ما قربانی چه کسی می شویم؟/ تکراری شدن صدای ناقوس مرگ در جاده مریوان سنندج
دگر باره ناقوس مرگ در جاده مریوان سنندج به صدا درآمد و شش تن را به کام بدکام خویش کشید و پنج جسد نیم جان را راهی تخت بیمارستان کرد تا با درد و رنج به حیات خویش ادامه دهند و در غم از دست دادن عزیزان درون را با ماتم اندوه نمایند و چندین خانواده رخت سیاه عزا بر تن کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُردتودی، شنیدن چنین اخبار ناگوار ودیدن اجساد سوخته و تلی از آهن پاره مچاله شده وسوخته اتوموبیلها در این گذرگاه مرگ آفرین امر تازه و اتفاقی نیست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُردتودی,,
اگربه حافظه خود مراجعه وصفحات نشریات استان را ورق بزنیم برای مان روشن می شود که تصادف و مرگ در جاده مریوان سنندج امری عادی و رزو مره است که همیشه اتفاق افتاده است؛ به ویژه ازسال هفتادو دو که حضرات مسئولان بدون توجه به زیر ساختهای لازم تنها از دید اقتصادی اقدام به گشایش مرز کردند و مبادالات تجاری با کردستان عراق را دایر نمودند.
,,
از همان زمان قول دادند و به مردم وعده تعریض و احداث جاده های مناسب را دادند اما دریغ از اقدامی اساسی که طی سال های متمادی چشم انتظار ان بودیم که هیچ گاه صورت نگرفت. این درحالی است که روز به روز بر تردد کامیون های سنگین وتانکر های حامل مواد سوخت در این جاده افزوده می شود.
,,
حاصل اقدامات مسئولان از سال 72 تا کنون بر روی این جاده تنها شامل تعریض یک طرفه کردن گردنه «تیتور» واحداث مسیر جدید از توودار تا پایین شویشه است و بقیه جاده که دو سوم مسیر را شامل می شود همچنان غیر استاندارد با پیچ های خطرناک و متعدد باید شب و روز گذرگاه صدها کامیون و تریلر و سواری و وانتی باشد که مردم و محموله ها را جابه جا می کنند و به واسطه این مسیر پر خطر هر کدام در هر لحظه می توانند عامل و حامل مرگ برای سرنشینان و دیگر مسافران باشند.
,,
آنچه مایه تعجب است بیخیالی مسئولان در خلال بیست دو سال گذشته است که علیرغم اطلاع از کم و کیف جاده و خطرات ناشی از آن تنها به دادن وعده اکتفا و کوچک ترین اقدامی در جهت بهبود وضعیت تردد در این مسیر انجام ندادهاند.
,,
خنده آور است پس ازهر تصادف خونینی در این جاده کارشناسان دولتی خطایی انسانی را عامل تصادف ذکر کرده وکوچک ترین اشاره ای به غیر استاندارد بودن جاده و ترافیک سنگین آن نمیکنند و بدین صورت مسئولیت مرگمان را به عهده خودمان می اندازند.
,,
در همین مسیر 130 کیلومتری که در جای جای آن آثارتصادف و واژگونی تانکرهای حامل سوخت مشاهده می شود بدون اینکه مسولان هیچ گاه از دیدن آن ولو به صورت ظاهر تاسفی ابراز کنند گویی برایشان مهم نیست که هر هفته در این مسیر چند انسان قربانی و چند خانواده داغ دار می گردند.
,,
اگر مسائل و مشکلات کردستان را به طور کلی در نظر بگیریم میبینیم که این بی توجهی و بها ندادن به حیات انسانها در همه زمینهها به چشم میخورد. مسئولانی که طی سال های متمادی بر همه نارساییها اشراف داشته اما اقدامی برای حل اساسی آنها نکردند و تنها به حرف و وعده دادن اکتفا کرده و حد اکثر بهره برداری سیاسی را از این فقر و عقب افتادگی مردم نموده و آنها را چو ابزار برای امیال خود به کار گرفتند.
,,
لذا تدوام فقر و محرومیت و مظلومیت مردم را جزو مسئولیت خویش تلقی و به این امر پای فشردند. اینجا است که برای پرسشی که در راس سخن مطرح شد جواب می یابیم. ما قربانی چه کسی می شویم؟ ما قربانی بی توجهی مسئولان ریزو درشتی هستیم که در برج عاج نشسته و به دور از دغدغده ضروریات زندگی بر مسند حکم رانی لم داده و از پشت عینک تیره و تار بر ما می نگرند و حداقل ها را هم در حق مان روا نمی دارند.
,,
آنگاه که در جاده های غیر استاندارد و پر پیچ و خم لابه لای آهن های مچاله شده له و جسم نیم جانمان طعمه حریق میشود؛ آنگاه که با درد و رنج بیماری دست به گریبان و به واسطه فقدان امکانات و نداشتن پول کافی برای رومیزی و زیر میزی بدون اجل می میریم؛ آن زمان که به واسطه نبودن امکانات آموزشی فرزندانمان از قافله علم عقب می افتند؛ آن زمان که جوانانمان به واسطه بیکاری دچار بحران روحی شده و گرفتار ناهنجاریهای فردی و اجتماعی میشوند،آن هنگام که تحقیر، روحمان را آزرده و در پی آرزوهای خویش راه غیر را می رویم؛ آن زمان که رویاهای خویش را بر صفحه جادویی تلویزیونهای خارجی جستجو و به فرهنگ و فرهی خویش پشت میکنیم؛ گناه همه اینها به گردن همان مسئولان است که ذکر شد.
,,
مسئولانی که هر وقت میل کردند گردشی در استان میکنند و باکاروان محافظان و مستحفظان در اسکورت اتومبیل های آژیرکش پلیس راه در جادههای یک طرفه می رانند و بدون دلهره و بیم از دیدن مناظر لذت می برند و در استراحت گاه های موقت و مقام و منصب همیشگی از پذیرش مردم معذور تا مجبور به جواب گویی نباشند. آری ما قربانی این گونه مسئولان هستیم.
,یادداشت: ناصر کانی سانانی از مریوان
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه