تلنگر کوچکی است باران، وقتی فراموش می کنیم آسمان کجاست
به مادر قول داده بود برمی گردد...[
به مادر قول داده بود برمی گردد،
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد،
لبخند تلخی زد و گفت:بچم سرش میرفت اما قولش نمی رفت!
,
,
,
,
,

,
, ]
ارسال دیدگاه