل و سازماندهی کند. جوانی که تنها دلیل جاماندنش از شهادت فقط این بود که دیر به دنیا امده بود و نتوانسته بود جبهه وجنگ را درک کند چنان پای قبر شهید و تابوت شهید گمنام ضجه می زد که دل هر اشنا و غریبه را به هم می ریخت، حالا دیگر همه منتظر باز شدن در باغ شهادت هستند از التماس های تو جلسات هفتگی هیات گرفته تا ندبه ها و عاشورا خوانی های اخر هفته گلزار شهدا همه دلیل بر این مدعاست که جوان ایرانی و دغدغه مند انقلاب و اسلام ناب منتظر شهادت و ججهاد در راه خداست.
,
وقتی در حدود چهارسال پیش که جنگ در سوریه بالا گرفت و تهدیدهایی از سوی تکفیری اعلام شد که قصد تخریب حرمین اهل بیت علیم السلام را در سامرا و کربلا و دمشق دارند موجی به راه افتاد، موجی از جوانانی که همه از جنس چمرانها و همتها و باکریها بودند دیگر این ایام باید التماسها را می دید اما نه التماس برای شهادت بلکه التماس برای راضی کردن همسر و یا مادر که بذارند اعزام شوند برای مدافعان حرم،مدافعان حرم...!!!
چقدر اسم زیباییست مدافعان حرم و مدافعان حریم، هرکسی که توانست رضایت جلب کند رفت و به آرزوی چندسالش رسید این روزهای شهرهای کشورمان خیلی دفاع مقدسی شده هرز چندگاهی شهیدی می اوردند و رایحه ی از جنس نسیم کربلا را بر مشام ما جاری می کنند.
,
,
,
حتی غیرت ها تا آنجا در دفاع از عمه سادات سلام الله علیها برانگیخته شد که از افغانستان هم گروهی متعلقات را رها کردند و رفتند گروهی که بعدا بنام تیپ فاطمیون نامگذاری شدند و اینان رهرو و مریدان همان شهدای افغانستانی بودند که اسلام را خوب فهمیده و میگفتند اسلام حد مرز ندارد و آن سالهایی که صدام لعنت الله علیه به ایران حمله کرده بود دل از زندگی در افغانستان کشیده و به ایران آمدند و دوشادوش برادران شیعه خود در خرمشهر از اسلام ناب و نماد کشور اسلامی آنروز ها یعنی ایران دفاع جانانه کردند.
,
,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه