ورود فعالانه ایران به عرصه دیپلماسی جهانی و عریان شدن سیاست تقابلی عربستان سعودی

ورود فعالانه ایران به عرصه دیپلماسی جهانی و عریان شدن سیاست تقابلی عربستان سعودی
از نگاه دولتمردان سعودی قدرت منطقه‌ای و عمق استراتژیک ایران در سال‌های اخیر باوجود گستردگی تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی و جنگ نفتی نه‌تنها کاهش نیافته بلکه در مقاطعی نیز ایران توانسته بیش از عربستان بر تحولات منطقه‌ای به‌خصوص در جنگ با داعش اثرگذاری مثبت‌تری را داشته باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جویباران، بررسی تاریخی روابط ایران و عربستان در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مبین وجود تعارضات و رقابت‌های ژئوپلیتیکی و منطقه‌ای بوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و تئوریزه شدن گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام سیاسی شیعی به رهبری امام خمینی (ره) و در ادامه با سیادت و بینش هوشمندانه مقام معظم رهبری شاهد بروز سطح دیگر تعارض هستیم. بدین معنا که در کنار رقابت‌های منطقه‌ای دو کشور مسائل ایدئولوژیک و رقابت در این عرصه که به معنای رهبری و سیادت جهان اسلام معنا می‌شود؛ سبب افزایش تنش‌های موجود میان دو کشور شده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, جویباران,

با وجود تلاش‌های گسترده‌ای که نظام جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته در جهت تنش‌زدایی با سران آل سعود داشته است اما حوادث متعددی که در این سال‌ها رخ‌داده مانع از آن شده تا روابط دو کشور به سطح عادی بازگردد. طی سالیان گذشته حوادث متعددی سبب کاهش محسوس روابط دیپلماتیک ایران و عربستان گردیده است. حوادثی نظیر کشتار وحشیانه حجاج ایرانی در سال 1366 در اوایل انقلاب تا حادثه تلخ منا در سال 1394 و گسترش تروریسم افراطی در منطقه و ایجاد جنگ فرقه‌ای توسط سران آل سعود در کشورهای منطقه و همراهی این کشور با غرب در ایجاد جنگ نفتی به‌منظور کاهش توان اقتصادی ایران و سیادت جبهه عربی تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران و ... همگی مبین عمیق بودن تعارضات دو کشور است.

در هفته‌های اخیر نیز اعدام شیخ نمر رهبر شیعیان عربستان و حمله به سفارت و کنسولگری عربستان سعودی در ایران سبب شعله‌ور شدن تعارض دو کشور و قطع روابط دیپلماتیک از جانب عربستان سعودی گردید. اگرچه عربستان سعودی با جنایت ضد حقوق بشری و دینی خود در اعدام شیخ نمر می‌توانست در موضع انفعالی و ضعف قرار گیرد اما متأسفانه اقدام احساسی برخی، در حمله به سفارت و کنسول گری عربستان سبب مدعی شدن و قرار گرفتن عربستان در موضع فعال گردید. به‌طوری‌که با همراه شدن برخی از کشورهای ذره‌بینی نظیر سودان، جیبوتی!، بحرین، امارات، اردن و ... با این کشور در کاهش و یا قطع روابط دیپلماتیک با ایران سبب راه افتادن جنگ روانی علیه کشور ما گردید. به‌طوری‌که این مسئله سبب بروز جنگ توئیتری میان وزرای خارجه ایران و امارات متحده عربی نیز گردید. در همین راستا و در جهت تکمیل فرایند فشار علیه جمهوری اسلامی ایران مقامات ورزشی این کشور با تأکید بر وجود ناامنی در ایران با نامه‌نگاری به ای اف سی و فیفا با برگزاری هرگونه بازی در ایران مخالفت نمودند.

نکته مهم دیگری که باید بدان اشاره کرد آن است که در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵، این کشور به ریاست سی‌امین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو درآمد که سابقه طویلی از خشونت علیه زنان، شکنجه و اعدام مخالف، اعمال فشار بر اقلیت‌های مذهبی و حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه‌های تروریستی چون داعش و القاعده را در کارنامه خود دارد. این در حالی است که ریاست دوره‌ای شورای حقوق بشر در برهه‌ای به عربستان واگذار شد که آل سعود هم در عرصه داخلی و هم در عرصه بین‌المللی طلایه‌دار نقض حقوق بشر بود. در عرصه داخلی می‌توان به نمونه‌هایی چون تأیید حکم علی‌محمد النمر، برادرزاده شیخ النمر به جرم سنگ‌پرانی به خودرو نیروهای امنیتی یا بازداشت علاء برنجی، روزنامه‌نگار و وبلاگ نویس عربستانی اشاره کرد. در عرصه جهانی نیز جنگنده‌های آل سعود مناطق مسکونی در یمن را با خاک یکسان کرده‌اند وزنان و کودکان بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند. هم‌زمان نیز با حمایت مالی، لجستیکی و تسلیحاتی از گروه‌های تکفیری تروریستی چون داعش ثبات و امنیت کل منطقه را بر هم زده‌اند.

با علم به وجود تعارض و رقابت‌های ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک میان ایران و عربستان سعودی آنچه در چند سال اخیر سبب تهاجمی‌تر شدن سیاست خارجی و عریان شدن تعارض عربستان در قبال ایران گردیده در کنار تغییرات ساختاری در حاکمیت این کشور، تحولات منطقه‌ای و عدم حصول به اهداف خود به‌خصوص در کشورهای سوریه، یمن و عراق و قرار گرفتن در موضع ضعف، آنچه بیش از همه می‌تواند زمینه‌ساز این تقابل آشکار باشد حل مسئله هسته‌ای میان ایران و غرب است. بدین معنا که باوجود از بین رفتن و خنثی شدن پروژه ایران هراسی که توسط غرب و برخی از کشورهای مرتجع عرب و رژیم صهیونیستی مدیریت و اجرایی می‌گردید، حل مسائل هسته‌ای و نزدیک شدن به مراحل اجرایی برجام می‌باشد.

به‌طوری‌که عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی در زمان برگزاری مذاکرات هسته‌ای میان ایران و غرب در دو سال گذشته تلاش‌های گسترده‌ای در جهت برهم زدن مذاکرات انجام دادند.
از نگاه سران آل سعود حل شدن مسئله هسته‌ای ایران و غرب ضمن آنکه سبب شکسته شدن ساختار تحریم‌های ظالمانه علیه ایران می‌گردد، می‌تواند زمینه‌ساز گشایش اقتصادی در ایران گردد و این گشایش اقتصادی ضمن آنکه باعث رونق و تقویت زیرساخت‌های ایران می‌گردد می‌تواند در جهت حمایت بیشتر ایران از هم‌پیمانان منطقه‌ای و به‌خصوص محور مقاومت مورداستفاده قرار گیرد و این مسئله به معنای گستردگی بیش از بیش نفوذ و قدرت منطقه‌ای ایران در منطقه خاورمیانه می‌باشد.

از طرف دیگر مهم‌ترین مسئله‌ای که باید بدان اشاره کرد تلاش‌های گسترده‌ای است که از جانب غرب، رژیم صهیونیستی و عربستان صورت پذیرفته تا جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای در موضع انفعال و ضعف قرارگرفته و منزوی گردد، لذا در این عرصه با استفاده از حربه ایران هراسی در طی سالیان گذشته ایران را به‌عنوان کشور بی‌ثبات کننده منطقه، عامل ایجاد جنگ‌های فرقه‌ای و گسترش تروریسم افراطی و همچنین تلاش برای ساخت بمب اتم متهم ساخته‌اند.

از نگاه دولتمردان سعودی قدرت منطقه‌ای و عمق استراتژیک ایران در سال‌های اخیر با وجود گستردگی تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی و جنگ نفتی نه‌تنها کاهش نیافته بلکه در مقاطعی نیز ایران توانسته بیش از عربستان بر تحولات منطقه‌ای به‌خصوص در جنگ با داعش اثرگذاری مثبت‌تری را داشته باشد. لذا ترس مقامات سعودی در از بین رفتن اجماع بین‌المللی در فشار و تحریم علیه نظام جمهوری اسلامی با نزدیک شدن به مراحل اجرایی توافق برجام می‌تواند به‌عنوان یکی از دلایل سیاست تهاجمی عربستان تبیین گردد. مسئله‌ای که می‌تواند ضمن حضور پرقدرت و مؤثر ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی با کاهش فشارها و تبلیغات کاذب، زمینه‌ساز گسترش قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در منطقه گردد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
 
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه