یادداشت:
کار دستی های چینی صنایع دستی هرمزگان را به حاشیه رانده است
برای جلوگیری از هجوم بی رحمانه کار دستی های چینی به کشور در سالهای اخیر اقداماتی صورت گرفته که به صورت نمادین بوده و هیچ کمکی به احیای صنایع دستی ما نکرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جهانگیریه، امید پورابراهیم طی یادداشتی به سایت جهانگیریه نوشت: مردم هر منطقهای معیشت خود را به شیوههای مختلف و بوسیله ابزارهای مختلف بدست میآورند، استان هرمزگان نیز از این قائده مستثنی نیست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,
سبک زندگی مردم و راههای معیشت یک منطقه زاییده تاریخ آن منطقه است، در گذشته معیشت اکثر مردم استان هرمزگان بوسیله کشاورزی و بخصوص درخت خرما که یکی از مهمترین منابع معیشتی مردم در گذشته بوده است تامین میشد که برای استفاده از این محصول ابزار ویژهای نیز بکار میبردند، که تمام این ابزار در گذشته بدست همین مردم ساخته میشد.
,داسهای استان هرمزگان که برای بریدن خوشههای درخت خرما و همچنین شاخههای خشک آن استفاده میشد کمی با داسهای دیگر مناطق متفاوت است، مثلا نسبت به داسهای جنوب استان فارس دسته بزرگتری دارد و یا داسهای استان کرمان قسمت فلزی آن قوس کمتری دارد، داس یکی از ابتداییترین و پرکاربرد ترین ابزار در کشاورزی استان هرمزگان است که در گذشته نیاکان ما خود تهیه میکردند ولی در حال حاظر در بازارهای ما کمتر میتوان داسهای قدیمی و بومی را پیدا کرد و جنسهای چینی به وفور یافت میشود.
,وسیلهای دیگر بری گرفتن خارهای نخل استفاده میشد که به کجک معروف بود که البته بر خلاف داس بدون دندانه است و دمی مانند چاقوی تیز دارد و تقریبا نیم دایره است با یک دسته حدود 40 سانتیمتری که برای در امان بودن از پرتاب خارها به طرف فرد استفاده میشد که این ابزار نیز به سرنوشت داس مواجه شده است.
,حتی انواع بندها که برای برداشت محصول بکار میرفت توسط خود نخل کاران تهیه میشد که در حال حاظر کمتر میتوان اثری از آن را یافت که یکی از این نوع بندها به چیلک معروف بود که جای خود را به بندهای پلاستیکی وارداتی داده است.
,همچنین سبدهای نگهداری خرما که انواع مختلفی دارد از جمله: تولک، پری، سوتک، ملودو، کوارگ، تکینه، درزیر، هاروو، کوریچ و سیلک که در گذشته از برگهای نخل تهیه میشد، سبدهایی که به مراتب ماندگاری بیشتری نسبت به سبدهای چینی و پلاستیکی داشتند و نکته مهمتر از اینکه به راحتی در طبیعت تجزیه میشدند، این صنعت با ارزش نیز که بیشتر بدست بانوان ساخته میشد جای خود را به سبدهای پلاستیکی و غیر قابل تجزیه چینی داده است، شاید با کمی برنامهریزی میشد این صنعت با ارزش که در تمام امور زندگی قابل استفاده بود میتوانست کمک شایانی به پویایی اقتصاد ما و کاهش بیکاری بخصوص برای بانوان بکند.
,البته از درخت نخل صنایع دستی متفاوتی نسبت به سبدها نیز تهیه میشد که شامل بادبزن، گوفهنان، کوندوک نان، کلاه، تک، دم پز و ... که اکثر آنها کم کم به صنعت فراموش شده تبدیل میشوند.
,هجوم بی رحمانه کلاهای چینی فقط به موارد نامبرده قناعت نکرده بلکه در سایر صنایع دستی ما شامل، ابزار کار مانند بیل، تبر، دیلم، حتی تورهای ماهیگیری هم رحم نکرده و تمام رقبای بومی خود را به حاشیه کشیده است.
,,
چینی ها تنها به جایگزینی ابزار کار خود به جای ابزار ما بسنده نکرده اند بلکه با مطالعه و برنامه ریزی بر روی پوشش بانوان منطقه تمام اجناس مورد نیاز لباسها محلی استان هرمزگان را تهیه و به کشور ما وارد می کنند، اجناسی که شاید در خود کشور چین هیچ کاربردی نداشته باشد و شاید کارگر چینی از موارد استفاده این اجناس هیچ اطلاعاتی دراختیار نداشته باشد.
,,
صنعت بومی ما که از پارچههای با کیفیت داخلی گرفته تا ابزار اولیه، کلاهای زینتی، فرش و ... توسط چینیها معادلسازی شده و کیفیت کمتر و قیمیت پایین تر وارد کشور ما میشود و اندک صنایع دستی ما را نیز با رکود مواجه کرده است.
,,
هر چند در سالهای اخیر تلاشهایی برای بازسازی این صنعت ورشکسته شده اما بیشتر این تلاشها بصورت روتین بوده و کمکی به حل مشکل نکرده است.
,,
اجرای اقتصاد مقاوتی و تبدیل جامعه از مصرف کننده به تولید کننده بهترین راه حل برای نجات صنایع دستی خواهد بود، صنایعی که شاید در سالهای نزدیک برای مردم ما غریبه باشد و آیندگان برای باز سازی آن هیچ فردی را برای تهیه آنها نیابند و باید در تصاویر و موزهها در جستجوی آنها بگردند.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه