گفتگو با مادری که قاتل پسرش را از دار مجازات نجات داد
زلیخا دینی گفت: پسرم شب خواب من آمد و گفت مادر من در بهشتم و می خواهم قاتلم را ببخشی و دوست ندارم او را قصاص کنی.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از کردپیام ،در سال 1377 دو نفر به نام های جعفر سنجاقی و سلام خوبیده اهل پیرانشهر به دست سه نفر به قتل می رسند که بعد از انجام مراحل قضایی حکم اعدام یکی از آنها به نام "س.م" صادر می شود و در روز تعیین شده هنگامی که حکم اعدام در حال اجرا شدن بود ، مادر مقتول به نام زلیخا دینی فرد قاتل را بنا به دلایلی مورد عفو قرار داده و قاتل را می بخشد .
, کردپیام , قاتل را می بخشد,به همین بهانه خبرنگار کردپیام گفتگویی با زلیخا دینی مادر مقتول انجام داده است که در زیر می آوریم:
,- از پسرتان و چگونگی قتل وی را بیان کنید؟
,- خانم دینی: جعفر سنجاقی در سال 77 که کارمند آزمایشگاه بیمارستان امام خمینی ارومیه بود یکی از روزها طبق معمول که همراه خود مسافر هم از پیرانشهر به ارومیه می برد ، مسافری به اسم سلام خبیده که همراهش 10میلیون تومان داشت سوار ماشین می کند ، اما سه نفر دیگر از همراه داشتن این پول دست سلام خبیده خبردار بودند و بر طبق نقشه ای که کشیده بودند آنها هم بعنوان مسافر همراه آن دو سوار ماشین می شوند . ماشین از راه اشنویه به ارومیه می رود در دره نژدره یکی از سه نفر از راننده (جعفر) می خواهد ماشین را بعلت حالت تهوع داشتن نگه دارد از ماشین که پیاده می شود کنار جوی آب اسلحه کمری خود را آماده و مسلح می کند و به طرف ماشین که می آید ،به راننده و سلام می گویید که همراهش به پایین دره بروند که از اعضای حزب یا مجاهدین هستند و پایین تر زخمی دارند باید به آنها کمک کنند. جعفر سنجاقی بخاطر اشتغال در بیمارستان از این کار امتناع می ورزد و میگوید که من یک کارمند هستم و باید سر وقت آنجا باشم ولی می توانم ماشین رو بهتون امانت بدم هر زمان خواستید برگردونید . اما آن سه نفر دوباره اصرار می ورزند که باید به داخل دره بروید و آنها را به زور اسلحه از جاده اصلی بیرون می برند و هر دوتاشون را به قتل می رسانند .
,- بعد از قتل پسرتون قاتلین چی شدند؟
,- بعد از مدتی 2 نفرشان دستگیر شدند و دیگری که الانم مشخص نیست کجاست .
,- پرونده قاتلین چطوری پیش رفت ؟
,- من برای پیگیری پرونده به دفتر آقای لاریجانی و شاهرودی رفتم اما متاسفانه موفق به دیدار آنها نشدم. اما من همیشه تلاش می کردم با اونا ملاقات کنم وحتی در دفترلاریجانی با تاکید گفتم اگر با هاش حرف نزنم اینجا خودمو میسوزونم بالاخره از نگهبانی آنجا با تلفن با لاریجانی صحبت کردن و بهش ماجرای منو توضیح دادند. اونم قول داد که پرونده را 2 هفته دیگر صددرصد به شهرستان بفرستد. بعد از این اتفاقات و ماجراها یک ماه پیش حکم آنها صادر شد و یکی از آنها محکوم به اعدام و یکی دیگر الان هم در زندان هست و نفر سوم هم نمیدونم کجا رفته و هنوز هم پیداش نکردند.
,- وقتی خبر اعدام قاتلین اومد خوشحال شدید؟
,- آدم تو این وقت ها خوشحال می شود ولی خوشحال شدن بعد از رفتن فرزندم چه فایده ای دارد.
,- چطور شد قاتل فرزندتان را بخشیدید؟
,- فردای آن روز که حکم اعدام قاتل اومد من می خواستم جهت اجرای حکم به ارومیه بروم پسرم شب خواب من آمد و گفت مادر من در بهشتم و می خواهم قاتلم را ببخشی و دوست ندارم او را قصاص کنی. البته همون شب به خواب پسر کوچک تر از "جعفر" هم اومد و گفته بود جایم خیلی خوبه به مادرم بگو اونها را ببخشه .
,فردا که راهی ارومیه شدم در جلوی زندان پسر متهم که در زمان حادثه 7 ماهه بوده و اکنون تقریبا" 16 ساله می باشد به پایم افتاد و از من خواست پدرش را که هیچ وقت ندیده است ببخشم و گفت : نگذار تا ابد در حسرت دیدار پدرم باشم.
,اما من بهش گفتم تا طناب به گردنش نیندازم آرام نمیگیرم این حرفی است که همیشه گفته ام ، در راه رفتن برای اجرای حکم اعدام قاتل مغشوش و ناآرام بودم. دائم خواب خودم و پسرم و التماس های آن پسر 16 ساله در ذهنم آشوب بر می انگیخت تا اینکه پس از چندین سال به لحظه ی تحقق آرزو هام نزدیک و نزدیکتر می شدم و بالاخره آن لحظه آمد و طناب اعدام به گردنش انداختم ، همون لحظه قاتل بهم گفت: الان تو عزرائیل من هستی و می توانی به راحتی جانم را بگیری ، به خدا ببخش و از این اشتباه بزرگم بگذر و اما من در آن لحظه مرگبار دچار تردید شدم و خواب خود و پسرم و التماس پسرک 7 ماهه آن زمان اشک در چشمانم سرازیر شد و گفتم شما را به خدا واگذار میکنم و متهم را بخشیدم و طناب را از گردنش در آوردم .
,- آیا خانواده "سلام خوبیده" هم قاتل را بخشیدند؟
,- بله اونا هم بخشیدند.
,لازم به ذکر است شنیده ها حاکی است که خانواده "سلام خوبیده" به خاطر شهامت آن مادر بزرگوار که جگرکوشه خودش را از دست داده بود و توانست قاتلش را ببخشد آنها هم از قصاص قاتل پسر خودشان گذشتند تا "س م" به زندگی عادی برگردد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه