زندگینامه شهید ایرج حسینی چگنی
شهید ایرج حسینی در سال 1349 در یک خانواده مذهبی در روستای کوشکی بخش ویسیان چشم به جهان گشود و بعد از چندین مرحله اعزام به مناطق مختلف جنگی در منطقه ماووت عراق در سال 1366 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبر چگنی، شهید ایرج حسینی در سال 1349 در یک خانواده مذهبی در روستای کوشکی بخش ویسیان چشم به جهان گشود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبر چگنی,وی در دامان مادری مومن و زحمتکش پرورش یافت. پدرش دامدار و از راه دامداری تامین معاش می کرد. شهید حسینی سومین فرزند خانواده بود.
,ایشان دوره ابتدایی را در مدرسه سلمان فارسی گذراند و به علت فقر مالی نتوانست ادامه تحصیل بدهد. شهید از نظر اخلاقی بسیار مهربان و خوش اخلاق بود و به صله ارحام و نیکی به پدر و مادر همت می گماشت.
,وی اهل تقوا و درستی و پاکدامنی بود. با شروع جنگ تحمیلی از همان اوایل می خواست به جبهه های حق علیه باطل برود ولی هر زمان که به دفاتر اعزام نیرو مراجعه می کرد به دلیل اینکه سنشان قانونی نبود او را راهی جبهه نمی کردند. تا اینکه چند وقتی از آن زمان گذشت و در سال 1365 داوطلبانه به جبهه های حق علیه باطل عازم شد و بعد از چندین مرحله اعزام به مناطق مختلف جنگی در منطقه ماووت عراق در تاریخ 66/8/23 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
,روحش شاد و راهش مستدام باد
,

, ,
فرازی از وصیت نامه شهید:
,بار خدایا سوگند می خورم از آن زمانیکه دل از دنیا بردیم و به جبهه آمدم برای هر کاری خود را آماده سفری طولانی و بستن توشه آخرت کردم. بار خدایا آرزو دارم. آرزوی شهادت، آرزوی دیدن صحن امام حسین(ع)، آرزوی دیدار شهیدان.
,,
وصیت نامه شهید ایرج حسینی
,بسم الله الرحمن الرحیم
,به نام الله پاسدار خون شهدای اسلام از صدر تا کنون
,و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
,هرگز مپندارید ان هایی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند.
,به پیش ای سربازان بقیة الله ای یاوران ابراهیم زمان خمینی ،به پیش که صحن خاموش ابا عبدا.... در انتظار است.به پیش که فتح و پیروزی از آن شما رزمندگان اسلام است.پس بر دشمنان بتازید ای خون خواهان حسین(ع).
,بار خدایا سوگند می خورم از ان زمانی که دل از دنیا بریدم و به جبهه آمدم برای هر کاری خود را آماده سفری طولانی و بستن توشه آخرت کردم.
,بار خدایا آرزو دارم آرزوی دیدار صحن حسین و دیدار شهیدان و به لقاالله پیوستن .
,خداوندا بار دیگر نمی خواهم این پیکر ناقابل من زنده و سالم به وطن باز گردد دوست دارم پیکرم در جبهه ها در خونم رنگین شود.
,خداوندا آرزو دارم که در کوتاهترین مدت مرا در نزد شهیدان ببری تا ملاقاتشان کنم.
,و اما پدر و مادر وبرادران عزیزم:
,امیدوارم بعد از شهادت من ادامه دهندگان راه شهیدان و من باشید و با اعمال خوب خود تیر سیاهی بر قلب منافقین و دشمنان کوردل انقلاب اسلامی بنشانید.
,از همه دوستان اقوام و آشنایان به خصوص خانواده خودم طلب آمرزش ومغفرت می کنم و امیدوارم که این حقیر را مورد عفو و بخشش قرار دهند چون حساب گناهان حق الناس در قیامت بسیار سخت است.
,اما ای کارمندان و افراد شاغل در ادارات مختلف:
,ای کسانی که از حقوق بیت المال استفاده کرده و حقوق می گیرید مواظب اعمال وقلبهایتان باشید که به انحراف کشیده نشود.
,خواهران و مادران ایرانی (حجاب از ضروریات دین مبین اسلام است) و قرآن خیلی اهمیت داده است مخصوصاً ما مسلمانان ایران که کلمه لا اله الا الله را بر زبان اوردیم و برای تحقق این کلمه شریف خون ها و جوانان عزیزی را فدا کردیم.
,بار خدایا حال و هوای بهشت را می بینم
,کجا دارم در رهت شهادت
,بنوشم در رهت جام شهادت
,خدایا جند الله را به ثارالله در خط روح اله بر شکست عدو الله باری و حمایت کن .
,در آخر از کلیه اقوام به خصوص خانواده خودم می خواهم از برادرانم تقاضا دارم که در عزاداری من از تجملات دوری نمایید و زیاد هم گریه و بی قرار ی نکنید زیرا به من سعادت ابدی که شهادت در راه خدا می باشد و امام در این باهر می فرماید( کسیکه از بند جهل و تاریکی رها شود ناراحتی و گریه ندارد و اگر شما در شهادت در این باره می فرماید (کسی که از بند جهل و تاریکی رها شود ناراحتی و گریه ندارد)
,اگر شما در شهادت من صابر نباشید دشمنان اسلام خوشحال می شوند و تقاضای دیگری دارم و آن این است که برای من سیاه نپوشید و به دیگران هم اجازه ندهید که لباس سیاه بر تن کنند.
,در اخر همگی شما را به خدا می سپارم و از همگی طلب بخشش و آمرزش می کنم
,امام را تنها نگذارید و ادامه دهنده راه من باشید و نگذارید که سلاحم بر زمین بماند و سنگرم خالی بماند.
,خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما
]
ارسال دیدگاه