یادداشت به مناسبت27 دی:

حجت الاسلامی به شجاعت نواب

حجت الاسلامی به شجاعت نواب
شهید نواب صفوی با چالاکی، خنجر مرد عرب را از کمرش بیرون کشیده، برق آن را جلوی چشمان آن مرد مهاجم قرار داد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  زنجانم، علامه شیخ محمّد تقی جعفری ـ قدس سره ـ که مدتی در نجف اشرف با شهید نواب صفوی[۱] همراه بوده است. در مورد شجاعت و شهامت بی نظیر شهید نواب صفوی چنین می گوید:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,

هر دو جوان بودیم و هر دو به نوعی، تهجد و شب زنده داری و زیارت را دوست داشتیم. در حوزه نجف در خدمت مرحوم طالقانی شاگردی می کردیم و از علامه شیخ عبدالحسین امینی ـ قدس سره ـ (صاحب الغدیر) درس ایمان و ولایت می آموختیم.
روزی شهید نواب صفوی پیشنهاد کرد که از نجف تا کربلا برای زیارت حضرت ابا عبد الله الحسین ـ علیه السلام ـ با هم برویم. موافقت کردم و بعد از ظهر یکی از روزهای پاییزی به راه افتادیم. هوا تقریباً تاریک شده بود که ما در راه نجف ـ کربلا قرار گرفتیم و هنوز بیش از چند کیلومتر از شهر دور نشده بودیم که مردی تنومند و قوی هیکل از اعراب بیابان نشین جلو ما را گرفته و با صدای خشن به ما فرمان ایست داد.
در زیر نور مهتاب، خنجر آذین شده ای را که مرد عرب به کمر داشت دیدم و یکّه خوردم، امّا سید، آرام ایستاد. مرد عرب با خشونت گفت: هر چه دینار دارید از جیب هایتان بیرون آورده و تحویل دهید. من ترسیده بودم و می خواستم آن چه دارم تحویل دهم که یک مرتبه متوجه شدم شهید نواب صفوی با چالاکی، خنجر مرد عرب را از کمرش بیرون کشیده، برق آن را جلوی چشمان آن مرد مهاجم قرار داد، و با قدرت، نوک خنجر را نزدیک گلویش قرار داده و با کمال شهامت به او گفت: ای مرد! با خدا باش و از خدا بترس و دست از زشتی ها بردار! من از سرعت عمل و شجاعت بی نظیر سید متحیر شده بودم و مات و مبهوت به هر دوی آنان نگاه می کردم. با دیدن این وضعیت مرد عرب با کمال شرمندگی ما را به چادرش جهت استراحت دعوت کرد. نواب صفوی فوراً دعوت او را پذیرفت. برای من تعجب آور بود، به سید گفتم: چگونه دعوت کسی را می پذیری که تا چند لحظه قبل می خواست اموال ما را غارت کند. سید گفت: این ها عرب هستند و به میهمان ارج می نهند و محال است خطری متوجه ما باشد. آن شب من و نواب به چادر مرد عرب رفتیم و سید آرام خوابید، امّا من تا صبح نگران و بیدار بودم و تمام شب در این اندیشه بودم که ممکن است مرد عرب هر دوی ما را نابود کند. سید، نیمه شب برای نماز برخواست و با آوایی ملکوتی با خدای خویش به راز و نیاز پرداخت و فردای آن روز با هم عازم کربلا شدیم... .
این خاطره، در طول پنجاه سالی که از آن بزرگ مرد به خاطر دارم، همیشه نوازشگر روح و روان من بوده است. هنگام شهادتش، اشک بی اختیار بر دیدگانم جاری کشته و با تمام وجود، فراق یاری وفادار و مرد الهی را حسّ می کردم.[۲]

,
,
,
,

تعطیلی بازار توسط نواب

,

پس از تظاهرات مردم، نواب تعطیلی بازار را ضروری دانست البته این کار به نظر آیت الله کاشانی بعید بود، اما نواب برای اینکه بازار بر مبنای اعتقادات تعطیل شود و فرصتی به دست چپاولگران ندهد شخصاً به بازار بزرگ چهار سوق و بازار کفاش‌ها رفت. کسبه با فهمیدن موضوع و مقصود با رضایت کامل بازار را بستند که این تعطیلی ۳ روز ادامه داشت.
تظاهرات به دستور نواب

,
,

هنگامیکه بازار تهران تعطیل شد، مردم در مقابل مسجد سلطانی تجمع نمودند. نواب و تعدادی از فداییان در آنجا سخنرانی کردند سپس برای ادامه اعتراض به مقابل سفارت انگلیس رفتند. یکی از جوانان به دستور نواب تنفر شدید خود را نسبت به بیگانگان اعلام نمود. آنگاه موج جمعیت به بهارستان بازگشتند و در مقابل مجلس جمع شدند.
دستگیری نواب و تلاش برای آزادی او

,
,

روز بیست و چهارم خرداد ماه سال ۱۳۲۷ نواب صفوی به همراه آقای جعفر جهان و یکی از وکلای دادگستری دستگیر گشت و با دستگیری نواب تظاهرات روز بیست و پنجم انجام نشد. صبح روز بیست و ششم خرداد، گروهی از فداییان اسلام برای اعتراض به بازداشت نواب از منزل آیت الله کاشانی حرکت کرده و در مقابل مجلس تجمع نمودند. سید عبدالحسین واحدی یکی از نمایندگان نواب طی یک سخنرانی، آزادی رهبر فداییان اسلام را خواستار شد و اعلام نمود تا زمانیکه نواب آزاد نشود این جمع متفرق نخواهد گشت. بر اثر اعتراضات فداییان، نواب در همان روز از زندان بیرون آمد و به منزل آیت الله کاشانی رفت.
روز بعد به دستور رهبر فداییان اسلام مردم تهران در مقابل دانشگاه و بازار تهران تظاهرات باشکوهی به راه انداختند.

,
,

پی نوشت ها:

,

1.شهید سید مجتبی نواب صفوی در سال ۱۳۰۳ در یکی از محلات تهران چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار وی آقا سید جواد میر لوحی عالمی متدین و آگاه بود که با ظلم و ستم مبارزه ای پیگیر داشت و با تهاجم فرهنگی استعمارگران همواره در ستیز و مبارزه بود. سید مجتبی در سال ۱۳۲۱ هـ.ش تحصیلات خود را به پایان برده و در خرداد ۱۳۲۲ در شرکت نفت استخدام گردید؛ امّا آگاهی دینی و هشیاری اجتماعی وی موجب می شود که او در شرکت نفت آبادان به عنوان اعتراض به اهانت یک فرد انگلیسی به یک کارگر مسلمان، به همراه برادران دینی خود علم مبارزه بر افراشته و آن گاه راهی حوزه علمیه نجف اشرف گردید. سید در سال ۱۳۲۹ اندیشه های حکومتی خویش را در قالب کتاب (جامعه و حکومت اسلامی) منتشر کرد. نواب در سال ۱۳۳۲ به شهر پیامبران (بیت المقدس) سفر کرده و در کنگره اسلامی نطقی حماسی را به زبان عربی ایراد می کند. شهید نواب صفوی بعد از عمری با برکت و سراسر حماسه و مبارزه در ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ هـ.ش به جرم دفاع از ارزش های اسلامی، توسط رژیم محمدرضا پهلوی به شهادت رسید.

,

2.ابن سینای زمان، ص ۸۶٫

,

3.irdc.ir

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه