دفترچه وبلاگی؛

از راههای رسیدن به آرامش تا ضرورت توجه به اخلاق و معنویات

از راههای رسیدن به آرامش تا ضرورت توجه به اخلاق و معنویات
برگزیده مطالب وبلاگ نویسان در مورد راههای رسیدن به آرامش تا ضرورت توجه به اخلاق و معنویات.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جوانرود هه وال،   برگزیده مطالب وبلاگ نویسان در مورد راههای رسیدن به آرامش تا ضرورت توجه به اخلاق و معنویات.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, جوانرود هه وال,

 

,

وبلاگ کانون نخبگان وبلاگ نویس جوانرود نوشت:

,

 

,

کانون نخبگان وبلاگ نویس جوانرود

,

"آرامش " هنر نپرداختن به مسائلی است که حل کردنش سهم خداست

,

وقتی کلامی را جاری میکنی ارتعاشی می سازی, و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب !

,

گاهی این موج میتواند ..

,

کسی را به زیر برد ..

,

و ....گاهی به اوج ..

,

مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد ..

,

اگر نمی دانی نگو ..

,

اگر میدانی به بهترین شیوه بگو ..

,

باید همواره زیباترین هایت را به زبان آوری ..

,

حتی به هنگامه ی خشم ..

,

آنچه را کلام تو جاری می سازد ..

,

همه آن چیزی است ,که تو در آن لحظه هستی ..

,

جهنم مکانی جغرافیایی در جایی نیست ,بلکه حالی از روح ناراضی است ..

,

رضایت درون یعنی بهشت ..

,

"آرامش " هنر نپرداختن به مسائلی است که حل کردنش سهم خداست

,

 

,

وبلاگ آمورزه ها نوشت:

,

وقتی مد روز بودن ضرورت زندگی می شود

,

فاصله گرفتن از خانواده  و نزدیک شدن به اجتماع غریبه دوستان و همکلاسی ها، پیامدهای بسیاری دارد. حس غریزی زیبانمایی، دختر را بسیار زودتر از پسر به تلاش وا می دارد؛ تلاشی که بتواند چهره او را بهتر و کامل تر از آنچه هست، نشان دهد، معمولا خواسته ها و سلیقه دختر با آنچه پدر و مادر از او می خواهند، هماهنگ نیست. چرا که دختر از همان سال های آغازین نوجوانی،  دوستان و نزدیکان دیگری برای خود دست و پا کرده است. بنابراین ریشه تفاوت ها و تضادهای او را با خانواده اش باید در همان الگوهای تازه یافته، جستجو کرد.

,

بی تردید دختران در سنین نوجوانی و آغاز جوانی به شدت تحت تاثیر جلوه های بیرونی هستند.جهان بیرون، آنها را فریفته و شیدای خود می کند که هیچ شباهتی به توصیه های والدین ندارد. ممنوعیت و محدودیت اعمال شده از سوی پدر و سختگیری های خیرخواهانه مادر، اشتیاق دختر را برای یکی شدن با جلوه های رنگارنگ و تازه به تازه دنیای پیرامون، بیشتر می کند.

,

« مد» یکی از همان الگوهای بیرونی است که به آسانی و بی هیچ زحمتی به خانه ها راه می یابد. فرزندان جلوه های تازه  مد را از کوچه و خیابان و مدرسه به خانه می آورند. رسانه ها نیز در این میان نقش موثر خود را به خوبی بازی می کنند. اما پدر و مادر به راحتی در برابر هجوم بی امان مد زدگی تسلیم نمی شوند. بحث های خانوادگی که معمولا پرتنش و تشنج آمیز هم هست، بیشتر درباره مدل مو و رخت و لباس بچه هاست.

,

  والدین همه مسیرها و همه راهها را امتحان می کنند تا الگوهای آشنایی سنتی را تحمیل کنند. ترغیب و تشویق به استفاده از الگوهای خودی خانواده و تحقیر مدهای عجیب و غریب و خنده دار، یکی از آن راههاست. چاره بعدی، تهدید و تنبیه است که تجربه وعلم ثابت کرده اند همیشه بی حاصل است. دخترهای خانواده های متوسط ـ چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اقتصادی - معمولا ویژگی های زندگی طبقه اجتماعی خود را نمی پذیرند.

,

شاید بهتر است بگوییم آنها شیوه زندگی را برازنده شخصیت اجتماعی خود نمی دانند. طبقه اجتماعی خانواده یک دختر را نمی توان با ارزیابی شیوه های رفتاری، گفتاری و نوع پوشش دختر در اجتماع (دبیرستان، دانشگاه، خیابان ...) معین کرد. «تیپ» اجتماعی دختر در بیشتر موارد با طبقه فرهنگی و حتی اقتصادی خانواده اش متفاوت است. این تفاوت در میان دختران اقشار متوسط و پایین تر از متوسط به خوبی قابل مشاهده است.

,

رسانه هایی چون تلویزیون، سینما و نشریات مختلف، زمینه های آماده و جذابی برای دختر است. امروزه، تلویزیون و مجموعه های داستانی رنگارنگش دم دستی ترین الگو برای نوع لباس پوشیدن، مدل اتومبیل و مبلمان و آداب معاشرت است. بی میلی دختر نسبت به آداب سنتی و بیزاری از الگوی تحمیلی مادر و پدر، تاثیرپذیری او را از الگوهای بیرونی دو چندان می کند.

,

عاملی که تاثیر پذیری دختر را از جهان بیرون، نسبت به برادرش شدت می بخشد، ویژگی های شخصیتی و ذاتی است. مهارت های کلامی دختر بچه ها از همان دوران کودکی، سبب می شود آنها زودتر از پسرها با دنیای اطراف ارتباط برقرار کنند.

,

توانایی های اجتماعی زود هنگام و میل مهار ناپذیر دختر به دیده شدن و البته زیبا به نظر رسیدن، مهم ترین عاملی است که دختر را بسیار زودتر از پسر به سوی اجتماع و هیاهوی پر زرق و برق آن می کشاند. بنابراین بسیار طبیعی است که دخترها زودتر از پسرها به دنبال شکل های جدید و مدهای تازه راه بیفتد.

,

در واقع می توان گفت مدگرایی افراطی دختران نوجوان ریشه در طبیعت متفاوت آنها دارد. تنها مسئله ای که باید بدان، پرداخت مسئله مسخ تدریجی دختر نوجوان و یکی شدن با جلوه های ظاهری متنوع است. آنچه خانواده ها را نگران سر وضع دخترشان در کوچه و خیابان می کند، پیروی موقتی دختر از جریان گذرای مد نیست. اشتیاق هر از گاه به آنچه جریان مداوم مد عرضه می کند، شوقی طبیعی و بی خطر است. آنچه هم خانواده و هم صاحب نظران جامعه شناسی را نگران می کند، فرو رفتن در این جریان است.

,

« تابع » مد شدن و چشم به راه تازه های مد ماندن به اعتیادی بدل می شود که فرصت اندیشیدن را از انسان مد زده می گیرد. مد یک سرگرمی ظاهری است که پرداختن بیش از حد به آن، سبب می شود «روح» به عنوان جنبه بنیادین و برتر هستی آدمی به فراموشی سپرده شود. آرایه های ظاهر، زیبایی های دست نخورده باطن را پنهان می کند و رفته رفته آدمی را به یک صورتک زیبا مبدل می کند؛  صورتکی که پشت آن یک تهی بزرگ نهفته است.

,

دخترک نوجوانی که به مد روز بودن لباس و آرایش صورت خود به عنوان یک ضرورت نگاه می کند، ضرورت حیاتی آراستگی های جان و روح را فراموش می کند. او در گذر زمان به یک دست لباس مضحک و یک صورتک رنگ آمیزی شده تبدیل می شود از او به عنوان یک انسان، همین رنگ ها و همین رخت ها باقی می ماند.

,

نیرنگ رنگ، عاقبت سیرت را مغلوب صورت می کند؛ و چه حماقت بزرگی است و چه ضرر و زیان بزرگ تری است که آدمی اسیر نیرنگ « رنگ» شود!    

,

 

,

وبلاگ عفاف و حجاب نوشت:

,

آدم با ارزشی هستیم.

,

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت.

,

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

,

این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.

,

 سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

,

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.

,

 

,

وبلاگ یادگار نوشت:

,

دختران امت رسول خدا، همه‌ی زیبایی‌ها را دارند

,

اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری ولی آن را پنهان کنی، طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد؛

,

اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی ولی آن را بپوشانی؛

,

اینکه بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی؛

,

اینکه بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی؛

,

اینکه در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوا و هوس بتوانی عرضه کننده باشی، ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داری؛

,

اینکه ارزش‌های جامعه‌ات وارونه شده باشد و برای ارزش‌های تو و پوششت،ارزشی قائل نباشند؛

,

اینکه طوری حرف بزنی، قدم برداری و پوشش داشته باشی که همکارت، استادت، همکلاسی دانشگاهت، همسایه و عابر و...تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد؛

,

اینکه با همه این تناقض‌ها دست به گریبان باشی و حتی برایت گران هم تمام شود؛

,

نعمتیست که هرکسی از آن بهره ندارد. اما تو میتوانی بهره‌مند شوی خواهرم

,

چرا که ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش خداوند، از تمام لذت‌های حرام بیشتر است.

,
,
,
,
, , ,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه