گزارشی از مبارزان ترکمن بستری شده در تبریز؛
وقتی اردوغان به داعش شیر میدهد/سیده زینب دیگر تنها نخواهد ماند+تصاویر
یکی از مجروحین عراقی گفت: اردوغان از داعش حمایت کرده و تکفیریها را در بیمارستانهای ترکیه پذیرش میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، وقتی شنیدیم که چند نفر از اهالی طازاخورماتور در یکی از بیمارستان های تبریز بستری شده اند، جای خشنودی و شوق بود که از نردیک زیارتشان کنم و از زبان همشهری های ابوفلاح لشکر عاشورا، جویای احوال بشیر و طازا و طوزخورماتور شوم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,با کمی تلاش بالاخره خودمان را به بخش بیماران خارجی رساندیم. در دو اتاق همراه بستگانشان بستری بودند. از وضیعت اتاقها معلوم بود که میهمان های خاصی داشتند. با خلق و خوی خاص خودشان که تلفیق گرمیت عربی و صمیمیت ترکی آمیخته شده بود از ما استقبال کردند.
,جوانانی بستری بودند که بیشتر از ناحیه دست و پا صدمه دیده بودند و هر کدام روی تخت هوشیار و همچون آتش زیر خاکستر خوابیده بودند. فردی که بیشتر از همه ما را تحویل گرفت و معلوم بود که به نوعی نماینده شان بود، فردی بود به نام جودت از اهالی طازاخورماتور که به همراه پسرخاله ی خود که بستری بود و اکثر سوالاتمان را از پرسیدیم.
,5 مجروح جوان که دو نفرشان از اهالی طوزخورماتور توسط انتحاری ها جراحت پیدا کرده بودند و بقیه شان زمان بازپسگیری پیکر های زمین مانده در بشیر که جودت میگفت، 6 نفر هم در آن عملیات شهید شدند. جودت عنوان داشت: بشیر یک بار زمان صدام با خاک یکسان شده و بعد از صدام که بازسازی شده بود؛ اینبار توسط داعش مردمشان به خورماتور برگشته اند و الان داعشیان از خانه ها بشیر به عنوان سنگر وتله ی انفجاری استفاده میکنن و اطراف بشیر را مین زار کردهاند.
,وی میگفت: داعشیان زمانی آنقدر به خورماتور نزدیک شده بودند که با تیر مستقیم میتوانستند خانه های ما را بزنند ولی الان وضیعت بهتره شده است. هر چند بعضا با ماشین های انتحاری به مواضع ما حمله میکنند ولی اکثرا ناموفق هستند.
,,

, ,
جودت چنان با افتخار از آمادگی خود میگفت که گویی عزمشان برای بازپسگیری بشیر و دفع داعشیان مضاعف تر از قبل هست. در همین حین بود که خزعل که دیروز به خاطر قطع اعصاب دستان و صدمه دیدن شکمش جراحی شده بود، به ما گفت که دعا کنید درست بشوم و برای گرفتن بشیر جنگ کنم.
,در این میان جودت با خنده بیان کرد: اینها را به زور آورده ایم. او با یک دست پشت سنگر از خورماتور دفاع میکرد ولی برادران حشدالشعبی گفتند که برای مداوای دستت به جراحی خواهیم فرستاد.
,کنار من ابو عباس مرد 50 ساله ای شلطه پوش نشسته بود و جودت، پسرش عباس را نشان داد که قرار است جمعه عمل بشود. جودت از پسرخاله اش گفت: با اینکه دستش بی حس بود و پزشکان ترکیه ای در آنکارا جواب منفی به مداوای دستش داده بودند، لکن امید آخر او برای مداوای دستش ایران بود.
,جودت افزود: وقتی دکترهای بیمارستان "نمونه" آنکارا موفق به مداوای دستش نشدند و حتی گفتند که به تو گواهی میدهیم تا در خانه بمانی. وقتی این را شنید، از بیمارستان فرار کرد، اسلحه به دست عازم روستایش شد! اما امروز دکتر "محرم" دستش را دید و گفته که مداواش خواهد کرد، ان شاالله!
,جودت از ایرانی هایی میگفت که هر چند ارسال سلاح سخته ولی در حد توان نهایت کمکشان را به ما میکنند. او میگفت تقریبا فقط از طرف بشیر تحت فشاریم، از بقیه مناطف رفتنمان به بغداد و سلیمانیه و ایران راحت تر است، فقط کمی رفتنمان به اربیل سخت است و برای رفتنمان به ترکیه، باید از مسیر سلیمانیه به ترکیه رفت.
,,

, ,
او از خیانت های برخی از اعراب سنی در بشیر پرده برداشت که چطور بشیر را دو دستی تحویل داعشیان دادند و یا از روستاهای سنی نشین عرب که به غیر از دو عشیره (طایفه)، بقیه ی آنها رسما داعشی شدند و آن دو طایفه هم مجبور به کوچ شدند که داعش بعد از رفتنشان خانه هایشان را منهدم کرد! او میگفت که ما به خاطر بشیر و دفاع از خودمان از زمان ورود داعش، نزدیک 150 شهید داده ایم. وی از بلاهای ناتمامی که نصیب بشیر تعریف میکرد که یکبار صدام خانه هایشان را با خاک یکسان کرده بود و چندین نفر را قتل عام، شکنجه و اسیر کرد و حتی برخی از آنها به ایران آمدند ، بعد از سقوط صدام، بشیر را بازسازی کردند واینبار داعش باعث مهاجرتشان شده.
,ظاهرا خیلی از اهالی بشیر و طوزخورماتور زمان حمله ی صدام به ایران مهاجرت کرده اند، من وقتی اسم ابو فلاح لشکر عاشورا را به جودت گفتم، جودت با خنده گفت که ابوفلاح پسرعموی من است و امثال ابوفلاح در ایران و خود تبریز زیاد است، مانند ابوسجاد که 35 سال در ایران ساکن است.
,
رفتیم به اتاق بغلی که دو نفر از اهالی خود بشیر در آنجا بستری بودند. اما یکی از آنها در اتاق حاضر بود و قتی دیگری را پرس و چو کردیم، جودت از بستری موید در بخش مراقبت های ویژه به خاطر بیماری قلبی اش خبر داد. اما بیشتر از همه توجه ما را ابوعلی مجروح اهل بشیر جلب کرد! که هنگام وارد شدن به اتاق خوش آمد گویی استانبولی و عربی او برایمان بسیار جالب بود: حیاتیمسیز! (زندگی من هستید) – اهلا و سهلا !
,
,

, ,
جودت بیان داشت: او مرد 90 درجه ای هست! وقتی به بیمارستان آورده بودیم او مرده بود! (با خنده) زانوی پایش که در عصر تیرخوردگی داغون شده است، پزشکان تبریزی به گفته اند که زانوی مصنوعی جایگزینش خواهیم کرد و در ان صورت، فقط 90 درجه میتواند زانویش را باز و بسته کند! ابو علی گفت که: شکر خدا، من به 90 درجه راضی ام و با آن 90 درجه میتوانم، بجنبم و جنگ کنم.
,,

, ,
فهمیدم که همگی مجروحان به فکر استراحت بعد از مداوا نیستن و سنگرهای خورماتور منتظر آنهاست!
,جودت خاطره ای از حضورش در بیمارستان آنکارا به ما گفت و اینکه یکی از طبقه های داعش مختص مجروحین تکفیری بود! و فقط جودت و همراهش سلیم در آن بیمارستان شیعهی مبارز بودند. وی از برخوردش با یکی از مجروحین جیش الحر تعریف کرد که از دیدن شیعه های مبارز در بیمارستان تعجب کرده بود. جودت اظهار میکرد: به او گفتم با سیده زینب ما چی کار داشتید؟چرا روی دیوار اطراف حرم نوشته بودید که زینب از خاک ما بلند شو! آن تکفیری هم گفت که شما شیعیان اگر نبودید، اسد خیلی وقت پیش سقوط کرده بود و ما از شما میترسیم! جودت با لحنی مصمم ادامه داد: اون زمان ما به سیده زینب کمک نکردیم ولی اینبار تنهایش نمیزاریم.
,وقتی از جودت در باره ی ادعای اردوغان مبنی بر حمایتش از ترک ها پرسیدم، با خنده ای معنا دار گفت که خدا پدر اردوغان را لعنت کند. یکی از دوستان ما میگفت که پدر داعش آمریکاست و ترکیه شیرش را میدهد. (با خنده)! آمریکایی ها چندین بار با فرود هواپیماهایشان در حویجه، بزرگان قبایل و مستشاران خود را انتقال داده اند و چندین بار با چشمان خود شاهد ارسال کمک به داعش توسط آمریکایی ها بوده ایم. و نکته ی جالب مسئله این بود که چندین بار هنگام درگیری با داعش، متوجه هویت شیشانی(چچنی) و سعودی داعشیان شده ایم.
,وقتی فهمیدم که به غیر از اسلحه در بقیه موارد از جمله آب و تغذیه و بهداشت و نیروی انسانی مشکل و کمبودی ندارد هم خوشحال شدم و هم غبطه خوردم که چگونه ملتی که از لحاظ اقتصادی، جغرافیایی محدودیت دارند و داخل جنگ هستند، از خودکفایی و مستقل بودنشان سخن میگویند!
,در آخر وقتی تبریز را از آنها پرسیدم،گفتند ما دفعه ی اولمان بود که در تبریز هستیم و وقتی نقاط مشترک زبانی و مذهبی داریم خیلی خوشحالیم و باعث شده که من بعد، اولویت سفر ما تبریز باشد.
]
ارسال دیدگاه